بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی
بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی

توجه مُداوم !

اگر کسی در ماه اول آشنایی به شما توجه لازم را داشت و در ماه های بعد به بهانه های مختلف دیدید که از میزانِ توجه او کم میشود ، بدانید این رّوندِ کاهش ادامه خواهد داشت ، تا دیگر چیزی از آن باقی نماند!

به نظرِ من :  ادامه ندهید !

نرو ، نرو، نرو !

کسی میخواد بره ، اصلا توی زندگی هستین و تا کوچکترین بحثی میشه میگه میخوام برم ، از دیدِ من هر چی بیشتر مُصِر بشی که نرو اون بیشتر این رفتار را از خودش نشون میده ، بی تفاوت باشی و بهش توجه نکنی ، احتمال رفتنش خیلی کمه ، یه بار امتحان کن !

شریکِ خوبِ زندگی !

وقتی توی زندگی قدرتی دستت اومد و بعدش تغییر رفتار ندادی ، شریکِ خوب و ارزشمندی هستی !

توضیح برای پست های رمزدار با رمز مشخص


با احترام فراوان به تمام همنشینهای گرامی، بعضی مطالب ممکن است کاربرد خاصی برای بعضی نداشته باشد و یا محتوی آن تلخ باشد، انتخاب با شماست که با توجه به عنوان مطلب ، مایل باشید  بخوانید یا نه  !

با رمز دار بودن پست در لحظه اول محتوی دیده نمیشود ولی رمز آن در عنوان قابل مشاهده میباشد.

لطفا فقط کسانی بخوانند که در زندگی مشترک مشکل دارند ! رمز 6666

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

نه به هیچگونه دخالتی !

وقتی به کسی اجازه دخالت مثبت در زندگیتون را میدید ، روزی اگر خواست دخالت منفی هم بکنه ، دیگه نمیتونین جلوشو بگیرین !

زمانِ تبرئه !

این را برای کسانی مینویسم که در روابط بی اعتماد هستند تا خلافش ثابت بشه ، نمیشه همیشه با تردید به کسی نگاه کرد و منتظر بود از او اشتباهی سر بزند ، عمرِ ما کفافِ صبر خیلی طولانی را نمیدهد، با کسی آشنا شدید و بعد 6 ماه الی یکسال از او اشتباهی ندیدید ، البته در یک رابطه مداوم و موثر، او همانی است که میگوید ، شک بس است ، زمانِ تبرئه او فرآرسیده !

اعتماد بیشتر !


به آدمی که در  شروع یه آشنایی و رابطه ، بیشتر سخت میگیره ، بیشتر اعتماد کنید !

حرف تجربه !


بعضی وقتا که کسی از تجربه هاش از زندگی براتون میگه، تا چه حد به حرفش گوش میکنید؟ به حرفاش فکر میکنید؟ سعی میکنید اونا رو تو زندگی خودتون پیدا و ازشون استفاده کنید؟ یا انگار که دارید قصه گوش میکنید باهاش برخورد میکنید؟ فکر میکنید باید خودتون تجربه کنید تا براتون مفید باشه؟

باشه ، امیدوارم در هزار سال دوم زندگیتون بتونید خوب زندگی کنید !


تفسیر نظر سنجی کنجکاوی

یعنی یه لحظه نگران شدم !

اینهمه کنجکاو منو محاصره کردند؟ (لبخند)

71 درصد البته از آمار بازدید کنندگان محترم این وبلاگ ،  کنجکاوی خود را زیاد میبینند ، البته مطمئنم اگر قرار بود این نظرسنجی بهمراه اسم واقعی و یک قطعه عکس 3*4 برگزار بشه ، 99 درصد گزینه " اصلا کنجکاو نیستم" را انتخاب میکردند.یه توصیه برای کسانی که حس میکنن زیاد کنجکاو هستند ، اگر خانم هستند دارند با طبیعت خود حرکت میکنند و نگران نباشند ، شاید اگر غیر این بود جای تعجب داشت !

