میخواهید به خواسته های خودتون برسید؟ اتفاقا طرفِ دیگه هم همینو میخواد ، اونم میخواد به خواسته های خودش برسه!
تا به یه تعامل در این مورد نرسید و صرفا به این فکر کنید که من چی میخوام ، تنها میمونید !
پیشنهاد های بلاگر :
1- پیاده روی و سر زدن به نزدیکترین پارک
2- دیدن یک فیلم خوب - بستگی به علاقتون داره
3- بحث نکردن با نزدیکانتون !
4- به چیزای خوب فکر کردن - چشماتون رو ببندید و به حالت نشسته به یه ساحل شنی و هوای خوب و این حرفا فکر کنید !
5- یه غذای خوب درست کنید ، مثلا قورمه سبزی ، لوبیا پلو ، مرغ کاری یا هر چی که دوست دارید ، غذای خوب حال آدم را خوب میکنه !
6- به کسی که حس خوبی بهش دارید زنگ بزنید (ترجیحا دوست قدیمی) و یخورده غیبت کنید ، این روش تو خانمها خیلی خوب جواب میده ، توصیه میشه تخمه کدو یا آفتابگردون هم نزدیکتون باشه !
7- با خرد کردن اعصاب دیگران و نزدیکانتون میتونید اعصابِ خودتون را آرام کنید ، فقط مواظب باشید طرف میزان تحملش بالا باشه وگرنه ممکنه نتیجه عکس بده !
8- بستنی ، فالوده ، معجون و اگر هیچکدوم نبود چای نبات هم میتونه بهتون کمک کنه.
9- اصلا و اصلا به خاطرات گذشته برنگردید و بهش فکر نکنید ، حتی به خوباش ، چون دلتون میخواد و با این اوضاع فعلی تکرارش ممکن نیست !
10- وبلاگ بلاگر را دنبال کنید تا روشهای نوین رفع بی حوصلگی را آموزش ببینید !
11- یه فنجون قهوه ترک بریزید و به برش گردونید ، با اینکه من قبول ندارمش ولی برای وقت گذرونی خوبه ! تصویر یه ...افتاده ! اون تصویر اژدها باشه یا فرشته برای من فرق نمیکنه ، بهش میگم برو باهاش خوش باش ، فقط آرامش منو بهم نزن !
12- نون خامه ای نقش موثری در آرامش افراد استرسی بازی میکنه ، رولتِ خامه ای هم تقریبا همون کار رو میکنه ، به نزدیکترین شیرینی فروشی مراجعه و این نسخه را تهیه نمایید ! هر وقت حس کردی به نون خامه ای و چای میل نداری ، حتما به یه روانپزشک مراجعه کن ، حالت اصلا خوب نیست !
13- با قلقلک مشکل داری؟ بجای خندیدن لگد میزنی و برخورد فیزیکی میکنی؟ مشکل داری عزیزم ، مشکل از حوصله نیست ، مشکل عصبی داری !
14-مقداری زغال اخته ، تمشک ، شاتوت و یه فال گردو تازه بذارید پیشتون و ببینید حوصلتون سر جاش میاد یا نه ؟ اگه نیومد برید به راه حل مورد 12 !
15- زجر دادن دیگران ، حس خوبی بهتون میده؟ به من که اصلا نمیده ! الان 5 شنبه داره این نوشته ها رو میخونه و میگه متخصص شکنجه روحی هستی ! بهش میگم من دارم راهکار برای رفع بی حوصلگی میدم ، میگه نه ، داری زجر کش میکنی ! نمیدونم 5 شنبه جان چی میگه ولی واقعا و صمیمانه دارم به دیگران کمک میکنم که به آرامش برسن ! (لبخند شیطانی!)
16- کاسه بشقاب چینی لب پر یا بدرد نخور دارید؟ برید یه جای خلوت و بکوبونید به دیوار ، اینم کمک میکنه ...من همینجور دارم سعی میکنم کمک کنم !
17- از کسانی که یجور به شما وابسته هستند و بخاطر اون وابستگی هر حرفی ، حق یا ناحق بزنید ، شما را محق میدونند را پیدا کنید و شروع کنید به حرف زدن ، با تایید حرفهای شما توسط آن پاچه ... ها ، شاید حوصلتون برگرده !
18- توی ذهنتون به روشهای انتقام از کسی که با او مشکل دارید فکر کنید .... الان حسِ بهتری دارید؟چطوری خطرناک؟ اگر دارید هنوز داری این خط را میخوانی نشون میده که حتما میبایست یکی از اون لباسهایی را تنتون کنند که از پشت آستینهاش را بهم میبندند !
بگم شادم؟ حقیقتش نیستم ! بگم 5 شنبه شاده؟ اونم نیست !
اینهمه آدم درگیر هستند و نفس کشیدن براشون سخته !
حتی اگه یه روز هم به روز آخر مونده باشه ، انسانها امید و آرزو دارند.
هر کدومشون حتی اگر فقط یه آرزوی دیگه داشتن که بهشون نرسیدن ، روزی بیش از 500 آرزوی نرسیده داریم ....
فکر که میکنم میبینم خیلی سخته و یه جورایی ممکن نیست ، شاد بودن رو میگم ، شدنی نیست دیگه !
خوش نیستم ،توی این روزها ، شادیِ من هم خاموش شده ، وقتی این همه آرزوی نرسیده باشه ، نمیشه بهش فکر نکرد .
داری باهاش زندگی میکنی ، میون این همه آدم شما ها همدیگه را انتخاب کردین ، صبح میره سر کار و بعدازظهر میاد خونه ، برات وقت میذاره ، به خواسته هات توجه میکنه ، چتر حمایتش رو سرته ، احساس نمیکنی تنهایی ، چیزایی را که دوست داری را برات فراهم میکنه ، حتی بیرون که میرید ، آنجاهایی میرید که بیشتر شما علاقه دارید نه خودش ، به خانواده ها احترام میذاره ، رابطه خوب و قابل قبولی داره ، حالا گاهی هم عصبانی میشه ، زندگیه دیگه ...
وقتی داری باهاش بحث میکنی ، نکوب تو سرش که چرا دیگه برام گل نمیخری ، حرفهای عاشقانه مثل اول نمیگی ، تا صبح پای تلفن باهام حرف نمیزنی و ... خب این کارها را داره یه جور دیگه و بهترش را برات میکنه ، دوست داشتی بجای این کارا صبح تا شب بهت میگفت عاشقتم و دوست دارم ، ولی به فکر زندگیش نبود؟ کنارت نبود؟
خب دوست داشتن همینه دیگه ، شاخ و دم که نداره !
شام امشب یه غذای بسیار ساده بهمراه یه غذای ساده دیگه هست ولی خیلی وقت بود نخورده بودم و وقتی ناخونک زدم خیلی چسبید !
در اکثر مواقع صحبت از اینه که مردها به زنها ظلم میکنند ، دست بلند میکنند ، حرفهای بی ربط میزنند ، زور میگن و ... ، کلا به نسبت خانمهابیشتر موارد منفی دارند ، منظورم در زندگی مشترک هست.
