بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی
بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی

طنز: نحوه صحیح آبگوشت خوری !

1-فقط روی زمین

اصل مراسم آبگوشت خوری توسط مرحوم فردین و ظهوری بر روی زمین :

https://s20.picofile.com/file/8442149650/index12342341.jpg

2- خرد کردن پیاز با مشت

3- پوشیدن پیژامه فقط با کش قیطونی  و کشیدن آن به بالا تا زیر گردن!

https://s20.picofile.com/file/8442149500/kesh_abgosht.jpg

پیژامه مخصوص مراسم سنتی آبگوشت خوری :

https://s20.picofile.com/file/8442149576/3453dfg.jpg


4- لیسیدن استخوانهای چرب و چیلی پس از جدا کردن گوشت

5- کوبیدن گوشت با گوشکوب چوبی

6- نون سنگک کنجدی تازه کمی برشته

7- خوردن دوغ نعنا در کاسه و پاک کردن سبیل ها با پشت دست ! (لبخند)

8- گذاشتن یه بالش روی فرش زیر آفتاب پاییزی  و کمی بیهوشیِ !

***

تهیه شده توسط بخش آموزش وبلاگ بلاگر

جبر و انتخاب !

دوست یه انتخابه و خانواده یه جبر

از نظر من برای همینه که آدما با دوستانشون راحت ترند و گاهی نزدیکتر از خانواده !

ناهار سه شنبه بلاگر

عجب کباب تابه ای شده ، دیشب که درست میکردم یخوردشو خوردم ، خیلی خوشمزه شده بود ، اگه کیفیت گوشت خوب باشه و دامها از مواد تازه و مناسب تغذیه کرده باشند ، طعم غذا هم خیلی خوب میشه.

فقط فلفل سیاه و نمک به کباب تابه ای میزنم با گوجه کبابی ، نتیجه:

https://s21.picofile.com/file/8442140342/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B1%DB%B4%DB%B4%DB%B4%DB%B7.jpg

شام دوشنبه شب بلاگر

امشب یه شام ساده داشتم شامل:

نان تست سبوس دار

بیکن فیله بوقلمون

سس خردل ملایم

پنیرگودا

گوجه

نتیجه:

https://s20.picofile.com/file/8442102876/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B1%DB%B1_%DB%B1%DB%B6%DB%B5%DB%B5%DB%B0%DB%B5.jpg

چه چیزی کمه؟

در رابطه با یه موضوع که نظر و سلیقه هم نیست که بگیم هر کس حق داره رایِ خودشو داشته باشه داری بحث میکنی ، خودتم متوجه شده حرفِ طرفِ مقابلت منطقیه و درستِ ، چرا ادامه میدی؟ چی توی وجودت مانعِ این میشه که حرف صحیح را نپذیری؟

از دیدِ من کسی که در مقابل منطقِ درست بحث را ادامه میده یک چیز کم داره ، شجاعت !

شما هم شیر میشید؟ !

با خانواده ، همسر ، مدیر ، استاد ، معلم  یا ... بحثتون شده ، یکی از دوستانتون میاد و میگه خوب کاری کردی فلان حرفو زدی ، اون هیچ کاری نمیتونه بکنه ، اینبار بدترش رو بگو !

***

میتونی با موتور  تک چرخ بزنی ، اگه بتونی که واقعا کارت عالیه !

***

ما انسان هستیم ، شیر و پلنگ نیستیم ، کارها را نمیشه بدون عقل و تفکر پیش برد ، اینبار اگر کسی خواست به نحوی برای به خطر انداختن شما تحریکتون کنه ، بیشتر دقت کنید ، شاید داره شیرتون میکنه!

شام شنبه 17 مهر 1400 بلاگر و جایزه !

در فیلم زیر موادی را خواهید دید که شام امشب بلاگر مورخ 17 مهر 1400 بلاگر را تشکیل میدهند ، تا ساعت 7 امشب وقت دارید که حدس بزنید شام امشب بلگر چی بوده و اگر درست بگید ، جایزه خواهید گرفت ! واقعی؟ بله ، واقعی !  هر جا باشید هم جایزه را به شما میرسونم ، بلاگر حرف میزنه و عمل میکنه !

فیلم شام شنبه شب 17 مهر 1400 بلاگر با جایزه !

شام بلاگر چی بود؟

غذا خوردن با بینی!

قابل توجه افرادِ احساساتی و عاشق پیشه :

میشه با بینی غذا خورد؟

با دل هم نمیشه فکر کرد !

فضای نفس کشیدن !

زیادی بهم چسبیدن هم دل آدمو میزنه !
برای حریم خصوصی هم فضا بذارید !
آقا داره با دوستش صحبت میکنه؟ به بهانه تمیز کردن میز دور و برش نچرخ !
خانم درِ اتاقو بسته و داره با خواهر یا مادرش یکم غیبت مهمونی دیشب رو میکنن که دلشون وا شه ،  الکی نرو تو اتاق و بگو ، عزیزم آچار فرانسه رو ندیدی؟ !(لبخند)

دیگه نمیخوامت !

از نه و دیگه نمیخوامت های طرف دیگه نترسید ، کافیه بگید ، باشه خداحافظ ، دیگه هیچوقت از این حرفها نمیزنه !

طنز : مرغ های نئشه !

