-
وضعیت ارادتون چطوره؟ !
پنجشنبه 17 مهر 1399 15:07
میتونی وقتی منتظر یه پیام هستی که احتمال میدی زیاد خوشایند نباشه ، اونو نخوانی؟ هر وقت تونستی بدون خواندن یک پیام با مضمون حسی که احتمال میدی خبر خوبی توش نباشه اونو پاکش کنی ، به خودت مسلط هستی و اراده قوی داری ! اگر مثبت باشه و پاکش کرده باشی بهت قول میدم بازم ادامه داره و مجددا بهت یه پیام دیگه میده ، فقط در صورتی...
-
فقط 5 دقیقه برای احترام به زندگی ؟ !
پنجشنبه 17 مهر 1399 14:27
از دید شما وقتی میرین پیش بعضی پزشکان و نه فشارتون را میگیره و نه صدای قلبُ میشنوه و نبضتون را هم نمیگیره و حتی تاریخچه ای از شما یا مشکلاتی که از قبل داشتید نمیپرسه و مجال نمیده که حتی دردتون را درست بگید و فقط با عجله برای شما 5 دقیقه هم وقت نمیذاره ، میتونه تشخیص درستی بده؟ به زندگی شما تا چه حد ارزش و احترام...
-
عادت بد !
پنجشنبه 17 مهر 1399 11:50
به یکی عادت کردی که همش تنهات میذاره؟ به بودن با او عادت نکردی ، به نبودنش عادت کردی ! اسمش اینه که هست ، دلتو خوش میکنه؟ گاهی وقتا که عقلت بهت هشدار میده که داری چکار میکنی ، این که بودنش اصلا تو زندگیت معلوم نیست ، احساست از رو ناچاری یه جوری منطق را توجیه میکنه. حالا یکم بشین فکر کن ، واقعا هست؟ اصلا واقعی هست؟ یا...
-
لوده !
چهارشنبه 16 مهر 1399 13:38
کسی که زیاده از حد میخندد و شوخی میکند و نمیتواند آن را در جا و زمان مناسب بکار ببرد از دید من میخواهد کمبود اثر گذاری شخصیت خود را با رفتارهای طنز گونه افراطی جبران کند. حتما در بعضی میهمانیها دیدید که صدای خنده شخصی بیش از همه بگوش میرسد و حتی کار به جایی میرسد که فقط خودش به تنهایی در حال خنده است و دیگران دیگر...
-
غافلگیر نشیم !
چهارشنبه 16 مهر 1399 12:29
انسانها هیچوقت بصورت واضح و شفاف نمیتونن چیزی را که در درون ذهن دیگری میگذره را بخوانن و ازش آگاه باشن ، ولی میتونن خودشون را برای شرایط متفاوت آماده کنن. وقتی نمیدونی توی ذهن اون نسبت به خودت چی میگذره و تشخیص نمیدی که چه باید بکنی ، خودتونو برای بدترین شرایط آماده کنید نه برای بهترین ! این به این معنی نیست که از...
-
فقط یک فرصت !
سهشنبه 15 مهر 1399 21:22
روزگار، عمری یه بار برامون یه فرصت هدیه میاره ، گاهی بخودمون میگیم ،مگه میشه ؟ به همین راحتی؟ این نمیشه واقعی باشه و بهش چنگ نمیزنیم ، حسرت اون فرصت همیشه مثل سایه رو زندگیمون میمونه ، حتی تا لحظه آخر ... دانلود یه آهنگ (با ترانه ، آهنگ ، تنظیم و صدای خوب)
-
رشد متناسب !
سهشنبه 15 مهر 1399 13:01
تصور کنید یه نفر همان لباس بچگیشو بپوشه و در نیاره ، در مرور زمان که خودش بزرگ میشه اون لباسهای تنش پاره میشن و از ریخت میفتن ! ما در حقیقت فقط جسممون نیستیم ، به عقیده من لباس اصلی تن هر انسان ذهن و فکر اونه ، اگر به نسبت رشد جسممون افکار ما هم کامل نشه یه روز با ذهنی از هم گسیخته و نامتعادل روبرو میشیم. توصیه میکنم...
