داری با ذهنیت خودت یه کاری را انجام میدی که فکر میکنی درستِ؟
ممکنه در آینده بگی کاری که کردی اشتباه بوده ، ولی توی این مقطع با همین تجربه ، امکانات و درکی که از ماجرا داری، حس میکنی کاری که داری میکنی درسته؟ از نظرِ من هم داری کارِ درست را انجام میدی ، نگرانش نباش ، بخاطر کارهایی که تجربه کردی هیچوقت پشیمون نمیشی ، هر چند بعدا متوجه بشی اشتباه بوده ، برای کارایی که دوست داشتی بکنی و بنا به معذوراتی نکردی ، قطعا در آینده پشیمون میشی ، کاری را که دوست داری و تو همین لحظه فکر میکنی درسته ، معطلش نکن !
از اونی نگران نباشید که زود متوجه نکاتِ منفی یا مثبتش میشید !
اون خیلی خوبه و تا حد زیادی صادق، داره خودِ واقعیشو بهتون نشون میده !
از اونی نگران باشید که یه مدت طولانی هست میشناسیدش و هنوز متوجه نشدید یا بالاخره نمیتونید قضاوت کنید که خوبِ؟ بدِ؟ اسمالِ ؟مدیومِ؟ لارجِ؟ چیه ؟ ! (لبخند)
مشغول کاری هستی و مثلا یه تولیدی داری ، کسی هست که مواد اولیه کارتون را براتون تامین میکنه و به نحوی به اون وابسته ای ، این قضیه میتونه در زمینه خدمات هم مصداق پیدا کنه ، توصیه میکنم صرفا با او رابطه کاری داشته باشی و وارد رابطه دوستی (حتی اگر همجنستون باشه) نشی و خیلی جدی با او برخورد کنید.
یا با کسی که مشتری شماست از حدی بیشتر نزدیک نشید ، او هم ممکنه با توجه به ارتباط دوستی که با او دارید از شما توقعی در کار داشته باشه که براتون مشکل ساز بشه.
در دوستی ها همیشه بالا و پایین داریم و مبنای ارتباط احساس هست ، ممکنه در یک مقطعی با بوجود آمدن مشکل در ارتباط دوستیتون ، کارتون هم دچار مشکل بشه !
آدمها بعضی موقع از داشته هاشون خبری ندارند و آنها را اصلا نمیبینند یا بهشون اهمیت نمیدن ، تا از دستشون بدن !
شب شعر داریم با حافظ شروع میکنیم ، با اینکه اعتقاد ندارم ولی اگر کسی دوست داره میتونه نیت کنه و یه غزل از حافظ میخوانم و فیلمشو میذارم ، تا بعد ببینم شعرِ بعدی از کی خواهد بود !
تا چند دقیقه دیگه
دانلود غزل حافظ با اجرای بلاگر
آماده باشید برای شعر بعدی ، این نیت نداره ، فقط میشه گوش کرد و لذت برد !
دانلود شعر بعدی از شب شعرِ بلاگر
شب شعر امشب را با یکی از نوشته های بلاگر تموم میکنیم
توی یه رابطه همه چیز هم درست و خوب باشه ، معلوم نیست که به سرانجام دلخواهتون برسه ، وای بحالِ اینکه اولش با درگیری و چالش همراه باشه ، آخرش چه خواهد شد ؟!
برای 20 داری میخوانی یا برای 10؟
امشب هم گیاهی هم پروتئین ، الان گذاشتم توی فر تا 40 دقیقه دیگه آماده میشه ، فیلمشو براتون میذارم ،

حسِ خوبی دارم که بی تعارف هستم و برای افطاری و شام و غذاهایی که درست میکنم ، نمیگم بفرمایید ، مطمئن باشید اگه یه روزی بلاگر بگه بفرمایید ، واقعی و از قبل جاشو مشخص میکنم و ساعت و آدرس میدم و هر چند نفر از همنشین های محترم مجازی بتونند خودشونو به اونجا برسونند ، از غذاهای بلاگر خواهند خورد. شاید یه روزی صد تا ساندویچ آماده کنم مثلا بگم بیایید پارک چیتگر یا یه جایی تو جاده چالوس، یه تعارفِ واقعی و اون موقع میتونم بگم بفرمایید !
تا 2 ساعت دیگه سینی مخصوصِ افطاری و شام یکشنبه شب ، 5 اردی بهشت ، بهشت ، بهشت دو صفر ، بدونِ بفرمایید!
دلتنگی زورکی هم داریم؟ گاهی میشینه به خاطرات فکر میکنه که شاید دلش برای کسی تنگ بشه ، بخودش فشار میاره ، آخرشم خندش میگیره و ولش میکنه ! (لبخند)
وقتی دلش برای کسی تنگ نمیشه * خب نمیشه ! شاید خودشم بخواد که این موضوع را تجربه کنه ، دلتنگی را میگم ! ولی هیچوقت حسش سراغش نمیاد ، کاش میشد حداقل یه بار متوجه میشد کسایی که دلتنگِ کسی میشن چه حسی دارن ! اینو واقعی و از صمیمِ قلب میگه ! تا حالا دلش تنگِ هیچکس نشده ، که بگه ای کاش الان پیشم بود و از این حرفا ، واقعا دلتنگی چجوریه ؟ چه حسی داره؟
* بجز پ
چرا در شروعِ یه رابطه یا آغازِ یه ماجرای عاطفی ، ساده و آروم نمیگید خواسته های من اینه و از کسی که میخوام تو زندگیم باشه این انتظارات را دارم؟ چرا میذارید پیوندهای عاطفی بوجود بیاد و بعد تازه یادش میفتید او آن کسی نیست که خواسته های شما را برآورده کند ! و در ادامه با درگیری و تنش یا بزور و اجبار قصد تحمیل کردن اونارو به طرفِ دیگه زندگی دارید؟ وقتی هنوز پیوندهای احساسی بوجود نیومده خواسته ها را بهم بگید و اگر دیدید با خواسته های شما مغایرت داره ، رهایش کنید ، قبل اینکه فکر و روحِ شما یا او درگیرِ یه رابطه مشکل دارِ حسی بشه !