طنز : اخبار دامپزشکی به نقل از سایت انتخاب ، در آب مرغها تریاک میریزن که یبوست بگیرن و موقع فروش وزنشون بره بالا.

***

اصغری خیلی خمارم ، بی ژحمت اون قابلمه مرغو از یخچال بیارش !

***

آقای دکتر گلاب به روتون چند وقته اس..شدید گرفتم ، اشکال نداره جانم ، الان برات 2 تا بال  و یه رون مرغ مینویسم ، خوب میشی !

***

جر و بحث آقا خروسه و خانم مرغه ، چرا لونه را تمیز نکردی ؟ پس ناهار کو؟  خانم مرغه : حوشله داریا ،  خودت تمیژ کن ،حالم خوب نیست ،بدن درد دارم ، نوکم هم میخاره !

پنجشنبه زبل!


به ۵ شنبه میگم میخوای خودم برای شام مرغ سوخاری با هویج سرخ شده بذارم یا از بیرون پیتزا سفارش بدم؟

میگه مرغ سوخاری را بذار بخوریم تا پیتزا برسه !


بازم با اینکه اینهمه خوش اشتهاست ، خوبه که لاغر مونده ، احتمالا تو قصر روزها آشپزی در حد بلاگر ندارند ، خب وقتی به روزی میگی دوست دارم ، میبایست عواقبشم بپذیری !

***

از نظر من خانمها با آرایش ملایم زیباتر به نظر میرسند ! تمام عروس هایی را که بعد عروسی با آرایش کم دیدم ، از شب عروسیشون خیلی بهتر دیده میشدند!

و تمام عروس هایی را که با آرایش های آنچنانی دیدم ، اگر در یه شب تاریک در یک کوچه میپریدند جلو من ، الان دیگه بلاگری نبود که این اطلاعات را بهتون برسونه !


https://s20.picofile.com/file/8441908184/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B8%DB%B3%DB%B0%DB%B2%DB%B4.jpg


ناهار اولین بار 5 شنبه ای بلاگر !

شاید حدود 2 سال بود این غذا را درست نکرده بودم ، ساده هست ولی کلا غذاهای پلویی را دوست دارم و با مواد ساده ای درست میشه !

ناهار 5 شنبه ای اولین بار در وبلاگ بلاگر !


یه خورده زعفرون هم بهش اضافه کردم تا نیم ساعت دیگه آماده میشه ، ته دیگش رو بگو !

https://s20.picofile.com/file/8441891300/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B1%DB%B4%DB%B1%DB%B3%DB%B3.jpg

لایک !

هر وقت کسی را در شبکه های اجتماعی یا دنیای واقعی بخاطر اینکه خوشگله ، خوشتیپه ، مشهوره ، فامیله ، دوسته ، اونم لایکت کنه  و ... لایک کردی ، اعتماد به نفس پایینی داری و قابل اعتماد نیستی !

برای تفکر های خوب و ایده های جدید و جالب اگه کسی یا مطلبی را دوست داشتی و لایک کردی ، قوی و محکم هستی !

سرما!

‏حس میکنی نسبت بهت سرد شده؟ قبل از هر تصوری رفتارهای چند وقت اخیر خودتو بررسی کن بعد سراغ بقیه دلایل احتمالی برو!

همخونه!

‏تنش بین دو نفر همخونه همجنس کمتر از زن و شوهر هاست !
از نظر من، چون اونا از هم توقع ندارند.

دوست داشتن و دوری !

از دیدِ من هر چی بیشتر حس دوست داشتن به کسی داشته باشید ، به همون نسبت وقتی که اختلافی پیش میاد ، بیشتر ازش دور و منزجرمیشید !

تا کجا؟


تا جایی باهاش هستی که خودت هم میخوای؟  از جایی که خلاف میلت به بعد بود و اگر کنارش و به حرفش موندی ، کار خاص و متفاوتی کردی!

ناهار سه شنبه بلاگر !

خیلی وقت بود این غذا را درست نکرده بودم ، بهمراه سبزی خوردن تازه و سیب زمینی ، توی این هوای پاییزی هم بسیار چسبید و خوشمزه شده بود.

دانلود ناهار سه شنبه بلاگر

ازدواج با آدم پولدار !

به امید اینکه با یه آدم پولدار ازدواج کنید و براتون ریخت و پاش کنه نباشید ، اون زحمت کشیده و قدرِ  اون پولها را میدونه و اگر از این کارا میکرد اصلا پولدار نمیشد !

توصیه میکنم با فرزند یه آدم پولدار ازدواج کنید ، اون زیاد دلش به حال اموال پدر و مادرش نمیسوزه ،  البته اگه بهش چیزی بدن! (لبخند)

۱۸ سالگی!


به ۱۸ سالگیت که رسیدی ، یادته؟ ، اصلا متوجه شدی؟ کمی فکر کن ، اصلا تولد ۱۸ سالگیتو یادته ؟  فکر کنم تازه تازه داری متوجه میشی که چه ارزون  اون سال رو از دست دادی !

خیلی مفت باختی یکی از بهترین سالهای زندگیتو ، نه؟


به ... سالگیت  داری میرسی؟  هنوز نرسیدی ولی چیزی نمونده ؟ توصیه میکنم اینو دیگه از دست نده  و چند سال دیگه پشیمون لحظات از دست رفته ... سالگیت نباش!

آدم سابق!