سوالِ من اینه ، یعنی هیچ زن مشکل داری وجود نداره؟ کسی که تعهدش را زیر پا بذاره ؟ بخواد زور بگه؟ آزار روحی برسونه؟
برای خانمها انواع و اقسام پناهگاه وجود داره ، خانه پدر و مادر ، دوستان ، حتی پناهگاه های مخصوص (بهزیستی) ، آیا پناهگاهی هم برای آقایان مورد ظلم واقع شده وجود داره؟ آیا اگر مردی با تمام منطق حرف زد و از طرف دیگه مکررا" بی منطقی شنید ، اگر بواسطه مهریه یا حضور فرزندان سکوت کرد و رنج و ناراحتی را در درون خودش ریخت ، به کجا پناه ببره؟
آقایان معمولا مشکلات داخلی خودشون را (برعکس خانمها) به دوستان یا حتی بستگان نزدیک هم نمیگند و در درون خودشون نگه میدارند و این باعث میشه وقتی درهای منطق را بسته میبینند ، گاه از روشهای غیرمنطقی یا غیر قابل قبول استفاده کنند .
از نظر من ، متاسفانه در اجتماع صرفا این برخوردهای بدون منطق(فیزیکی) آقایان دیده میشه و دیگه کسی نمیپرسه ، چی شد که به اینجا رسید و اصل ماجرا نادیده گرفته میشه.
شاید اگر فیزیکِ بشر به نحوی بود که از نظر توانِ بدنی ، خانمها برتری داشتند ، دنیا پر بود از پناهگاه برای مردان آسیب دیده !
در زندگی گاه مشکلاتی بوجود میاید که تا علت اصلی کشف نشه دادن مسکن های کوتاه مدت و سرپوش گذاشتن بر روی آنها نه تنها مفید نیست بلکه باعث میشود زمانی متوجه وخامت آن مسئله شویم که دیگر برای درمانِ آن دیر شده باشد !
توصیه میکنم وقتی نشانه ای از تغییر در نوع و کیفیت رابطه خود با طرفِ دیگر دیدید، به فکر باشید که مشکلی وجود دارد و آن را ندیده نگیرید ، بعضی موقع بیماریهای سخت با یک سردرد ساده شروع میشوند !
وقتی کلا به کسی نمیگی دوست دارم ، راحتی و این جمله تکراری را هم هرگز نخواهی شنید :
مگه تو نبودی که بهم میگفتی دوست دارم ...!
کسی میخواد بنا به دلیلی و اعتمادی که به شما داره ، اطلاعاتِ محرمانه یا خصوصی خودشو در اختیارتون بذاره ، مثلا میگه پسورد ایمیلِ من اینه ، لطفا فلان کارو برام انجام بده یا رمز ورود به جایی را بهتون بده یا حتی کلیدِ خونشو بده و ازتون بخواد که کاری براش انجام بدید ، یا اینکه کاری انجام داده که غیر خودش کسی نمیدونه و میخواد اونو به شما بگه.
از دیدِ من ، هیچکدوم را نپذیرید ، اگر مشکلی برای اون شخص از طرفِ هر کدام از مواردی که شما ازش اطلاع دارید پیش بیاد ، شما هم در جمع مظنونین قرار میگیرید ، اصولا آدمها وقتی دچار مشکل میشن به همه شک میکنن حتی نزدیکترین افراد بهشون !
هر کس میخواد به من اطلاعات خصوصی خودش یا شخصِ دیگری را بده ، قاطع و محکم بهش میگم ، به من چیزی نگو !
زن و مرد در زندگی توقعی بحق از هم دارند ، در کنارِ هم بودن ! منظور فقط از نظر فیزیکی و زندگی در زیرِ یک سقف نیست ، پشتیبانیِ روحی هم قسمتِ مهمی از این حمایت محسوب میشه.
از دید من اگر روزی هر کدام از بستگان و دوستان یا حتی پدر و مادر هم در موضعی منفی نسبت به همسر شما قرار گرفتند و شما را در موقعیتی قرار دادند که میبایست انتخابی داشته باشید ، توصیه میکنم قاطع و محکم در کنار همسرِ خود قرار بگیرید ، حتی نشان دادنِ اینکه شما بی نظر و بی طرف هستید و در وسط ماجرا قرار دارید ، باعث میشود اعتماد همسرتان نسبت به وفاداری شما سلب گردد .
امروز بعدازظهر پیشِ خودم گفتم یه برنامه بذارم برای خودم و چشام رو بستم و خودمو تصور کردم در :
رفتن به پارک ، نه
یه مرکز خرید ، نه
سفارشِ یه پیتزا، نه
پیاده روی توی کوچه ، نه
خریدِ یه کیکِ شکلاتی ، نه
دیدن فیلم در خانه، بله
خوردن کوردن بلو با سس تند گوجه ، بله
قهوه با شکلات تلخ ، بله
کمی فالوده با آب لیموی تازه ، بله
***
تصمیم گرفتم خونه بمونم و کارهای "بله" را انجام بدم !
***
پنجشنبه بلند شده میگه صبحونه چی داریم؟! بهش میگم کله پاچه با سنگک کنجدی تازه ، مربای بالنگ و عسل طبیغی با کره محلی و تخم مرغ عسلی ونون بربری داغ با چای دارچین بعدش هم یه لیوان آب پرتقال تازه سرو میشه، میگه خوبه، پس بیار بخوریم ، خیلی گشنمه ! خندم گرفت ، این پنجشنبه یا خیلی سادست یا خودشو به سادگی میزنه !
گفتم عزیزم من یه قهوه تلخ خوردم ، نون تست روی اُپن هست و پنیر هم تو یخچال ، از خودت پذیرایی کن !
میگه یعنی واقعی نبود اون صبحانه رویایی؟ گفتم داشتم آرزوهامو میگفتم ، اینجا خونه هستا ، هتل 5 ستاره UALL نیست که ! میگه خیلی بدی ، اشتهای آدم رو تحریک میکنی ، بعد میگی نون تست با پنیر بخور !
فعلا پنجشنبه داره غر میزنه ! (لبخند)
***
آدمها از خواسته های خودشون نمیگذرن ، میبینی همش درگیری؟ ، بحث دارید؟ ، کسی هم کوتاه نمیاد ، قبل از ادامه بحث و جدل ، بشین فکر کن در مقابل چیزهایی که ازش میگیری ، شما هم به خواسته های او توجه میکنی ؟ یعنی شما هم متقابلا خواسته های او را برآورده میکنی؟ همش به این فکر نکن که خودت چی میخواستی و چقدر به اونها رسیدی ، به خواسته های او هم فکر کن و ببین اون کجای رسیدن به خواسته هاش هست !
از دیدِ من ، یکی بیشتر از اون یکی دریافتی داره و علتِ بحث های تمام نشدنی مابینتون هم همینه !
***
***
پنجشنبه میگه بریم بیرون یکم پیاده روی ، میگم بذار یکم هوا خنک تر بشه هم بریم قدم بزنیم هم یه پیتزا برای شام مهمونت کنم ، میگه چشم ! یعنی من موندم این 5 شنبه چرا اینقدر حرف گوش کنه ! بهش میگم خب حالا تا اون موقع لطفا کمک کن یخورده سالن را مرتب کنیم ، میگه بلاگر من خستم ، مثلا آمدم مهمونی ، شب میبایست برم ، دلت میاد؟ چی بگم دیگه ، از دیدِ من چشم گفتن وقتی ارزشمنده که خلافِ میلتون هم باشه و بازم گفته بشه !
***
شام امشب بلاگر شامل : لیونر آندره + نان باگت+گوجه+سس خردل ملایم

وقتی میدونی آخر شب چی میشه و قراری داری که هیچ چیز نمیتونه بهمش بزنه ، حس خوبی دارم ، شام مرغ سوخاری با سیب زمینی سرخ کرده گذاشتم ، برا 5 شنبه هم نگهداشتم ، معمولا وقتی میاد تعارف میکنه میگه تو قصر روزها یه چیزی خوردم ، نه مرسی و از این حرفا ، آخرش هم میگه ولی واسه اینکه دلتو نشکونم فقط یه لقمه میخورم ، از این جمله "فقط یه لقمه میخورم" بسیار بترسید ! کسی که میگه نه ، نمیخورم و سیرم و فقط یه لقمه ، غذای 2 نفرو میخوره ! (لبخند)
***
یه حرفایی را نگو ! نگو بی تو نمیتونم زندگی کنم ! اگه یه روزی تونستی و اتفاقا بدون اون تونستی بهتر زندگی کنی ، دیگران را نمیگم ، به خودت چه جوابی داری بدی؟
متعادل باش ، از اولش تا آخرش ، حداقل با خودت به مشکل بر نمیخوری !
***
مواظب بودی یک ریال بیخود خرج نکنی ، خیلی هم خوب ، حالا با این پولایی که نگهداشتی چند تا ویلا میتونی بخری؟ چند تا پورش؟ نمیگم به فردا فکر نکن ولی امروزت چی پس؟ مگه امروز همون فردای دیروزت نبوده؟ از دیدِ من ، جوری زندگی کن که هم امروز رو داشته باشی و هم فردا رو !
***
مردها زن نمیگیرن ، مهر نمیکنن ، زندگیشون را تغییر نمیدن و خودشونو درگیر نمیکنن که بعدش بیان به زنشون مثلا خیانت کنن ، رهاش کنند ، تنهاش بذارن ، به زندگی بی تفاوت بشن و ... ، ببینید بعد ازدواج چی تغییر میکنه که اونا هم تغییر میکنند ؟!
***
وقتی همه چیز خوبه ، یعنی تعادل برقراره ، بیشتر مواظب باش ! چیزی را تغییر نده ، همون راهی که میرفتی رو ادامه بده ، تغییرش بدی ، حتی به ذهنیت خودتون به سمت بهتر شدن ، ممکنه تعادل بهم بخوره ، قبلا هم گفته بودم ، چرخی را که خوب داره میچرخه ، باهاش کاری نداشته باش !
***
به دوستم گفتم ، همه دنیا یه طرف ، تو هم همون طرف ، اولش گفت ممنون ولی بعد چند ثانیه حمله کرد طرف من ! آحه چرا ؟ یعنی 2 کلمه از صمیم قلب هم نمیشه به دوستت بگی؟! (لبخند)
وقتی یکی یه کارِ خطرناک و پُر ریسک میکنه و چیزیش نمیشه ، مجوزی برای انجام دادن اون کار توسط بقیه نیست !
کسایی هستند که میگن ، این همه آدم میرن سفر ، عروسی و مهمونی و چیزیشون نمیشه ، پس ما هم بریم !
از کجا میدونی چیزیشون نمیشه ؟ پس اونایی که مریض میشن یا از دست میرن کی هستن؟
زندگی فیلم سینمایی هندی نیست که قهرمان داستان معمولا پس از شلیک 1000 گلوله و موشک و بمب اتم بهش و سقوط از هواپیما بدون چتر نجات و افتادن ماشینش توی دره در نهایت پیروز میشه و سلامت میمونه ،یه گلوله به یه طرف دیگه بزنن ، کمونه میکنه میاد میخوره تو سر ما ، از پله های هواپیما موقع سوار شدن بیفتیم کارمون تمومه ، گوشه سپرِ یه ماشین بهمون گیر کنه اگه همچنان در قید حیات باشیم ، 6 ماه بیمارستان و دست و پای گچی رو حتما داریم ، توی زندگی مواظب نباشی فیلمت از اونایی که آخرش خیلی دردناک و غمگین تموم میشه !
اجازه بدیم عقل و منطق بهمون مجوز بدن نه خطای دیگران !
بعضی آدمها موقع اختلاف یه چیزی را تکرار میکنن ، من ... سال یا ماه عمرمو برات گذاشتم ! حالا اون سه تا نقطه یه ماه باشه یا 10 یا 20 سال و موضوع اختلاف چی بوده فرقی نمیکنه ، سوالِ من اینه طرفِ دیگه ماجرا هنگام زندگی و بودن در کنارِ شما ، زمان براش متوقف شده بوده؟ سنش بالا نمیرفته؟ بدنبال آرزویی نبوده؟ میتونه برگرده به سالهای گذشته؟
اگر باختنی در کار باشه هر دو باختید ، عمر را میگم !
سکوت سرشار از هیچ چیز نیست ،وقتی سخنی گفته نشه و در دل بمونه با چیزی برای گفتن نداشتن تفاوتی نداره و نتیجه یکسان است ، تا نگویی و به زبان نیاوری شخص دیگه متوجه نمیشود که در درونِ ما چه میگذرد، دیگران نیروهای ماورایی و قدرت ذهن خوانی ندارند ، سکوت چیزی نیست جز سکوت ،به نظرِ من اسمِ دیگری بر روی آن نگذاریم !
بعضی وقتا مابین آدما از عشق ، علاقه ، عاطفه ، دلتنگی ها ، دوست دارم ها ، خاطرات ، دلدادگیها ،نگرانِ هم بودن ها ، عسل در دهان هم گذاشتن ، قول و قرارها ، عهد و پیمانها ، عکسهای یادگاری ، لبخندهای به هم رسیدن ، روزهای خوش و...
تنها چیزی که باقی مونده یه امضاست !
نه خواهش میکنم این کارو نکن .... اون عکس منو پخش نکن !
هه هه هه ، مرد حسابی چرا چک بی محل میکشی ، که الان اینجور به التماس بیفتی؟ مگه نمیدونستی برای ضمانت اون چک یه اسکن از صفحه اول شناسنامت گرفتم؟ عکس شناسنامت الان دست منه !
اینکارو با من نکن ، نامزدم اون عکسو ببینه با من بهم میزنه ، تازه اون عکس مالِ قبل از عمل بینی منه ، آبروم رو نبر!
***
توصیه : موقع عکس گرفتن برای شناسنامه و کارت ملی ، بیشتر مواظب باشیم !
هوش خوبی داری؟ چه استفاده ای ازش میکنی؟ صرف داشتن هوش خوب و توانایی درک سریع مسائل نمیتونه زندگی آدم را تغییر بده ، ممکنه باهوش تنبل باشی ! ممکنه در زمینه های منفی این هوش را بکار بندازی ! و از همه بدتر باهوش بی برنامه باشی !
وقتی میتونی از حداکثر ظرفیت فکریت استفاده کنی که یه برنامه مشخص و هدفِ خاص داشته باشی ، توصیه میکنم قبل از شروع هر کاری خوب فکر کنی ، شروع به کار بدون توجه به علاقه ، امکانات و توانایی هایی که داری باعث میشه دائم از این شاخه به اون شاخه بپری و به هیج جا هم نرسی !
از دید من ، وقتی با فکر ، تحقیق و برنامه درست ، کاری را شروع میکنی ، ادامش بده ، نذار یه شکست یا تاخیر در رسیدن به خواسته ات باعث بشه هدف را رها کنی و یه کارِ دیگه را از اول شروع کنی ، اینجوری منابع روحی و جسمیت تحلیل میره و به هیچکدوم هم نمیرسی .
کسی را میشناختم که برای رسیدن به درآمد عجله داشت ، موقعیت های خوبِ کاری و تجارت را از دست داد فقط بخاطر اینکه حس میکرد در کوتاه مدت بازگشت مناسب مادی براش نداره و هنوز بعد از گذشت سالها نتونسته به چیزی که میخواسته برسه ، مطمئنم اگر از اول یکی از همان موقعیتهای خوب را رها نمیکرد و کمی تحمل داشت ، الان پشیمانِ فرصتهای از دست رفته نبود !
گاه با یک استکان چایی که برایش آوردی !
گاه با یه کلیپس که سر رات براش خریدی !
دوست داشتن یعنی ، حواسم بهت هست !
آدما معمولا خوبیهای تکراری و روزمره دور و برشون را نمیبینند تا وقتی نداشته باشن ، اون موقع تازه متوجه میشن که در اطرافشون افراد مثبت و خوب کم نداشتند ولی شاید حسش نمیکردند ، البته این همه گیری و قرنطینه ، خیلی دقیق این موضوع را نشون داد ، الان یه دورهمی کوچیک که قبلا اصلا به چشم نمیومد، تبدیل به یک مسئله شده و اگر هم برگزار بشه با نگرانی و فاصله و ماسک و ... خواهد بود، حتی گاهی دست دادنِ بهم یا یه روبوسی ساده هم تبدیل به آرزو شده !
شخصی توی زندگیتون هست که شاید چون :
هر روز میبینیدش
براتون خیلی کارا میکنه
همیشه در دسترسه
از تنهایی درتون میاره
همیشه بهتون آرامش میده
هر وقت بخواین پای مسافرتِ شماست
همراه و همدمته
و ...
در کل خوبیهاش همیشه در کنارتون هست ، اینجور موقع ها معمولا ذهن انسان به این رفتارها عادت میکنه و نکات مثبت و ارزش بودن آن شخص را آنطور که میبایست حس و درک نمیکنه ، کافیه مدتی نباشه و از حضورش محروم بشین تا متوجه بشید همونی که اصلا حسش نمیکردید چه نقش مهم و تاثیرگذاری تو زندگیتون داشته ، خیلی بیشتر از آنچه فکر میکردید ! به کسی که کنارته نگاه کن و فکر کن که نبود ، ببین بدون اون زندگیت چیا کم داشت؟!
ازدواج کنی صرفا بخاطر یکی از اینها ، همشون مهم هستند ولی داشتنِ یه برایندی ازشون مهمه نه اینکه طرفِ دیگه فقط یکیشو داشته باشید ،مواردی که مینویسم را یا میدونی و تجربش کردی یا تجربه خواهی کرد !
1- وضع مالی
2- ظاهر و نما
3- تحصیلات
4- نیاز جنسی
5- خوب حرف زدن
6- بچه دار شدن
7- تنها نبودن
8- فرار از موقعیتی که الان توش هستید
9- حرف دیگران
10 - بالا رفتن سن
***
از نظرِ من ، سختگیری زیاد درست نیست درست به همان اندازه که سهل گیری زیادی هم مشکل زا خواهد بود !
پنجشنبه میگه آدما وقتی دلشون به یه چیزی نیست چرا برعکسشو به زبون میارن؟ مثلا از یه غذا خوششون نیومده ، به میزبان میگن خیلی خوشمزه بود یا یکی رو میبینن که اصلا علاقه ای بهش ندارند و میگن از ملاقات با شما خوشبختم یا اکثر ببخشید گفتنها و غلط کردمها هم رو زبونه و ته دل حق رو بخودشون میدن !
به 5 شنبه میگم شما تو قصر روزهایی و یه سری مسائل را نمیدونی ،روابط آدمها در عین حال تناقض یه نظم خاصی هم داره نمیشه همه چیز را که توی دل بگذره رو به زبون آورد ، پنجشنبه میگه خب اقلا به زبون نیارن ، چرا به این راحتی بهم خلاف میگن؟ برای ما روزها شدنی نیست کسی را دوست نداشته باشیم و بگیم دوست دارم یا یکی از روزها کار بدی بکنه و ما به هر دلیلی ازش تعریف هم بکنیم ، بلاگر میدونی یه چیزی توی آدمها ناراحتم میکنه ، دل و زبون که یکی نباشه ، میشه خلافگویی ، حالا راستشو بگو ، ته دلت با 5 شنبه هستی یا نه ؟
بهش میگم حالا این حرفا رو ول کن ، ناهار قورمه سبزی داریم ، چشاش برق میزنه و دستاشو بهم میزنه میپره بالا و میاد بغلم میکنه ، میگه مطمئن شدم 5 شنبه ای هستی و منو از ته ته دلت دوست داری ! (لبخند)
داریم این آهنگ رو گوش میکنیم ، به یاد خواننده ای که نسل ما باهاش خاطره داره و دیگه با ما نیست !
***
لجبازی هم خواستی بکنی اقلا حواست باشه به اینکه در چه موقعیتی هستی؟ امکاناتشو داری؟ توانشو داری؟ زمانشو داری؟ واسه اینکه هر کاری بکنی اول سنجشی از داشته هات و توانایی های روحی ، جسمی و مادیت داشته باش ، بعد اقدام کن ، در غیر این صورت حتما پشیمون میشی و مصداق بی گدار به آب زدن خواهی بود ، ضمنا موقع لجبازی فقط رو خودت حساب کن ، دیگرانی که در ابتدای لجبازیت بهت مشاوره دادند، شاید صرفا چند روز یا هفته اول همراهیت کنند و بعد خسته میشن و رهات میکنن !
***
با 5 شنبه داریم میریم تو کوچه بلاگر اینا قدم بزنیم ، یه توصیه ، کفشِ زیبا یا شیک خیلی خوبه ولی انتخابِ من نیست ، میگن پای آدمها قلبِ دوم آنهاست ، کفشِ راحت انتخاب کنید ، نذارید قلبتون تحت فشار باشه !
***
قبلا روزها زود میگذشت ، الان سالها !
***
پنجشنبه داره چمدون کوچیکشو میبنده ، میگه ببخشیدا ، خیلی زحمت دادیم ، با تعجب نگاش کردم ، میگم چی شده؟ از این حرفا نمیزدی؟ میخنده میگه آدما چرا از این حرفا میزنن؟ اگه بهم زحمت میدن چرا میرن پیشِ هم؟ میگم واقعی که نیست ، تعارف میکنن ، میگه یعنی حرفِ غیر واقعی میزنن به همدیگه؟ خب این که میشه خلاف گفتن ! مهمونی میرن خونه هم و بهم خلاف میگن؟ یعنی از دست این 5 شنبه و فلسفه هاش گاهی میخوام ...!
امشب هم نشستی غصه خوردی ! فکر و خیال کردی ! چرا اون کار یا این کارو نکردم ! چرا فلان تصمیم را نگرفتم ! یا حرفهایی مشابه این ، خب که چی؟ یه ساعت به عمرتون اضافه میشه؟ جایزه میگیرین؟ آخه غصه خوردن چی بهتون میده؟؟؟؟
الان در این شبِ 5 شنبه عزیز و زیبا فقط شاد باشید و فقط به خوشی اجازه بدید که وارد فکر و ذهن و جسمتون بشه ، یه امشب را اصلا بی دلیل ، مثل دیونه ها خوش باشید ، یه شب دیونه باشید ، بد بود دوباره عاقل شید !
دارم اینو گوش میکنم و فردا یا پس فردا میرم اون جاده که تو این آهنگ میگه !
***
حس میکنی امشب حالت بده؟ باهاش حرف بزنی دعواتون میشه؟ خب برو خونه مامان اینا ! یه شب همو نبینید اتفاقی نمیفته ،وقتی حالتون بده همش نچسبید به هم ، یه چند ساعت بزن بیرون از خونه ، دور که بشید از هم ، آروم میشید ، پیشِ هم بمونید درگیر میشید ، دیگه خودتون میدونید ، از من در همین حد گفتن بود !
وقتی در شروع یک رابطه عاطفی با مردی که بالای 35 سال داره هستید ، تمام حرفهای او را جدی بگیرید !
کسی در این سن و با تجربه ای که داره خواسته هاش را میدونه ، فکر نکنید اینا حرفهای قبل ازدواجه و بعدا میشه تغییرش داد ، حتی به نظر من تعدیل هم نخواهد شد !
به کلماتی که میگه با دقت گوش کنید، خصوصا وقتی داره از شخصیتِ خودش حرف میزنه و اونو براتون باز میکنه ، اگر سوالی دارید حتما بپرسید ، نکته ای براتون مبهم بود ازش بخواهید که به زبان ساده و شفاف بهتون بگه ، خیلی از خانمها بودن که به این مسائل توجه نکردن و صرفا ازدواج کردن براشون مهم بوده و بعد ها به مشکل بر خوردند.
جدایی اصلا موضوعِ ساده ای نیست ، مثل خراب کردن یک خانه میمونه که معلوم هم نیست بشه باز دوباره یه جای دیگه ساختش !
مرد و زن وقتی از خانه پدر و مادر به خانه خودشان میرند و اگر متاسفانه بخواهند به آنجا برگردند بهیچ عنوان آرامش قبل را نخواهند داشت و نمیتوانند مثل سابق آنجا را خانه خود تصور کنند و همیشه حس مهمان بودند را دارند ، هر چند پدر و مادر با محبت پذیرای آنها باشند.
از نظرِ من اکثر آقایان در این محدوده سنی خودشان را خیلی خوب میشناسند و به خواسته هایشان واقفند و از کلمات بسیار سنجیده استفاده میکنند، به حرفها و خواسته هایشان با دقت توجه کنید .
برای شام امشب فیله مرغ سوخاری با سیب زمینی سرخ کرده دارم که به روش پخت در ماکروفر و سرخ کردن در ظرف روغن درست کردم ، برای ناهار فردا هم در فیلم توضیح دادم که چکار کردم !
میبینی اراده انجام دادنِ کاری را نداری؟ خب روشتو تغییر بده ، از کم شروع کن و ... ، هی نشین غصه بخور که چرا من نمیتونم فلان کارو بکنم و ضعیفم و از این حرفا ، یه مدت اینجور بمونی ، افسردگی هم به مشکلاتِ دیگت اضافه میشه ! (لبخند)
توافق کردید که زور بشنوید؟
دیگه اسمش زور نیست ، توافقه !
زیر اون توافق بزنید ، خودتون زورگو هستید !
روابط عاطفی بین آدمها مثل باغچه ای میمونه که نیاز به رسیدگی و آب و آفتاب داره ، وقتی رها بشه همه درختا و گلهای زیبا از بین میرن و تنها چیزهایی که میمونه علفهای هرز هستند ، نذارید رابطه هاتون خشک بشن ، یکی از مواردی که بین آدمها فاصله میندازه و از هم دورشون میکنه ، حرف نزدن با هم هست ، از هم گلایه دارید؟ حرفی تو دلتون مونده که بهش نگفتین؟ از دیدِ من حتی ثانیه ای درنگ نکنید ، نگفتنها و در دل نگهداشتن ها ، آفت شادابی و سرزندگی روابطِ بین آدمهاست ، حرف بزنید و حرفهای طرفِ دیگه را بشنوید ، حتی اگر این کلماتی که میگید یا میشنوید تلخ باشه !
شاید برخورد کلمات ناشایست یا حتی معمولی به گوش و فکر و روان برای خیلی از خانمها اتفاق افتاده و آشنا باشد ،کلماتی که آنها دوست نداشتند بشنوند و به اجبار شنیده اند و از دید من به نوعی آزار میباشد.
چون به نوعی جبر در دریافت متلک گویی وجود دارد و نشود جلوی آن را گرفت ، لطفا پوزش و عذرخواهی اکثریت آقایان را برای این نوع بد یا زور کلامی ها از طرفِ معدودی از مرد نماها را پذیرا باشید.
از دیدِ من ،
وقتی خیلی سخت میبخشی ، کاری میکنی که طرف از ببخشید گفتنش پشیمون بشه و قید شما را بزنه!
وقتی خیلی راحت و بی هزینه میبخشی ، زمینه تکرار اشتباه را فراهم میکنی و وسوسش میکنی باز خطا کنه !
تعادل !
پنجشنبه میگه بلاگر منو حرص نده ، جوش میزنما ! (لبخند)
یعنی تهدیدِ اینجوری ندیده بودم ! میگه ناهار قورمه سبزی میخوام ، منم میگم تازه خوردم ، امروز هوس کوبیده کردم ، میگه من امروز قورمه سبزی بلاگر پز نخورم جوش میزنم ! آخه اینم شد دلیل؟
حالا یه فکری بحالش میکنم ، شاید یه بسته از فریزر در بیارم براش بذارم ، 5 شنبس دیگه ، نمیشه که جوش بزنه ! اونوقت برگرده به قصر روزها ، میگن این بلاگری که ازش این همه تعریف میکردی ، یه قورمه سبزی بهت نداد؟ خصوصا سه شنبه که خیلی به 5 شنبه حسودی میکنه ! (لبخند)
***
من اینجوری نیستم ولی دیدم بعضیا از یه آهنگ که خوششون میاد آنقدر رو تکرار میذارن و گوش میکنن که خودشون حالشون دیگه از شنیدن آن آهنگ بد بشه ! (لبخند) ، خوب 4 دفه گوش کردی یه آهنگ دیگه بذار ، متاسفانه 5 شنب اینجوریه ، از صبح داره یه آهنگ گوش میکنه و شعرشم یاد نمیگیره ، فقط یه جاهاییش رو زمزمه میکنه ، یعنی حال من که بد شده ، آهنگ و شعرش خیلی قشنگه ها ولی نه برای 348 بار شنیدن متوالی ! (لبخند)
آهنگی که 5 شنبه روش گیر کرده !
***
یه توصیه به خانمها ، حتی اگر همسرتون هم خواست چیزی را به اسم شما کنه ، مثل خونه ، ماشین ، یا یه سند مالی ، اگر میخواهید زندگیتون را با آرامش بگذرونید ، قبول نکنید ! روزی روزگاری ، توی یه هیجان حسی و عصبی به پشتوانه همون سندِ مالی حرفی خواهید زد یا کاری خواهید کرد که کدورتش هیچگاه از قلب همسرتون پاک نمیشه و چه بسا به مشکلات زیاد ختم شه ، خصوصا اعتماد بینتون اگه دچار آسیب بشه ، شاید هرگز جبران نشه و نتونید به گذشته برگردید، پشتوانه شما مهر و محبتتون به او باشه ، یه مرد ممکنه هر کاری بکنه، اشتباه بکنه یا حتی توی وفاداریش به شما خلل بوجود بیاد ولی زنی را که بهش اعتماد داره را هرگز از دست نمیده !
***
یه سوال ، با کسی سر یه موضوع به توافق میرسید، حتی میتونه این مسئله مفهومش این باشه که بهتون زور گفته بشه و حرف ، حرفِ اون باشه وشما قدرتی برای تصمیم گیری نداشته باشید ، در کمال آزادی و انتخاب ، شما توافق میکنید و این قضیه را میپذیرید ، آیا میشه بعد یه مدت بگید که دارید زور میشنوید و چیزی بهتون تحمیل شده؟ آیا این درسته که بگید مظلوم هستید؟ یا میتونید بگید حالا اون موقع یه چیزی گفتم و نمیدونستم مفهومش چیه و الان که در موقعیت واقعی قرار گرفتم قبولش ندارم؟
از دید من زورگویی و تحمیل درست و خوب نیست ولی از اون بدتر زدنِ زیرِ توافقه !
***
***
وقتی حس میکنی که هست و ترکت نمیکنه، خیالت از اینکه وابستت شده راحت شده ، دیدی که پابندت شده و میخواد کنارت باشه ، هر وقت حس کردی که بودنِ با تو رو با چیزی عوض نمیکنه و .... ، اون موقع بیشتر مواظب باش ، تو این وضع به کوچکترین رفتار ، کلمات و حرکاتت حساسه ، بیشتر بهش توجه کن و حواست بهش باشه !
***
هر وقت ته دلت و نوک زبونت با هم فرق داشت ، بدون بیشتر از اون داری خودتو گول میزنی ، بزودی سر خودت هم همین میاد !
***
وقتی نه میشنوم ، حتی نمیپرسم چرا؟! به هر علتی دوست داشته به من نه بگه ، به خواستش احترام میذارم ! این انتخابِ من در نظر سنجی " اگر به هر علتی نه بشنوید" بود، کسایی که عصبی میشن از دیدِ من خودشون آدمهای زورگویی هستند که میبینیم کم هم نیستند ! حتی شنیدن منطق هم یه جوری نپذیرفتنِ خواستِ طرفِ مقابله ، در هر صورت او منطقی داشته و بر مبنای اون به شما نه گفته ، آزادش بذارید و به نه گفتنش احترام بذارید ! کسایی که نه را به سادگی میپذیرن از نظرِ من بیشتر از همه به خواستِ دیگران احترام میذارن .
***
میگم بد نیست قرنطینه و همه گیری که تموم شد ، چند تا ماشین بشیم و از جاده چالوس یه سر بریم تا شمال ، تا 20 نفر ناهار مهمونِ من !
***
بهترین روزِ زندگیتون کی بوده؟ بهش فکر کنید و اگر میتونید به هر قیمتی هم شده با اینکه نمیشه همونو تکرار کرد ولی نزدیکترین حالت بهش را تکرار کنید، این روزا ارزشش بیشتر از اون قیمتیه که براش میپردازید، هر چی هم براش هزینه کنید کمه ، اگر نمیتونید تکرارش کنید ، متاسفانه میبایست با حسرت آشنا بشید !
چند روز تعطیلی که پشت هم باشه ، آدم حسابِ روزها را و اینکه چندمِ ماهه و چند شنبه است را از دست میده ، داشتم تلویزیون نگاه میکردم که حس کردم همونجور که آدما گاهی بی جهت غمگین میشن ، بدون دلیل خوشحالم ! رفتم تقویم را نگاه کردم و دلیل خوشحالیم را پیدا کردم !
دارم میرم پیاده روی ، ساعت 7 میرم تا 9 فقط قدم بزنم ، حوصله نداری؟ یه چیزی را تجربه کردم ، راه که بیفتید حوصله هم میاد ، هر جا هستید ، لباس و کفش راحت بپوشیدو بزنید بیرون
میشه یه رویای قشنگ داشت و به اینکه واقعی میشه یا نه فکر هم نکرد ، خیلی وقتا ما درون ذهنمون زندگی میکنیم و آنجا میتونیم به دست نیافتنی ها برسیم. حتی اون موقعی هم که واقعی لذتی میبریم در حقیقت این ذهنِ ماست که اون لذت را درک میکنه.
رویا های زیبا بسازیم و ساعاتی از زندگیمون را آنجا زندگی کنیم !
نظرتون با یه تور یا سفر رویایی به سواحل ... . و یه تعطیلات عالی با کسی که دوسش دارید ، بدون نگرانی از بیماری و همه گیری ... چیه؟ میشه همین الان هم رفت ، خب ، من برم چمدونامو ببندم ، دمپایی و مسواک یادتون نره !
غیر خوشی چی برات مونده؟ فقط خاطرات خوش گرمت میکنه و حسِ زندگی بهت میده ، کدوم یکی از مصیبت هات بهت لذت داده و میخوای یادشون بیفتی؟ از دیدِ من شاد بودن دلیلِ زندگیه !
دوشنبه ایها دارن بساطشون را میارن ، فکر کنم لواشک پارتی دارن ، امیدوارم حالشون خوب بمونه ، 24 ساعت لواشک خوردن کار هر کس نیست ، آفرین دوشنبه ایها ، امیدوارم مشکلی براشون پیش نیاد ! خودشون که خیلی خوشحالن ، یکشنبه ایها هم دارن آخرین تکونهاشون را میدن !
یه دوشنبه ای عاشق یه یکشنبه ای شده بود ولی متاسفانه به مشکل اساسی برخوردند و نامزدیشون بهم خورد ، سر اینکه روز عقد و عروسی را یکشنبه بندازن یا دوشنبه ! (لبخند)
از بحث دیشب با عیال مربوطه کلافه و خیلی تو فکر بودم ، صبح زود رفته بودم نونوایی که یکی از همسایه ها رو دیدم:
سلام ، خوبی؟
سلام ، خوبم
شما چطوری؟
اونم گفت خوبه
پرسید ، مطمئنی خوبی؟
تو دلم گفتم از کجا میدونه حالم خوب نیست؟
گفتم آره ، مشکلی نیست ! تو دلم گفتم شاید صدای جر و بحثمون را شنیده ، دیوارای خونه های الان مثل کاغذ میمونن ، همسایمون تمرین دف که میکنه من هم تو خونه باهاش سماع میرقصم !
تو همین حین و بین یه خانم میخواست بیاد نون بگیره ، یه جیغ کوتاه زد و گفت خاک عالم و راهشو کج کرد و رفت !
همسایه زد زیر خنده ، منم خندیدم ، بهش گفتم مردم دیونه شدن ، بیشتر خندید ، گفت دقیقا همینطوره و یه اشاره به پاهام کرد ، تا حالا شده با پیرهن رسمی و کت و شلوارک کوتاه بالا زانوی گل گلی برین نون بربری بگیرید؟ امان از زن ناسازگار که فکر واسه آدم نمیذاره!
از دیدِ من برای رویاهاتون ، هم زمان و هم هزینه را در نظر بگیرید ، یه موقع میبینید که اون رویایی که توی ذهنتون هست ، به اندازه ای که دارید براش عمر و انرژی صرف میکنید دیگه رویا نیست و به یه کابوس تبدیل شده !
اگر روز بد داشتید، روز خوب هم داشتید، همونجور که آدمها را میبایست در یک برآیندِ کلی نگاه کرد ، زندگی هم از دیدِ من همینطوره !
یه روزش بد باشه نمیشه که بگیم کل زندگیمون مشکل دار هست و همش عذابه!
ولی به یک چیز شدیدا اعتقاد دارم و اینکه روزهای بد و خوبمون را فقط خودمون میسازیم ،
تنها چیزی که فکر کنم از ازل تا ابد کسی با اون بحثی نداشته باشه اینه که روزی دیگه در این دنیا نیستیم ، وقتی به این فکر کنیم میشه که دیگه زیاد به روزهایی که بد گذشتند توجه نکنیم ، بهشون بها ندیم و ندیده بگیریمشون .
خواسته هایی دارید؟ یه چیزی را شفاف بگم ، بدون هزینه به هیچکدام نمیرسید ،اینکه مفت و رایگان به چیزی برسی خلافِ نظمِ طبیعته ! میتونی بری بازار و یه چیزی را بخوای و انتظار اینو داشته باشی که مجانی به دستش بیاری؟ برای خواسته هاتون وقتی هزینه میدید نگران نباشید ، هزینه ای که میکنید بهتون برمیگرده !
شام جمعه شب بلاگر - املت سوسیس تخم مرغ


وسط تابستون و بارون، هوا عالیه !
پنجشنبه میگه پیش بلاگر راحت میرم ، میدونم همیشه ماسک میزنه و فاصله را رعایت میکنه !
میگم مگه روزها هم بیماری میگیرند؟ میگه نه ، ولی خوشمون میاد ادای آدما رو دربیاریم ، بعد هر هر میخنده !
امروز خونه را جارو برقی و طی کشیدم و گردگیری کردم ، بعد به پیشنهاد 5 شنبه ناهار جوجه کباب ترش با کته خوردیم و البته این تنها قسمتی از کارهای امروز بود که 5 شنبه اونم فقط در خوردنش بهم کمک کرد ! (لبخند)

دلم میخواست الان توی یکی از اون آلاچیق های رستورانهای جاده چالوس بودم و صدای رودخونه و یه چایی تو استکان کمر باریک و چند تا خرما و یه ظرف آجیل و پاهامو دراز کنم و سرمو به پشتی تکیه بدم و آرامش !
***
دیدم 5 شنبه بلند شد ، خوشحال شدم ، گفتم میخواد واسه شام یه تکونی بخودش بده ، بعد دیدم نه... این آهنگ را شنیده واسه اون بلند شده !
***
شام دیگه موندم چی درست کنم ، پنجشنبه میگه دیگه زحمت نکش یه پیتزایی چیزی سفارش بده میخوریم ! یعنی اشک تو چشام جمع شد از این فداکاریش ! میگم به نظرتون من یه نیشگون از این 5 شنبه بگیرم دردش میاد؟
***
آدما گاهی پیش خودشون تصور میکنن فلان کار را بکنند خوبه و هر کی هم بیاد و بگه به این دلیل و اون دلیل کارت اشتباهه ، گوش نمیدن و انجام میدن ، زیاد عصه نخورید ، همونایی هم که آمدن و میگن اون کارو نکن و شما زیر بار نمیری و اون کارو میکنی ، از کجا میدونن اون کار اشتباه بوده؟ تنها یه راه داره ،اونم اینکه خودشون هم اون کار را کرده باشن و تجربه داشته باشن !حالا شما هم تجربش کن ، حرف حساب و تجربه که تو گوشتون نرفت ، انجامش بده و دهن .... که شد، شما هم میشی یه با تجربه که یه روزی به یکی میگی فلان کارو نکن و او هم گوش نخواهد داد و این دور ادامه داره !
سال پیش گفتم یه چیزی که از تابستون خوشم میاد میوه هاشه ، رنگارنگ و متنوع ، دوسش دارم و سعی میکنم تا قبل از اینکه تموم بشه و فصلش بگذره بهش برسم !
از گیلاس و تمشک گرفته تا آلبالو و هلو و سیب سبز ترش!

امشبِ قشنگ ادامه داره !
دوستِ جدید ، همسر آینده ، همکار جدید و ... را بی جهت بالا نبرید و بزرگ نکنید ، تعریف های آنچنایی و بزرگ نمایی های شما از خوبی ها و بی نظیر بودنش ، باعث میشود اگر یه روزی با او به مشکل بر بخورید یا آن شخص آنچنان هم که میگفتید خوب و عالی نبوده باشد ، قضاوت شما در رابطه با افراد ، زیر سوال برود و اطرافیانتان دیگر به حرفهای شما اعتماد لازم را نداشته باشند.
مصداق: برای ازدواج با شخصی آشنا شده اید ، بعد از اولین قرار وقتی به خانه برمیگردید به خانواده میگویید این شخص چنین است و چنان و از هر نظر ایده آل! با چند روز نه میشود خوبی و نه بدی کسی را آن هم برای یک عمر زندگی تشخیص داد ، آیا آنطور که او را بالا میبرید و اگر در آینده مشکلی داشته باشد میتوانید به راحتی به خانواده منتقل کنید؟ آیا بزرگ کردن او در ابتدا باعث نمیشود که اگر او آنچنان هم که میگفتید عالی و بی نقص نبود، مجبور شوید بر روی آن کاستی ها سرپوش بگذارید و خانواده را مطلع نکنید؟
از نظر من ، در روابط جدید اجازه بدهید که زمان بگذرد و شناخت کافی بوجود بیاید و تازه آن موقع هم با احتیاط از او بگویید.
دلم برای جاده ای که در انتهاش دریا باشه تنگ شده !
داری باهاش قدم میزنی
گاهی شونه هاش به شونه هات میخوره
دستشو گرفتی
گاهی فشاری حس میکنی
برمیگردی به سمتش
گاهی نگاهِ خاصی میبینی
مسیر باد که عوض میشه
گاهی بوی عطرش رو نفس میکشی
میخوای چیزی بهش بگی
گاهی اون زودتر همونو میگه
همه چیز خوبه ها
گاهی فکر میکنی چشات میخواد بباره !
هنوز نرفته و پیشته ها
گاهی دلت براش تنگ میشه !
وقتی میدونی فلان حرفو بزنی ، اون عصبانی میشه، چرا میزنی؟ اون لحظه چی باعث میشه نتونی خودتو کنترل کنی؟ میگی چرا من میبایست خودمو کنترل کنم ؟ اون اینکارو بکنه ، خب این که میشه دور تسلسل ، اونم میتونه همینو بگه !
برای لحظات سخت خودتونو آماده کنید ، وقتی خوبید با هم حرف بزنید که هنگام خشم چکار میتونید بکنید و از هم بپرسید اون موقع چی چیزی آرومت میکنه ، تمرین کنید ، با خودتون قرار بذار که اگر از یه حدی بحث بالا گرفت چه عکس الملی قراره نشون بدید که حرارت بیاد پایین ، کنترل کلام و خشم را یاد بگیرید ، خوبی و خوشی و خنده و تفریح که آمادگی و تمرین لازم نداره !
گاهی فقط یک کلمه که نقطه ضعف یه نفره ، حالا چه عمدی چه سهوی وقتی گفته میشه میتونه طرف دیگه را بشدت عصبانی کنه .
هنر اینه که بتونی آرومش کنی و بخودت تسلط داشته باشی ، نه اینکه آتیش را شعله ور کنی !
اصولا با این قضیه مخالفم، ولی اگر میخوای مچ بگیری، قبل از اینکه علنیش کنی از صحت و سقم مدارک و دلایلت مطمئن شو ، همینجوری بر پایه حرف کسی یا توهم و تصور خودت اینکارو نکن ، اگر درصدِ کمی هم اشتباه کرده باشی ، کاری کردی که تا همیشه شرمنده میشی و حتی اگر روزی دلیل محکمی هم داشته باشی کسی اون را ازت نمیپذیره !
وقتی زمین و زمان میگن نمیشه ، هم خانواده اون هم شما مخالفن ، چرا میخوای بجنگی؟ چقدر عمر و انرژی داری که میخوای با جنگیدن بهش برسی؟ باور کن با این همه سختی هم بهش برسی ، آنقدر اذیت شدید که سر کوچکترین ناملایمات یا مشکلات طبیعی زندگی حساسیت شدید نسبت به هم خواهید داشت و با هم درگیر خواهید شد !
از دیدِ من سراغ کسی برو که بدون جنگ و درگیری با خانواده خودت یا اون به هم برسید ، همه آدمها نکات خوب و بد دارند و در یه برآیند کلی تقریبا 90 درصدشون نمره های نزدیک بهم میگیرند ، یعنی مثلا با X ازدواج کنی در جمع خوبی و بدیهاش با Y فرقی نداره ، یه چیزایی این داره که اون یکی نداره و برعکس !
نظر شخصیِ منه که ، به آب و آتیش زدن برای رسیدن به کسی که تصور میکنی میتونه شما را تا ابد خوشبخترین انسان روی زمین بکنه و با او همیشه و در هر حالی خوش و خرم خواهی بود ، اشتباه محضه !
پنجشنبه میگه قارچ کبابی میخوام ! گفتم باشه ، میگه روش پنیر هم میخوام ، میگم باشه ، میگه نودل هوس کردم ، میگم باشه ، میخنده و میگه بلاگر شما و لی لی خیلی خوبی !
خب یکی هم من ازش هر چی میخواستم میگفت باشه ، از دید من هم خیلی خوب بود !
قارچ کبابی

قارچ کبابی با پنیر

میگم کسی را دوست داری میبایست براش هزینه هم بدی !
عاشق که باشی انگیزه داری !
مهر داری !
مهربونی !
دلت ظریف میشه !
به آدمای دیگه کمک میکنی !
همه چیزو قشنگ میبینی !
دلرحم میشی !
بدیها رو کم میبینی !
همش آسمونت آبیه ، اگه ابری هم باشه قشنگه !
میخوای پیشش باشی همیشه !
پیشش که باشی نمیخوای بری !
دوست داری تا صبح قدم بزنی ، دستاش وقتی باشه ، محکم میگیره و محکم میگیریش !
راه که میری ، انگار میون زمین و پاهات یه لایه ابر هست ، آسمون زیر پاهاته !
حرف که میزنید ، فکر میکنی داری شعر میشنوی ، با نظم و زیباتر از فروغ و سهراب !
لحظات را دوست داری بشرطی که آرومتر بگذره !
خلاصه حرف عشق و عاشقی که باشه ، 5 شنبه خودشو میرسونه !
6 ساعت تا عاشقیِ !
***
دارم اینو میخورم ، شام امشب بلاگر

***
شمع ها روشن شدن ، بوی عود پیچیده توی خونه ، انتظار داره میکشه عاشق رو ، چقدر سخته این دقیقه ها ، چرا اینقدر دیر میگذره ، نه؟ 5 شنبه ایها میدونن چی میگم ، نرم نرمک داره از راه میرسه ، با حس خوبش ، با آرامش ابدیش ، با خنده های زیباش ، با ذوقش از به آغوش کشیدن کسایی که 5 شنبه را با تمام وجودشون دوست دارن و منتظرشن ، مثل من ، مثل شما ، مثل دستهایی که باز هستند و منتظر یه بغل سفت و محکم و طولانی و در حسرت هفته ای که دور بودن از هم ، زودتر بیا !
***
اینا کی هستند؟ خیلی خوب و خیلی خوب میشناسیدشون !

اینبار هنگام خشم دقت کنید ، یکی از چیزهایی که بهتون قدرت کاذب میده عصبانیت هست !
وقتی بحث آنچنانی شروع میشه و دو نفر بهر دلیلی درگیر میشن ، این میگه من فلان کارو میکنم و اون یکی هم لیستی از بلاهایی که میخواد سر طرف دیگه بیاره را میگه ، حرفها یا کارهایی که در حالت عادی و با اندکی منطق و فکر به عواقبش ، هیچوقت گفته یا انجام نمیشد ، چون در آرامش توان انجام دادنشون از نظر روحی و جسمی وجود نداره ولی در عصبانیت ، چرا !
اون موقع واقعا هم این نیرو و توان را در خودتون حس میکنید که قدرت انجام هر کاری را دارید ، فقط وقتی که آروم میشد و به حرفهایی که زدید یا کارهایی که کردید فکر میکنید ، متوجه میشید عصبانیت چه قدرتی بهتون داده بوده ، قدرتی که گاه تا آخر عمر میبایست تاوان استفاده ازش را پس بدید !
لطفا اگر اینبار خشم آمد سراغتون ، همونجا بحث را متوقف کنید و یادِ این نوشته بیفتید !