ولی اگر آقایانی هم بودند که گزینه زیاد را انتخاب کردند ، از دیدِ من میبایست در این رفتار خود تجدید نظر نمایند، شخصا از کنجکاوی ، حتی زیاد خانمها خوشم میاید چون احساس میکنم حرکت رفتارهای ایشان بر مبنای ذاتِ زنانه میباشد.

***

دو گروه کم و متوسط که به نسبت رای کمتر داشتند ، احتمالا به این نقطه رسیدن که زیاد دانستن همیشه مفید نیست ، وقتی مطلبی خصوصا از حریم خصوصی کسی را متوجه میشویم ، مسئولیتی هم بهمراه دارد و نگهداشتن آن در سینه کار آسانی نمیباشد.

***

از تعداد کمی هم که اصلا کنجکاو نیستند ، احتمالا یا اقایان هستند یا خانمهایی که بر اثر کنجکاوری دیگران در زندگیشان دچار مشکل شدند و حس خوبی نسبت به این رفتار ندارند.

***

با سپاس از شرکت کنندگان محترم نظر سنجی

بلاگر کیست؟ !

از دیدِ من هستند کسانی که تا یک مکالمه کوتاه با کسی دارند فکر میکنند باید عاشق و معشوق شوند  و بشدت باید از نظر حسی و روحی متعهد و  وابسته بهم باشن  (بدون نگاه جنسیتی) ، تا کنون به کسی نگفتم دوستت دارم (مجازی و واقعی) و نخواهم گفت که حرمت و مسئولیت این 2 کلمه را بسیار زیاد میدانم ، شاید در حدی که از توانِ خود خارج میبینم !

به عقیده من حرف زدن  دو انسان نه قصد ابراز علاقه است و نه عشق و عاشقی  ، صرفا حرف زدن است !  و گاه انتقال تجربه و تبادلِ نظر ، فارغ از جنسیت.

صحبت با همنشین های مجازی  ، نظر دادن و گرفتن ، پرسش و پاسخی در افکارشان ، شامل هر موضوع و صرفا از مفاهیم ، برایم ارزشمند است ،شخصا بدنبال این نیستم که کجا هستی و کارتان و سن و اسمت چیست !

از دید من در محیطی مانند وبلاگ مهمترین علت بودن ، تبادل فکر و اندیشه است .

کلام و انتخاب آن برای من ارزش زیادی دارد ، حرفهایم را ساده میزنم ولی تمامی آنها باورهای پذیرفته شده من هستند و نمیگویم لزوما صحیح و درست و کاربردی برای همه، صرفا عقاید و تجربه های شخصی را بازگو میکنم ،مطالب نوشته شده در وبلاگ تماما افکار و ذهن خودم است  ، بارِ کلمات برای من بسیار مهم هست و گاه حس میکنم آنها در ذهنِ من سنگین هستند و وزن دارند !

برای مخاطبین محترم وبلاگ از همنشین مجازی استفاده میکنم ، براحتی به کسی دوست یا دوستان نمیگویم ، نه اینکه از مفهوم دوستی گریزان باشم اتفاقا چون آن را بسیار مهم و باارزش میدانم نمیتوانم بسادگی این لفظ را استفاده کنم.

انگیزه بودنِ من در اینجا  پاسخی به این سوال است ، چرا هستیم؟ و پاسخش از دیدِ من ، چون فکر میکنیم !

به زندگیت برس !


دلت خیلی میخوادش؟ دوسش داری؟ حس میکنی میتونه آرومت کنه؟ بدون او بودن براتون سخته؟برات این مهمه که یه روز پاییزی باهاش قدم بزنی؟ حس درونیت اینه که این خودشه ؟ مهم نیست که جواب او چی هست ، مهم حس شماست ، منتظر این نباش که او هم به حس شما برسه ، مهم اینه که شجاعت اینو داشته باشی که حستو بهش بگی ،حداقل دیگه به خودت بدهکار نیستی ،  جوابش هر چی میخواد باشه ، تکلیفت با خودتون روشن میشه !

چرا اینا رو بخودش نمیگی ؟ منتظر دوست داشتن اونی ؟ پس دوسش نداری ،به زندگیت برس !



جهانِ موازیِ ذهن !

