بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی
بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی

میهمان دیشبِ بلاگر !

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

دوستِ صمیمی !

یه دوست داری که خیلی باهاش صمیمی هستی ، سالهاست که میشناسیش و تا حالا باهات صادق بوده غیر خوبی و محبت کار دیگه ای نکرده ، بهش اعتماد داری و همه چیزتو میدونه ، همه اینها همینجور هست تا موقعی که شما در موقعیتی هستی که او شما را دیده و میشناسه ، یه موقع از نظر کاری ، مالی ، زندگی و ... موقعیتتون تغییر میکنه ، یه کارِ خیلی خوب شروع کردی ، به درآمد آنچنانی رسیدی و یا یه ازدواج موفق داشتی و ... ، دوستِ صمیمیتون در یک موقعیت جدید در رابطه با شما قرار میگیره ، شمای فعلی با شمایی که قبلا بودی فرق کردی ، ممکنه اونم دیگه اون صمیمیت سابق را نداشته باشه ، آدمها تو موقعیتهای جدید که قرار میگیرند ،  ممکنه رفتارهای متفاوت  از خودشون نشون بدن !

لطفا به آرامی و با دقت ، یه بارِ دیگه بخوانید  و اگر همچنان میو میو بود بهم اطلاع بدید !

شام جمعه شب بلاگر !

توضیح نمیدم ! آنهایی که پی گیر بودن ومیدونن قرار بود شام امشب چی بخورم ، خودشون میدونن !

دانلود فیلم شام امشب بلاگر

اگر باهوشی ، اینا را داری !

روش سنجیدن علمی هوش  افراد به کنار ، از دیدِ من افراد باهوش یک سری منش و رفتار های اجتماعی نزدیک به هم دارند ، اگر در روابط اجتماعی  اینجور هستید از دیدِ من باهوش محسوب میشی :

زود متوجه میشی !

خوب تحلیل میکنی !

چیزی ازت پنهان نمیمونه !

دیر باور !

ارتباط باهات سخته !

مشکل پسند !

روابطِ مشروط !

کم حرف میزنی !

زیاد گوش میکنی !

نکته سنج !

بی تفاوت !

خود شیفته !

خلاف نمیگی !

خلاف هم نمیشنوی !

وقت تلف نمیکنی!

دوست کم داری!

موقع شکست ، میتونی سریع بازسازی کنی خودتو!

لحظات برات ارزشمندِ!

هر کس را نمیپسندی!

برنامه داری  و برنامه ریز خوبی هستی !

خوشت نیاد جایی نمیری!

همه جا بهت خوش آمد میگن !

حسودی نمیکنی!

کینه نمیگیری!

به آدمها فرصت محدود میدی !

وقتی کسی متوجهت نشه خوشت نمیاد !

دل نمیبندی !

دل میبندن بهت !

وعده نمیدی ، اگر بدی متعهدی !

توانایی جسمی و روحی بالایی داری !

خلاق !

محتاط !

ایده پرداز !

چندان مهربان به نظر نمیرسی!

بیشتر منطقی !

کم  احساس !

میتونی همزمان فکر کنی و حرف بزنی !

کلمات را انتخاب میکنی !

اشتباهتو علنی میپذیری !

رفتارهای غافلگیر کننده و دور از انتظار  داری!

میتونی مهارت هر کاری را بسرعت یاد بگیری!

باورهات برات مهمه و بسادگی تغییرشون نمیدی !

***

زیباییِ واقعی !

عکس یکی را بهتون نشون میدن و میگن اینه ، نگاش میکنی و یا میگی خوبه یا میگی نه !

با یکی مجازی آشنا شدی ، عکساتونو برای هم میفرستید (با درست یا غلط بودنِ این کار کاری ندارم) نگاه میکنی و باز یا میگی خوبه یا نه !

توی خیابون میبینیش ، از ظاهرش خوشت میاد یا نه !

باور کنید اینو من نمیگم ، تجربه میگه ، هیچ زیبایی واقعیی توی عکس و فیلم و ظاهر دیده نمیشه ، زیباترین هم باشه از نظرِ شما ، ممکنه نتونی توی یه مسافرت 2 روزه تحملش کنی ، دنبالِ یه ذهنِ زیبا بگرد و هیچ ذهنی زیبایها یا زشتیهاش توی عکس و ظاهر ثبت و دیده نمیشه !

قصد ازدواج ندارم !

وقتی زن یا مردی اینو میگه ، جدی بگیرید !

تصور کنید کسی  بهر علتی میگه نمیخوام ازدواج کنم و شما با ترفند های خاص بتونید با این شخص ازدواج کنید ، به نظرتون میتونید یه روزِ خوش داشته باشید؟

تا حرفی بزنید میگه من که نمیخواستم، شما خودتو به من تحمیل کردی ! (بدون نگاه جنسیتی)

اگر صرفا به نقطه ای رسیدید که صرفا قصد ازدواج دارید ، از دیدِ من به کسی نزدیک بشید که به اندازه شما ، نه بیشتر و نه کمتر بخواد که ادامه بده  ، این تمایل اگر به یک اندازه نباشه ، زندگیِ معمولی که همینجوریش هم ساده نیست ، به غیرِ ممکن تبدیل میشه .

اصلا هم به این فکر نکنید که خودتون تصور و توهم میکنید آنقدر خوبید که میتونید بعد ازدواج نظرشو عوض کنید ، اگر خیلی خوب بودید، به حرفی که در ابتدا زده بود (قصد ازدواج ندارم!) احترام میذاشتید !

پِرت ها !

از دیدِ من بعضی جملات  در محاوره ما  بی فایده هستند ، نمیگم که استفاده نکنیم ازشون ، صرفا بهشون فکر کردم :

طرف با لپهای سرخ و سر و مر تو ی یه مرکز خرید و تفریح میچرخه و راه میره ، میبینیدش ،بهش میرسی  میپرسید خوبی؟ خب اگه این خوب نبود اونجا در حال گردش و چرخش چکار میکرد؟ اگه خوب نبود که  تو خونه خوابیده بود !

حرفا که تموم میشه ، میپرسیم ، دیگه چه خبر؟ خب اینهمه سایت خبری و شبکه رادیویی و تلویزیونی هست ، برین بقیه اخبار را از آنجا بگیرید ! خب لابد دیگه با شما حرفش نمیاد !

یا میپرسیم چکار میکنی؟ یعنی نمیدونی کسی که باهاش حرف میزنی چکار میکنه؟ اگه منظورت همون لحظه هست ، بذار اگه خواست خودش میگه ، شاید داره کاری میکنه که صلاح نیست یا دوست نداره بگه !

یا به یکی زنگ زدید ، میگید خسته نباشید ! آخه از کجا میدونی اون داشته چکار میکرده، بیل میزده؟ ، شاید خواب بوده ،  شایدم داشته ...  جای این سه نقطه خیلی چیزا میشه نوشت که اگر کمی فکر کنید میبینید چقدر میتونه خسته نباشید گفتنِ شما خنده دار بشه ! (18+)

جفتتون سکوت کردید ، حرفا تموم شده ،یدفعه میگی ، خب داشتی میگفتی ! یا دیگه تعریف کن ! اون حرفی نمیزد که ، یجورایی میخواد شما خداحافظی کنی و بری، خب حرفی ندارین با هم بزنید، مجبوری ادامه بدی؟

یا بعضی ها قبل از شروع جمله میگن راستی فلان چیزو چکار کردی؟ میدونید راستی یعنی چی؟ یعنی منظورت اینه باهات صادق باشه و  راستشو بهت بگه و خلاف نگه؟ تا این حد بهش شک داری اصلا چرا ازش سوال میپرسی؟

یا مثلا طرف یه شهر دیگس ، تلفنی باهاش داری حرف میزنی و میگی دارم قورمه سبزی درست میکنم ، بفرما! آخه اون سوار هواپیما هم بشه نمیرسه قورمه سبزیتو بخوره ، چرا الکی میگی ؟

رفتین مهمونی ، میزبان میگه ، لطفا از خودتون پذیرایی کنید ! میخواستیم خودمون از خودمون پذیرایی کنیم میموندیم خونه ، آمدیم مهمونی که شما از ما پذیرایی کنید !