هر وقت دیدید دیگه اون آدم سابق نیست و تغییر کرده ، قبل از هر توهمی ،عادلانه به خودتون نگاه کنید ،خودتون  همون آدم سابق هستید؟

نشکنیم خوبه !


صبح بخاری میزنیم ، ظهر کولر !

عروسی و ۵ شنبه !


پنجشنبه میگه آدما چرا عروسی میگیرن؟ میگم چون شب خاصیه و میخوان فراموش نشه ودر یاد بمونه ! (خواستم بگم چون یه بار تو زندگی آدماست ، بعد دیدم گاهی فقط یه بار هم نیست ! )


میگه چون پنجشنبه هستم ، خیلی عروسی دیدم ، به تنها کسایی که خوش نمیگذره و پر از استرسه براشون عروس و داماد هست ، خب نمیشه با اون پول که هزینه میکنن یه سفر رویایی برن؟ هم بیاد ماندنی میشه هم بجای استرس ، آرامش دارن ،هم بجای یه شب ،میتونن یه هفته شاد باشن و خاطره بسازن !


بی جهت پنجشنبه ای نشدم !


اشتباه نکنم این پنجشنبه یه رگ شمالی داره ، غذاهای هموطنهای شمالی را خیلی دوست داره ،ددیشب میگفت کباب ترش خیلی خوشمزه است ،نه؟




خیلی خوبه به بچه هاتون از هر نظر برسید ، روحی و جسمی به فکرشون باشید ولی از دید من نمیبایست به نحوی باشه که خودتون و همسرتون را فراموش کنید و یادتون بره که شما هم از این زندگی حقی دارید !

***

گاهی از اینکه گریه نمیکنم میترسم ! سنگها هم  همینطورند !


شام درخواستی 5 شنبه !

واسم اس فرستاده میگه من یه سری غذای سوخاری میخوام ! آخه یعنی من میبایست  این موقع چی درست کنم که ساعت 12 ایشون یعنی 5 شنبه بیان و بخورن؟

یه سوال ، حدود ساعت 9 شب ، 10 تا مهمون بیان و شما هم آمادگی نداشته باشید، شام بهشون چی میدید؟

فیلم 1

فیلم 2 و نهایی


کات !

طلاق گرفتید؟ جدا شدید؟ کات کردید؟ ولش کن دیگه !

پشت سرش برای چی بد میگی؟ تموم شده و رفته ، اصلا اون مقصر همه چیز ، دیگه بالاتر از اعدام که نداریم؟ جدایی مثل اعدام یه رابطه هست و ختمِ اونه ، از دیدِ من کسی که در پایانِ یه رابطه ول نمیکنه و یا تو فکر خودش یا نزدِ دیگران همش از اون رابطه و اینکه طرفِ دیگه مقصرِ این جدایی بوده حرف میزنه ، قطعا خودش را گناهکار میدونه ، میدونه که مقصر اصلی خودش بوده ، همش میخواد با عنوان کردن اینکه طرفِ دیگه اشکال داشته ، عذابِ وجدانِ خودش را کم کنه !

تا وقتی داری بهش فکر میکنی شاید جسمی ازش بریده باشی ، روحی هنوز درگیرشی و شاید شدیدتر از قبل !

شام سه شنبه شب بلاگر !

شام خوشمزه با شیر ، آب و یه پاستای خوشمزه ، این همه به خودت و زندگیت سخت گرفتی و مراقب همه چیز بودی که فلانی اینو نگه و اون یکی اونو نگه ! چی شد؟ یه ثانیه به لحظات خوشت اضافه شد؟ زندگیت خوب شد؟

شام امشب بلاگر

طنزکوتاه : اودافظ آرامش !

ساعت حدودای 10 شب بود ، پاهام رو روی میز جلوی کاناپه دراز کرده بودم و لیوان قهوه را بهم میزدم و تلویزیون نگاه میکردم ، همه چیز خوب بود ، زندگی داشت با آرامش میگذشت ، حس میکردم مشکلی نیست ، نمیدونم چرا هر وقت پیشِ خودم میگم مشکلی نیست ، زندگی با یه لبخند شیطانی میگه الان درستش میکنم !

صدای زنگ در آمد ، پیشِ خودم گفتم این موقع کیه؟ حتما اشتباه در زدند ،  به سختی از جای نرم و گرمم بلند شدم تا زنگ دوم را نزدند بگم که اشتباه زنگ زدید ، از توی دوربین نگاه کردم ، اخوی گرامی سرشو به دوربین نزدیک کرده بود و داشت میخندید ، توصیه میکنم وقتی پای دوربین های منازل هستید زیاد بهش نزدیک نشید ، تصویرتون بسیار وحشتناک میشه ! (یه چیزی شبیه عکس شناسنامه یا کارت ملیتون ) ، بدتر از اون سیل جمعیت را هم پشتش دیدم ، از خواهر و مادر گرفته تا خاله جان و آق دایی  و فرزندانِ قد و نیمقدشون ! از توی دوربین قابل شمارش نبودند ، همشیره گرامی هم فرزند 6 ماهشو به سمت دوربین میگرفت و میخواست با دایی محترم بای بای کنه ! اونم به بجای بای بای به سمت دوربین چنگ میزد!  با تصور هجوم این همه آدم و بهم زدنِ آرامشم  عرق کردم  ، اگر درو باز میکردم زندگی را در کارِ شیطانیش موفق کرده بودم ، در را هم باز نمیکردم اینا زنگ همسایه ها را میزدند ، دیگه آدم کس و کار خودش را میشناسه ! اینا آمده بودند که شبیخون بزنند ، یعنی چنگیز خان پیششون یه پیشی ملوس بود ! (لبخند)