-
ملاقات اولی ها !
سهشنبه 15 مهر 1399 10:58
از دید من وقتی اولین باره کسی را میبینید و با او آشنا میشید ، میشه با یه سلام شروع کرد ، از اینکه حال طرف مقابل را بپرسم زیاد خوشم نمیاد ، وقتی باهاتون قرار گذاشته قطعا حالش خوبه ! از ابراز عقیده راجب ظاهرش هم دست بردارید ، او خیلی بهتر از دیگران نکات مثبت و منفی خودش را میدونه ! به لباس و نحوه پوشش هم کاری نداشته...
-
وجدانتون بیداره؟
دوشنبه 14 مهر 1399 19:51
آخرین باری که در حق کسی بدی کردی و وجدانتون عذابتون داد و حقیقت را بهش گفتی و ازش معذرت خواستی کی بود؟ اگه خیلی وقته گذشته ، بد نیست بدونید شاید وجدانتون خوابیده ، وقتشه بیدارش کنید ، آدم نداریم خیلی وقت بگذره و خطا نکنه !
-
تفاوت سبک !
دوشنبه 14 مهر 1399 15:18
چند وقت پیش از خیابونی رد میشدم ( شهری که سفر کرده بودم) یه تابلوی جالب دیدم ، تابلوی یه پزشک با چراغهای ریز چشمک زن ، روش نوشته بود خانم دکتر ... پزشک عمومی ، اول تعجب کردم ولی بعدش پیش خودم تصور کردم با اینکه معمول نیست ولی حتما دوست داشته ، سلیقه او بوده و تعجب من هم بخاطر تفاوت سلیقه است نه بخاطر مشکل دار بودن اون...
-
بین ما ؟
دوشنبه 14 مهر 1399 12:02
گاهی پیش میاد که آدمها بر مبنای حس درونی خودشون نسبت به کسی احساس علاقه میکنند و آنچه در درونشون میگذره را به طرف مقابل تعمیم میدن. بعد از مدتی این حس قوی تر شده و به آن سمت میره که بین من و او ( ما ) کشش خاصی وجود داره ! توصیه میکنم زیاد در این وضعیت باقی نمونید و اگر اعتماد به نفسش را دارید خیلی واضح و روشن با او...
-
دیوارهای تنهایی !
یکشنبه 13 مهر 1399 10:43
یه جورایی آدمها خودشون هستند که خودشون را اسیر میکنن ! بعضی وقتا با دیوارهایی که دور خودشون میکشن ، بعضی وقتا با دیوارهایی که دور دیگران میکشند !
-
آشپزی مردانه : قزل آلای سوخاری با سبزیجات
شنبه 12 مهر 1399 23:42
ماهی سوخاری قزل آلا : ماهی تکه شده و بدون استخوان قزل الا را ابتدا به زرده تخم مرغ زده و سپس روی آن را با آرد سوخاری میپوشانیم (آردسوخاری به اندازه کافی ادویه و نمک دارد ، لطفا اضافه نکنید) آن را در روغنی که داغ شده برشته میکنیم ، گل گلم را بهمراه هویج و چند فلفل (معمولی) تفت میدهیم. میشه برای تزئین یه تیکه فلفل دلمه...
-
دوست داشتنت را دوست دارد؟ !
شنبه 12 مهر 1399 14:19
تا حالا از خودِ او پرسیدی : دوست داری ، چگونه و چطور دوستت داشته باشم؟ یا این سوال : دوست داشتن من را دوست داری؟ *** از دید من دوست داشتن نباید سلیقه ما باشد ، باید بنحوی باشد که او میطلبد و میخواهد و برعکس ، ما هم دوست داریم جوری ما را بخواهند که از آن لذت ببریم . مثل هدیه ای است که به دیگری میدهیم ، اگر از خواست و...
-
پشیمانی بعد ازدواج !
شنبه 12 مهر 1399 11:22
گاهی کسانی که ازدواج کردند پشیمان میشوند ، دلایل مختلفی ممکن است داشته باشد ولی هدف از این نوشته پرداختن به مواردی است که حس میکنن میتونستند مورد بهتری برای خود پیدا کنند یا شخصی را میبینند که حس میکنند از خودشان پایین تر است ولی با شخصی ازدواج کرده که از همسر فعلی خودشان بهتر دیده میشود (در ظاهر یا امکانات) به این...
