خواستم به یکی از همنشین های محترم پیامی بدم ولی نگران بودم از اینکه بدونه من این پیام را دادم خجالت بکشه یا حسِ خوبی نداشته باشه ، سوالی در زمینه کامپیوتر داشت که خیلی ساده بود و در وبلاگش نوشته بود ، برای اولین بار با یه اسم دیگه و بدون لینک وبلاگ بلاگر اینکار را کردم !
پیام را بصورت خصوصی براش ارسال کردم ، 2 ساعت بعد دیدم به من ! پیام داد و جواب پیام من را نوشت ، جوابش این بود:
ممنون کمک بزرگی بود خودم هم نمیدونستم چطور باید انجامش بدم لطف کردید حالا چرا با یه اسم دیگه پیام دادید؟؟؟
حالا یه بار من آمدم آندر کاور یه کاری بکنما ! همنشین محترم ، با شّم کاراگاهی از آب در آمده بودند!
در جواب نوشتم : از کجا متوجه شدی منم؟
نوشت :
آخه کی وقتی میخواد آموزش کامپیوتر بده کنارش یه نصیحت هم میکنه ؟؟؟ کی بجای این مینویسه (لبخند) ؟؟؟
دیدم راست میگه و نکته ای که گرفتم این بود که علاوه بر محتوا ، حتی طرز نوشتن ما یجورایی امضای ما هم هست !
از اینجا بهش پیام میدم هر ناشناسی بهم پیام بده و بجای 1 علامت سوال 3 تا بذاره ، متوجه میشم که کیه ! (لبخند)
مثل امضای آشپزیتون، که اکثر هویجِ :)
منم یکبار همین ضدحال رو خوردم، چون لبخندامو با نقل قول و کمانک نشون میدم و اکثرا علامت های نگارشیو رعایت می کنم!
امشب هویج نداشتم ، وگرنه میذاشتم !
پس خوب متوجه شدید چی میگم !
ممنون از نظر و همراهیتون
چه ضدحال شیرینی
دقیقا !
الان خوشحال هستید؟ (لبخند)
مریم ب مینا میگ این کامپیوتر من روشن نمیشه

چقد بی مزه بود 

ولی بخند 

مینا میگ خب این پیریزهههههه بزززززن ب برق
مریم میگ وااااااااایییییی مییینااااا تو مغز کامپیوتری
یاد این افتادم
یعنی اینقدر که دخترا به هم اعتماد به نفس میدن فکر نکنم پسرها اینجور باشن !
واقعا هم از این کارا میکنن ،دخترن دیگه ! (لبخند)