به نظرِ من ، جهانِ موازی وجود دارد !

گاهی پیش میاد وقتی که داری به یه چیزی فکر میکنی و حسابی ذهنت مشغوله و یه مسیر را میری حالا چه رانندگی چه پیاده ، بعد که به مقصد میرسی ، حس میکنی خودتم نمیدونی اون مسیر را چطور آمدی !

چشمات بازن ، از میون ماشینها رد میشی ، حتی بخوبی رانندگی میکنی، راهنما میزنی میپیچی ، مسیر را هم درست میری  ولی از اینکه چطور آمدی ، هیچی یادت نمیاد و انگار چیزی ندیدی  !

این نشانه های هست که ما در ذهنمون هم زندگی میکنیم و دنیای دیگه ای داریم  و انسان این قدرت را داره که گاهی در آن واحد در هر دو دنیا باشه ، حتی با عمیق تر شدن افکارمون شاید ارتباط ما با این دنیا کاملا قطع بشه و فقط توی فکرمون زندگی کنیم ، عقیده دارم ما در 2 جهانِ موازی ذهن و این دنیا  زندگی میکنیم ! (لقبِ واقعی را به این دنیا نمیدهم چون هر دو را واقعی میدانم)

تفاوت عمده جهانِ ذهنِ ما اینه که آنجا هیچ محدودیتی نداریم به فاصله بستن پلکها میتونیم پرواز کنیم و به کوه های آلپ برسیم یا بهمراه کسی که دوستش داشتیم  و اکنون در کنارمون نیست در میان درختان پاییزی جنگلهای سیسنگان قدم بزنیم ، هر زمان آفتاب بخواهیم یا باران نرم بلافاصله به آن میرسیم. خانه های رویاییمان را بسازیم و با هر کس که دوست داریم در آن زندگی کنیم.

توصیه میکنم اگر میخواهید جهانِ ذهنِ شما ملموستر به نظر برسد و حسش کنید ، آن را بعنوان یک رویا برای این دنیا تصور نکنید ،در آنجا برای خود زندگی جداگانه ای داشته باشید ، آنگونه که فقط خودتان میپسندید،در دنیای ذهنتان قانون را شما مینویسید و تغییرش میدهید ، آنجا  فرمانروای مطلق شمائید !

غیر مترقبه !

تا چه حد برای حوادث و اتفاقات ناگهانی و غیرمترقبه آمادگی دارید؟

شاید جالب نباشه ولی زندگیِ واقعی در کنار شیرینیهایش تلخی هایی هم دارد ، برای مثال از دست دادن یکی از عزیزان یا تعدیل نیرو در محل کار و از دست دادن شغل یا جدایی و طلاق  و ...

از دیدِ من خوبه گاهی به این مسائل هم فکر کنیم  ، بحثِ من در زمینه مالی نیست که آن صحبت جداگانه ای را میطلبد.

از نظر روحی تا چه حد به مسائل ناگهانی که شاید برخورد باهاشون سخت باشه فکر میکنید و  آماده هستید و براشون راهکار در نظر گرفتید؟

شاید تنها راهی که به ذهن من میرسه اینه که بپذیرمشون که هستند و فقط این نیست که برای دیگران اتفاق میفته و ممکنه روزی هم سراغ ما بیاد  ، این میتونه کمک کنه که دیگه آنچنان هم ناگهانی نباشه و در روزِ برخورد کمتر به ما صدمه بزنه !

تردید !

بلای بدیه و از دیدِ من یکی از اون چیزاییِ که اگه نتونی یه پاک کن برداری و از تو فکر و ذهنت پاکش نکنی مثل جوهری میمونه که توی یه آب زلال میریزی ، بسرعت پخش میشه و همه جا رو تیره میکنه ، هر رفتاری را در طرف مقابل با اون تردیدی که داری میسنجی  و بعد از مدتی به باورت تبدیل میشه و زندگیتو سیاه میکنه.