جملات قابل تعمق زیاد داریم ، اینا بعضیاش بود !

چطوری؟ (لبخند)

غم شاه !

از دیدِ من رابطه را با کسی که همش دنیای غم و غصه هست کمتر کنید و با کسایی که شاد هستند بیشتر ، باور کنید غم و شادی مسری هستند ، اصولا بعضی ها غصه خوردن را دوست دارن ، مشکلی هم نداشته باشن ، بالاخره موضوعی را برای ماتم پیدا میکنند !

این آدمها غصه خوردن را دوست دارند و شخصیت و ذاتشون اینه و معمولا خودشون هم بدنبال شادی نیستند ، بیشتر دنبال بهانه ای برای افسردگین ،من بهشون میگم غم شاه !

این تجربه را من سالها پیش داشتم  ، همکاری داشتم که غم شاه بود ،  با اینکه کارش خیلی خوب بود ولی نتونستم تو محیطی که بودم تحملش کنم ، داشت همه را افسرده میکرد .

نمونه ای غم شاه که احتمالا همه میشناسیدش گلام (گالیور) هست ، من میدونم، کارمون تمومه ! (لبخند)

شکنجه گوجه سبز و لواشک !

همنشین محترم مجازی به من میگه خبیث ! صرفا بخاطر اینکه من گوجه سبز و لواشک را با هم دارم !  آیا و یا عایا من حق ندارم این دو ماده ترش را با هم داشته باشم؟

فیلم اثباتِ ادعایِ بلاگر

از این بهتر هم میشه؟!

مگه از اینم میشه چیزی لطیف تر و زیبا تر باشه؟ صبح که چشماتو باز میکنی ، بگی امروز چند شنبه است و ببینی واو ...

به نظرِ من گنجشکها قطعا 5 شنبه ای هستند ، امروز سر و صداشون بیشتر میاد ، خیلی خوشحالن ، خوب بود میشد جیک جیکاشون را متوجه شد ، فکر میکنم حرفای عاشقانه بهم زیاد میزنن ، یا گنجیشک ماده داره دستور خرید به گنجشک نر میده ، 10 گرم گندم ، 3 گرم ارزن ، یه در بطری نوشابه هم آب بگیر بیار ! فردا، مهمون داریم ،  عمه گنجیشک میخواد بیاد لونمون ، 5 گرم هم  کنجد بگیر ! (لبخند)


دارم اینو گوش میکنم


معمولا آدمها وقتی شروع به اشتباه کردن میکنند ،در ادامه یه زنجیره از اشتباهات را انجام میدن که نشون بدن اشتباه اولشون اشتباه نبوده !(لبخند)


فروشگاه های بزرگ یه چیزایی را ارزان میدن و یه چیزایی را گرانتر ، در کل وقت و هزینه رفت و آمد را حساب کنید ، میبینید به نفعتون هست محترمانه از همون سوپر سر کوچتون خرید کنید !


وقتی توی زندگی هستی  و میخوای حرفی بزنی که حس میکنی ممکنه حساسیتی توش باشه ، چند ثانیه بیشتر طول نمیکشه که فکر کنی اون جمله را اگر خودت میشنیدی چه حسی میشدی ، بعد اگه دوست داشتی بگو !


به این جمله دقت کنید : من مادرِ شما را به اندازه مادرِ خودم دوست دارم !  اینو یه مرد داره به زنش میگه یا برعکس زن به مردش بگه یا جملاتی مشابه که اصولا آدمها به هم میگن ،من شما را به اندازه برادر خودم دوست دارم و از این حرفا ، واقعی؟ دارید حقیقت را میگید؟  از دیدِ من تمام این حرفا خلاف گفتنه و ممکنه ظاهرا طرف مقابل ازتون تشکر کنه ولی توی ناخودآگاهش یا توی دلش میگه چه راحت خلاف میگه ! یا آره جونِ ...!


قبلا نوشته بودم ولی گاهی تاکید مجدد لازمه : میبینی یکی همش تو زندگی غر میزنه ، گلایه داره ، اون یکی آرومه ، چیزی نمیگه ، غر هم نمیزنه، داره زندگیشو میکنه، ظاهرا اونی که غر میزنه آدم بدِ داستانِ ، از نظرِ من اونی که ساکته مشکل داره ! کسی که ساکتِ به خواسته هاش رسیده و طرف دیگه داره اونا رو برآورده میکنه ، کسی که غر میزنه و از وضع موجود راضی نیست ، به خواسته هاش نرسیده !


من تا بعدازظهر نیستم ، مواظب اینجا باشید تا برگردم !


چه 5 شنبه خوبیه  امروز  ، تا اینجاش که عالی برگزار شده ! البته 5 شنبه را تنها گذاشته بودم ، یخورده خونه رو جمع جور کنه ، نمیشه که فقط آخر هفته ها بیاد خوش بگذرونه ! (لبخند)


جلبِ اعتماد ، سخت ، زمانبر و به خیلی چیزا وابستس ، سلب اعتماد آنقدر راحته !

خیلی به این جمله کوتاه بالا دقت کنید و ساده از روش نگذرید ، برگردوندنش هم به وضعیت سابق  حتی میتونم بگم شدنی نیست !


برای بعد افطار و شام موندم مرغی را که خوابوندم کباب کنم از یه طرف هم هوس پیتزا ایتالیایی (چانو یا پپرونی یا هر دو) را کردم ، میگم مرغ یه روز دیگه هم تا فردا شب تو یخچال بمونه چیزیش نمیشه ، اتفاقا طعم مواد بیشتر میره بخوردش ، اسنپ فود کجایی ؟! (لبخند)


پنجشنبه هم میگه پیتزا ، دیگه چاره ای نیست ، اینم از صبح کار کرده ، خب حق داره یه پیتزا بخوره !


اصولا توی روابطمون اول میگیم  همه بدن تا خلافش ثابت بشه ، کاش جوری بود که اول میگفتیم همه خوبن و خلافش هم هیچوقت ثابت نمیشد !


دیدید یکی هی داره یه قضیه را عقب میندازه ،از نظرِ من  قصد انجامشو نداره ، یا روش نمیشه بگه پشیمون شده یا هم میخواد و هم نمیخواد شده ، مواظب باشید وقت و عمر عزیزتون را تلف نکنه !


با یکی آشنا شدی ، توی زمانِ آشنایی نکات منفی که پیش میاد را ، بعد از شروع زندگی 10 برابر کنید ، 9 برابر هم نه ! مثل این میمونه که برای گرفتن نمره 10 درس بخوانی ، هرگز موفق نمیشی ! (اگر متوجه نشدید بپرسید تا توضیحِ بیشتر بدم)


همه گیری که تموم شد ، توصیه میکنم به سفر فکر کنید و براش برنامه داشته باشید ، هیچ چیز از دیدِ من بیشتر از دیدن جاهایی که ندیدید خوش گذروندن محسوب نمیشه.


غذای این پنجشنبه شب بلاگر


چی میشه قبل شروع زندگی دائم ، یه مدت دختر و پسر ازدواج موقت بکنن؟ خانواده ها از دیدِ من به این قضیه رضایت بدن به نفع همه هست ، هم روابط مشروع هست و بی اشکال ، هم راحت تر میتونن راجب مسائلی صحبت کنند که در حالت عادی نمیشه!


برای 5 شنبه یه قهوه ترک گذاشتم ، میگه برام فال بگیر ، میگم اعتقاد ندارم ولی برای سرگرمی خوبه ، عجب چیزایی براش افتاده ، یه خورشید ، یه پرنده بزرگ (سیمرغ) و یه جاده ، ازم میپرسه یعنی چی؟ میگم شما خورشیدِ منی ، عزیزمی ، مهربونمی ، تنها کسی هستی که بلاگر براحتی میتونه بهت بگه عشقم ، عمرم ، دوست دارم و دلتنگتم !