از دیدِ من وقتی اجازه میدیم احساس پر و بالش را باز کنه و به وجودِ ما نفوذ کنه ، بعدا کندن و رهایی از اون پر هزینه خواهد بود ، هر روز بیشتر از دیروز !
هر چقدر هم بگیم که پدر و مادر بین بچه ها فرق نمیذارند ، حس میکنم همیشه یه کوچولو هم شده یه فرق هایی قائل میشن و برای اون فرزند خصوصا اگه حساس هم باشه بسیار ناراحت کنندست ، ممکنه از سمت مادر یا پدر و یا هر دو، دلایل متفاوتی هم داره ، بیشترش ممکنه جنسیتی باشه ، ولی حتی در میان دو جنس یکسان هم باز تبعیض دیده میشه ، میتونه بزرگترین فرزند یا کوچکترین بودن آنها باشه ، اون وسطیها بعضی وقتا مورد تبعیض قرار میگیرند !گاهی بخاطر اینه که طرز تفکر یکی از فرزندان به پدر یا مادر نزدیک نیست ، حتی اینکه در خدمتشون بودن هم کمکی نمیکنه تا تبعیض کم بشه ، دیدم فرزندانی که بسیار به والدین توجه میکنند و براشون وقت میذارن ولی آنها بیشتر به فرزندِ دیگه ای که اتفاقا نسبت بهشون بی تفاوت هست، توجه نشون میدن !
از دیدِ من این میتونه بعلتِ شخصیت متفاوت و گوناگون انسانها باشه ، شاید هم هیچوقت نشه درک کرد چرا این اتفاق میفته و چه چیزی در آن فرزند هست که بیشتر یا کمتر مورد توجه قرار میگیره ، البته از خودشون که بپرسید ، میدونید که چی جواب میدن؟!
هنوز جای پات سفت نیست؟ یه چیزایی را قورت میدی و چیزی نمیگی؟ جای پای اون الان سفته و شما کوتاه میای؟ فرضا جای پای اون شل شد و مالِ شما سفت و تونستی جوابشو بدی ، اسمش میشه زندگی؟
وقتی حسی داشتی که نتونستی براش اسم بذاری ، خوب ، بد ، متفاوت ، بی سابقه ،بیخود، بی نظیر، گیجی ، سردرگمی ، چه کنم چه نکنم ، مبهم و از این حرفا ...یا زودتر ازش دور شو و فرار کن یا برای سختی آماده شو !
برای شام یا افطارِ امشب به پیشنهاد یکی از همنشین های مجازی بادمجون و گوجه در فر بهمراه پیاز و سیر داغ دارم
نتیجه نهایی و خیلی عالی شده بود:

یه دوست داری که خیلی باهاش صمیمی هستی ، سالهاست که میشناسیش و تا حالا باهات صادق بوده غیر خوبی و محبت کار دیگه ای نکرده ، بهش اعتماد داری و همه چیزتو میدونه ، همه اینها همینجور هست تا موقعی که شما در موقعیتی هستی که او شما را دیده و میشناسه ، یه موقع از نظر کاری ، مالی ، زندگی و ... موقعیتتون تغییر میکنه ، یه کارِ خیلی خوب شروع کردی ، به درآمد آنچنانی رسیدی و یا یه ازدواج موفق داشتی و ... ، دوستِ صمیمیتون در یک موقعیت جدید در رابطه با شما قرار میگیره ، شمای فعلی با شمایی که قبلا بودی فرق کردی ، ممکنه اونم دیگه اون صمیمیت سابق را نداشته باشه ، آدمها تو موقعیتهای جدید که قرار میگیرند ، ممکنه رفتارهای متفاوت از خودشون نشون بدن !
لطفا به آرامی و با دقت ، یه بارِ دیگه بخوانید و اگر همچنان میو میو بود بهم اطلاع بدید !
توضیح نمیدم ! آنهایی که پی گیر بودن ومیدونن قرار بود شام امشب چی بخورم ، خودشون میدونن !
روش سنجیدن علمی هوش افراد به کنار ، از دیدِ من افراد باهوش یک سری منش و رفتار های اجتماعی نزدیک به هم دارند ، اگر در روابط اجتماعی اینجور هستید از دیدِ من باهوش محسوب میشی :
زود متوجه میشی !
خوب تحلیل میکنی !
چیزی ازت پنهان نمیمونه !
دیر باور !
ارتباط باهات سخته !
مشکل پسند !
روابطِ مشروط !
کم حرف میزنی !
زیاد گوش میکنی !
نکته سنج !
بی تفاوت !
خود شیفته !
خلاف نمیگی !
خلاف هم نمیشنوی !
وقت تلف نمیکنی!
دوست کم داری!
موقع شکست ، میتونی سریع بازسازی کنی خودتو!
لحظات برات ارزشمندِ!
هر کس را نمیپسندی!
برنامه داری و برنامه ریز خوبی هستی !
خوشت نیاد جایی نمیری!
همه جا بهت خوش آمد میگن !
حسودی نمیکنی!
کینه نمیگیری!
به آدمها فرصت محدود میدی !
وقتی کسی متوجهت نشه خوشت نمیاد !
دل نمیبندی !
دل میبندن بهت !
وعده نمیدی ، اگر بدی متعهدی !
توانایی جسمی و روحی بالایی داری !
خلاق !
محتاط !
ایده پرداز !
چندان مهربان به نظر نمیرسی!
بیشتر منطقی !
کم احساس !
میتونی همزمان فکر کنی و حرف بزنی !
کلمات را انتخاب میکنی !
اشتباهتو علنی میپذیری !
رفتارهای غافلگیر کننده و دور از انتظار داری!
میتونی مهارت هر کاری را بسرعت یاد بگیری!
باورهات برات مهمه و بسادگی تغییرشون نمیدی !
***
عکس یکی را بهتون نشون میدن و میگن اینه ، نگاش میکنی و یا میگی خوبه یا میگی نه !