خلاصه در کسری از ثانیه اون فکرِ طلایی سراغم آمد ، گوشی را برداشتم و با صدای گرفته و چند تا سرفه گفتم ، وای چه خوب کردید آمدید (باز هم یه سرفه و یه عطسه) ، گفتم الان اینا میگن من کرونا دارم و از همون دم در فرار میکنن ، ولی متاسفانه آق دایی زرنگتر از این حرفا بود و نقشه منو نقش برآب کرد ،  کارت تزریق واکسنش را با افتخار جلو دوربین گرفت ، دقت کردم هر دو دوز را هم زده بود ! بعد گفت همه واکسن زدیم، خیالت راحت ،  اگر کرونا هم داشته باشی نمیتونی فرار کنی ،اتفاقا اگه ازت بگیریم انگار دوز سوم را هم زدیم و هر هر خندید ،  دیدم نه ، مثل اینکه چاره ای نیست ، بالاخره در را باز کردم ، صدای آسانسور که داشت میرفت پایین را شنیدم ، چند لحظه به شمع هایی که برا خودم روشن کرده بودم نگاه کردم و اشک تو چشام جمع شد، اودافظ آرامش ، اودافظ لحظات خوش ...

وقتی نه میشنوید !

قبلا از این نوشته بودم که یه جاهایی لازمه "نه" بگیم و خوبه که این توان را داشته باشیم.

وقتی نه میشنویم چی؟ مثلا به کسی ابراز علاقه میکنید یا درخواستی از همسر دارید یا به هر عنوان جواب "نه " میشنویم ، عکس العمل شما از دید من میتونه نشانه قسمتی از شخصیتی از شما باشه  :

1- عصبی میشید و پرخاش میکنید؟ (پر استرس)

2- عصبی میشید و درون خودتون میریزید و چیزی نمیگید؟ (مضطرب)

3- ناراحت میشید و به روی خودتون نمیآرید و سعی میکنید لبخند بزنید ؟(احساساتی)

4- با آرامش میپذیرید و یه جورایی به حقِ انتخابِ طرف دیگه احترام میذارید؟(منطقی)

5- از قبل میدونستید که ممکنه جوابِ نه هم بشونید و براش برنامه داشتید و آماده بودید؟(آینده نگر)

6- اون لحظه چیزی نمیگید ولی به فکر انتقام در موقعیت متقابل میفتید (تو دلتون میگید نوبتِ منم میشه !)؟(بی رحم)

7- وارد بحث میشید و سعی میکنید جواب منفی او را به مثبت تغییر بدید؟ (سمج)

8- براتون اصلا اهمیتی نداره که نه بشنوید و تغییری نمیکنید؟ (افسرده)

9- سعی میکنید با واسطه قراردادن دیگران جواب را تغییر بدید؟ (تنبل)

10 - با مظلوم نمایی و تحریک احساساتِ طرفِ دیگه سعی میکنید تغییر ایجاد کنید؟ (سیاس)

ناهار 5 شنبه ای بلاگر ، اولین بار !

دیشب که 5 شنبه آمد یه ناهاری ازم خواست که اول باهاش شدیدا مخالفت کردم ولی بعدش خودم هم هوس کردم ، هوا داره خوب میشه ، دیگه از ظهر به بعد کولر میچسبه و صبح ها هوا خوبه ، این غذا هم با هوای خنک در ارتباطه !

خلاصه از صبح مشغول بودم و البته رفتم بیرون و یکم خرید هم کردم ، برنج کته را گذاشتم و خورشت هم داره جا میفته ، این غذا را هم با اردک درست میکنند و هم با مرغ ، من با مرغ درست کردم ولی یه بار هم با اردک درست میکنم و دستورشو میذارم :

رونمایی ناهار 5 شنبه بلاگر تا دقایقی دیگر !  ( هیجان همنشین های محترم را برمی انگیزم ! - لبخند)

این فیلم اونی نیست که فکر میکنید ، این مربوط به آینده هست !

ناهار 5 شنبه ظهر ، اول مهر 1400

***

پول داشتن معلوم نیست که ضامنِ یه زندگیِ خوب باشه ولی نداشتنش قطعا منجر یه زندگیِ بد خواهدشد!

***

دم بختها توجه کنید : اگر دیدی همش داره از عشق و عاشق بهت میگه ، بدون داره تو خواب حرف میزنه و رویا میبینه ، اگه دیدی از حساب و کتاب ، خونه خریدن ، ماشین خریدن و این حرفا باهات حرف میزنه و اون وسطا هم بهت میگه دوست دارم ، این خوبه ، بچسب بهش ! (لبخند)

نترسونش !

یه چیزایی هست که انجامش هیچ ایرادی نداره ولی وقتی از برخوردِ شما میترسه ، پنهانش میکنه !