سیمرغ هرگز تموم نمیشه ، همیشه هست و جاودانه هست ، مثل 5 شنبه ها !

جاده هم یعنی میره و باز برمیگرده ، هیچوقت تنهات نمیذاره ، جاده ها همیشه به مفهوم رفتن نیستن !


خرید سر کوچه بلاگر


یه دریاچه نزدیک  هست ، توی طالقان ،حدود 2 ساعت راهه ، یه هتل هست که سوئیت اجاره میده با چشم اندازِ بی نظیر از دریاچه و آشپزخانه و باربیکیو تو محوطه هتل ، به مدیر هتل زنگ بزنم ، اگر مشکلی نباشه هفته دیگه برم آنجا !


تا 45 دقیقه نیستم


دلم برات تنگ میشه ، بحثِ دوست داشتن هم نیست ، اینکه وفاداری ، مهربونی ، توقعی نداری ، برات فرقی نمیکنه دوست داشته باشن یا نه ، همه را دوست داری ، حتی روزای دیگه رو ، اینکه منو درک میکنی ، خواسته هام برات اهمیت داره  ، متوجه میشی من چی میگم  ، برام ارزشمند و مهمه ، عزیزِ دلم ، نازنینم ، 5شنبم .


کسی که ازتون 50 میلیون پول قرض میخواد ، احتمال برگردوندش بیشتر از اون کسیه که 500 تومن پول قرض میخواد ! (لبخند)


از برادر و خواهری که ازدواج کردن ، اصلا انتظار رفتارِ روزهای مجردیشون را نسبت به خودتون نداشته باشین !


پنجشنبه خیلی احساساتیه ، الان نیم ساعته منو بغل کرده ، میگه تا ثانیه آخر میخوام همینجا باشم فقط !  5 شنبه است و پر از احساس ، چکارش کنم ، چشمای خیسشو میدیدید شما هم اجازه میدادید !

پنج بهشت !

پنجشنبه و اردیبهشت را اگه با هم قاطی کنیم میشه 5 بهشت ! غذای مخصوص این شب عالی و عزیز را آماده کردم و خوابوندم ، کسایی که میخوان برای افطار یا شام آمادش کنن ، الان وقتشه !

دانلود فیلم آماده کردن غذای این شب 5 شنبه ، تا چند دقیقه دیگه ! (غذای دریایی)

دارم اینو گوش میکنم و غذا را آماده میکنم ، تقدیم به تپلی ها !


دلم این هفته خیلی تنگ شده براش ، شمع روشنه ، غذا را خوابوندم ، آمادم که بیاد ، میدونم وقتی بیاد 5 شنبه هم دلتنگه و میخواد خودشو تو بغل گم کنه !


دانلود فیلم غذای این شب 5 شنبه بلاگر


حالا رفته ، مگه قبلیه رفت چی شد؟ این اومد ! اینم بره یکی دیگه میاد ، تا بالاخره به جایی برسی که یکی باشه که بدونی میمونه برات ! با منطق و احساس توی یه تعادلِ مناسب انتخاب کنی از این رفت و آمدها کم خواهد شد !


چقدر حیفه آدمها این روزهای زیبا و بی بدیل را از دست بدن ، به هر علتی ! از این فروردین و بهشت و خرداد ها کم داریم ها ! چند صد تا نیست ، چند ده تا ، شاید کم و بیش ، یه روز از بهشت گذشت ، چکار کردید که خاص بود تو زندگیتون؟ هیچی؟ خوبی بازنده؟


فیلم نهایی سیب زمینی سرخ کرده و میگو


https://s18.picofile.com/file/8431442568/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B4%DB%B2%DB%B1_%DB%B1%DB%B7%DB%B5%DB%B8%DB%B5%DB%B2.jpg


برای شام یا افطار آمادست !


دانلود فیلم  مرغ برای شام یا افطار 5 شنبه شب  فرق آقایان ، آینده نگری !


دیگه بهانه ای برای پیاده روی نرفتن نداری ، یه دست کم داری که بگیری؟ میدونم چی میگیا ولی بازم تنها هم شده برو ، این هوایِ بهشتی دیگه میره تا سالِ دیگه ، امروز یا فردا با رعایت ، برو بیرون ، قدم بزن ، گاهی که خلوت بود و دور و ورت کسی نبود ، ماسک را کمی بکش پایین ، نفس بکش و فکر کن یا تصورش کن که  وقتی داری راه میری گاهی شونه و دست کسی میخوره بهت و میگی زندگی اینه !


کسی هست توی اطرافیان که رفتارش میره تو اعصابتون؟  راهش این نیست که مقابله به مثل کنید ، لزومی نداره بخاطر نسبتها به خودتون زجر بدید و حتما رابطه داشته باشید ، وقتی شما از دیدنش ناراحت میشید احتمالا اونم از شما خوشش نمیاد ، خب نبینید همو !


وقتی سنتون به هم نزدیک باشه ، دائم در حالِ جر و بحث هستید ، هیچکدوم نمیتونید تجربه طرف دیگه زندگی را بپذیرید ، نتیجه میشه یه کشمکش مزمن !


وقتی یکی از طرفین زندگی  کارِ غیر عاقلانه ای کرد ، بهترین زمان برای اینه که شما با عقل رفتار کنید و مهار زندگی را بدست بگیرید ،او همیشه خود را بدهکار زندگی و شما میبیند و جایگاهِ شما در آن زندگی تقویت میشود، اگر شما هم بدون منطق عکس العمل نشون بدید، صرفا یه زندگی آشفته و درهم خواهید داشت که هر دو دائم در حال  سرکوفت زدن اشتباهاتتان به هم هستید.


من برم شمع ها رو روشن کنم ...  عطر خوششو حس میکنم ، نرمی آمدنش ، نگاهِ مشتاقش ، لبخند ملایمش ، دستهایی که به سمتِ من  بازه و چشمهایی که از خوشحالی برق میزنه ...داره میاد.


پنجشنبه برام یه ظرف کوچیک باقلوای پسته ای آورده و میگه میدونم شیرینی زیاد دوست نداری ولی چون خودم خیلی دوست داشتم ، دلم میخواست چیزی را که خیلی دوست دارم برای کسی ببرم که خیلی دوسش دارم حتی اگه نخوره !

آخه صادقانه بگین ، 4 شنبه ایهای پفک خور یا جمعه ایهای پاستیل خور ، روزشون یه بار بهشون از این حرفا زده؟(لبخند)


یه موقع میبینید طرفِ دیگه زندگی سرِ یه چیزِ خیلی کوچیک خیلی ناراحت شده ،تعجب نکنید که مثلا آخه این قضیه بی اهمیت چرا اینقدر ناراحتش کرده ، این قطره آخری بوده که کاسه صبرشو لبریز کرده ، بگردید دنبال چیزای دیگه که بزرگ بودن و صبر و تحمل کرده و چیزی نگفته.


از دیدِ من خانمها در یک مورد میبایست تحملشون رو افزایش بدن ، اکثرا تحمل انتقاد ، حتی درستشو ندارند ، صرفا مایل به تعریف و تمجید هستند ، یک زندگی دو طرف داره و او هم میخواد از این زندگی لذت ببره و گاهی انتقاد هم میکنه ، نمیشه هم جلوشو گرفت و باهاش جنگید. به این فکر کنید که او اینکارو برای بهتر و زیباتر شدن زندگی مشترک میکنه.


اولین باری که حسِ دوست داشتن یا دوست داشته شدن اومد سراغت را با الان مقایسه کن ، چقدر عوض شدیم، نه؟

به بعضیا نمیاد !

حقیقتش اینه بعضی لباسها به بعضی ها نمیاد !