با یکی مجازی آشنا شدی ، عکساتونو برای هم میفرستید (با درست یا غلط بودنِ این کار کاری ندارم) نگاه میکنی و باز یا میگی خوبه یا نه !
توی خیابون میبینیش ، از ظاهرش خوشت میاد یا نه !
باور کنید اینو من نمیگم ، تجربه میگه ، هیچ زیبایی واقعیی توی عکس و فیلم و ظاهر دیده نمیشه ، زیباترین هم باشه از نظرِ شما ، ممکنه نتونی توی یه مسافرت 2 روزه تحملش کنی ، دنبالِ یه ذهنِ زیبا بگرد و هیچ ذهنی زیبایها یا زشتیهاش توی عکس و ظاهر ثبت و دیده نمیشه !
وقتی زن یا مردی اینو میگه ، جدی بگیرید !
تصور کنید کسی بهر علتی میگه نمیخوام ازدواج کنم و شما با ترفند های خاص بتونید با این شخص ازدواج کنید ، به نظرتون میتونید یه روزِ خوش داشته باشید؟
تا حرفی بزنید میگه من که نمیخواستم، شما خودتو به من تحمیل کردی ! (بدون نگاه جنسیتی)
اگر صرفا به نقطه ای رسیدید که صرفا قصد ازدواج دارید ، از دیدِ من به کسی نزدیک بشید که به اندازه شما ، نه بیشتر و نه کمتر بخواد که ادامه بده ، این تمایل اگر به یک اندازه نباشه ، زندگیِ معمولی که همینجوریش هم ساده نیست ، به غیرِ ممکن تبدیل میشه .
اصلا هم به این فکر نکنید که خودتون تصور و توهم میکنید آنقدر خوبید که میتونید بعد ازدواج نظرشو عوض کنید ، اگر خیلی خوب بودید، به حرفی که در ابتدا زده بود (قصد ازدواج ندارم!) احترام میذاشتید !
از دیدِ من بعضی جملات در محاوره ما بی فایده هستند ، نمیگم که استفاده نکنیم ازشون ، صرفا بهشون فکر کردم :
طرف با لپهای سرخ و سر و مر تو ی یه مرکز خرید و تفریح میچرخه و راه میره ، میبینیدش ،بهش میرسی میپرسید خوبی؟ خب اگه این خوب نبود اونجا در حال گردش و چرخش چکار میکرد؟ اگه خوب نبود که تو خونه خوابیده بود !
حرفا که تموم میشه ، میپرسیم ، دیگه چه خبر؟ خب اینهمه سایت خبری و شبکه رادیویی و تلویزیونی هست ، برین بقیه اخبار را از آنجا بگیرید ! خب لابد دیگه با شما حرفش نمیاد !
یا میپرسیم چکار میکنی؟ یعنی نمیدونی کسی که باهاش حرف میزنی چکار میکنه؟ اگه منظورت همون لحظه هست ، بذار اگه خواست خودش میگه ، شاید داره کاری میکنه که صلاح نیست یا دوست نداره بگه !
یا به یکی زنگ زدید ، میگید خسته نباشید ! آخه از کجا میدونی اون داشته چکار میکرده، بیل میزده؟ ، شاید خواب بوده ، شایدم داشته ... جای این سه نقطه خیلی چیزا میشه نوشت که اگر کمی فکر کنید میبینید چقدر میتونه خسته نباشید گفتنِ شما خنده دار بشه ! (18+)
جفتتون سکوت کردید ، حرفا تموم شده ،یدفعه میگی ، خب داشتی میگفتی ! یا دیگه تعریف کن ! اون حرفی نمیزد که ، یجورایی میخواد شما خداحافظی کنی و بری، خب حرفی ندارین با هم بزنید، مجبوری ادامه بدی؟
یا بعضی ها قبل از شروع جمله میگن راستی فلان چیزو چکار کردی؟ میدونید راستی یعنی چی؟ یعنی منظورت اینه باهات صادق باشه و راستشو بهت بگه و خلاف نگه؟ تا این حد بهش شک داری اصلا چرا ازش سوال میپرسی؟
یا مثلا طرف یه شهر دیگس ، تلفنی باهاش داری حرف میزنی و میگی دارم قورمه سبزی درست میکنم ، بفرما! آخه اون سوار هواپیما هم بشه نمیرسه قورمه سبزیتو بخوره ، چرا الکی میگی ؟
رفتین مهمونی ، میزبان میگه ، لطفا از خودتون پذیرایی کنید ! میخواستیم خودمون از خودمون پذیرایی کنیم میموندیم خونه ، آمدیم مهمونی که شما از ما پذیرایی کنید !
جملات قابل تعمق زیاد داریم ، اینا بعضیاش بود !
چطوری؟ (لبخند)
از دیدِ من رابطه را با کسی که همش دنیای غم و غصه هست کمتر کنید و با کسایی که شاد هستند بیشتر ، باور کنید غم و شادی مسری هستند ، اصولا بعضی ها غصه خوردن را دوست دارن ، مشکلی هم نداشته باشن ، بالاخره موضوعی را برای ماتم پیدا میکنند !
این آدمها غصه خوردن را دوست دارند و شخصیت و ذاتشون اینه و معمولا خودشون هم بدنبال شادی نیستند ، بیشتر دنبال بهانه ای برای افسردگین ،من بهشون میگم غم شاه !
این تجربه را من سالها پیش داشتم ، همکاری داشتم که غم شاه بود ، با اینکه کارش خیلی خوب بود ولی نتونستم تو محیطی که بودم تحملش کنم ، داشت همه را افسرده میکرد .
نمونه ای غم شاه که احتمالا همه میشناسیدش گلام (گالیور) هست ، من میدونم، کارمون تمومه ! (لبخند)
همنشین محترم مجازی به من میگه خبیث ! صرفا بخاطر اینکه من گوجه سبز و لواشک را با هم دارم ! آیا و یا عایا من حق ندارم این دو ماده ترش را با هم داشته باشم؟
مگه از اینم میشه چیزی لطیف تر و زیبا تر باشه؟ صبح که چشماتو باز میکنی ، بگی امروز چند شنبه است و ببینی واو ...