فقط هم در روابط زن و مرد نیست ، دوستی ، خانواده ، همکاران ... بهترین راهش هم اینه که همون لحظه که اومد سراغت ، بدون حاشیه و شفاف با او حرف بزنی ، از تردیدهات بگی و یا اونا رو برطرف کنی و  یا تایید بشه که تردیدتون بحق بوده ، چه تایید بشه و چه رد ، در هر دو صورت روح خودتون شفاف میمونه (حتی اگر طرف مقابل بپذیره که تردید شما بی مورد نبوده) ، اطمینان از اینکه چه اتفاقی افتاده باعث میشه آرامش بهتون برگرده.

میخوای وفادار باشه؟

آدمها را با کنترل و سرک کشیدن توی حریم خصوصیشون نمیشه بزور وفادار نگهداشت ! کسی بخواد کاری بکنه ، میکنه !

پسورد گوشیشو بدونی ، رمز ایمیلشو بلد باشی ، تعقیبش کنی یا حتی دوربین هم تو خونش کار بذاری ، در کوتاه مدت شاید ولی در دراز مدت جلوی کسی را نمیتونه بگیره.

از دیدِ من  نه تهدید جواب میده نه مراقبت ،  یه کار مطمئن میتونی بکنی ، براش بهترین باش !

بهش بگی اگر به خواسته هام توجه نکنی ،بسادگی میرم و ترکت میکنم ، اگر بدونه که بهتر از شما را نمیتونه پیدا کنه ، فکر از دست دادنِ شما باعث میشه اون خودش مواظب رفتارش باشه  !

لطفا این پُست را 2 بار بخوانید !


تجربه مهم!


وارد یک رابطه عاطفی با کسی شدی و نمیدونی باید چه بکنی ؟


یه توصیه برای کسایی که توی زندگی هستن یا میخوان به اون وارد بشن و یا توی یه رابطه عاطفی هستن:


کاراهایی یا حرفی را که به درست بودن اون اطمینان نداری ،نکن یا نگو !


کسی برای کاری که نمیدونستی درست هست یا نه و شما نکردی به شما ایرادی نخواهد گرفت !


به همین سادگی!




آدمها یکجور نیستند !

بعضی  این حس میادسراغشون که مردها از نظر رفتاری همگی بدنبال ارتباط و نزدیک شدن به جنس مقابل هستند !

از دید من ، با این طرزِ فکر ، وقتی با شخصِ متفاوتی آشنا میشوید که اینگونه نیست دچار سردگمی در نحوه برخورد با او خواهید شد.رفتار او را در چهارچوبی که از تجربه های قبلی زندگی داشتید قرار میدهید و میبینید که در آن نمیگنجد و بسیار متفاوت است  و چه بسا در برخوردتان با او دچار تناقض و اشتباه شوید.

هستن مردهایی که برای آشنایی باهاشون خیلی شرط ها میبایستی احراز بشه ، حتی برای اینکه شما را بعنوانِ یه دوستِ ساده بپذیرن !

همانطور که همگی خانمها مشابه هم نیستند ، مردهایی هم هستند که بسادگی نمیپذیرند شخصی به ایشان نزدیک و ارتباطی برقرار کنند، همه آدمها یکجور نیستند !

شوخی با پُست : زیباییِ حس یا حسِ زیبا؟!

وقتی بهش دلیلِ اینکه چرا نمیتونم برای همیشه کنارش باشم  را توضیح دادم  و  گفتم بهترِ به فکرِ زندگیش باشه،چشماش خیس شد و  گفت : به فکرش هستم ، زندگیم تویی !

منم بهش گفتم : چند بار بهت بگم ؟ تو نه ، شما !

پنجشنبهِ آزاد!

یه پنجشنبه خوب و دوست داشتنی دیگه اومد !

توصیه میکنم یه خط بین کار و زندگی بکشید و برای هر کدوم وقت مناسب را بذارید.

چون 5 شنبه کار نمیکنم ، وقتم کامل به خودم تعلق داره ، به این فکر کردید که آیا روزی هست که کامل اونو به خودتون اختصاص بدید؟ فقط به خودتون فکر کنید ؟

نگرانِ این و اون نباشید، به کار فکر نکنید  و حس کنید آزادید هر کاری که دوست دارید بکنید؟

برای من 5 شنبه ها اینجوریه ، یه روزِ آزاد!