مثلا ممکنه یکی با کت و شلوار خوب به نظر برسه ولی با لباس اسپرت نه و برعکس ، شاید مربوط به فرم بدن یا چهرش باشه ، سلیقه قطعا قابلِ احترامه و از دیدِ من مهم تر از نظرِ دیگرانه ، ولی بازم میگم آدما اون خوشتیپی (لبخند) نیستن که خودشون تصور میکنن ، اونی هستن که دیده میشن ، حتی در زمینه ظاهر،  لباس و رنگ !

مثلا عطر شیرین به نظرِ من برای آقایون جالب نیست ولی شاید بعضی دوست داشته باشن .

چند نکته کاری !

دیدگاه شخصی میباشد:

نکاتی برای کسانی که در بخش فروش یا بازاریابی فعال هستند ، وقتی دارید با مدید یک شرکت دیگر،  جهت معرفی محصول یا خدمات خودتون حرف میزنید ، اینو فرآموش نکنید که اون شخص بی جهت در جایگاه مدیریت ننشسته ، قطعا آدم باهوش و دقیق و با توانیه ، پس میتونه در مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی تشخیص بده شما دارید با اعتماد به نفس و اطمینان از کیفیت و قیمت کالا یا خدماتتون حرف میزنید یا خودتون هم به چیزی که قصد فروششو دارید اعتماد ندارید !

به مسائل فنی ، قیمت و جزئیات چیزی که میخواهید بفروشید اشراف کامل داشته باشید ، اگر یک سوال را مبهم جواب بدید ، احتمال بستن قرارداد کاهش پیدا میکنه.زیاد حرف نزنید و در حد پاسخ به سوالات مختصر و واقعا مفید باشه .

ظاهرتون شیک باشه و لزوما نیاز نیست کت و شلوار بپوشید.

این جمله را هرگز نگید: ببخشید مزاحم شدم ! چون ممکنه تو دلش بگه واقعا شدی ! (لبخند) میتونید بگید امیدوارم وقت آزاد داشته باشید ، کلمه امیدوارم  و  آزاد حس خوبی به من میده یا جملاتی که کلمات مثبت توشون هست ، نه جمله ای که کلمه ای مثل مزاحم توش داره !

نپذیر !

حرفی میزنه ، درخواستی داره که با عقیدت ، نظرت ، افکارت مخالفه؟ خب نپذیر !

کسیِ  که درخواستهای عجیب غریب داره؟ چیزایی میخواد که صد در صد با اون مشکل داری؟  بهترین کار اینه که نپذیری و رها کنیش ، هر کس بره سراغ زندگی خودش !

ولی و اما اگر پذیرفتی ، بعدا از او اشکال نگیر ، او خواسته هاشو گفته و صادقانه حرفشو چه درست و چه از دیدِ شما غلط ابراز کرده ، وقتی پذیرفتی و بهر علت و بهانه انجام ندادی در هر صورت شما مقصری ، به خودت اشکال بگیر و با خودت برخورد کن نه با او !

قاطی پاتی !

امشب از اون شبهای قاطی پاتیه ، چهار شنبه ایها با اردیبهشتیا قاطی شدن و هر کدوم دارن واسه خودشون با حرکاتِ ناموزون و موزون مجلس را بهم میریزن ! میگم کاش این 4 شنبه ایهای پفک خور با این اردیبهشتیهای باسلوق خور قاطی نمیشدن ، معجونی شده ها !

آرام بخش !

گاهی آرامشی که نوکِ  انگشتانی با نوازشی ساده میتوانند بدهند ، بزرگترین روانشناسان و قوی ترین آرام بخشها هم نمیتوانند !

فقط بودن!

وقتی اسارت یه انتخاب باشه !

وقتی قفس را دوست داشته باشی !

وقتی رهایی را دربند ببینی !

وقتی زندونیی باشی که از دیوار خوشش میاد !

وقتی سختی برات آسایش باشه !

وقتی یه اتاقِ کوچیک  برات به وسعتِ یه دنیا باشه !

وقتی یه سفرهِ ساده برات رنگین ترین میزها باشه !

حتی اگرعمرِ این حس کوتاه باشه ،فقط کنارِ او بودن برات مهمه ، چگونه بودنش مهم نیست ، یکبارم شده تجربش کن !


دارم اینو گوش میکنم

سعی نکنید بشکنید !

دو تا آجر بذارید و یه چوبِ نازک را بذارید بینشون ، با لبه دست یه ضربه بزنید روش ، از وسط میشکنه و  بعد پرتش میکنید دور !

حالا یه قطعه پولاد را روی همون آجرها بذارید و  ضربه بزنید، چه اتفاقی میفته ؟ دستتون صدمه میبینه !

در هر دو حالت شما سعی کردید غرورِ مردی را بشکنید و از دیدِ من در هر دو حالتش شما بازنده هستید !

یا میشکنیدش و بعد میندازیدش دور و دیگه نمیتونید بهش حسی داشته باشید  یا توانشو ندارید و فقط خودتون آسیب میبینید !

دیروز، امروز، فردا

امروز هم فردا شد و خودش به دیروز تبدیل شد !

روزِ آخر فروردینه ، زود گذشت ، نه ؟


غمبرک نزن !

حالا که چی؟ عشق نداری؟ اوضاع کار بهم ریخته؟ با خانواده مشکل داری ؟ اصلا هر چی ، فکر میکنی غمبرک بزنی و اشک بفشانی مشکل حل میشه ؟


باور کن هر چی غصه بخوری فقط از کیسه شادیت کم شده و عمرتو بی جهت کوتاه کردی !


این آهنگو گوش میکنم و منو آروم میکنه ، درسته در رابطه با ازدواج و مشکلاتش و این حرفاست ، ولی برای حالِ الانم خوبه !

تو نه شما !

وقتی تو حالت عادی به هم احترام میذارید ، تو عصبانیت یه مرحله میایید پایین تر ، وقتی تو حالت عادی بهم میگید شما ، تو ناراحتی نهایت میگید تو !

فکر کنید تو حالت عادی به هم بگید تو ، تو عصبانیت  بهم چی میگید؟

دیدم کسایی که وقتی غریبه ها را میبینند خیلی مودبانه حرف میزنند ، نگران قضاوتِ اون آدم هستند که راجبشون چی فکر میکنن ، ممکنِ حتی دیگه تو زندگیشون هم اونو نبینند ، اونوقت به عزیزشون یا کسی که شریکِ زندگیشونِ حتی به اندازه اون غریبه احترام نمیذارن ، به بهانه صمیمیت !

اعلام میکنم ، عقیده دارم ، نظرمه ، از دیدِ من ...میشه هم تو اوج صمیمیت بود و هم نهایت احترام را بهم گذاشت، اصلی ترین کسی که میتونید بهش احترام بذارید ، همسرتون  و نزدیکانتون هستد ، این یه باورِ برای بلاگر !

کثیرالتوهم !

از دیدِ من بعضی ها بدون توهم نمیتونند زندگی کنند ، یک مورد که براشون روشن میشه که اون چیزی که تصور میکردند اشتباه بوده ، بلافاصله شروع میکنند در رابطه با مورد بعدی توهم میکنند ! خب اقلا یکم استراحت کن وسطش ! (لبخند)

مصداق :

زنی توهم اینو داره که همسرش با زنِ دیگه ای حرف میزنه ، بالاخره در یک فرصت مناسب میتونه گوشی اونو چک کنه و میبینه در آن ساعت بخصوص ، مثلا او داشته با شماره خواهرش که گرفتاری خانوادگی دارند حرف میزده ، مشکل حل میشه ولی همون لحظه فکر میکنه نکنه 2 تا گوشی داشته باشه ،(توهم جدید) ، با شوهرش میرن مخابرات استعلام میگیرند که شوهرش فقط یه سیم کارت فعال داره ، خب اینم حل میشه ، بعد فکر میکنه نکنه به اسمِ یکی دیگه ...

شاید خنده دار به نظر برسه ولی برای کسی که با یه کثیرالتوهم زندگی میکنه، دائم میبایست در حال ثابت کردن خودش باشه و مقدارِ زیادی انرژی ، وقت و اعصاب صرف مطالب بیهوده خواهد شد.