این قضیه ادامه پیدا میکنه تا به کاری میرسه که انجامش ایراد داره ، در حقیقت برخوردِ نادرستِ شما و ترسوندن بیجا باعث میشه مسئله پنهانکاری بوجود بیاد و در نهایت گریبان خودتون را هم بگیره و برای زندگی مشکل بوجود بیاره ! (بدون نگاه جنسیتی)

مصداق:

زن یا مرد میخواد با یه دوستِ قدیمی که فردِ موجهی هم هست قرار بزاره ، تو گوشش خوندی که بعد از ازدواج همه روابط دوستانه ای که حتی با همجنسان خودت داشتی میبایست متوقف بشه ، اون میترسه به شما بگه که میخواد دوستش را ببینه و این ترس شروع پنهانکاریه !

***

قالبِ گفتاری خود را از ترساندن به درخواست تغییر دهید و منطقِ خواستۀ خود را هم بازگو کنید ،از دیدِ من  تا فکر طرفِ دیگر از آنچه شما میخواهید متقاعد نشود و قلبا آن موضوع را نپذیرد ، انجامش توسط او جای ابهام دارد  و ممکن است به پنهانکاری منجر شود !

تست خودشناسیِ قدرتِ روحی !

کلید انداختید یا زنگ خونه را زدید و درب را برای شما باز کردند ، همان موقع کسی با سر و وضع موجه با شما میخواهد وارد شود ، ولی شما او را نمیشناسید و نمیدانید از اهالی آن مجتمع هست یا نیست!

میتونید بهش بگید که با پوزش ، لطف کنید زنگ واحد مورد نظر را بزنید؟ حتی وقتی گفت من مهمون آقای فلانی هستم ، باز هم درب را ببندید و بهش بگید لطفا زنگ  بزنیدتا درب را برای شما باز کنند؟

اگر میتونید بگید و جلوی ورودش را بگیرید ، شخصی با روحِ قوی و با اعتماد به نفسی هستید ، اگر نمیتوانید ،  ضعیف هستید و نمیتوانید به راحتی در جایی که لازم هست نه بگید !

چارچوب امید !

یک مسئله ای را بارها و بیش از حد تکرار کردی و نتیجه دلخواه را نگرفتی؟

در حال از دست دادنِ امیدت هستی؟ از نظرِ من کار خوبی میکنی ، از دستش بده! قرار نیست که همه بتونن همه کارها  را به سرانجام برسانند ، اگر اینطور بود کلماتی مانند آرزو یا رویا ساخته نمیشد!

مگه چقدر عمر میکنی که بخوای برای یک مطلب این همه وقت بذاری؟ میگن افرادِ موفقی بودن که فلان کار را هزاران بار انجام دادن تا بالاخره در یکی از آنها موفق شدن ، البته شاید این قسمت قضیه زیاد پررنگ نمیشه که این هزاران بار تلاش مثلا به قیمت 10 یا 15 سال از بهترین سالهای زندگیش تموم شده!

امید خیلی خوبه ، میپسندمش و عقیده دارم نیروی خوبی برای جلورفتن بهمون میده ولی اونم میبایست چارچوبی داشته باشه ، اینکه امید داشته باشه با کوبیدن سر به یه دیوار سیمانی اون دیوار فروبریزه ، دیگه اسمش امید نیست !

به ابزار و امکاناتت نگاه کن ، به توانایی و ارادت ، به شخصیت و فطرتت ، به هزینه ای که برای رسیدن به یه هدف میخوای بدی هم فکر کن ، بعد امیدوار باش و خسته نشو ، تازه اونم از نظرِ من با درنظر گرفتن یک فاکتور بسیار مهم، تنها موردی که در راه رسیدنِ شما به هدفتون بسیار ارزشمند و غیرقابل جبرانِ ، زمان !

تهاترِ خوبی و بدی !

بهتون بدی کرده؟ بهتون خوبی کرده؟ یعنی هم بدی کرده و هم خوبی؟

خب میزانِ خوبیهاشو با بدیهاش بسنجید:

یکسان که بودند بدیها را پاکشون کنید !

خوبیها بیشتر بودند ازش متشکر باشید و برای اون بدیهای محدود ببخشیدش !

اگر بدیهاش بیشتر از خوبیهاش بود بهش فرصت بدید ، شاید بتونه میزان خوبی را زیاد کنه !

***

چرا وقتی با کسی در ارتباطِ عاطفی هستید سیل خوبیها را کوچک و کم وزن میبینید و یک قطره بدی و آن هم از دیدِ خودتان را یک فاجعه؟!

جستجوگر خوبی ها باشید و شاید اگر با دقت نگاه کنید، ببینید که میزانش بسیار بیشتر از آنچه تصور میکردید بوده و شما بهش بی توجه بودید !

فقط مامان !

توقع آقایان از زن:

با محبت !

با گذشت !

فداکار!

مهربان!

پر از احساس !

پر از لطافت !

سرشار از بخشش !

بی چشمداشت!

و ...

با اینکه خانمها چه توقعی دارن کاری ندارم

واقعا مردها انتظاری که از یه زن دارن ایناست ... مردها دوست دارن زن را اینطور ببینند ، یه جورایی تصوری که از مادر دارند !

مردهای عزیز دارید زن میگیرید ، دیگه پسرِ گل ، کاکل زری و شو ... طلایِ مامانتون نیستید !

توصیه میکنم اگه دنبال این چیزا هستید ، با مامان زندگی را ادامه بدید، میخواهید زن بگیرید ؟ در توقعاتتون تغییرات اساسی میبایست بدید، این مشخصاتی که نوشتم را فقط مامان ها میتونن برآورده کنن ، جدی میگم !

