اینکه وقتی سر سفره عقد نشستی و میگی با اجازه بزرگترها ...بله ، آیا یک حقیقت است ؟ آیا واقعا از آنها اجازه داری؟ آیا به مشورتشان گوش دادی ؟ یا زندگی را با جمله ای که میتواند واقعیت نداشته باشد شروع کردی؟
تا حالا براتون پیش امده که شخصی به شما حرفی بزند ، نصیحتی بکند یا پیشنهادی بدهد و در آن مقطع زمانی با تحلیل خودتان کاملا مخالف آن نظر بودید ولی با گذشت زمان به آن حرف رسیدید؟ حتما پیش آمده ، تجربه بزرگتر ها یی که دوستمان دارند و سرنوشت ما به ایشان گره خورده و با غم ما غمگین و با شادی ما خوشحال میشوند، قطعا میتواند به ما کمک کند.
همه چیز تکنولوژی نیست که بگوییم پدر و مادر ما از آن کم اطلاع هستند ، قسمتهایی از روابط انسانی هست که حتی در طول تاریخ تغییری نکرده و نخواهد کرد.
اگر روزی در آستانه انتخابی برای زندگی قرار گرفتید به این فکر کنید که علاوه بر این که خود شما صاحب عناوینی مانند عروس یا داماد میشوید ، در حال ایجاد یک رابطه و عنوان جدید برای خانواده پدری و مادری خود هم هستید. صرفا شما در ارتباط با شخص مقابلتان قرار نمیگیرید ، پدر و مادر و خواهر و برادر شما هم وارد این رابطه خواهند شد ، آنها هم حق نظر دارند ، ازدواج، ارتباط محض و صرف 2 انسان نیست ، پیوند 2 خانواده است .قصد این را ندارم که بگویم اگر آنها مخالفتی کردند ، شما بلافاصله از شخص مورد نظرتان بگذرید ، میگویم حداقل به حرفها گوش کنید و روی آن فکر کنید ، حداقل مهلت بیشتری به خودتان و انتخابتان بدهید . زمان بهترین راه برای دست یافتن به حقیقت است !
من قطعا برای حضور کسی که بهش علاقمندم حرف خودم ارجحیت خواهد داشت و مشورتی در کار نخواهد بود!
اما خب بقیه ی موارد رو سپردم به نظر خونواده
وقتی علاقه ای نباشه ترجیحم به مشورته ....
توصیه میکنم در هر زمینه ای مشورت کنید و حرفهایی را که میزنند ، جدی بگیرید ، در زندگی و روابط نقاطی وجود دارد که فقط تجربه آنها را میبیند ، حتی فکر خوب یا باهوش بودن نیز از دیدن آنها عاجز است.
حرفاتون مورد قبوله ...
یا راهنمایی میکنن که به این دلیل و به آن دلیل ختم به ازدواج نشه خوبه و من هم مطیع!
البته تو این موارد
مشورت تو هر کاری و( نه فقط بله گفتن) انجام بشه خوبه ... من خودم بدون مشورت کاری نمیکنم اما گاهی هم شده مشورت کردم و متاسفانه کار خودم رو کردم و ضرر هم دیدم ....
برای ازدواج من خونواده تصمیم میگیرند تا خود من!مخصوصا اگه آقای داماد ناشناخته باشن ....
به همه چی دقت میکنن و بمن نمیمونه نظر بدم
در این نوشته منظورم اطاعت محض نیست ، اصولا اعتقاد دارم هر کس نظر و رای خودش را داشته باشه خوبه ولی بی توجه به نظر بزرگترها و فکر نکردن به حرفاشون و ندادن زمان مناسب به یک ارتباط هم خطای بزرگی خواهد بود.
دقیقا ازدواج پیوند دوتا خانواده ست






چقدر خوبه که عاقلانه و با منطق به ازدواج نگاه کنیم
نگاه صرفا احساسی به ازدواج عواقب خوبی در پی ندارد
هرچند شخصا فکر میکنم اگه زیادی منطقی و عاقل هم باشیم احتمالاً اصلا تن به ازدواج نخواهیم داد
خودتون آقای دکتر شوهر جان را زیر سرتون گذاشتین و به دیگران پیشنهاد میدی تن به ازدواج ندن؟