بارون که اومد باهاش برو!

هر موقع شب یا روز باشه ، بهت زنگ زد و گفت داره بارون میاد ، بیام دنبالت؟  حتما باهاش برو ، شاید هیچوقت دیگه یه شب یا روزِ  بارونی نباشه که اون هم باشه !

خیالاتی نشو !

برو برو ، بهتر از من پیدا نمیکنی ، تازه با یکی دیگه باشی قدرِ منو میدونی ، تازه متوجه میشی من چی بودم و از این حرفا !

اون میره و هیچی هم متوجه نمیشه ، راجبِ توانت و اون چیزی که بودی محاسبه اشتباه داشتی ، آنقدر عالی و خوب  نبودی که بخواد بخاطرت برگرده یا اصلا نره !

قبل از اینکه این تصور و خیالات را داشته باشی ، دقیقا ببین چه جایگاهی داری و کجای زندگیِ اون هستی ، بعد تهدیدش کن! 


دارم اینو گوش میکنم

چقدر به حریم خصوصی احترام میذارید؟ !

خودتون را در یک موقعیت واقعی تصور کنید ، فکر کنید به نحوی به یه پسورد دست پیدا کردید که شدیدا هم در مورد اون کنجکاو هستید ، مثلا پسورد ایمیل یا وبلاگِ بلاگر ! (لبخند)لطفا  به من جواب ندید ، پیش خودتون بگید ، چند درصد احتمال داره که ازش استفاده کنید تا ببینید چه خبره؟ اون درصد میشه میزانِ احترامِ شما به حریمِ خصوصی دیگران !

اوجِ احساس و توافق !

شاید ظاهرا زیبا به نظر نرسه ،  ولی کار میکنه !

با هم حرف زدید و برای زندگی به توافقی رسیدید ، احساساتی نشید ، نگید بدِ ، به عقیده من خوبه همشو روی 2 برگ بنویسید و امضا کنید ، وقتی تو اوج احساس هست و هستی ، چیزهایی را میپذیره و میپذیری که بعدا ممکنه فرآموش بشه ، ولی وقتی هر دو حس کنید که توافقی مکتوب وجود داره ، دیگه نمیشه به سادگی کسی بگه نه ، همچین چیزی یادم نمیاد و بیشتر مواظبِ رفتارش خواهد بود ، همیشه در اوج نمیمونید !

وقتی احساساتی هستی ، به منطق هم فکر کردن مهمه وگرنه وقتی که احساس نباشه یا بره کنار ، همه منطقی هستند !

گلنارم !

فکر کنید 100 سالِ پیش بود و از یکی خوشتون میومد چکار میکردید؟

چقدر یه نامه ، یه جوهر و قلم میتونست قشنگ بنویسه ... فکر کنید مردی بود و برای دلدار و همسرش که از او دور بوده ، چه ساده و راحت مینوشت ...


فدایت شوم، عزیز تر از جانم ، نازنینم،  بهتر از گلم ، اولین و آخرینم ، دلم برایت ذره ای شده ، کجایی که از دوریت بی قرارم ، خورشیدِ من ، مهربانم ، گلنارم ، یکدانه ام ، سرگردانم  از دوریت ، آتش عشقت مرا در کام برده ، در آرزوی دیدارت میسوزم ، گذری نیست که به یادت نباشم ، شبی نیست که بی یادت به خواب روم ، کاش اکنون در کنارم بودی و بی مزاحم تو را داشتم ، روزها میگذرد و من بی تو بودن را عادت نکردم ، آشفته ام از ندیدنت ، خسته ام از نبودنت ، کاش میدانستی دلتنگی من را ، کاش بجای ستاره ها با صدای دلنشینت سخن میگفتم ، با لبخند زیبایت از خواب میجستم ، آنگاه بی غم از عالم بودم ، بزودی پیشت می آیم و ختم دلتنگیست ، دیدارمان تازه میشود و قلبمان باز ، دوستت دارم گلنارم ، زیاده سخنی نیست و فرآوان غمِ دوری ، به امید دیدار ای عزیزِ دل ، فدای تو بشم ، یارِ دلتنگت  ، رضا

شامِ امشب : شبِ خوشمزه !

مواد موردِ نیاز :  هوای خوب ، دل خوش ، نداشتن فکر و خیال ، یه موزیک ملایم ، یک عدد شمع ، بویِ خوش عود ، نگاه کردن به یه گلدون و برگهای زیباش ، سکوت و آرامش شب ، بری بیرون ؟ نری؟ خودتی و خودت و هر چی اراده کنی  !

اینا رو که با هم یکم بهم بزنی و بذاری جا بیفته ، یه شبِ خوشمزه از توش در میاد !

قدرتِ زمان !

همین ساعتی که بهش نگاه میکنیم و میبینیم 7 و سی دقیقه هست ! میدونید چه قدرتی داره؟

تمام انسانها با تکنولوژیشون جمع بشن نمیتونن اینو 7 و 29 دقیقه بکنن !

خانه شادی !

یه خونه میتونه با رنگ یا دکوراسیون یا نورپردازی مناسب شاد به نظر برسه ولی عقیده دارم شادیِ واقعی موقعی حس میشه که آدمهای اون خونه آروم با حسِ خوب  و بهم اعتماد داشته باشن !

یه چیزی همیشه برای من نشانه شادیِ یه خونه بوده ، اینکه نصفِ شب بهش بگی بلند شو بزنیم به جاده و او هم جلوتر از شما با لبخند دمِ در ایستاده باشه !

خواب مهمترِ یا شادی؟ از دید من شادی و فکر میکنم از دید ... خواب ! (لبخند)

کسی هست که خودشو نخواد؟

از دیدِ من  ، همه ابتدا خودشونو دوست دارن و یه جورایی هر کاری هم میکنند ، حتی محبت بدون توقع به دیگران برای اینه که یه حسی توی وجودِ خودشون ارضا بشه !

پدر و مادر هم فرزندانشون را دوست دارن چون فیزیکی هم حساب کنیم اونا خودشون هستند !

حتی اونی که متاسفانه و به اشتباه از زندگی دست میکشه ، توی فکرش اینه که میخواد خودشو  از رنجی که داره میکشه رها کنه !

به کسی که خودشو دوست داره میگن خودخواه ، از نظرِ من ، همه همینیم  و اگر با دقت به هر کاری که میکنیم  فکر کنیم ، میبینیم در نهایت بخاطرِ خودمون بوده !

انتقام !

میخوای ازش انتقام بگیری؟ همش در حال فکر کردن و نقشه کشیدنی؟  اون  اصلا خبر داره که شما به فکر انتقامی؟ داره زندگیشو میکنه و از عمرش لذت  میبره ولی شما تمام مدت فکرت مشغوله و بجای زندگی کردن داری اعصابتو تحتِ فشار میذاری ، قطعا فکر کردن به این مسئله چیزِ خوشایندی برای یک ذهن نیست !

اکثرِ موارد هم در حد همون فکر میمونه ، فقط ماه ها بجای اینکه زندگی کنی ، فکرهای سیاه تو سرت بوده.

فکر کن موفق شدی و انتقام گرفتی ، ممکنه یه موقع برای خودتون هم مشکلی پیش بیاد ، ممکنه نقشه درست پیاده نشه و ترکش هاش بخودتونم اثابت کنه و خیلی اتفاقات دیگه .

از نظرِ من بهترین راه اینه ، یه تخته پاک کن برداری و اون نقاطِ سیاه را پاک کنی ، انتقام ، شما را به روزهای گذشته برنمیگردونه و آرومتون نمیکنه !

کمتر نه !

از نظرِ من ، آدمها یه خصلت دارند ، این توی همشون وجود داره :


به کمتر از آن چیزی که داشتند رضایت نمیدند !


اگر چیزی داشتند نمیتونند بعدش کمتر از اونو داشته باشند ، چه گوشی موبایل باشه ، چه عشق و  احساس ، اگر هم رضایت بدند همیشه در حسرت زندگی خواهند کرد !