قضاوت سخت!


آدمها را از روی کارهای اشتبهاشون قضاوت نکنید ، اونا رو از روی کارهای درستشون بسنجید ،  از روی خوبیهاشون !

زرشک پلوی 5 شنبه ای !

یعنی میبایست 5 شنبه بیاد تا همچین شاهکاری به دنیای غذاها اضافه بشه !

ران مرغ را در ظرف روغن پختم ، مثل سیب زمینی که که تو روغن میندازید ، بعد یه مقدار پیاز خرد کردم بهمراه فلفل سیاه و نمک و مرغها را بعد برشته شدن توی روغن روی پیاز ها گذاشتم ، یکم رب زدم و تفتشون دادم و 2 لیوان آب ریختم و یه ساعت هم با حرارت ملایم مرغها پختن ، زرشک را با کمی شکر و کره و آب تفت دادم ، برنج کته گذاشتم که بعد اینکه جوشید زیرشو کم کردم و گذاشتم 2 ساعت بمونه ، ته دیگی شده بود ! پنجشنبه داشت غش میکرد که وقتی این بشقاب را دید حالش خوب شد و به زندگی برگشت !

https://s19.picofile.com/file/8440857800/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B8.jpg


بعدش یه فنجان کاپوچینو که واقعا چسبید ،  5 شنبه هم سرشو به علامت تایید داره تکون میده !

https://s18.picofile.com/file/8440857818/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B6%DB%B4%DB%B8%DB%B3%DB%B3.jpg


برای اولین بار !

شامی که تا حالا درست کردنش را توسط بلاگر ندیده بودید و یه جورایی هم ممکنه بگید از بلاگر بعیده یه همچین چیزهایی درست کنه ! جهت اطلاع هیچ چیز از بلاگر بعید و دور از ذهن نیست، خصوصا وقتی 5 شنبه پیششه ! (لبخند)

دانلود فیلم شام 5 شنبه ای خاص و اولین بار در وبلاگِ بلاگر

***

از دید خودم میگم ، زنی که تسلط مرد را نپذیره ، یا دائم در حال جنگیدنه و در نهایت هم شکست میخوره یا بله و با تبریکِ فرآوان ، بالاخره پیروز میشه و مردی قسمتش میشه که خیلی هم مرد نیست !

جهت اطلاع، مردی که تسلط به زندگی نداشته باشه ، آن چیزی نخواهد بود که یه زنِ طبیعی آرزوشو داشته باشه !

عشق و قدرت بی نهایت !


وقتی به کسی احساس پیدا کردی و عشق را لمس کردی و حس کردی دیگه چیزی جلودارت نیست ،خودتو آخر توان و قدرت میبینی و همه مشکلات دنیاپیشت ساده و بی اهمیت شده ، هر چه سریعتر یه آرامبخش بخور و استراحت کن و اگه تا فردا خوب نشدی دیگه درمان خانگی را رها کن و برو پیش دکتر !

شام واقعا ساده بلاگر!


امشب دیگه بخودم گفتم بسه بلاگر، یه شام ساده با نون سنگک تازه کنجدی میذاری، ناهار هم پوره سیب زمینی با یه تیکه مرغ خوردم،

املت را اگه بذارید گوجه هاش خوب سرخ شه ( با حرارت کم) خیلی خوب میشه .

کسایی که توی یه مقطع اینجا زندگی نکردن خوب متوجه میشن نون سنگک کنجدی تنوری تازه یعنی چی ، با هر غذایی خوشمزه میشه  !


https://s18.picofile.com/file/8440770884/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B4.jpg


https://s18.picofile.com/file/8440770850/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B8%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B2.jpg

قفسی به نام بدبینی !

از نظرِ من قفسی که درش باز باشه و نگهبان نداشته باشه ، دیگه قفس نیست  و حس اسارت نمیده ، انگار یه خونۀ معمولیه یه مکان برای زندگی و آرامش !

گاهی فیزیکی نه ولی از نظرِ روحی کسی را توی قفس میندازیم و درشم قفل میکنیم ، اسم این قفس بدبینیِ ، ضمنا این فقط طرفِ دیگه نیست که سختی میکشه و اسیرِ اون قفسه ، از دیدِ من بیشتر از اون به خودمون آسیب میزنه و زجرمون میده ، بهترین راهِ برطرف کردنشم ، حرف زدنه ، قطعا چیزی تو دلتون هست که مایه این بدبینی شده ، بگیدش ، بریزید بیرون، خودتون را خلاص کنید ، از این نترسید که ممکنه حقیقت داشته باشه ، یا تصورِ شما اشتباه بوده و یا نه ، حتی اگر بدبینیِ شما بجا بوده باشه یکبار رنجشو تحمل میکنید و تموم میشه ، نذارید به یه شکنجه دائمی تبدیل بشه ، نذارید ذره ذره آبتون کنه !

آگهی جالب !

حیوانات مزرعه بفروش میرسد ! یه آگهی جالب تو دیوار پیدا کردم ، فکر نمیکردم آگهی فروش حیوانات مزرعه هم باشه ! ولی اشتباه میکردم ، یکی از این آگهی ها خیلی جالب بود  ! (لبخند)


https://s18.picofile.com/file/8440679668/Untitled4456.jpg

شام امشب و پریشب بلاگر !