به نظرِ من گنجشکها قطعا 5 شنبه ای هستند ، امروز سر و صداشون بیشتر میاد ، خیلی خوشحالن ، خوب بود میشد جیک جیکاشون را متوجه شد ، فکر میکنم حرفای عاشقانه بهم زیاد میزنن ، یا گنجیشک ماده داره دستور خرید به گنجشک نر میده ، 10 گرم گندم ، 3 گرم ارزن ، یه در بطری نوشابه هم آب بگیر بیار ! فردا، مهمون داریم ، عمه گنجیشک میخواد بیاد لونمون ، 5 گرم هم کنجد بگیر ! (لبخند)
معمولا آدمها وقتی شروع به اشتباه کردن میکنند ،در ادامه یه زنجیره از اشتباهات را انجام میدن که نشون بدن اشتباه اولشون اشتباه نبوده !(لبخند)
فروشگاه های بزرگ یه چیزایی را ارزان میدن و یه چیزایی را گرانتر ، در کل وقت و هزینه رفت و آمد را حساب کنید ، میبینید به نفعتون هست محترمانه از همون سوپر سر کوچتون خرید کنید !
وقتی توی زندگی هستی و میخوای حرفی بزنی که حس میکنی ممکنه حساسیتی توش باشه ، چند ثانیه بیشتر طول نمیکشه که فکر کنی اون جمله را اگر خودت میشنیدی چه حسی میشدی ، بعد اگه دوست داشتی بگو !
به این جمله دقت کنید : من مادرِ شما را به اندازه مادرِ خودم دوست دارم ! اینو یه مرد داره به زنش میگه یا برعکس زن به مردش بگه یا جملاتی مشابه که اصولا آدمها به هم میگن ،من شما را به اندازه برادر خودم دوست دارم و از این حرفا ، واقعی؟ دارید حقیقت را میگید؟ از دیدِ من تمام این حرفا خلاف گفتنه و ممکنه ظاهرا طرف مقابل ازتون تشکر کنه ولی توی ناخودآگاهش یا توی دلش میگه چه راحت خلاف میگه ! یا آره جونِ ...!
قبلا نوشته بودم ولی گاهی تاکید مجدد لازمه : میبینی یکی همش تو زندگی غر میزنه ، گلایه داره ، اون یکی آرومه ، چیزی نمیگه ، غر هم نمیزنه، داره زندگیشو میکنه، ظاهرا اونی که غر میزنه آدم بدِ داستانِ ، از نظرِ من اونی که ساکته مشکل داره ! کسی که ساکتِ به خواسته هاش رسیده و طرف دیگه داره اونا رو برآورده میکنه ، کسی که غر میزنه و از وضع موجود راضی نیست ، به خواسته هاش نرسیده !
من تا بعدازظهر نیستم ، مواظب اینجا باشید تا برگردم !
چه 5 شنبه خوبیه امروز ، تا اینجاش که عالی برگزار شده ! البته 5 شنبه را تنها گذاشته بودم ، یخورده خونه رو جمع جور کنه ، نمیشه که فقط آخر هفته ها بیاد خوش بگذرونه ! (لبخند)
جلبِ اعتماد ، سخت ، زمانبر و به خیلی چیزا وابستس ، سلب اعتماد آنقدر راحته !
خیلی به این جمله کوتاه بالا دقت کنید و ساده از روش نگذرید ، برگردوندنش هم به وضعیت سابق حتی میتونم بگم شدنی نیست !
برای بعد افطار و شام موندم مرغی را که خوابوندم کباب کنم از یه طرف هم هوس پیتزا ایتالیایی (چانو یا پپرونی یا هر دو) را کردم ، میگم مرغ یه روز دیگه هم تا فردا شب تو یخچال بمونه چیزیش نمیشه ، اتفاقا طعم مواد بیشتر میره بخوردش ، اسنپ فود کجایی ؟! (لبخند)
پنجشنبه هم میگه پیتزا ، دیگه چاره ای نیست ، اینم از صبح کار کرده ، خب حق داره یه پیتزا بخوره !
اصولا توی روابطمون اول میگیم همه بدن تا خلافش ثابت بشه ، کاش جوری بود که اول میگفتیم همه خوبن و خلافش هم هیچوقت ثابت نمیشد !
دیدید یکی هی داره یه قضیه را عقب میندازه ،از نظرِ من قصد انجامشو نداره ، یا روش نمیشه بگه پشیمون شده یا هم میخواد و هم نمیخواد شده ، مواظب باشید وقت و عمر عزیزتون را تلف نکنه !
با یکی آشنا شدی ، توی زمانِ آشنایی نکات منفی که پیش میاد را ، بعد از شروع زندگی 10 برابر کنید ، 9 برابر هم نه ! مثل این میمونه که برای گرفتن نمره 10 درس بخوانی ، هرگز موفق نمیشی ! (اگر متوجه نشدید بپرسید تا توضیحِ بیشتر بدم)
همه گیری که تموم شد ، توصیه میکنم به سفر فکر کنید و براش برنامه داشته باشید ، هیچ چیز از دیدِ من بیشتر از دیدن جاهایی که ندیدید خوش گذروندن محسوب نمیشه.
چی میشه قبل شروع زندگی دائم ، یه مدت دختر و پسر ازدواج موقت بکنن؟ خانواده ها از دیدِ من به این قضیه رضایت بدن به نفع همه هست ، هم روابط مشروع هست و بی اشکال ، هم راحت تر میتونن راجب مسائلی صحبت کنند که در حالت عادی نمیشه!
برای 5 شنبه یه قهوه ترک گذاشتم ، میگه برام فال بگیر ، میگم اعتقاد ندارم ولی برای سرگرمی خوبه ، عجب چیزایی براش افتاده ، یه خورشید ، یه پرنده بزرگ (سیمرغ) و یه جاده ، ازم میپرسه یعنی چی؟ میگم شما خورشیدِ منی ، عزیزمی ، مهربونمی ، تنها کسی هستی که بلاگر براحتی میتونه بهت بگه عشقم ، عمرم ، دوست دارم و دلتنگتم !
