صبح که بلند شدم یه چیزی دیدم که خیلی منو به فکر برد ، چند دقیقه پیش خودم میگفتم اودافظ همنشین های خوب ، اودافظ زندگی، اودافظ بلاگر !
هر چی خواستم با کلمات توضیح بدم نشد ، یه فیلم کوتاه از ماجرای امروز براتون دارم ، امیدوارم زیاد متاسف نشید ، ولی یه خبر خوب هم توش هست!
حس خوبی داشت ویدئویی که گرفتین
سپاس از شما
بهراد بنظرم با من نگرد بیدجور کیلام هیمنیشین دیر تو ایثر کرده








.
البته همون اول ک دستو دیدم فهمیدم اثر زرچوبستاااااا
ولی بازم ی جوووری از ته دل خوشحال شودم ک نگووو گفتم اخخخخخییییششش
از اون ادمایی هستی ک خندت مسریه میدونستی؟
من با خودم هم نمیگردم !
نه ، ولی خوشحالم باعث لبخند دیگران میشم !
واقعا نمیدونستم بخاطر دل نازکی اینجوری حرف میزنن...
قبول دارم زیادی اشکمون دم مشکه
ولی بنظرم خانما خیلی قشنگتر میتونن لطافت و ظرافت روحشون رو به مردشون نشون بدن ، خدا از این بابت زیاد توانایی داده به خانما
همینطوره ، اونایی که نشون نمیدن و رفتارهای مردونه دارن ، از طبیعت خودشون دور میشن و جذابیتشون را از دست میدن.
چرا نفهمیدم چی گفتین؟؟؟
یعنی دخترا چون دل نازکن اینجوری حرف میزنن؟؟
نیستن؟
همین الان میتونم چیزی بهتون بگم که سریع اشکتون دریا بشه ، شما ده برابر بدترش را به من بگین من آخرش میخندم !
اگه از این کلمات استفاده نمیکنید ، توصیه میکنم اینکارو بکنید ،نشانه لطافت و ظرافتِ روحِ، مردتون خوشش میاد !
اصلا فکرشو نمیکردم شمام از این کلمه ها استفاده کنین ...
اودافظ؟؟؟!!!
به مردا نمیاد اینجوری حرف بزنن ، باز دخترا کمی کمی قابل تحملترن...
منتظر غذای خوشمزتون هستم
وقتی آدم حس میکنه رفتنیه ، دیگه هیچی براش مهم نیست، نازک دل هم میشه کمی ! (لبخند)