شام امشب و پریشب بلاگر را تا حالا توی وبلاگ نذاشته بودم ، هر دو اینها را خوردم ، واو بود ! خیلی خوشمزه شده بود ، توصیه میکنم شما هم امتحان کنید !

شام امشب (یکشنبه 21 شهریور بلاگر)

شام پریشب بلاگر

کارمند !

بعضی ها ذاتا کارمند هستند !

به این مفهوم که بدنبال شغلی که میزان درآمد ماهانه آن مشخص نیست نمیباشند ، اهل ریسک کردن نیستند و به درآمد ماهانه هر چند کمتر از کار آزاد راضی هستند.

اتفاقا نکات مثبت کسانی که بدنبال کار با حقوق مشخص هستند کم نیست ،  استرس کمتری دارند، میزان دخل و خرج خود را میدانند و بر مبنای آن برنامه میریزند ، مسائل و مشکلات و درگیری های کارفرما با مراکز دیگر به آنها مربوط نمیشود ، حوزه مسئولیت آنها صرفا در کاری است که به ایشان محول شده  و میتوانند در زمانهای لازم از مرخصی استفاده کنند بدون اینکه دغدغه ای در زمینه اختلال در کارِ شرکت یا مرکزی را که در آن مشغول هستند را داشته باشند.

در کل یک کارمند از دیدِ من آرامشِ بیشتری به نسبت کارفرما یا مدیرِ یک مجموعه دارد ، هرچند ممکن است از نظر مالی دریافتیِ کمتری داشته باشد.

رویا ها ، واقعیتها !

رویاها:

1-عشقی که ما داریم با دیگران فرق داره و همیشه تا ابد همینطور میمونه

2-حتی یک شب هم ، همدیگه رو تنها نمیذاریم

3-سالگردهایی که داشتیم را همیشه جشن میگیریم (آشنایی ، خواستگاری ، نامزدی ، عقد ، عروسی  و ... )

4-هیچوقت با هم دعوا نمیکنیم

5-اختلاف نمیتونه عشق ما رو کم کنه ، اصولا اختلافی با هم نخواهیم داشت

6-با هم کلی حرف میزنیم و یه ساعتهایی فقط متعلق به خودمونه

7-روزها که از هم دوریم بارها به هم پیام میدیم یا زنگ میزنیم

8-روابطمون با خانواده ها همینجور خوب و عالی میمونه

9- دیگه از رنج دوری راحت میشیم و همش میچسبیم بهم

10 - هیچ مسئله یا کمبودی نمیتونه میزان علاقه ما را کاهش بده

11- ...

********************************

واقعیتها:

1- عشق مال کتاباست ، حالا من اون موقع داغ بودم، یه چیزی گفتم ، اصلا اشتباه کردم !

2- شب میمونم خونه مامان اینا ، خودت یه چیزی بخور ... باشه بمون ( توی دلش ، بهتر ! )

3- میدونی امروز چه روزیه؟ بله که میدونم ، شنبه 20 شهریور ! واقعا که ، سالگرد عقدمونه ! جدی ؟ مبارکه !

4- بار آخرت باشه بدون هماهنگی با من مهمون دعوت میکنی ، منو تهدید میکنی؟ تهدید نمیکنم ، فعلا هشدار میدم ، تو ... میکنی هشدار میدی ، مگه آژیر خطری؟ هر هر هر ....نخند ، گلا پژمرده میشن  و ....

5- میگم دلم گرفته یه سر بریم خونه مامانم اینا ،لازم نیست ، همش شده مامانت اینا،  چطوره بریم خونه مامان من اینا ! نه بابا ، تازه اونجا بودیم که ، تازهِ شما مال 3 هفته پیش بود ، اصلا نمیخواد جایی بریم ، میکپیم تو خونه ، صدای هق هق هق !

6- یه دقیقه اون تلویزیون رو خاموش کن کارت دارم ، بگو عزیزم گوشم با شماست ،گوشت با خودت هم نیست! چی شد؟ برای یه لحظه حرف زدن با من له له میزدی؟ الان تلویزیون واجبتره؟!


7- واو... عزیزم بهم پیام داده ،تخم مرغ ، پیاز ، میوه ، شیر ، ماست و ... کلا پیامهاش ماسته !


8-مادرت با من دشمنه؟ چرا اونروز گفت ،این دیگه چه مهمونی بود؟ چرا سوپ نذاشته بود؟ اینم غذا بود؟ پدر و مادر خودشم میاد اینجور پذیرایی میکنه؟


9- حقیقتش بهم میخوریم نمیتونم راحت بخوابم ، من میرم تو سالن میخوابم!


10 - مگه نگفتی زندگی با من؟ نگفتی فقط بیا ؟ بقیش با من؟ چی شد؟ الان چت شده؟ یعنی از عهده اینم بر نمیای؟ بی عرضه!



آرزوی بازگشت به امروز !

زمان را حتی یک ثانیه هم نمیتونی به عقب برگردانی ، ولی برای ثانیه ها ، ساعتها ، روزها و ماه های آینده خودت میتونی برنامه بذاری ، آینده که در اختیارته !