زن باش ، مرد باش !

حرفی زدی و بنا به دلایلی پشیمون شدی ، نخواستی و یا نتونستی بهش عمل کنی  ،توجیه نکن ،  بهانه نیار ، تقصیرهای خیالی را گردن او ننداز ، یه جورایی او را مقصر نشون نده ، ازش معذرت بخوا و بگو به این دلیل من کم آوردم  ، زن باش ، مرد باش !

منت ، بی منت !

از ساعت 9 بمدت یک ساعت و نیم ، کل خونه (منهای اتاق خوابها که حس کردم تمیزن) جارو برقی و طی کشیده شد ، سینک (ظرف توش نبود و هیچوقت نمیذارم چیزی بمونه، خود سینک منظورمه) و گاز تمیز شد ، گرد گیری روی میزها انجام و لباسهای تیره داخل سبد هم به دوست و همکار عزیزم ماشین لباسشویی (لبخند) سپرده شد و کل خونه تا حد قابل قبولی تمیز و مرتب شد ، باور کنید کارِ خونه سخت نیست ، خانمهای محترم ، منت ، بی منت ! کار خونه یه جورایی ورزش و تحرک هم هست و بنفع سلامتی خودتون !


ضمنا موقع کار هم داشتم  اینو گوش میکردم ! حرکاتِ موزونِ جارو برقی را بگو ! (لبخند)

خصلت خوب و بد انسانی !

شاید یکی از خصلت های انسان که هم میتونه بد باشه هم خوب ، فرآموشی باشه !

گاهی خوبه وقتی که دردهایی هستند که فقط راه درمانش اینه !

گاهی هم بدِ وقتی که وعده ها و حرفهایی که زده شده فرآموش میشه !

یه روز مهم !

قرار بود 5 شنبه بره به چند تا از هم 5 شنبه ایها سر بزنه ، الان آمد ، خیلی خوشحال بود از اینکه اینقدر دوسش دارن و چقدر از طرفداراش تشکر کرد ، گفت برای همشون آرزوی سلامتی و شادی کرده .

پنجشنبه میگه آدما اگه میدونستن یه روز هم چقدر مهم و با ارزشه و یه روزی برای همین یه روزی که گاهی ساده و بدون خوشی و برنامه  از دستش میدن چقدر حسرت میخورن ، خیلی بیشتر حواسشون را جمع میکردن !

با 5 شنبه کاملا موافقم ، وقتی به تنها چیزی که مطمئنی نقطه پایانی در این دنیا دارد (روزها) توجه نکنی ، روزها هم به شما توجه نمیکنند و سریع از کنارتون میگذرند ، خیلی سریع و یه روزی میبینی تصویرت توی آینه یا عکسهای قدیمیت فرق کرده !

برای همه یه روزِ آخر هست ، امروز شاید روز آخر نباشه ولی از دیدِ من به همون اندازه مهمه !


وقتی اشتباه میکنی ، گفتنِ ببخشید سخته؟ هست ! قبل حرف زدن یا انجامِ کاری خوب فکر کن ، فقط اون لحظه را نبین ،عوارضِ کارت فقط همونی نیست که در همون لحظه میبینی !  وقتی فقط به اون لحظه فکر کنی ، خیلی چیزها را نمیبینی ، درست لحظه ای که متوجه شدی کارت خطا بوده ، متوقفش کن ، اینکه میگن جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعته ، واقعا درسته !

گاهی لازمه برای ساختن چیزی ، ابتدا هر آنچه هست را با خاک یکسان کنی و از ابتدا بسازی !


فکر کن یه ماشین زمان داری و به دیروز برگشتی و میخوای اون اشتباه را نکنی ! امروز ، دیروزِ فردای ماست ، فکر کن ماشین زمان داشتی و برگشتی به امروز ، خب نکن اون کارو ! فکر کردن و منطقی بودن همون ماشینِ زمانِ !


میگی به خواسته هات بی توجهی میکنه؟ کمی فکر کنی میبینی دقیقا همونقدر که شما به خواسته های اون توجه نشون نمیدی !


وقتی از هم دورید ، منظورم جغرافیایی هست ، سراغِ احساس نرید ، آخه بخواید با هم یه قدم بزنید تو این هوای بهاری ، میبایست چمدون ببندید؟ همینجوریش آدمهایی که تو یه شهر هستند با هم مشکل دارن ، چه برسه به اینکه برای یه دیدارِ ساده بخوان مسافرت هم بکنن ، عاقل باشید لطفا !


مهمترین مسئله زندگیِ مشترک  از دید من میدونید چیه؟ دقیقا درست حدس زدید ، در این زمینه به مشکل برخوردید ، نگران بشید ،به فکر باشید و حتما درستش کنید ، وگرنه این رابطه دوامی نخواهد داشت !


بعضی رفتار ها به یک چیزِ مادی صدمه میزنه ، مثلا انداختن زباله در خیابان  یا عدم رعایت قوانین رانندگی ، بعضی رفتارها به یه مفهوم صدمه میزنه ، مثل خلافگویی ، رازدار نبودن ، شکستن اعتماد دیگران ... دومی خیلی بدِ و عوارضش شاید تا همیشه بمونه !


پشتِ حرفِ مردها دنبالِ چیزِ دیگه ای نباشید ، معمولا آقایون با کنایه حرف نمیزنن ، خواستشون همونی هست که میگن ، علت مسئله ای که دارن یا گلایشون ، همونی هست که میشنوید !


پنجشنبه میگه میخوای این هفته جامو با جمعه عوض کنم؟ یه روز بیشتر بمونم؟ وسوسه شدم بگم باشه ، ولی از اون طرف هفته دیگه 2 روز جمعه داریم ! دیدم نه ، این جمعه ایهای پاستیل خور رو نمیتونم 2 روز پشت سر هم تحمل کنم ! (لبخند)


پنجشنبه یه پیرهن زرد با یقه خاکستری ملایم  پوشیده ، واو  بهش میاد !


این جمعه ایها جمع شدن پشت در ، همهمه میکنن ، پنجشنبم ترسیده !   تازه یکیشون میگه میشه زودتر درو باز کنید من ... ! (لبخند)


چکار کردی ؟ با عمل و غیر حرف ، چجور نشون دادی که دوسش داری؟ عملا را دارم میگم ، یخورده فکر کن ، فقط حرف زدی دیگه ، چه فداکاری بزرگی براش کردی که ازش توقع داری؟ هر کاری هم کردی خواستِ خودت هم بوده ! اونم شاید کاری نکرده ، تازه شده مثلِ شما !


با کسی که تکلیفش روشنه بحث نکنید ، اینجور آدما یا بله یا نه را میپذیرند ، دیگه باورهاشون به جایی رسیده که شکل گرفته و تغییر ناپذیره ، اینکه بخواهید منعطفشون بکنید ، انرژی بیهوده مصرف کردنه ! ببینید تو قالبشون جا میشید یا نه ، نشدید وقتتون را تلف نکنید !


اول ببین توانِ انجامِ دادن یا ندادنِ اون کارو داری یا نه ، بعدا جار بزن و به همه اعلام کن !


داره میره ، برای هر دومون سخته ، ولی منطقی باشی میتونی بپذیری ، یه پنجشنبه دیگه هم رفت ، هر بار آمدنش آنقدر شادی میاره که غم نبودنش را تا یه هفته تحمل کنم !

نفس !

میدونید چیه 5 شنبه را بیشتر از همه دوست دارم؟ اینکه میتونم اینو راحت بهش بگم که به هیچ انسانی نمیتونم و نمیخوام بگم !

دوست دارم عزیزم !


واو ، چه حسِ خوبی دارم ، همینجوری شادی داره میجوشه ، روز خوب ، هوا ابری و بهاری ، فروردین زیبا و عشقِ من هم داره میاد، از این بهتر هم داریم مگه ؟! چه خوبه تو این هوا نفس میکشم !