-
مرد مظلوم !
جمعه 11 مهر 1399 12:09
چیز جالبی که از دید من در خانمها وجود داره اینه که حاضر هستند مرد زندگیشون ظالم باشه ولی مظلوم نباشه ! تا این حد از ضعیف بودن مرد گریزان هستند.
-
رقیب !
جمعه 11 مهر 1399 01:10
به چیزی تحت عنوان رقیب اعتقاد ندارم ، به کم گذاشتن و بی توجهی به خواست طرف مقابل اعتقاد دارم که از دید من عامل خلق وظهور رقیبه !
-
لذتِ کبود!
پنجشنبه 10 مهر 1399 23:21
وقتی مستقیم و راحت به کسی تجربه ای را منتقل میکنم و میگم فلان کار را نکن و اگر مثلا این کارو بکنی به مشکل برمیخوری و وقتی او به حرفم گوش نمیده ، هر چقدر هم بهم نزدیک باشه و دوست نداشته باشم سختیش را ببینم ، ولی وقتی به حرف من توجه نمیکنه و نتیجه خوبی نمیگیره و میاد پیشم و مثلا میگه من فلان کارو کردم و دیدم حرف شما...
-
داستان کوتاه : ماه و زهره
پنجشنبه 10 مهر 1399 11:45
زهره به ماه گفت منم دوسِت دارم ، ماه بالاخره شنید ، حس خوبی داشت یخورده دیگه خودشو روشن تر کرد و بخودش گفت ، بالاخره گفتش ! سالها ماه که بدور زمین میچرخید گاهی که به سمت زهره میرسید و اونو میدید قلبش تند تند میزد ، میگفت میشه یه روزی زهره مال من باشه؟ تا اینکه یه بار توی اون چرخش ها وقتی درست روبروش بود ، همه شجاعتشو...
-
بچگیا !
چهارشنبه 9 مهر 1399 18:23
کاش میشد برگشت ، به روزای بی مسئولیت کاش میشد هنوز بین خوب و بد نمیتونستیم فرق بذاریم کاش هنوز جوری بود هر کی هر چی میگفت باورمون میشد کاش هنوز برای رد شدن از خیابون دستی بود که میگرفتیم کاش با یه قصه خوابمون میبرد کاش صبح زودی بود که بزور بیدار میشدیم تا به مدرسه برسیم کاش هنوز بزرگترا بودن کنارمون و نصیحتمون میکردن...
-
این دلِ همیشه تنگ !
چهارشنبه 9 مهر 1399 11:10
وقتی نیست دلتنگی ، وقتی هم پیشته ، از لحظه اومدنش همش به این فکر میکنی ، اون که رفت باز قراره دلتنگش بشی ! باشه یا نباشه دلت تنگه براش !
-
یکسان نگری !
چهارشنبه 9 مهر 1399 10:54
انسانها موجودات زیاده خواه و تمامیت خواهی هستند و یک خصیصه دارند که کم و بیش در وجود همه ما هست ! آن چیزی که بخودت رواست به نفر مقابل روا نیست !!! با بحث های اجتماعی و بُروز و ظهور این مسئله در جامعه کاری ندارم که بحث مفصلی خواهد شد ، در میان یک زوج زیاد دیدم که مرد یا زنی کاری میکند و وقتی خودش آن کار را انجام میدهد...
-
ماهِ من !
سهشنبه 8 مهر 1399 11:02
حدود 50 ماه در درون کرهِ زمین جا میشود ، با تمام کوچکی این قمر ، اثر گذاری آن بر روی زمین قابل انکار نیست . از دید من به هر نحوی با کسی ارتباط دارید ،نمیتوان منکر این شد که رفتار هر دوی شما بر روی هم اثر گذار خواهد بود ، به اینکه کسی در چه موقعیتی است و چه توانایی های دارد هم ارتباطی ندارد ، ممکن است این اثر گذاری کم...
