حسِ خوبی دارم که بی تعارف هستم و برای افطاری و شام و غذاهایی که درست میکنم ، نمیگم بفرمایید ، مطمئن باشید اگه یه روزی بلاگر بگه بفرمایید ، واقعی و از قبل جاشو مشخص میکنم و ساعت و آدرس میدم و هر چند نفر از همنشین های محترم مجازی بتونند خودشونو به اونجا برسونند ، از غذاهای بلاگر خواهند خورد. شاید یه روزی صد تا ساندویچ آماده کنم مثلا بگم بیایید پارک چیتگر یا یه جایی تو جاده چالوس، یه تعارفِ واقعی و اون موقع میتونم بگم بفرمایید !
تا 2 ساعت دیگه سینی مخصوصِ افطاری و شام یکشنبه شب ، 5 اردی بهشت ، بهشت ، بهشت دو صفر ، بدونِ بفرمایید!
این خصلت تعارف نکردن شما همنشین گرامی ، روی منم اثر کرده منظورم به خوراکی نیست ! خیلی راحت تر از قبل و بدون رودربایستی به دوست و فامیل .. دارم نه میگم و تعارفات رو کنار گذاشتم در مقابلِ کاری که میخوان و درحالت عادی از وقت خودم میزدم یا اولویت خودم رو مجبور بودم کنار بزارم .
نه گفتن هم مهارت میخواد ، و اینکه بجا ازش استفاده کنید.
سپاس از نظرتون