همیشه دنبال ماشین زمان بودیم که به گذشته برگردیم و اشتباهاتمون را اصلاح کنیم ،، ماشین زمان همیشه در اختیارِ ما بوده ،  امروز در گذشته فردای خودمون هستیم ، کاری نکنیم ، حرفی نزنیم ، داستانی درست نکنیم که فردا بخواهیم آرزوی بازگشت به امروز را داشته باشیم !

شام درخواستی 5 شنبه !

امروز از صبح میگفت غذای دریایی میخواد ! من هم یه فست فود دریایی براش آماده کردم ، 5 شنبه است دیگه !

به حرفِ دلش گوش نکنی پژمرده میشه ، غمگین میشه ، بلاگر هم که دل نازک ، تحمل این چیزا رو نداره !

شام 5 شنبه بلاگر یا شام 5 شنبه و بلاگر !

***

هر وقت دیدی زن هستی و داری مردانه برخورد میکنی یا مرد هستی و برخوردات زنانه هست ، بدون داری با سرعت زیاد و با کله به درون چاه سقوط میکنی !

توصیه میکنم  از آن چیزی که هستی فرار نکن و جوری برخورد نکن که طرف دیگه هم از آن چیزی که هست دور بشه ، اگه این اتفاق بیفته متضرر اول خودت هستی !

***

https://s19.picofile.com/file/8440530068/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%B0%DB%B9_%DB%B1%DB%B8%DB%B2%DB%B1%DB%B4%DB%B0.jpg


***


عصبانیت و کمک از دستها !

عصبانی که هستی احساس میکنی کوه رو میتونی جابجا کنی !

اون موقع فکر نمیکنی کاری که میکنی یا حرفی که میزنی برات عواقب داره ،ولی گاهی همون چند لحظه کوتاه ممکنه تا ابد گریبانتو بگیره و برات مشکل بوجود بیاره !

توصیه میکنم عصبی که شدی از دستات کمک بگیر !

اگر راست دستی ، دست چپت را بذار جلوی دهنت و دست راستت را هم روی چشمات ، اگر چپ دستی ، برعکس !

شوخی نمیکنم  ، 5 دقیقه تو همین حال باش ، البته چون با یه دستت جلوی چشماتو گرفتی، نمیتونی ساعت را نگاه کنی که 5 دقیقه را حساب کنی پس  شروع کن شمردن ، جهت اطلاع وقتی یه هزار بیاری جلوی شمارشت ، هر عددی که میشماری حدود یک ثانیه میشه ، یعنی 1001 ، 1002 ، 1003 تا 1300 بشمار ، بعد اول دستی که روی چشماته بردار ، طرفِ دیگه یا داره با تعجب نگات میکنه یا داره میخنده ، دعوا هم تموم شده ، خودتم آروم شدی ، 300 ثانیه برای گذر از یه جنجال زیاد نیست ، امتحان کن ، این روش را مطمئنم نتیجه میگیری ، طرف فکر میکنه زده به سرت یا حتی ممکنه نگرانت بشه و در آغوش بگیردت ،خلاصه اطمینان داشته باش دیگه دعوا تموم شده ،  البته درمان نیست و مسکنه ، بازم خوبه ، تو این دوره زمونه کی مسکن مجانی به آدم میده؟ بلاگر!

دلی !

نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه بعضی آدمها اسیر دلشون هستن ، از دیدِ من ، افرادی که دلی محسوب میشن ، علائمی هم دارن :

شیفته کلمات زیبا میشن

خیالبافن

مشکلاتِ بزرگ را کوچک میبینن و یک پالس کوچک مثبت حسی را نشانه ای بزرگ !

به هر بهانه ای اشک میریزن یا میرن تو فکر

از آهنگ ها و فیلم های غمگین خوششون میاد

معمولا یک دوست بیشتر ندارن

دلایلشان برای هر چیز به نگاه حسی خودشون به اون قضیه برمیگرده

کم تحمل هستن ، خصوصا در مقابل انتقاد

بهانه گیر و کمی لوس

پاسخ حسی دلخواه را نگیرن ، بهم میریزن و سریع عصبی میشن

به کلمات و حرکات طرف دیگه بیش از حد حساسن

پر توقع

همیشه احساس محق بودن میکنند

حس میکنن لیاقتشون از همه بیشترِ!

کنترلِ ارزشمند !

توی عصبانیت و داغ بودن کنترل داشتن روی اعصاب و مراقب کلمات و رفتار بودن مهم و ارزشمندِ ، تو خوبی و خوشی کنترلِ همه عالیه !

بحث و ابتذال !

یه چیزی میگه ، جوابشو میدی ، ادامه پیدا میکنه ، بحث به حرفهای پوچ و بی ارزش میرسه ، چرا اونروز اون حرفو زدی ، چرا اونطور پوشیدی ، چرا قیمه ها رو ریختی رو ماست ها و از این حرفا!

اینجوری ارزش کلام را بهمراه شخصیت خودتون پایین میارید ، از دید من وقتی میبینید بحث داره مبتذل میشه و صحبت ها خصوصا به گذشته برمیگرده و به سر هم کوبیده میشه ، شما کسی باشید که آن را متوقف و ارزش خودتون را حفظ کنید.

کسی که سنجیده و کم  میگه و اصل مطلب را بیان میکنه و اگر دید بحث داره به حاشیه میره متوقفش میکنه ، برش کلامش و ارزش خودشو حفظ کرده.

امتحانش کنید !