سیمرغ هرگز تموم نمیشه ، همیشه هست و جاودانه هست ، مثل 5 شنبه ها !
جاده هم یعنی میره و باز برمیگرده ، هیچوقت تنهات نمیذاره ، جاده ها همیشه به مفهوم رفتن نیستن !
یه دریاچه نزدیک هست ، توی طالقان ،حدود 2 ساعت راهه ، یه هتل هست که سوئیت اجاره میده با چشم اندازِ بی نظیر از دریاچه و آشپزخانه و باربیکیو تو محوطه هتل ، به مدیر هتل زنگ بزنم ، اگر مشکلی نباشه هفته دیگه برم آنجا !
تا 45 دقیقه نیستم
دلم برات تنگ میشه ، بحثِ دوست داشتن هم نیست ، اینکه وفاداری ، مهربونی ، توقعی نداری ، برات فرقی نمیکنه دوست داشته باشن یا نه ، همه را دوست داری ، حتی روزای دیگه رو ، اینکه منو درک میکنی ، خواسته هام برات اهمیت داره ، متوجه میشی من چی میگم ، برام ارزشمند و مهمه ، عزیزِ دلم ، نازنینم ، 5شنبم .
کسی که ازتون 50 میلیون پول قرض میخواد ، احتمال برگردوندش بیشتر از اون کسیه که 500 تومن پول قرض میخواد ! (لبخند)
از برادر و خواهری که ازدواج کردن ، اصلا انتظار رفتارِ روزهای مجردیشون را نسبت به خودتون نداشته باشین !
پنجشنبه خیلی احساساتیه ، الان نیم ساعته منو بغل کرده ، میگه تا ثانیه آخر میخوام همینجا باشم فقط ! 5 شنبه است و پر از احساس ، چکارش کنم ، چشمای خیسشو میدیدید شما هم اجازه میدادید !
پنجشنبه و اردیبهشت را اگه با هم قاطی کنیم میشه 5 بهشت ! غذای مخصوص این شب عالی و عزیز را آماده کردم و خوابوندم ، کسایی که میخوان برای افطار یا شام آمادش کنن ، الان وقتشه !
دانلود فیلم آماده کردن غذای این شب 5 شنبه ، تا چند دقیقه دیگه ! (غذای دریایی)
دارم اینو گوش میکنم و غذا را آماده میکنم ، تقدیم به تپلی ها !
دلم این هفته خیلی تنگ شده براش ، شمع روشنه ، غذا را خوابوندم ، آمادم که بیاد ، میدونم وقتی بیاد 5 شنبه هم دلتنگه و میخواد خودشو تو بغل گم کنه !
دانلود فیلم غذای این شب 5 شنبه بلاگر
حالا رفته ، مگه قبلیه رفت چی شد؟ این اومد ! اینم بره یکی دیگه میاد ، تا بالاخره به جایی برسی که یکی باشه که بدونی میمونه برات ! با منطق و احساس توی یه تعادلِ مناسب انتخاب کنی از این رفت و آمدها کم خواهد شد !
چقدر حیفه آدمها این روزهای زیبا و بی بدیل را از دست بدن ، به هر علتی ! از این فروردین و بهشت و خرداد ها کم داریم ها ! چند صد تا نیست ، چند ده تا ، شاید کم و بیش ، یه روز از بهشت گذشت ، چکار کردید که خاص بود تو زندگیتون؟ هیچی؟ خوبی بازنده؟
فیلم نهایی سیب زمینی سرخ کرده و میگو

برای شام یا افطار آمادست !
دانلود فیلم مرغ برای شام یا افطار 5 شنبه شب فرق آقایان ، آینده نگری !
دیگه بهانه ای برای پیاده روی نرفتن نداری ، یه دست کم داری که بگیری؟ میدونم چی میگیا ولی بازم تنها هم شده برو ، این هوایِ بهشتی دیگه میره تا سالِ دیگه ، امروز یا فردا با رعایت ، برو بیرون ، قدم بزن ، گاهی که خلوت بود و دور و ورت کسی نبود ، ماسک را کمی بکش پایین ، نفس بکش و فکر کن یا تصورش کن که وقتی داری راه میری گاهی شونه و دست کسی میخوره بهت و میگی زندگی اینه !
کسی هست توی اطرافیان که رفتارش میره تو اعصابتون؟ راهش این نیست که مقابله به مثل کنید ، لزومی نداره بخاطر نسبتها به خودتون زجر بدید و حتما رابطه داشته باشید ، وقتی شما از دیدنش ناراحت میشید احتمالا اونم از شما خوشش نمیاد ، خب نبینید همو !
وقتی سنتون به هم نزدیک باشه ، دائم در حالِ جر و بحث هستید ، هیچکدوم نمیتونید تجربه طرف دیگه زندگی را بپذیرید ، نتیجه میشه یه کشمکش مزمن !
وقتی یکی از طرفین زندگی کارِ غیر عاقلانه ای کرد ، بهترین زمان برای اینه که شما با عقل رفتار کنید و مهار زندگی را بدست بگیرید ،او همیشه خود را بدهکار زندگی و شما میبیند و جایگاهِ شما در آن زندگی تقویت میشود، اگر شما هم بدون منطق عکس العمل نشون بدید، صرفا یه زندگی آشفته و درهم خواهید داشت که هر دو دائم در حال سرکوفت زدن اشتباهاتتان به هم هستید.
من برم شمع ها رو روشن کنم ... عطر خوششو حس میکنم ، نرمی آمدنش ، نگاهِ مشتاقش ، لبخند ملایمش ، دستهایی که به سمتِ من بازه و چشمهایی که از خوشحالی برق میزنه ...داره میاد.
پنجشنبه برام یه ظرف کوچیک باقلوای پسته ای آورده و میگه میدونم شیرینی زیاد دوست نداری ولی چون خودم خیلی دوست داشتم ، دلم میخواست چیزی را که خیلی دوست دارم برای کسی ببرم که خیلی دوسش دارم حتی اگه نخوره !