این 4 شنبه ایها با اینکه غروب شده نیستن ! نمیدونم رفتن بیرون؟ زدن تو جاده؟ پیک نیک رفتن؟ بهارِ دیگه !


بله ، کاشف به عمل اومد ، از یه گوشکوب !  آبگوشت درست کردن ، رفتن به کوه و دشت و صحرا ! میدونستین آبگوشتای بلاگر حرف نداره؟ گوشت کوبیدش رو که نگو! با نون سنگگ تازه و ترشی و سبزی خوردن و یه چیزای دیگه چقدر میچسبه ! (چیزای دیگه : زیر شلواری + سفره رو زمین+خرد کردن پیاز با مشت ! )


این پست بروز میشود


وقتی یه بار از هم سلب اعتماد کردید ، دیگه متاسفم ! برگردوندنش خیل خیلی سخته ، مواظبِ این یکی باشید !


دو عده میگن پول برامون مهم نیست ، یا خیلی دارن یا امیدی به داشتنش ندارن !


با کسی که بهت وعده میده و عمل نمیکنه همونجور باش ، وگرنه زجر میکشی !


با احترام باهاش برخورد کن ، حرفی هم داری محترمانه بگو ، احساساتی بشی و حرفی بزنی یا کاری بکنی که از مسیر احترام خارج بشه ، بهترین بهانه را دستش دادی !


کسی گفته بود هر چیزی یه قیمتی داره ، فقط قیمتها با هم فرق داره ! با این نظر عموما موافق نیستم ولی خیلی جاها هم درسته !


گاهی آدمها وقتی ذهنشون مختل میشه ، از حالت عادی که خارج میشن ، کارهایی میکنن که اصلا ازشون انتظار نمیره !


به فال و این حرفا اصلا اعتقاد ندارم ، ولی از حرفایی که میزنن خوشم میاد ، از برگردوند استکان قهوه ترک به سمت قلبت ، نشونه هایی که روی ته استکان میفته و گاهی واقعا شبیه یه چیزایی هست ، یه جور وقت گذورندن خوشایندِ، فالتون را بگیرم؟ (لبخند)


امروز داشتم خرید میکردم ، از مسئول یه غرفه سوالی پرسیدم ، جوابم را داد ، بعد گفت میتونم یه سوال بپرسم ازتون ، صداتون چقدر شبیه یکی هست که  شنیدم ! نمیدونم کی و کجا ولی آشناست برام ! گفتم نمیدونم ! بعد که آمدم بیرون پیشِ خودم گفتم شاید از همنشین ها بوده ! شما نبودی؟ (لبخند)


حس میکنی دوسش داری و عاشقی و از این حرفا؟ دقیقا برای اون چکار کردی؟ نقطه عطف فداکاریت کجا بوده؟ چه کاری بوده که خواسته خودتم نبوده؟ چه کاری کردی که خلافِ میلت بوده و کاملا یکطرفه و بخاطرِ اون بوده؟ دقیقا ، هیچی !  واقعا فکر کن و جواب بده ، هر کاری هم کردی میل خودتم بوده ، خودتم میخواستی .


همش بهش میگی چشم؟ حرفشو گوش میکنی؟ حرفِ آخر رو اون میزنه؟ دقت کردی همه چشم هات برای چیزایی بوده که خودتم راضی بودی و کوچکترین مسئله ای که باهاش مخالف بودی بحث و درگیری داشتی و از چشم گفتن خبری نبوده؟ چشم اون موقعی ارزش داره که مخالف نظرت باشه و بگی !


میدونید سایز پنجشنبه 36 و گاهی که زیاده روی میکنه میشه 38 ! البته معمولا برمیگرده به همون 36 ، شاید بخاطر همین 5 شنبه ای شدم ! (لبخند)


آمد و الان دقیقه های دلتنگیه ، سفت در آغوشِ پنجشنبه ایهاست ، همه پنجشنبه ایها یک هفته منتظرِ این لحظه بودن ، چه خوبه که انتظار تموم میشه!


چرا گریه میکنی 5 شنبه؟ چی؟ از الان داری فکر میکنی میبایست بری؟ به بعدا فکر نکن ، الان پیشمی و همه چیز خوبه ، این لحظه ها را از دست بدی که میخوای بری؟ بذار همون موقع غصه اش را میخوریم ، الان فقط این مهمه که هستی و کنارمی !


اگر داره یه حسی با کسی تموم میشه ، بذار آخرین خاطره ات از اون یه خداحافظیِ زیبا باشه !


بدون دوست داشتن کنارش هستی؟ باور کن اشکالی نداره ، بدون عشق هم میشه زندگی کرد ! مگه وقتی یه دوستی میاد پیشت و لحظات خوبی را باهاش میگذرونی ، عاشقشی؟ باور کن هیچ عشقی مثل روزهای اول باقی نمیمونه، میدونم دلتنگِ اون روزا هستی ، اون حسی که داشتی ولی  از دیدِ من ، مهم خوب گذروندن لحظات هست !


از دیدگاه مردانه میگم ، اطاعت یک زن از مردِ زندگیش  که بهش اعتماد داره ، ضعف او نیست ، نهایت قدرتِ اونِ در حفظِ علاقه و محبتِ مردشه!

تجربه تا کجا؟

همه زندگیت که شد تجربه ! پس کی میخوای ازشون استفاده کنی؟ اسم اشتباهاتِ تکراریمون را تجربه نذاریم ، بارِ اولشون تجربس ، بقیشون همون اشتباهه !

راه که بیفتی !

حوصله هیچ کاری را نداری ، حس میکنی حتی سختته بری تا سر کوچه ، توصیه میکنم کشون کشون  (لبخند) خودتونو به کمد لباس برسونی و آماده بشید  ، راه که بیفتی حوصله هم خودش میاد !

وبلاگ نویسِ آشنا!

میدونستین مخاطبین یه وبلاگ نویس فعال شاید اونو  از خانوادش هم بهتر بشناسن؟ با کدومیک از اعضا خانواده  روزی 2-1 مطلب از خودتون ، عقیدتون و باورهاتون میگید و اونا نظرهاشون بهتون منتقل میکنند و راجبش بحث میکنید؟


زیبایی احساس را پاس بدارید !

فقط یه روز ، یه شب، ساعتی  ، حسی به شما داده که ارزشمند بوده ، خرابش نکنید ، حس زیباست ، منطق هم نیست که تکرار بشه ، قدر بدونید ، وقتی به مشکل برمیخورید ، به اون قسمت که زیبایی حستون بهتون داده کاری نداشته باشید، ازش حرف نزنید ، بذارید بکر بمونه ،توی خاطرات جاودانه بشه ،  از دیدِ بلاگر اینه ، حالا خودتون میدونید ، هر کاری میخواهید بکنید !

اصرار نکنید !

برای اینکه از کسی چیزی بدونید ، اصرار نکنید ، اگه با میل خودش بگه حقیقت را میشنوید اگه با اصرار شما بگه ، خلاف میشنوید !

شام دوشنبه ، فیله ماهی سوخاری و سیب زمینی سرخ شده !

هر چی هم میگید ، خودتون هستید ! (لبخند)

تا حالا فیلم ماهی درست کردن را نذاشته بودم ، امشب هوس فیله ماهی کردم ، کنارش هم سیب زمینی و یکم شورِ گل کلم یا خیار شور !

فیلم 1

فیلم 2



https://uupload.ir/files/vzq0_img_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B4%DB%B2%DB%B5.jpg

طنز: فلانی !

ذلیل بود ، خودشم میدونست ، ولی از اول با چند تا اشتباه که تو زندگی مشترکش کرده بود و مهار زندگی افتاده بود دست زنش ، خیلی عذاب میکشید ولی چاره ای هم نداشت ، از یه چیز بدش میومد و نمیتونست تحملش کنه ، همه جا بهش میگفتن فلانی شوهرِ لیلا !