-
دلیل !
سهشنبه 8 مهر 1399 10:11
وقتی میبینید اتفاق جدید و عجیبی افتاده بهتره بدنبال دلیل آن باشید ، چه برای خودتان و چه برای دیگران ! از دید من بدون به نتیجه رسیدن اینکه چرا این اتفاق افتاده هیچ مسئله ای را همینطوری رها نکنید . حتی رسیدن به اینکه در دیگران چرا فلان اتفاق افتاد و رسیدن به علت آن ، میتواند تجربه ای برای خودتان باشد و روزی خود شما هم...
-
دلتنگ زمستون !
دوشنبه 7 مهر 1399 10:11
هوا که گرم میشه و حدودا از خرداد تا مهر ، دلم برای سرما و زمستون تنگ میشه ، زمستون که میاد از بهمن و اسفند دلم برای تابستون و گرما تنگ میشه ، اینجا هم دنبال تعادلم ، در دلتنگی ! الان دلم از اون برفای آنچنانی و جاده هایی که هر دو طرفشو برف گرفته میخواد که وقتی میری پیاده روی و برمیگردی عقبتو نگاه میکنی ، فقط دو جفت رد...
-
بهانه شادی !
دوشنبه 7 مهر 1399 01:07
برای غصه دنبال بهانه نگردید ، تا دلتون بخواد هست ! بگردید دنبال بهانه برای شادی ، مثل همین که الان دارین با دقت این مطلب را میخوانین که نکته اخلاقیشو کشف کنید ، نکتش اینه این موقع شب بیکارید دنبال نکته اخلاقی میگردید؟ برین بخوابین ! ( لبخند)
-
عشقِ حل نشده !
یکشنبه 6 مهر 1399 13:56
لیوان را وقتی از شیرینی شکر اشباع کنید ، هر چقدر شکر اضافه هم در آن بریزید دیگر حل نمیشود و با اینکه شیرینِ ، چون زیاده از حد ریختین ، طعم خوبی هم نداره و دل آدم را میزنه ! محبت و عشق هم مثل هر چیزی توی زندگی به تعادل و نگه داشتن اندازه نیاز داره ، نشون دادن علاقه خیلی چیز خوبیه ولی وقتی از اندازه و حد بگذره قابل...
-
پسورد گذاشتن روی فولدر در کامپیوتر با برنامه WinRar
یکشنبه 6 مهر 1399 12:59
تعدادی عکس یا مطلب بر روی لپ تاپ یا کامپیوتر شخصی خود دارید و علاوه بر شما کسان دیگری هم به این کامپیوتر دسترسی دارند و مایل نیستید مطالب این فولدر را ببینند، ابتدا میبایستی یک برنامه کوچک و بسیار کاربردری که کار فشرده سازی فایلها را هم انجام میدهد و حجم آنها را هم کم میکند به اسم WinRar را در روی سیستم خود نصب نمایید...
-
من بهترینم !
یکشنبه 6 مهر 1399 10:27
ما اونی نیستیم که خودمون تصور میکنیم ، اونی هستیم که دیده میشیم ! حالا یک نفر نه ولی وقتی چند نفر انسان متفاوت دارن یک مطلب را از بعد رفتاری به ما تذکر میدن یا راجبش با ما حرف میزنن ، خوبه که بهش فکر کنیم و روی اینکه خودمون راجب خودمون چی فکر میکنیم ، پافشاری نکنیم. البته میشه بی توجه به حرفهای دیگران راه خودمونو...
-
داستان کوتاه : صدای پاییز !
شنبه 5 مهر 1399 13:36
برگ سبز کوچولوی ما ، یه رنگ سبز خاص و باطراوت داشت ، تازه بدنیا آمده بود ، گاهی چند تا گنجیشک رو شاخه نزدیکش میشستند و با هم حرف میزدند ، برگ سبز ما حرفاشون رو گوش میکرد ، بهار بود و اونا دنبال لونه بودن و داشتن با هم حرف میزدن که کدوم درخت را برای لونه درست کردن انتخاب بکنن. برگ سبز کوچولوی ما آرزو میکرد که گنجشکا...