آخه صادقانه بگین ، 4 شنبه ایهای پفک خور یا جمعه ایهای پاستیل خور ، روزشون یه بار بهشون از این حرفا زده؟(لبخند)
یه موقع میبینید طرفِ دیگه زندگی سرِ یه چیزِ خیلی کوچیک خیلی ناراحت شده ،تعجب نکنید که مثلا آخه این قضیه بی اهمیت چرا اینقدر ناراحتش کرده ، این قطره آخری بوده که کاسه صبرشو لبریز کرده ، بگردید دنبال چیزای دیگه که بزرگ بودن و صبر و تحمل کرده و چیزی نگفته.
از دیدِ من خانمها در یک مورد میبایست تحملشون رو افزایش بدن ، اکثرا تحمل انتقاد ، حتی درستشو ندارند ، صرفا مایل به تعریف و تمجید هستند ، یک زندگی دو طرف داره و او هم میخواد از این زندگی لذت ببره و گاهی انتقاد هم میکنه ، نمیشه هم جلوشو گرفت و باهاش جنگید. به این فکر کنید که او اینکارو برای بهتر و زیباتر شدن زندگی مشترک میکنه.
اولین باری که حسِ دوست داشتن یا دوست داشته شدن اومد سراغت را با الان مقایسه کن ، چقدر عوض شدیم، نه؟
حقیقتش اینه بعضی لباسها به بعضی ها نمیاد !
مثلا ممکنه یکی با کت و شلوار خوب به نظر برسه ولی با لباس اسپرت نه و برعکس ، شاید مربوط به فرم بدن یا چهرش باشه ، سلیقه قطعا قابلِ احترامه و از دیدِ من مهم تر از نظرِ دیگرانه ، ولی بازم میگم آدما اون خوشتیپی (لبخند) نیستن که خودشون تصور میکنن ، اونی هستن که دیده میشن ، حتی در زمینه ظاهر، لباس و رنگ !
مثلا عطر شیرین به نظرِ من برای آقایون جالب نیست ولی شاید بعضی دوست داشته باشن .
دیدگاه شخصی میباشد:
نکاتی برای کسانی که در بخش فروش یا بازاریابی فعال هستند ، وقتی دارید با مدید یک شرکت دیگر، جهت معرفی محصول یا خدمات خودتون حرف میزنید ، اینو فرآموش نکنید که اون شخص بی جهت در جایگاه مدیریت ننشسته ، قطعا آدم باهوش و دقیق و با توانیه ، پس میتونه در مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی تشخیص بده شما دارید با اعتماد به نفس و اطمینان از کیفیت و قیمت کالا یا خدماتتون حرف میزنید یا خودتون هم به چیزی که قصد فروششو دارید اعتماد ندارید !
به مسائل فنی ، قیمت و جزئیات چیزی که میخواهید بفروشید اشراف کامل داشته باشید ، اگر یک سوال را مبهم جواب بدید ، احتمال بستن قرارداد کاهش پیدا میکنه.زیاد حرف نزنید و در حد پاسخ به سوالات مختصر و واقعا مفید باشه .
ظاهرتون شیک باشه و لزوما نیاز نیست کت و شلوار بپوشید.
این جمله را هرگز نگید: ببخشید مزاحم شدم ! چون ممکنه تو دلش بگه واقعا شدی ! (لبخند) میتونید بگید امیدوارم وقت آزاد داشته باشید ، کلمه امیدوارم و آزاد حس خوبی به من میده یا جملاتی که کلمات مثبت توشون هست ، نه جمله ای که کلمه ای مثل مزاحم توش داره !
حرفی میزنه ، درخواستی داره که با عقیدت ، نظرت ، افکارت مخالفه؟ خب نپذیر !
کسیِ که درخواستهای عجیب غریب داره؟ چیزایی میخواد که صد در صد با اون مشکل داری؟ بهترین کار اینه که نپذیری و رها کنیش ، هر کس بره سراغ زندگی خودش !
ولی و اما اگر پذیرفتی ، بعدا از او اشکال نگیر ، او خواسته هاشو گفته و صادقانه حرفشو چه درست و چه از دیدِ شما غلط ابراز کرده ، وقتی پذیرفتی و بهر علت و بهانه انجام ندادی در هر صورت شما مقصری ، به خودت اشکال بگیر و با خودت برخورد کن نه با او !
امشب از اون شبهای قاطی پاتیه ، چهار شنبه ایها با اردیبهشتیا قاطی شدن و هر کدوم دارن واسه خودشون با حرکاتِ ناموزون و موزون مجلس را بهم میریزن ! میگم کاش این 4 شنبه ایهای پفک خور با این اردیبهشتیهای باسلوق خور قاطی نمیشدن ، معجونی شده ها !
گاهی آرامشی که نوکِ انگشتانی با نوازشی ساده میتوانند بدهند ، بزرگترین روانشناسان و قوی ترین آرام بخشها هم نمیتوانند !
وقتی اسارت یه انتخاب باشه !
وقتی قفس را دوست داشته باشی !
وقتی رهایی را دربند ببینی !
وقتی زندونیی باشی که از دیوار خوشش میاد !
وقتی سختی برات آسایش باشه !
وقتی یه اتاقِ کوچیک برات به وسعتِ یه دنیا باشه !
وقتی یه سفرهِ ساده برات رنگین ترین میزها باشه !
حتی اگرعمرِ این حس کوتاه باشه ،فقط کنارِ او بودن برات مهمه ، چگونه بودنش مهم نیست ، یکبارم شده تجربش کن !
دو تا آجر بذارید و یه چوبِ نازک را بذارید بینشون ، با لبه دست یه ضربه بزنید روش ، از وسط میشکنه و بعد پرتش میکنید دور !
حالا یه قطعه پولاد را روی همون آجرها بذارید و ضربه بزنید، چه اتفاقی میفته ؟ دستتون صدمه میبینه !
در هر دو حالت شما سعی کردید غرورِ مردی را بشکنید و از دیدِ من در هر دو حالتش شما بازنده هستید !
یا میشکنیدش و بعد میندازیدش دور و دیگه نمیتونید بهش حسی داشته باشید یا توانشو ندارید و فقط خودتون آسیب میبینید !
حالا که چی؟ عشق نداری؟ اوضاع کار بهم ریخته؟ با خانواده مشکل داری ؟ اصلا هر چی ، فکر میکنی غمبرک بزنی و اشک بفشانی مشکل حل میشه ؟
باور کن هر چی غصه بخوری فقط از کیسه شادیت کم شده و عمرتو بی جهت کوتاه کردی !
این آهنگو گوش میکنم و منو آروم میکنه ، درسته در رابطه با ازدواج و مشکلاتش و این حرفاست ، ولی برای حالِ الانم خوبه !
وقتی تو حالت عادی به هم احترام میذارید ، تو عصبانیت یه مرحله میایید پایین تر ، وقتی تو حالت عادی بهم میگید شما ، تو ناراحتی نهایت میگید تو !
فکر کنید تو حالت عادی به هم بگید تو ، تو عصبانیت بهم چی میگید؟
دیدم کسایی که وقتی غریبه ها را میبینند خیلی مودبانه حرف میزنند ، نگران قضاوتِ اون آدم هستند که راجبشون چی فکر میکنن ، ممکنِ حتی دیگه تو زندگیشون هم اونو نبینند ، اونوقت به عزیزشون یا کسی که شریکِ زندگیشونِ حتی به اندازه اون غریبه احترام نمیذارن ، به بهانه صمیمیت !
اعلام میکنم ، عقیده دارم ، نظرمه ، از دیدِ من ...میشه هم تو اوج صمیمیت بود و هم نهایت احترام را بهم گذاشت، اصلی ترین کسی که میتونید بهش احترام بذارید ، همسرتون و نزدیکانتون هستد ، این یه باورِ برای بلاگر !
از دیدِ من بعضی ها بدون توهم نمیتونند زندگی کنند ، یک مورد که براشون روشن میشه که اون چیزی که تصور میکردند اشتباه بوده ، بلافاصله شروع میکنند در رابطه با مورد بعدی توهم میکنند ! خب اقلا یکم استراحت کن وسطش ! (لبخند)
مصداق :
زنی توهم اینو داره که همسرش با زنِ دیگه ای حرف میزنه ، بالاخره در یک فرصت مناسب میتونه گوشی اونو چک کنه و میبینه در آن ساعت بخصوص ، مثلا او داشته با شماره خواهرش که گرفتاری خانوادگی دارند حرف میزده ، مشکل حل میشه ولی همون لحظه فکر میکنه نکنه 2 تا گوشی داشته باشه ،(توهم جدید) ، با شوهرش میرن مخابرات استعلام میگیرند که شوهرش فقط یه سیم کارت فعال داره ، خب اینم حل میشه ، بعد فکر میکنه نکنه به اسمِ یکی دیگه ...
شاید خنده دار به نظر برسه ولی برای کسی که با یه کثیرالتوهم زندگی میکنه، دائم میبایست در حال ثابت کردن خودش باشه و مقدارِ زیادی انرژی ، وقت و اعصاب صرف مطالب بیهوده خواهد شد.
هر موقع شب یا روز باشه ، بهت زنگ زد و گفت داره بارون میاد ، بیام دنبالت؟ حتما باهاش برو ، شاید هیچوقت دیگه یه شب یا روزِ بارونی نباشه که اون هم باشه !
برو برو ، بهتر از من پیدا نمیکنی ، تازه با یکی دیگه باشی قدرِ منو میدونی ، تازه متوجه میشی من چی بودم و از این حرفا !
اون میره و هیچی هم متوجه نمیشه ، راجبِ توانت و اون چیزی که بودی محاسبه اشتباه داشتی ، آنقدر عالی و خوب نبودی که بخواد بخاطرت برگرده یا اصلا نره !
قبل از اینکه این تصور و خیالات را داشته باشی ، دقیقا ببین چه جایگاهی داری و کجای زندگیِ اون هستی ، بعد تهدیدش کن!
خودتون را در یک موقعیت واقعی تصور کنید ، فکر کنید به نحوی به یه پسورد دست پیدا کردید که شدیدا هم در مورد اون کنجکاو هستید ، مثلا پسورد ایمیل یا وبلاگِ بلاگر ! (لبخند)لطفا به من جواب ندید ، پیش خودتون بگید ، چند درصد احتمال داره که ازش استفاده کنید تا ببینید چه خبره؟ اون درصد میشه میزانِ احترامِ شما به حریمِ خصوصی دیگران !
شاید ظاهرا زیبا به نظر نرسه ، ولی کار میکنه !
با هم حرف زدید و برای زندگی به توافقی رسیدید ، احساساتی نشید ، نگید بدِ ، به عقیده من خوبه همشو روی 2 برگ بنویسید و امضا کنید ، وقتی تو اوج احساس هست و هستی ، چیزهایی را میپذیره و میپذیری که بعدا ممکنه فرآموش بشه ، ولی وقتی هر دو حس کنید که توافقی مکتوب وجود داره ، دیگه نمیشه به سادگی کسی بگه نه ، همچین چیزی یادم نمیاد و بیشتر مواظبِ رفتارش خواهد بود ، همیشه در اوج نمیمونید !
وقتی احساساتی هستی ، به منطق هم فکر کردن مهمه وگرنه وقتی که احساس نباشه یا بره کنار ، همه منطقی هستند !
فکر کنید 100 سالِ پیش بود و از یکی خوشتون میومد چکار میکردید؟
چقدر یه نامه ، یه جوهر و قلم میتونست قشنگ بنویسه ... فکر کنید مردی بود و برای دلدار و همسرش که از او دور بوده ، چه ساده و راحت مینوشت ...
فدایت شوم، عزیز تر از جانم ، نازنینم، بهتر از گلم ، اولین و آخرینم ، دلم برایت ذره ای شده ، کجایی که از دوریت بی قرارم ، خورشیدِ من ، مهربانم ، گلنارم ، یکدانه ام ، سرگردانم از دوریت ، آتش عشقت مرا در کام برده ، در آرزوی دیدارت میسوزم ، گذری نیست که به یادت نباشم ، شبی نیست که بی یادت به خواب روم ، کاش اکنون در کنارم بودی و بی مزاحم تو را داشتم ، روزها میگذرد و من بی تو بودن را عادت نکردم ، آشفته ام از ندیدنت ، خسته ام از نبودنت ، کاش میدانستی دلتنگی من را ، کاش بجای ستاره ها با صدای دلنشینت سخن میگفتم ، با لبخند زیبایت از خواب میجستم ، آنگاه بی غم از عالم بودم ، بزودی پیشت می آیم و ختم دلتنگیست ، دیدارمان تازه میشود و قلبمان باز ، دوستت دارم گلنارم ، زیاده سخنی نیست و فرآوان غمِ دوری ، به امید دیدار ای عزیزِ دل ، فدای تو بشم ، یارِ دلتنگت ، رضا
مواد موردِ نیاز : هوای خوب ، دل خوش ، نداشتن فکر و خیال ، یه موزیک ملایم ، یک عدد شمع ، بویِ خوش عود ، نگاه کردن به یه گلدون و برگهای زیباش ، سکوت و آرامش شب ، بری بیرون ؟ نری؟ خودتی و خودت و هر چی اراده کنی !
اینا رو که با هم یکم بهم بزنی و بذاری جا بیفته ، یه شبِ خوشمزه از توش در میاد !
همین ساعتی که بهش نگاه میکنیم و میبینیم 7 و سی دقیقه هست ! میدونید چه قدرتی داره؟
تمام انسانها با تکنولوژیشون جمع بشن نمیتونن اینو 7 و 29 دقیقه بکنن !
یه خونه میتونه با رنگ یا دکوراسیون یا نورپردازی مناسب شاد به نظر برسه ولی عقیده دارم شادیِ واقعی موقعی حس میشه که آدمهای اون خونه آروم با حسِ خوب و بهم اعتماد داشته باشن !
یه چیزی همیشه برای من نشانه شادیِ یه خونه بوده ، اینکه نصفِ شب بهش بگی بلند شو بزنیم به جاده و او هم جلوتر از شما با لبخند دمِ در ایستاده باشه !
خواب مهمترِ یا شادی؟ از دید من شادی و فکر میکنم از دید ... خواب ! (لبخند)
از دیدِ من ، همه ابتدا خودشونو دوست دارن و یه جورایی هر کاری هم میکنند ، حتی محبت بدون توقع به دیگران برای اینه که یه حسی توی وجودِ خودشون ارضا بشه !
پدر و مادر هم فرزندانشون را دوست دارن چون فیزیکی هم حساب کنیم اونا خودشون هستند !
حتی اونی که متاسفانه و به اشتباه از زندگی دست میکشه ، توی فکرش اینه که میخواد خودشو از رنجی که داره میکشه رها کنه !
به کسی که خودشو دوست داره میگن خودخواه ، از نظرِ من ، همه همینیم و اگر با دقت به هر کاری که میکنیم فکر کنیم ، میبینیم در نهایت بخاطرِ خودمون بوده !
میخوای ازش انتقام بگیری؟ همش در حال فکر کردن و نقشه کشیدنی؟ اون اصلا خبر داره که شما به فکر انتقامی؟ داره زندگیشو میکنه و از عمرش لذت میبره ولی شما تمام مدت فکرت مشغوله و بجای زندگی کردن داری اعصابتو تحتِ فشار میذاری ، قطعا فکر کردن به این مسئله چیزِ خوشایندی برای یک ذهن نیست !
اکثرِ موارد هم در حد همون فکر میمونه ، فقط ماه ها بجای اینکه زندگی کنی ، فکرهای سیاه تو سرت بوده.
فکر کن موفق شدی و انتقام گرفتی ، ممکنه یه موقع برای خودتون هم مشکلی پیش بیاد ، ممکنه نقشه درست پیاده نشه و ترکش هاش بخودتونم اثابت کنه و خیلی اتفاقات دیگه .
از نظرِ من بهترین راه اینه ، یه تخته پاک کن برداری و اون نقاطِ سیاه را پاک کنی ، انتقام ، شما را به روزهای گذشته برنمیگردونه و آرومتون نمیکنه !
از نظرِ من ، آدمها یه خصلت دارند ، این توی همشون وجود داره :
به کمتر از آن چیزی که داشتند رضایت نمیدند !
اگر چیزی داشتند نمیتونند بعدش کمتر از اونو داشته باشند ، چه گوشی موبایل باشه ، چه عشق و احساس ، اگر هم رضایت بدند همیشه در حسرت زندگی خواهند کرد !
حرفی زدی و بنا به دلایلی پشیمون شدی ، نخواستی و یا نتونستی بهش عمل کنی ،توجیه نکن ، بهانه نیار ، تقصیرهای خیالی را گردن او ننداز ، یه جورایی او را مقصر نشون نده ، ازش معذرت بخوا و بگو به این دلیل من کم آوردم ، زن باش ، مرد باش !
از ساعت 9 بمدت یک ساعت و نیم ، کل خونه (منهای اتاق خوابها که حس کردم تمیزن) جارو برقی و طی کشیده شد ، سینک (ظرف توش نبود و هیچوقت نمیذارم چیزی بمونه، خود سینک منظورمه) و گاز تمیز شد ، گرد گیری روی میزها انجام و لباسهای تیره داخل سبد هم به دوست و همکار عزیزم ماشین لباسشویی (لبخند) سپرده شد و کل خونه تا حد قابل قبولی تمیز و مرتب شد ، باور کنید کارِ خونه سخت نیست ، خانمهای محترم ، منت ، بی منت ! کار خونه یه جورایی ورزش و تحرک هم هست و بنفع سلامتی خودتون !
ضمنا موقع کار هم داشتم اینو گوش میکردم ! حرکاتِ موزونِ جارو برقی را بگو ! (لبخند)
شاید یکی از خصلت های انسان که هم میتونه بد باشه هم خوب ، فرآموشی باشه !
گاهی خوبه وقتی که دردهایی هستند که فقط راه درمانش اینه !
گاهی هم بدِ وقتی که وعده ها و حرفهایی که زده شده فرآموش میشه !