هر چی میگفت من اسم دارم ، بگین فلانی ، بازم میگفتن شوهر لیلا فلان کار را کرد ، ما رو شوهر لیلا میرسونه!  شوهر لیلا یه ماشین خریده ! و ... دیگه خسته شده بود ، شاید چیزای دیگه آنقدر عذابش نمیداد که بجای اسمش بهش میگفتن شوهرِ لیلا !

آخرش تصمیمش را گرفت و از هم جدا شدند، یجورایی براش سخت بود ولی حس خوبی داشت که دیگه شوهر لیلا نبود !

یه روز با دوست مشترک سابقشون بود و دوستش دعوتش کرد که بره خونشون ، دوستش زنگ زد به زنش و گفت ، امشب مهمون داریم ، از اونور زنش پرسید کیه؟ گفت شوهرِ سابقِ لیلا ! (لبخند)

کسرِ اعتبار !

یه موقع خونه پدر و مادری هستی ، جایی میری اعتبار داری ، همش مربوط به شما نیست ، یه مقدار هم مربوط به خانواده و بابا و مامان هست ، یه موقع ازدواج کردی ، مقداری از اعتبارتون مربوط به همسرتون میشه ،اگر  یه موقع پشت سر خانواده یا همسر بدگویی بکنی ،از  اعتبار خودتون هم  کم میشه ، حواستون باشه !

داره بارون میاد اینجا !

وقتی داره بارون میاد دوست دارم قطره ها را بغل کنم بگم از اسمون خوش اومدید ، چه خبر بود اون بالا؟ صدای رعد هم میاد ، اسمش خشنِ ولی با صدای باران چه دلنواز میشه ، یادِ این آهنگ افتادم و چقدر خوبه صدای بارون و این آهنگ و بلاگر و امشب !

داستان تخیلی کوتاه : ویروس سرخ !

گزارش رو میز رئیس جمهور قرار گرفته بود و داشت بهش نگاه میکرد ، تقریبا از محتویاتش خبر داشت ، یک پندمیک (همه گیری) جهانی ولی بدون آسیب جدی به هیچ قسمتی از بدن ، ویروسِ ناشناخته ای بود که دانشمندان متوجه شده بودند از طریق رباتی که به سیاره سرخ (مریخ) فرستاده بودند و از اعماق یکی از مناطق مریخ به زمین آمده بود ، اولین نشانه هاش درمرکز فضایی ناسا دیده شد ولی به سرعت در همه جای دنیا پخش شده بود.

میزان مرگ و میر در انسانها صفر بود ، هیچ مشکلی هم برای هیچ قسمتی از بدن بوجود نمی آورد ، فقط یک چیز داشت که دنیا را تکان داده بود ، مثل یک زلزله همه روابط اجتماعی ، سیاسی و حتی فرهنگی را هم تحت تاثیر خودش قرار داده بود ، پایه های نظم جهانی را بهم ریخته و به نحوی زندگی را مختل کرده بود.

هیئت دولت تشکیل جلسه داد و رئیس جمهور شروع به صحبت کرد ، هنوز واکسنی براش کشف نشده؟ این وضع نمیتونه ادامه داشته باشه ، پس این محققین که سالانه این همه بودجه میگیرند چه میکنند؟ همه ساکت بودند ! وزیر سلامت و بهداشت گفت آقای رئیس جمهور ما در تلاش هستیم ولی این یک ویروس بیگانه هست و شاید به این زودیها واکسنی براش کشف نشه و در ضمن خیلی ها از اتفاقی که افتاده خوشحال هستند و حتی از این ویروس  استقبال میکنن !

خیلی بیجا میکنن ! من حتی نمیتونم بصورت زنده یک سخنرانی بکنم و با مردم حرف بزنم ! صدای چند پوزخند در جلسه آمد و نگاهِ تند رئیس جمهور ! معلوم بود این ویروس در هیئت دولت هم طرفدارهایی داشت !

رئیس سازمان ناسا هم در جلسه بود و درخواست صحبت کرد که رئیس جمهور گفت همه چیز از خودت شروع شد و ساکت !

***

با پوزش ادامه داستان تا مدتی دیگر ، کار پیش آمد (لبخند)

***

داستان از 2 سال پیش شروع شد که اون ویروس در ناسا پخش و بعد از طریق دانشمندایی که آنجا حضور داشتند به آسیا ، اروپا و اقیانوسیه و بعد به تمام جهان منتشر شد ، هر کس آلوده اون ویروس میشد ، موقعی که داشت حرف میزد و اگر خلاف واقع و حقیقت چیزی میگفت حدود 5 ثانیه رنگ قرنیه چشماش سرخ میشد و سپس به رنگِ قبلی برمیگشت !

از نظر علمی اون ویروس وقتی در بدن کسی بود، هنگام گفتن خلاف واقع  با افزایش لرزش در مویرگهای قرنیه باعث سرخ شدن موقت آنها میشد .

این باعث شده بود که کسی نتونه واقعیت را پنهان بکنه !

دیگه هیچکس نمیتونست بگه دوست دارم و ته دلش چیزِ دیگه ای باشه ، دیگه کسی نمیتونست وعده های پوشالی بده ، حتی پدر و مادر ها هم نمیتونستند وقتی بچه ها از این میپرسیدن که چطور بدنیا آمدن ، داستان لک لک ها را تعریف کنند !

فروش عینکِ دودی تیره هزاران برابر شده بود و البته یه بدی داشت ، هر کی از اون عینکها میزد یعنی میخواست یه چیزی را پنهان کند !

***

فکر کنید اگر کسی نمیتونست غیر واقعیت چیزِ دیگه ای بگه ، دنیا چه شکلی میشد؟

تصور همچین دنیایی سخته ، ولی شخصا اگر همچین ویروسی وجود داشت دوست نداشتم واکسنی براش درست بشه !


شام امشب بلاگر(یکشنبه شب) ، چشمام هم سرخ نشد ! (لبخند)

برای پول هم هست !

دارید برای زندگیتون حرف میزنید ، از دیدِ من اشکالی نداره واقعیت ها را بگید ، اگر نفر مقابلتون عاقل باشه و درک کنه از گفتن حقایق ناراحت نمیشه ، بلکه میبایست از صداقتتون استقبال هم بکنه !

مصداق:

چه اشکالی داره دختر بگه بله یکی از دلایلی که میخوام باهات ازدواج کنم اینه که مثلا خونه و ماشین داری یا وضع مالیت خوبه ، خب این حقیقته و  اگر آن مرد تجربه داشته باشه ، این صداقت براش جذاب هم هست.این شخص رو به کسی که میگه پول اصلا برام مهم نیست ترجیح میدم ، چون میدونم که اینطور نیست و واقعیت را نمیگه !

چه اشکالی داره پسر بگه بخاطر آشپزیت یا خانواده خوبت یا ظاهرت بهت نزدیک شدم، نه اینکه همه دلایل اینا باشه ولی اینا هم هست !

منظورم این نیست که صرفا مسائل مادی باشه ولی این مسائل هم  وجود داره ، اینکه احساس یا فکرتون نسبت به هم چطورِ ، بحثش جداست.

بعضی میگن من اونو فقط بخاطر خودش دوست دارم، که من خندم میگیره ، این یعنی چی؟ خودش را چی میسازه؟ از نظرِ من هم مسائل مادی ، هم معنوی ، هم موقعیت اجتماعی ، کار ، درک ، خانواده، نحوه برخورد و کلام ، تحصیلات و ... در حقیقت وقتی میگی خودش ، شامل همه اینا میشه .

همه خودخواهیم !

از نظرِ من ، آدمها وقتی به کسی ابراز عشق میکنن و دوسش دارند توقعی که دارند  اینه که او هم به شما علاقه داشته باشه، کنارشما باشه، شما را تنها نذاره ، به شما وفادار و متعهد با شه و هر چی حسِ  خوبه به شما بده ،  این که دوست داشتنِ شما نسبت به او نیست ! این که همش شماست و دوست داشتنِ خودتونه !

همه خودمون را میخواهیم  و خودخواهیم ولی ادای آدمهای را در میاریم که اینگونه نیستیم و  او را دوست میداریم !