بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی
بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی

تبعیضِ خانوادگی !

هر چقدر هم بگیم که پدر و مادر بین بچه ها فرق نمیذارند ، حس میکنم همیشه یه کوچولو هم شده یه فرق هایی قائل میشن و برای اون فرزند خصوصا اگه حساس هم باشه بسیار ناراحت کنندست ، ممکنه از سمت مادر یا پدر و یا هر دو، دلایل متفاوتی هم داره ، بیشترش ممکنه جنسیتی باشه ، ولی حتی در میان دو جنس یکسان هم باز تبعیض دیده میشه ، میتونه بزرگترین فرزند یا کوچکترین بودن آنها باشه ، اون وسطیها بعضی وقتا مورد تبعیض قرار میگیرند !گاهی بخاطر اینه که طرز تفکر یکی از فرزندان به پدر یا مادر نزدیک نیست ، حتی اینکه در خدمتشون بودن هم کمکی نمیکنه تا تبعیض کم بشه ، دیدم فرزندانی که بسیار به والدین توجه میکنند و براشون وقت میذارن ولی آنها بیشتر به فرزندِ دیگه ای که اتفاقا نسبت بهشون بی تفاوت هست، توجه نشون میدن !

از دیدِ من این میتونه بعلتِ شخصیت متفاوت و گوناگون انسانها باشه ، شاید هم هیچوقت نشه درک کرد چرا این اتفاق میفته و چه چیزی در آن فرزند هست که بیشتر یا کمتر مورد توجه قرار میگیره ، البته از خودشون که بپرسید ، میدونید که چی جواب میدن؟!

نظرات 4 + ارسال نظر
نسیم دوشنبه 6 اردیبهشت 1400 ساعت 01:38 http://nssmafar.blogfa.com/

درس و مشق خواهرم بهتر از منه بچه اولی و برادر کوچکمان بود بواسطه ازدواج مورد تاییدش هم تمام عمر فکر میکردم والدینم مخصوصا پدرم او را دوستتر دارند
بعد از عمری لابلای درد و دلهایش فهمیدم او هم همین حس را نسبت به من دارد
بدی قصه آنجا بود که من فقط حس کرده بودم او علاوه برآن دلیل می آورد و من جوابی نداشتم

این حس بد را به هر دوی شما کسایی داده بودند که نمیبایست میدادند !
در هر صورت والدین میبایست خیلی مواظب باشند ، گاهی فقط یک کلمه یا رفتار این حسِ بد را منتقل میکند !
سپاس از همراهی شما

نازگل دوشنبه 6 اردیبهشت 1400 ساعت 01:36 http://nazgol8081.blogfa.com

من فرزند وسطم
اره شما راس میگی همیشه یه تبعیضی هست
من بیشتر سختی هایی که میکشم از دختر بودنمه
همه میخواستند من پسر باشم
حتی اسمم واسم گذاشته بودند
محمد طاها
وقتی فهمیدند دخترم همه ناراحت شدند ولی دیگه نمیشد کاریش کرد
الانم میبینم مامانم بیشتر با خواهرمه
خیلی واسه خانوادم وقت میزارم
خیلی عاشقشونم
ولی اونا اینطوری نیستند
البته درک میکنم
حداقلش مامانم چهل سال ازم بزرگتره یا سی و خورده ای سال
دیشب کلی واسه مامانم حرف زدم
گفتم از جامعه و....
ولی اون اخرش یه چیزی گفت که...
همیشه میگم این نیز بگذرد
چون میگذره دلیلی هم نداره غصه گذشته رو بخورم
اونقدر تلاش میکنم تا اخرش به هدفم برسم
من اگر روزی مادر شدم
هیچ وقت واسه بچه هام تبعیض قائل نمیشم
چون میدونم چه دردی داره

سپاس از انتقال تجربتون و متاسفم

توسن دوشنبه 6 اردیبهشت 1400 ساعت 00:47

فرزند اول بودن واقعا سخته مخصوصا تو خونواده ای ک پسر نیست .
مثلا خود من انقد ک زیر ذره بینم هیچ کدوم از اونا نیستن
محبت و احترام هع کلمه جالبیه اما من از بچگی بابام ک نصف ماه خونه نبود مامانمم همش سر کار بود کلا خودم بودم و خودم از اونجایی ک اختلاف سنیمونم زیاده کلا تنهابودم الانم ک اوضاع وحشتناک هم درس و دانشگاه هم کمک مامان هم چون میخام مستقل از بقیه باشم کار هم چون بچه اولم کلی باید ب خاهرام کمک کنم میدونی خیلی سخته بارون جان و بهراد

اگر کمکی از دست من برمیاد بگو که بهت بگم نمیتونم ! (لبخند)

بارون یکشنبه 5 اردیبهشت 1400 ساعت 18:15

عموما فرزند اول همیشه مورد احترامه و بسیااااااار عزیز( تا جایی که من دیدم این احترام و عزیز بودن حقشونهچون خیلی خیلی خوبن و این از چشم پدر و مادر دور نمی مونه)
ته تغاری ها هم چه بخوان چه نخوان لوس تشریف دارن ولی به شدت برای همه عزیز..
وسطی ها در نقطه تعادل به سر میبرند هم عزیز و دوست داشتنی و هم مورد احترام..
راستش من فکر میکنم پدر و مادر همون طور که همیشه خودشون میگن همه ی بچه ها رو درست به یه اندازه دوست دارن ولی شکل دوست داشتن و ابراز اون نسبت به هر بچه متفاوته..

و همون خط آخر میشه تبعیض !
ممنون از نظرِ شما

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد