بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی
بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی

خسته شدید؟


هر وقت از همه چی خسته شدید و دنبال یه راه فرار میگشتین و دنبال آرامش بودید، توصیه میکنم یه چمدان کوچیک بردارین و به یه سفر برین و مهم نباشه که بعدش چی میشه !


https://s17.picofile.com/file/8416765750/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B7%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B6%DB%B4%DB%B5%DB%B5%DB%B0.JPG


مسیر پیاده روی اطراف دریاچه


https://s17.picofile.com/file/8416766350/image_b7b462361eab3a2b14b9c349cc0984d6b37693cca0b1add9ddeaca1a90e4d724_V.jpg

منشأ!

اگر در کنارِ کسی باشید که روح و جسمِ قوی و محکمی داشته باشه ، مقداری از اون قدرت هم به شما منتقل میشه و احساسِ قدرت میکنید ، نکته جالب اینه گاهی آدما با نیرو گرفتن از کسی که منشأ قدرتِ و در کنارشون هست ، با خود او میجنگند .

و روزی متوجه میشن که ذاتا قوی نبودند که از او دور شدن !

سلایقِ خلایق!

انسانها در طول مدت زندگی سلیقشون تغییر میکنه !

از یه غذاهایی که بدشون میومده الان خوششون میاد یا برعکس

موزیکهایی که خوششون نمیومد و دوست نداشتن بشنون را الان میذارن رو تکرار !

طرح و مدل لباساشونو یا ظاهرشونو که تو عکسا یا فیلمای قدیمی میبینند ، میگن یعنی این ما بودیم؟(لبخندِ با خجالت ! )

تقریبا همه چیز ممکنه در طولِ زمان در شما تغییر کنه ، سختی ماجرا اینجاست که انتخاب های ما نیز شامل این قضیه میشه ، حالا اگه بحث لباس و موزیک و غذا باشه به سادگی میشه تغییرش داد و با سلیقه جدید هماهنگش کرد ، ولی اگر در مقطعی انسانی را انتخاب کردیم برای همیشه بودن ، روزی اگر سلیقه ما یا او در رابطه با طرفِ مقابل تغییر کرد ، دیگه به این راحتی نیست !

شاید این نتیجه گیری عصاره اکثر نوشته های من در زمینه روابط زن و مرد در زندگی باشه ، چیزی که از یه زاویه دیگه بهش نگاه کردم.

این که چه باید کرد موضوعِ این نوشته نیست ، صرفا خواستم بگم که واقعیتی است که وجود داره!

دومین برف امسال !

اگه یادتون باشه یه برف هم در فروردین 99 آمد و پس در امسال برفی که دیشب آمد دومیش میشه ، صبح که از پنجره بیرون را نگاه کردم این منظره را دیدم ، بعد در ایوان هم این یکی را  ، حس  و هدیه خوبی به چشمام بود !



https://s16.picofile.com/file/8416646634/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B7_%DB%B0%DB%B8%DB%B5%DB%B5%DB%B1%DB%B7.jpg



https://s17.picofile.com/file/8416646600/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B7_%DB%B0%DB%B8%DB%B5%DB%B4%DB%B4%DB%B2.jpg


بارونی و برفی!

هوا یه روز میباره ، یه روز آفتابیِ ، مثل آدما !

اون روزی که حالت خوب نبود بدون که دائمی نیست ، خوب میشی ، من ساده حرفامومیگم  ولی بهش باور داشته باش !

میگن هوات آفتابی بشه  ، من میگم هوات بارونی هم بشه خوبه ، یه قدمی بزنی و یکم خیس شی ، بعد سرما بخوری و فکر کنی کرونا گرفتی ، چی میشه ! (لبخند)


اینجا هوا برفی و بارونیه ، انتخابی بلاگر


شوخی کردم !

یه چیزی میگی که میبینی طرف (هر کسی) ناراحت شد ، پشتش میگی شوخی کردم  ، ناراحت نشو !

باور کن این حرف بدتره ، سر حرفت بمون ، نترس ، درسته بدون فکر حرف زدی ، دیگه چیزی بوده که گفتی ، اون هم شنیده ، محکم باش ، ضعف نشون نده ،  از چیزی که گفتی دفاع کن یا اگر اشتباه بوده ازش معذرت بخواه، خلافگویی را به حرفی که زدی  اضافه نکن ، هم اون میدونه هم خودتون که شوخی نبوده  ، اینکه میگی شوخی کردم کارو بدتر میکنه !

دو بازنده !

متاسفانه توی زندگی وقتی دو نفر به مرحله لجبازی میرسن ، شروع به خرد کردن اعصاب هم میکنن ، اعصابی که میبایست در آرامش و یکپارچه باشه به تکه های کوچک و درهم و روانی آشفته تبدیل میشه !

دلیلش هر چی باشه ، فشارهای همه گیری و در خانه ماندن ، اختلاف سلیقه و عقیده ، مسائل مادی و ...

حالا کی بهتر میتونه خُرد کنه؟

جواب: با کمال تاسف کسانی که با هم زندگی کردن و نقاط ضعف و ضربه پذیرِ هم را میدونند، بهتر میتونن خُرد کنن !

آن ذهن و انرژیی که میبایست در مسیر پیشرفت ، شادی و خوشبختی مصرف بشه را به ورطه تلاش برای در هم کوبیدن هم تبدیل میکنند و در نهایت دو بازنده از میدانِ زندگی بیرون خواهند آمد !

موقعی که میخوای چیزی بگی که میدونی میتونی با گفتنش روانِ طرفِ مقابلت را بهم بریزی ، فقط 1 ساعت زمان بده و نگو حتی اگر در اوج عصبانیت بودی ، کمی فکر کن ، این کار مثل شلیک گلوله و کمانه و برگشت اون به سمتِ خودت میمونه ، بعد 1 ساعت اگر باز میخواستی اون حرف دردناک را بزنی ، باشه ، بگو !

دارایی !

کسی که داره و خرج نمیکنه با کسی که نداره چه فرقی میکنه؟!

چشمهایش !

این همه گیری  نکات منفی و متاسفانه غم انگیز زیاد داشت ، ولی نمیشه از نکتهِ مهم و بزرگ اون غافل موند، زمان آماده شدن خانمها برای خروج از منزل بشدت کاهش یافته ! با توجه به زدن ماسک حدودِ نصف زمان رسیدگی به چهره کم شده !

هم اکنون صرفا در بخش بالایی صورت ،  چشم و ابرو فعالیت تخصصی انجام میشه و همه در حال حاضر دارای چشمانی شهلا  ، مژگانی برگشته و کمند ابرو  شدند ! (لبخند)

افردای هم که در فکر عمل زیبایی پر هزینه و با عوارض زیادِ بینی بودند ، فعلا با 1500 تومان (قیمت ماسک) این ماجرا را از سر گذرداندند !

ضمنا شوهرانِ گرامی هم کمی نفس راحت در زمینه کاهش هزینه های لوازم آرایش و اعمال زیبایی همسرانِ خود میکشند !

توهم یا واقعیت؟

فکر میکنی دوسش داری؟ عملا چکار کردی که نه به اون ، به خودت ثابت بشه که چیزی به اسم دوست داشتن توی وجودت هست؟  چکارِ خاصی براش کردی؟ فداکاری بزرگت را پیشِ وجدانِ خودت بازگو کن ، هر کاری هم کردی خودت هم دوست داشتی بکنی! اگر با وجدانِ خودت کنار نیومدی ، جهت اطلاع توهمِ دوست داشتن را داری ، کارِ خاصی نکردی ! یکی بیاد اینجا  و کارِ بزرگی را که برای کسی که ادعای دوست داشتنش را داره ، مطرح کنه ، حداقل من از اشتباه میام بیرون یا شما از توهم خارج بشید !

هر کاری هم کردی ردِ پای خواسته های خودت را میتونی توش پیدا کنی ، برایِ همینه از دیدِ من سخت یا ناشدنیه به کسی بگم دوستت دارم ، همه خودمون را دوست داریم  و توهمِ دوست داشتنِ کسِ دیگه رو!

بخاطرِ خودتان !

متاسفانه اگر بی احترامی فقط یکبار هم باشه ، نه فرآموش میشه نه از ته دل بخشیده ، چیزی هست که فقط با انجام نشدنش ، تکرار نمیشه !

در لحظاتی که به هر دلیل  احساساتی هستید(مانند عصبانیت یا بهم ریختگی هورمونی یا مشکلاتِ کاری یا ...)  و ممکنه کلامی خارج از ادب و حرمت به زبان بیاورید ،لطفا سکوت کنید، نه بخاطرِ او ، بخاطرِ خودتان! (بدون نگاه جنسیتی)

راحت باشید !

از کسی خوشتون میاد یا نمیاد؟  راحت باشید و اگر حس خوبی بهش دارید ، حتما و آزادانه بهش بگید و  ببینیدش و اگه  ندارید رودرواسی و روابط باعث نشه خودتون را در مسیرِ زجرِ دیدن کسی قرار بدید که نمیخواهید حتی صداشو بشنوید و میره تو اعصابتون !

به عقیده من اگراز یکی خوشتون میاد یا نمیاد ، بهش بگید ! چی میشه؟ بذارید اون بدونه حستون چیه ، همه که حس یاب و حس سنج ندارن ! 

30سال یا 40 سال؟ !

اگه اتفاقِ خاصی نیفته، که معمولا هم میفته !!!  ، 30 تا 40 سالِ دیگه بیشتر نیستیم ، بعد چقدر پشت سرِ همدیگه حرف میزنیم؟ ، خسیس هستیم ، زندگیمونو سخت میگیریم، اون کاری رو که آرزوشو داریم و دوست داریم را به این دلیل و اون دلیل نمیکنیم  ، اون چرا اینو گفت ؟، اون یکی چرا اینکارو کرد؟ ، لحظاتِ قشنگی که میتونیم داشته باشیم را با حرفها و رفتارهای سیاه خراب میکنیم ، آدمها را از خودمو میرنجونیم ، پشت سر کسایی که باهامون کاری ندارند حرف میزنیم ، اصلا کاری داشته باشن ، حرفِ دیگه !

به این خلاف میگیم ، از اون پنهون میکنیم ، مواظبیم که نکنه فلانی یه چیزی گفته باشه که به تریجِ قبایمان بر خورده باشه !  انتقام میگیریم ، کینه میورزیم ، هزار تا بازی در میاریم روزای خوشمون رو سر یه حرف ساده خراب میکنیم ، جر و بحث میکنیم ، از این و اون اشکال میگیریم ، بعدش میریم و تموم میشیم !!!

این سالهایی که میگذره وهر بار که عید میاد میگیم ، اِ اِ اِ امسال چه زود گذشت ! 30 تا یا 40 تا  از اینا رو میگم !

آشپزی مردانه : شام پنجشنبه شب ، کراکف پنیر با قارچ و هویج !

کراکف پنیر در فر با قارچ پخته و تفت داده شده + هویج پخته و تفت داده شده ، زیاد سالم نیست ، ولی باور کنید خیلی خوشمزس !

نمیشه که همش غذای سالم بخوریم و توصیه های بلاگر را گوش کنیم ! گاهی هم لازمه فقط بخوریم !

نتیجه :

https://s16.picofile.com/file/8416229768/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B8%DB%B3%DB%B7%DB%B0%DB%B9.jpg


https://s17.picofile.com/file/8416229876/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B8%DB%B3%DB%B1%DB%B3%DB%B8.jpg


https://s17.picofile.com/file/8416229818/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B8%DB%B3%DB%B9%DB%B3%DB%B8.jpg

پنجشنبه بارونیم بخیر !

هوا بارونی باشه ، پنجشنبه هم باشه ،دیگه چی میخوای؟  نه تنها دلگیر نیست خیلی هم دلبازه !

دل که خوش باشه همه چیزو قشنگ میبینه ، مشکل داشته باشه هوای آفتابی و منظره قشنگ هم دلگیره !

عقیده دارم که هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه منو ناراحت یا خوشحال بکنه ، غیر از خودم !

مردها برای عشق و عاشقی گریه نمیکنند ، ولی وای به اون روزی که یک مرد گریه کند به هر دلیلی ، غم میگیرد زمین و آسمان را !

انتخابی بلاگر برای این هوا ، این آسمان ، این ابر ، این باران ،  این پنجشنبه شبِ عزیزم

برم شام بذارم ، با پست گذاشتن برای شما ، گرسنگیم برطرف نمیشه !

شبتون بخیر !

چراغا را خاموش کردیم ، داریم تعطیل میکنیم ،  لطفا مجردهای گرامی برین ...   ...تون را بذارید ، متاهلین محترم هم برین به خونه !  برسید ، کلا از بلاگفا و بلاگ اسکای که هیچ از اینستا هم برای شما از این نمد کلاهی نخواهد بود!

انتخابی بلاگر(لطفا صدای اسپیکر را کم کنید)

لطفا فکر کنید و حرف بزنید !

موقع حرف زدن یه چیزایی عادتمون شده که وقتی بهش فکر کنیم خندمون میگیره که چی گفتیم ، یکیش " حتما شاید " هست !

برای قرارِ کاری به کسی گفتم ساعت 11 شنبه تشریف بیارید ، گفت حتما شاید تشریف بیارم ، فکر کنم هول شده بود !

من موندم حتما میاد؟ شاید بیاد؟ تازه اونم میخوان تشریف بیارن !

منشی شرکتها که میخوان پیام رئیسشون را بدن بعضی موقع میگن ، آقای فلانی فرمودند ! آقای فلانی برای شما میتونن فرمایش داشته باشند ، برای من باید عرض کنند !

یا میگن سلام ، ببخشید مزاحم شدم ! خب وقتی خودتون هم میدونین که مزاحم شدید و براش معذرت هم میخواهید ، برای چی زنگ میزنید؟ !

پنجشنبۀ من !

خوبه که آدما یه روز را برای خودشون داشته باشن ، میتونم ادعا کنم پنجشنبه مالِ منه ، همونجور که میتونم بگم ماه مالِ منِ ، خورشیدمتعلق به منِ، میگی نیست؟سندش را بیار و  ثابت کن !

، میتونم همینجا که هستم پام را روی زمین بکوبم و بگم مرکزِ دنیا اینجاست !

فردا با اینکه به من تعلق داره ، اجازه میدم شما هم ازش استفاده کنید ! (لبخند)

برای ناهارِ فردا برنامه کباب کوبیده دارم ، البته پنجشنبه است دیگه ، یه موقع دیدی برنامه عوض شد !

الان اینو گوش میکنم !

خیلی نزدیک !

بعضی ها خیلی حساس هستند و البته در امور بهداشتی کار درستی هم هست ، ولی روزی میرسه به شخصی آنقدر نزدیک میشی ، خیلی نزدیک  ، که از یه قاشق غذا میخورین و لیوانِ آبشو سر میکشی و بقیه پیتزای گاز زدشو میخوری ، تازه لذت هم میبری !

نگو هم نه ، من اینطور نخواهم بود  ، شما هم همینطوری ،فقط فرقش اینه هنوز به  اون روز و اون شخص نرسیدی ! (لبخند)


امتحانِ علاقه !

آدمها دوست دارن هر از گاهی میزان علاقه و محبت کسی که به نحوی توی زندگیشون نقش داره و رابطه عاطفی باهاش دارند را بسنجند ، صرفا هم زن و شوهر نیست ،حتی میون دوستان یا  خانواده دوست دارند بدونند تا چه حد مورد توجه بقیه هستند.

این هم قسمتی از طبیعتِ انسانِ ، مثل مدیران وبلاگ که بخش آمار بازدید کنندگان براشون مهمه !

فقط یک نکته باقی میمونه که گاهی نحوه برگزاری این امتحان از حالت عادی خارج میشه ، توقعاتی  از طرف مقابل (خصوصا در زندگی مشترک) دارند که برآورده کردنشون از نظر مادی یا معنوی در حد و اندازه شخصِ مقابل نیست و وقتی برآورده نمیشه ، این تصور بوجود میاد که او در آزمون علاقه به شما نمره مناسبی نگرفته !

توصیه میکنم اگر روزی خواستید میزان علاقه کسی را متوجه بشید ، امتحانتون در حد توانایی های  آن شخص باشه !

تمجید !

همه از تعریف و تمجید خوششون میاد ، قسمتی از طبیعت و ذات انسانِ .کارِ خوبی میبینمش و وقتی واقعی باشه به شما انگیزه حرکت و ادامه دادن کارِ خوب یا خاصی که کردید را میده.

از دیدِ من وقتی کسی از شما تعریف کرد ، با اینکه حسِ خوبی داره بهتون میده ، خوبه که کمی به علت این مدح و ستایش هم فکر کنید ، ببینید آیا واقعا کاری کردید که لایق این حرفها باشید؟ شخصا تحسین های بیهوده را نمیپسندم .

عقیده دارم همانطور که موقع خروجی کلام(حرف زدن) فکر میکنیم موقع ورودی آن نیز (شنیدن) هم فکر کنیم ، وقتی خودمون حس نمیکنیم که کارمون آنچنان هم نیاز به این حجم از ستایش داره ،شاید انگیزۀ ثنا گویِ ما،  چیزِ دیگه ای باشه !

بزرگ شدیم؟ !

دلم یه برف سنگین میخواد ، تا زانو برم توش ، سفیدیش همه جا رو بگیره ، بچه که بودیم خونه مادر بزرگ ، اونقدر برف میومد که میشد از لبه دیوار بپریم رو کپۀ برفا ، چرا دیگه برف زیاد نمیاد؟

شاید ما خیلی بزرگ شدیم؟

انتخابی بلاگر برای امشب

دلتنگیِ مردانه !

خیلی با خانمها فرق داره !

نه  از دوری گله میکنه، نه اصراری به دیدار داره ، نه اشکی ، نه آهی ، حتی اکثرا بیان هم نمیشه ، ضمنا میل و  اشتیاق ملاقات را هم به زبان نمیاره ، ولی هست و انتظار داره دلتنگیش حس بشه و تنها راهش اینه که وقتی از نزدیک دیدیش ،  از نگاهِ گرمش متوجه بشی !

قیمتِ تنهایی؟

چون که تنهایی با هر کی از راه میرسه آشنا میشی؟ به چه قیمتی؟  کلامش  ، سطح برخوردش ،نحوه پوشیدنش ، اخلاقش ،خواسته هاش  یا خیلی چیزای دیگش در سلیقتون نیست ولی میگی از تنهایی درم میاره؟ اشتباه نکن ، تنهاترت میکنه !

اینکه فکر کنی یه حضورِ فیزیکیِ محض باعث میشه تنهاییت تموم بشه ، از دیدِ من درست و کارساز نیست.

انسان  تا روحش تامین نشه ، همچنان اون حس تنهایی همراهش هست ، با خودت هم دچار مشکل میشی که چرا سازگار با خواسته هات نیست ولی پذیرفتیش .

کسی که بابِ میلِ شما نباشه ، علاوه بر اینکه تنهائیتونو پر نمیکنه ممکنه آزارت هم بده !

مِه را دوست دارم !

هوای امروز صبح کمی مِه داشت ، از هوای اینجوری خوشم میاد و نفس میکشمش ! مِه ابریه که آمده پایین پیشِ شما ، دلش برای آدما تنگ شده ، هر وقت دیدیش تا برنگشته بالا ، خودتونو  بهش برسونید !

امروز هم گذشت ، جلوشو نمیشه گرفت ، نه؟

شبِ خوبی داشته باشید !

انتخابی بلاگر  (لطفا صدای اسپیکر را کم کنید)


کته با بوی بهشتی !

بوی کته پیچیده تو خونه ، ته دیگش که دیگه دلبری شده با طنازی خاصِ خودش ، یعنی خالی خالی هم میشه خوردش ، چه برسه با خورشت هویج که برای فردا ناهار داره قل میزنه ، حالا شما هی برین پیتزا بخورین ، یه کفگیر از این برنج با تخمِ مرغ هم خورده بشه یا تن ماهی می ارزه به صد تا همبرگر و فست فودهایی که براش صف میکشین ، خانمهای پر مدعا ، کمی عرقِ شرم !

آقایان عزیز باور کنید غذا درست کردن اونم از نوعِ خوشمزش کاری نداره ، لطفا به بخشِ آشپزی مردانه مراجعه کنید و اگر هم قصدی دارید بخاطر غذا نباشه !

https://s17.picofile.com/file/8415905884/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B0_%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B2.jpg


مردِ ظریف !

توی رابطه عاطفی هستید ، مردتون تحت هر عنوان گریه کرد !

شدیدا توصیه میکنم مواظب باشید ، چند وقت دیکه باید مسئولیت کلِ زندگی را به تنهایی به دوش بکشید !

دلتون میخواد مردِ ظریفی داشته باشین که از فراقِ شما اشک بریزه؟

این دیگه بستگی به خودتون داره ، مردای اینجوری مامان میخوان ، نه زنِ زندگی !

 به یه جایی میرسی که مرد زورگو را ترجیح میدی به نوع ظریف و حساسش !

مرد هم گریه میکنه ولی نه بخاطر عشق و عاشقی و این حرفا !

ناراضی هستی ؟ نباش !

در هر حالی که هستی ، متاهل یا مجرد ،  زندگی خوب داری؟  آرامش داری؟ مادی و معنوی تامین هستی؟ راضی باش و گله نکن ، فکر کن همینهایی که الانم داشتی ، نداشتی !

فیلم که میبینی ، فکر نکن واقعیه ، قهرمانِ فیلم همش در حال رفتن به باشگاه و با دوستاش میرن  کافی شاپ و رستوران ، میشینن کافه گلاسه یا استیک میخورن ، بعد میره توی یه خونه شیک با نورپردازی قشنگ تو شمالِ شهر (که معلوم نیست اجارشو چجور میده) با عشقش کمی جر و بحث میکنه و بعد نصف شب با یه ماشین اسپرت میرن ماشین سواری و جاده چالوس و از این حرفا ! باور کن فیلمه ، بشین سر زندگیت ، همون تن ماهی و کتۀ خوشمزتو بخور ، اگر مرد یا زن زندگیت کنارته ، از بودنِ کنار هم لذت ببرید ، اگر هنوز مجردی با داشته هات بساز، باور کن از خیلیا داری بهتر زندگی میکنی ، راضی باش !

هم نوشت !

از این بعد پست هایی تحت عنوان " هم نوشت" درج میشود ، که  متعلق به همنشین های محترم میباشد (با درج لینک) نظر من به پست ایشان و در صورت امکان پاسخ همنشین های گرامی را به من میتوانید بخوانید.

۱۵۱

امروز عقد پسرعمو بود 

به قول خواهرش : یاران چه غریبانه رفتند سر خانه 

زن عمو متاسفانه بخاطر کرونای خیلی شدیدی که مبتلا شدن و هنوزم توی خونه اکسیژن میگیرن نتونستن سر عقد پسر ته تغاری باشن طبعا خواهرشوهرها هم نتونستن یعنی همون دخترعموهام خواهرای داماد 

و ویدیو کال کردن 

ما هم توی گروه هر کس اهنگ شاد داشت فرستاد و واسونک خوندیم و فیلم قر دادن فرستادیم و از این جلافتا....

خوشبخت باشن الهی 

قرار شد برنامه ریزی دقیق بکنن بچشونم ۱ . ۱ . ۱ بدنیا بیاد

انقدرم سربه سر پسر عمو گذاشتیم 

فکر کن عروس تازه رو هنوز ندیدیم و فقط چندتا عکس ازش دیدیم در این حد غریبانه

******

بلاگر دوشنبه 10 آذر 1399 ساعت 13:45

یعنی بسیار مشعوفم ، که عروسی ها بدون جشن برگزار میشه ، قسمتِ مردانه جشن های عروسی با جلسه کنفرانس و سمینار و یه شام تو رستوران خوردن فرقی نداشت !
بخش زنانه بود که فشن مد میذاشتن و شلوغ بود و بهشون خوش میگذشت ، که تعطیل شده (لبخند شیطانی)
***
این خانمها به همه چی کار دارند؟ چکار به بچه درست کردن مردم دارین؟ تازه براش ضرب الاجل هم تعیین میکنید؟
بذارید مردم زندگی کنند !

***

پاسخ سارا :



ببین الان چقدر بدجنسیا بلاگر
...

نمیشه دیگه تعیین شده تاریخش

خاطرات را نسوزانید !

بینتون هر چی بوده تموم شده ، با او خاطراتی داشتی  ، وقتی رابطه ات را بد تموم کنی تمام خاطرات خوب را هم سوزاندی !

انسان فرصتِ چندانی برای زندگی ندارد و خصوصا به نیمه که میرسد این موضوع را درک میکند ، شاید دیگر نتوانی در آن حد هم خاطره بسازی، با خاطره بد تمام نکن تا خاطراتِ خوبتان محفوظ بماند، روزی لازمتان خواهد شد !

لمسِ فکر !

گاهی که حس میکنم همین الان داره کسی افکارِ منو میخوانه ، یه جوری از اینکه اون فقط یک فکر و غیر مادی هست خارج میشم و انگار میتونم لمسش کنم ، مثل یه موج از صفحه مانیتور بیرون میاد و بدرونِ فکرِ من وارد میشه، توی این مسیر گاهی انگشتامو روی اون فکرِ تازه میکشم و نوازشش میکنم ، عقیده دارم جریانِ ذهن انسانها تنها رودخانه ایه که در یک بستر ، مسیری دو طرفه داره!

بی انتها !

میدونید چرا از زیبایی کویر ، آسمان و دریا لذت میبریم؟ چون بی انتها هستند و پایانی برایشان نمیبینیم.

یه چیزِ دیگه هم هست که دوست داریم بی انتها باشه و تمامِ زندگی را بدنبالش هستیم ، شاید یه روزی بهش برسیم  ، اون روز رو به اندازه کل زندگیمون ، زندگی کنیم  !


انتخابی بلاگر برای امشب ، هنوز تو روزِ استثنایی هستیما ، 99.9.9

غذای ملی بعد از چلوکباب ، کله و پاچه !

عجب دلم خواست !

یه روز صبح ساعت 4 بلند شی ، بری سمت دربند ، تو میدون تجریش یه کله پاچه اساسی بخوری ، بعد بری بالا و کالریهایی که وارد کردی را بسوزونی .. به نظرِ شما میچسبه؟

آغوشی به وسعتِ دنیا !

دلم میخواست بغلم آنقدر بزرگ بود که همه آدمهای دنیا را در آغوش میکشیدم !

طنز: شوخی با توصیه های بلاگر !

دوستم را بعد مدتها دیدم ،  پَکر بود ، تا منو دید شروع به گله کرد ، گفت :برو  توام با این توصیه هات ، گفتم چی شده مگه؟ گفت یادته یه بار گفتی به هر کی رسیدی با اسم کوچیک صداش کن؟ گفتی احساسِ صمیمیت رو بیشتر میکنه ؟ گفتم خب آره ، الانم همینو میگم، چی شده مگه؟ گفت جمعه پیش رفته بودیم خونه عموی بزرگم ، 30 سال بود بهش عمو جان میگفتم ، اینبار گفتم سلام بهروز جان ، 2 ساعت تو حیاط داشت دنبالم میکرد با لنگه کفش بزنتم ، داد میزد بچه پررو مگه من رفیقتم ، همکلاسیتم  ! خلاصه توصیت داشت منو به فنا میداد !

***

به نظرِ شما واقعا تقصیرِ منه؟! (لبخندِ شیطانی)

صحبت با گربه ها ؟!

از نظرِ من وقتی میخواهید مطلبی اجتماعی را منتقل کنید ، همه را فیلسوف فرض نکنید  ،  ساده گویی و بیان شفاف را همه میپسندندحتی فلاسفه !

هنرِ یک گوینده یا نویسنده خوب ، در انتقال حداکثری پیام ذهنی به تمام شنوندگان است .

دیروز وقتی وارد پارکینگ شدم یک بچه گربه  به زبان خودش با من حرف زد و به من نزدیک شد ،نمیدونم چی میخواست ، کلامِ او را هم متوجه نشدم  !

برای من کسی که سخت و پیچیده حرف میزند و میو میو کردن یک گربه تفاوتی ندارد ، منظور هیچکدام را بدرستی متوجه نمیشویم ! (لبخند)



تَکرو !

همیشه آدمها از وضعی که دارند رضایت کامل را ندارند و میخواهند به سمت بهتر شدن (از دیدِ خودشون) برن ، نکته بسیار خوبی است و انگیزه مناسب برای پیشرفت ، تا وقتی تنها هستید میتوانید از این تصمیمات برای خودتون بگیرید و عمل هم بکنید ، اگر موفق هم نشید و اوضاع بهتر هم نشه ، فقط خودتون هستید که ممکنه به خودتون اشکال بگیرید و گله کنید.

وقتی تنها نیستید و در قالب مشترک دارید زندگی میکنید نمیشه بدون هماهنگی و همفکری طرفِ مقابل اینکارو بکنید ، جدا از بحثی که حرفِ آخر را چه کسی میزنه ، اگر مشورت با او انجام نشه ، حتی اگر نتیجه تکرویِ شما خوب و مثبت هم باشه  ، باعث اختلاف خواهد شد.

این حس در طرفِ مقابل بوجود میاد که نقشی در این زندگی نداره و نظر و عقیده اش در نظر گرفته نمیشه و به مرور دلسرد و بی تفاوت میشه.

این دو چرخه های دو نفره را دیدید؟ درسته نفر جلویی فرمان و هدایت دستشه،ولی لازمه از نفر پشت هم راجب مسیری که میخواهند انتخاب کنند سوال کنه و نظرشو بپرسه وگرنه اون ممکنه احساسِ بی تفاوتی بکنه و دیگه پا نزنه و تلاشی برای حرکت نکنه ، تکرو نمیتونه به تنهایی  چرخِ زندگی را بخوبی بچرخونه !

دلِ دیگه ...!

پست صوتی دل دیگه

***

گاهی با هم بودن میخواد

گاهی تنهایی !

گاهی دوست داشتن میخواد

گاهی نداشتن !

بعضی وقتا دلتنگ شدن را

بعضی وقتا با هیچکس نبودن را !

یه وقتایی در بندِ

وقتایی هم آزاد !

گاهی آسمونش آبیِ

گاهی هم ابری ابری !

یه روز میگه از این غذا خوشم نمیاد

یه روز همونو همچین میخوره !

یه وقت براش  بهار قشنگه

یه وقتا پاییز !

یه روز شادِ شادِ

یه روز آخر غصه

یه شب خوب میخوابه

یه شب تا صبح بیدار !

میگه ازت بدم میاد

بعد میگه میمیرم برات!

یه وقت دلی را میبازه

یه وقت  هم دلی را میبره !

دیگه دلِ دیگه ، باهاش تاب بیار ، اینم نبود با این بازیاش ، حوصلت سر نمیرفت؟

آشپزی مردانه : جوجه زعفرانی و هویج

جوجه را یک شب در ماست و زعفران و پیاز میخوابانید ، در فر 300 درجه به مدت 45 دقیقه میگذارید ، هویج را کمی میپزید (با نصف استکان آب) بعد با کمی روغن زیتون تفت میدهید ، میشه که سیب زمینی هم درونِ فر بگذارید تا بهمراه جوجه برشته بشه.

نتیجه :

https://s16.picofile.com/file/8415670650/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B2%DB%B8_%DB%B1%DB%B6%DB%B5%DB%B6%DB%B5%DB%B2.jpg


https://s17.picofile.com/file/8415670692/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B2%DB%B8_%DB%B1%DB%B7%DB%B2%DB%B7%DB%B2%DB%B6.jpg


https://s16.picofile.com/file/8415670726/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B2%DB%B8_%DB%B1%DB%B7%DB%B4%DB%B9%DB%B5%DB%B4.jpg

یک نوع فریب !

تا حالا کسی را فریب دادید یا فریب خوردید؟

حتما یکی از این حالتها براتون پیش آمده !

قصد ندارم در رابطه با انواع فریب بنویسم ، فقط یک نوعش را میگم که احتمالا یا  انجام دادید یا سرتون اومده !

یکی با گفتن یا شنیدنِ خلاف واقع فریب میده یا میخوره ، یکی با پنهان کردن حقیقت !

موضوعی هست که لازمه شخص مقابل در شروع یا ادامه  زندگی بهش آگاه باشه  ، ولی به عمد آن حقیقت  بیان نشده و پنهان نگه داشته میشه ،  فریبِ پنهانکاری از فریبِ خلافگویی بدترِ ، وقتی کسی خلافِ واقع بهت میگه، حداقل این فرصت را داری که از حالتهای طرف یا کلماتی که بکار میبره یه چیزی حس کنی  ولی وقتی کلا موضوعی از شما پنهان میشه ، از فرصت بررسی و راستی آزمایی آن هم محروم خواهید شد.

از دیدِ من ، اگر نمیخواهید فریبکار باشید ، چیزی را پنهان نکنید و هر آنچه لازمه که طرف مقابلتون در شروع آشنایی از شما بدونه را بهش بگید و از او هم بخواهید همین کار را بکنه .دلِ خودتون را خوش نکنید من به او خلاف نگفتم بلکه یه سری موارد را بهش نگفتم ، به نظرِ من ، پنهانکاری اگر بدتر از خلافگویی نباشه ، در همان حد آزار دهندس .

ترس و احتیاط !

ترس و احتیاط از نظرِ من با هم متفاوت هستند و هر کدام جداگانه میتونن مفید یا آزار دهنده باشند.

از دیدِ من احتیاط مراقبتی هست که منطقی و با فکربوجود میاد ، برنامه داره و در خیلی مواقع به ما کمک میکنه.زیاده روی در احتیاط ما را بیشتر به علائم ترس نزدیک میکنه.

ترس یک غریزه هست و یه جاهایی میتونه به ما کمک کنه ، ولی معمولا بدون برنامه است و باعث میشه گاهی فرصت ها را از دست بدیم و  در حالت حاد و زیادش ، آرامش را از ما میگیره.

در هر دو حال تعادل لازمه

بیادشی هنوز!

حتی کلماتی که او گفته وقتی دیگران میگند ، دقیقا همون کلمات را  ، یکی دیگه داره حرف میزنه ولی شما اونو میبینی!

گاهی رد پاهایی که ازش توی قلب و روحت مونده ، اگر کسِ دیگه ای دقیقا  پاهاشو همونجا بذاره ، ردِ پای او نمیشه !

جای لمسِ انگشتانش روی صورتت ، مثل داغِ پنهانی هست که همیشه حس میشه و فقط شمایی که میتونی ببینیش !

همون آهنگه ها ، همون شعرِ ، همون منظره است، همون جاییِ که باهاش رفتی ، ولی وقتی با او تجربش کردی ، حتی تکرارِ دقیقِ اون  با کس دیگه ، فقط میتونه شما را یادِ او بندازه !

هر وقت غصه میاد سراغت و اشکات سرازیره ،  اصلا سر یه مسئله دیگه ناراحتی ، یه قطره هم حتما برای اون میریزی !

حتی وقتی داری این نوشته را میخونی باز یادش افتادی ...!



داستان کوتاه : پرواز!

در پیاده رو آرام قدم میزد و فکر میکرد ، برگهای پاییزی در زیر پاهایش صدا میکرد و آسمان یکدست خاکستری بود ،باد سرد باعث شد یقه بارانی اش را بالا بدهد و به یاد روزهایی افتاد که با پرستو در همین خیابان قدم میزد ، چقدر شاد بودند ، به چیزی فکر نمیکردند ، یاد حرف پرستو افتاد که تکیه کلامش بود ، ... تا همیشه؟ منم میگفتم تا ابد! بعد میخندید و دستش را در هوا تکون میداد و میگفت بالاخره یه روزی  پرواز میکنم  !

دو سالِ پیش بود که علیرضا با پرستو آشنا شده بود ، توی یه کنفرانس مهندسی  ، علیرضا  41 ساله و مهندس معمار بود، پرستو 31 سالش بود و داشت ارشد میخواند ، آشناییشون خیلی زود رنگ و بوی احساس پیدا کرد ، پرستو به علیرضا میگفت میخواد بیشتر بشناسدش ولی هیچ قصدی نداره ! علیرضا خندش میگرفت ، میگفت اولا که من باید این حرفو بزنم ، تازه از کجا معلوم من قصدی داشته باشم؟ !

عجیب بود که پرستو هیچوقت از  زندگیش حرف نمیزد ، علیرضا اصولا آدمِ کنجکاوی نبود و او هم چیزی نمیپرسید ، چند بار با هم رستوران رفتند و گاهی توی پارک قدم میزدند ، تا اینکه یه روز از پرستو پرسید : میخوام بیشتر باهات آشنا بشم ، چرا مثل بقیه دخترا از خودت یا خانوادت چیزی نمیگی؟ پرستو که تا اون لحظه داشت شیطنت میکرد سرشو پایین انداخت و بعد به آرامی بلند کرد ، چشمای درشتش داشت برق میزد،تا حالا علیرضا این حالت را تو چشماش ندیده بود ،معلوم بود که نمیخواد چیزی بگه ، فقط آروم گفت ازم چیزی نپرس ! راستی بوی ادکلنتو دوست دارم ، مارکش چیه؟ ، علیرضا متوجه شد داره حرفو عوض میکنه ،دیگه چیزی نپرسید ،  فقط یه شماره موبایل از او داشت ، ولی عقیده داشت تا وقتی کسی بخواد و بتونه ،نیاز به هیچ قفل و پابندی نیست ، اگر خواستنی وجود داشته باشه ، بودن هم بهمراهش هست !

یه حسی تو وجودِ علیرضا بود که حس میکرد لحظه هایی که با پرستو هستش تکرار نمیشه ، موندنی نیست ، ولی پیشِ خودش میگفت به احساس نمیشه اعتماد کرد ، چیزیه که براش مدرک و دلیل وجود نداره.

هر روز ساعت 10 صبح پرستو به علیرضا زنگ میزد، گاهی که علیرضا جلسه داشت جواب نمیداد و پرستو براش یه پیام میفرستاد و مینوشت ... تا همیشه؟

یه روز علیرضا جلسه کاری داشت ، ساعت 1 موقتا جلسه را تموم کردن برای ناهار و قرار بود ساعت 2 ادامه بدن ، گوشیشو که سایلنت کرده بود نگاه کرد ، چند تا پیامک براش آمده بود ولی از پیامِ پرستو خبری نبود ، تعجب کرد ، زنگ زد ، موبایلش خاموش بود.

علیرضا هفته ها وقت و بی وقت به شماره پرستو زنگ میزد و هر بار پیامِ خاموش بودن موبایل بود ، تا یه شب بعد 6 ماه که خیلی دلش تنگِ پرستو بود باز زنگ زد ، اینبار داشت زنگ میخورد ، چند تا زنگ که خورد یه خانم با صدای مُسن گوشی را جواب داد ، علیرضا نمیدونست حرف بزنه یا نه ، ولی سلام کرد و گفت من علیرضا هستم ،  امکانش هست با پرستو صحبت کنم  ؟ چند لحظه سکوت  ، پرستو نیست  ، دیگه نیست پسرم ، من مادرش هستم ، 6 ماهِ پیش دیگه نتونست مقاومت کنه ، سرطان پیشرفته خون داشت ،اگه میخوای بری پیشش  قطعه 8  ردیف 22 ، بهم گفته بود چند ماه بعد گوشیشو روشن کنم و  اگه شخصی به اسمِ علیرضا زنگ زد بهش بگم کجا میتونه پیداش کنه  و یه پیام برات داشت گفت بهت بگم  ، بالاخره پرواز کردم !


انتخابی بلاگر برای این جمعه شب

تقاضا برای پیشنهاد شام با شرایط خاص !

میخوام برای شامِ امشب (جمعه) از همنشین های محترم مجازی تقاضا کنم پیشنهادی برای آماده کردن غذا (شامِ امشب) به من بدهند،   البته با شرایطِ زیر،موادی را هم که دارم در مقابل شرایط مینویسم ،:

1- بدون نان خورده بشه

2- بدون برنج خورده بشه

3- روغن زیاد نخواد(روغن هسته انگور ، زیتون ، کانولا دارم)

4- میشه از گوشت قرمز، مرغ ، شتر مرغ یا بوقلمون استفاده بشه(مرغ ، گوشت چرخکرده ، راسته گوساله دارم، بقیه را میتونم تهیه کنم)

5- سبزیجات هم در کنارش سرو بشه (هویج ، گل کلم ، کلم قرمز، سیر و سیب زمینی دارم)

6- ادویه دار باشه (فلفل سیاه ، قرمز ، دارچین ، سس سویا، سبزیجات معطر مثل آویشن و ... دارم)

7- حداکثر در 45 دقیقه آماده بشه

8- اگر موادِ دیگری موردنیازش هست ،  در دسترس معمولِ ما باشه (بشه از سوپرِ سر کوچه تهیش کرد!)

9- اگر برای ناهارِ فردا هم بخوام نگه دارم ، قابل استفاده و گرم کردن توسط ماکرُویو در محل کارباشه

10- ظاهرِ خوبی هم داشته باشه

قوی ترین کشش ! (لطفا متاهلین بخوانند ) رمز 2233

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

مقابله با هک کردنِ گوشی و تبلت !

مزیت خوب سیستمِ عامل گوشی و تبلت این است که مانند سیستمِ عامل ویندوز ، به سادگی هک نمیشود ، فقط عدم رعایت در نصب اپلیکیش (اپ) میتواند باعث شود اطلاعات شما دچار سرقت و هک شدن شود.

توصیه میکنم به هیچ عنوان حتی از سایت های معتبر بدون اینکه نیاز داشته باشید نرم افزاری را روی گوشی خود نصب نکنید. پسوند های apk مربوط به نصب میباشد و هنگام دانلود اگر دیدید نرم افزاری با این پسوند در حال دانلود شدن میباشد آن را متوقف (کنسل) نمایید و در صورتی اجازه نصب را دهید که کاملا به آن برنامه اعتماد داشته باشید.

ضمنا بعضی اپلیکیشن های هک قادر به روشن کردن دوربینِ شما هستند ، توصیه میکنم هم در کامپیوتر و لپ تاپ و هم بر روی دوربین سلفیِ گوشی و تبلتِ خود، یه قطعه کوچک لِنتِ مشکی بچسبانید ، تا خیالتان راحت شود که در هر صورت کسی بدونِ اجازه ، قادر به مشاهده حریم خصوصی شما نخواهد بود.

نداشته ها !

آدما همیشه بدنبال نداشته هاشون هستند !

وقتی  نداشتۀ کسی باشید ، بدونید اوبدنبالِ شما خواهد بود و در کنارتون میمونه تا خودشو با شما به کمال برسونه  !


دانلود آهنگ انتخابی بلاگر برای این شب جمعه

حس میکنی خیلی خوبی؟!

هر کی میاد و میخواد بهتون نزدیک بشه که نمیشه به یه نحوی مشکل داشته باشه و از دستت فرار هم بکنه !

آدم خوب و کم اشکال را کسی رها نمیکنه.(بی اشکال که نداریم کلا!)

شاید یه جای قضیه خودتون مشکل داشته باشید ، همش رو دیگران انگ نچسبون که این اینطوری بود و اون اونطوری ، دوربین رو سمت خودت برگردون و ببین شاید مشکل از خودتونه!

یخورده به حرفهایی که شنیدی و اشکالهایی که ازتون گرفتن بیشتر فکر کنید ، شاید مُحق باشن !

با گفتنِ اینکه من خوبم و دیگران مشکل دار که واقعا آدمِ خوب نمیشی !

بگرداشکال را  پیداش کن و برطرفش کن ، نمیشه که همه بد باشن و پر از ایراد، شما آخر خوبی باشی !

بشین یه لیست از خوبیهات بنویس ، ببین میتونی پیش وجدانِ خودتون ، نه دیگران ، به عدد انگشتانِ یه دست برسی؟

دور زدنِ عصبانیت !

آیا با فردی که زودتر از دیگران به مرز عصبانیت میرسد ،  زندگی میکنید ؟

 از دیدِ من عصبانیت مانند مفاهیم دیگر ،  کم و بیش در همه انسانها وجود دارد ولی رسیدن به مرزِ قرمز و بروز علنی آن در انسانها دلایل متفاوت دارد ،در بیشتر مواقع شاید علت کلی این باشد که موردی هست که از نظرِ شما بی اهمیت  ولی مسئله ای است که از  دیدِ طرفِ مقابل مهم میباشد ،همین تفاوت و عدم شناخت در میزان حساسیت ها  باعث رسیدن به مرز عصبانیت میشود ، در اینگونه موارد  ، توصیه میکنم ابتدا نقاط حساسِ طرفِ مقابل را شناسایی و پیدا کنید و در مرحله بعد آنها را دور بزنید !


مصداق: همسر شما ازاینکه بدونِ اطلاعِ او دعوت بستگان یا دوستان برای میهمانی را بپذیرید عصبانی میشود ، با یک پیامک نظرِ او را بپرسید(دور زدن) و سپس به دعوت پاسخ دهید ، به سادگی میشه جلوی عصبانیت های ناشی از حساسیت ها را گرفت .از دیدِ شما این یه دعوت ساده خانوادگی بوده و دلیلی برای مخالفت همسر یا اطلاع رسانی به او نمیبینید(مسئله ای که برای شما بی اهمیت است) ، در حقیقت او از دعوت یا پذیرفتنِ او توسط شما ناراحت نمیشود ، از بی توجهی شما نسبت به جایگاه او بعنوان شریکِ زندگی ناراحت است(برای او مهم است) .او در زمینه نیاز به توجه حساس است و در خیلی از موارد و مصداق های دیگر هم شما با پی بردن به این حساسیت میبایستی آن را در نظر گرفته و به نحوی آن را دور بزنید.

مفهومِ اعتماد !

اعتماد مفهومیه که به سختی بدست میاد و به سادگی از دست میره !