با کی قهری؟

آدما در طول زندگیشون از بچگی شروع به قهر کردن میکنن ، بعضی وقتا با دوستا ، فامیل یا حتی پدر و مادرشون ، همشون پیش آمده و مشخصه که با کی قهر هستی و چرا !

یه روزایی میرسه که احساس میکنی حسِ خوبی نداری ، از خودتم خسته شدی ،  از اشتباهات خودت ،  از اینکه چیزایی را که باید میدیدی ، ندیدی ، بموقع نخواستی ، به وقتش اون کاری را که باید میکردی ، نکردی ، یه جایی که باید بودی ، نبودی و جایی که نمیبایستی باشی ، بودی  !

از آن چیزی که گذروندی و نمیتونی اسمشو زندگی بذاری بیزاری ، از اینکه دیر جنبیدی و زمان عزیزتو از دست دادی ، اونوقته که  به خودت میگی : باهات قهرم !

رُستنِ زندگی !

بعضی گیاهان آب کم میخواهند و بعضی زیاد !

اگر به اونایی که آب کم میخوان ، آب زیاد بدین ریشه هاشون میپوسن و خشک میشن ، جالبه که ما همیشه فکر میکنیم خشک شدن بر اثر بی آبی هست .

اگر میخواهید گلی را با نشاط و سرزنده داشته باشید و زندگی را بهش هدیه بدید ، اول نحوه نگهداریش را  خوب بشناسید !

جیغ !

گاهی خالی کردن فشارهای روحی لازمه ، به خانمها توصیه میکنم بعضی وقتها وقتی به دلِ طبیعت رفتن یا در جایی خلوت  و دور از دیگران بودند ، جیغ بکشند !

زیباییِ حس یا حسِ زیبا؟!

وقتی بهش دلیلِ اینکه چرا نمیتونم برای همیشه کنارش باشم  را توضیح دادم  و  گفتم بهترِ به فکرِ زندگیش باشه،چشماش خیس شد و  گفت : به فکرش هستم ، زندگیم تویی !

دویدنِ منطقی !

اگر دنبال چیزی بدوید که سرعت و توانش بیشتر از شما باشه ، هرگز به آن نخواهید رسید !

از ابتدا از توانایی خود و هدفی که بدنبال آن هستید (کار ، احساس ، ورزش ، رژیم غذایی ، روابط اجتماعی و ...) ارزیابی دقیق و جامعی داشته باشید ، بعد مسابقه را شروع کنید !

خورشیدِ من !

از دیدِ من هر کس به نسبت احساس یا وابستگی که به شما دارد در شعاعی اطراف شما حضور دارد ، یادتان باشد در مرکز ، خودِ شما قرار دارید مانند خورشید ، اگر نور و گرمای شما کم شود ، به دیگران هم نمیتوانید چیزی بدهید ، خود را بیشتر از هر کس و هر چیز بخواهید ،  تا همیشه تابان و فروزنده باشید ، مطمئن باشید در این صورت ، دیگران هم از  بودنِ با شما به گرما و نور خواهند رسید !

خُب نگو !

یه جمله دیگه که زیاد شنیدیم :

میخوام یه چیزی بهت بگم ...ولی ناراحت نشی !

چه اصراری داری منو نارحت کنی؟  حس میکنی جملتون قراره کسی را ناراحت ، غمگین و عصبانی کنه؟ توصیه میکنم اگر ضروری نیست ، نگید !

مثلا فلانی پشت سرت حرف زده یا لباسی که پوشیدی قشنگ نیست یا حرفهای مشابه .

کسی به من اینو بگه ، بهش میگم نگو ! اگر فکر میکنی ممکنه حسِ خوبمو بگیره ، هر چی هم هست نگو، من نمیخوام بدونم ، البته متاسفانه اکثرا" باز هم بزور هم که شده میگن .

از دیدِ من از این حرفهای پیش پا افتاده و بی فایده ،  هر چی کمتر بدونین ، بهترِ!

یه چیزی میخوام بگم ...هیچی ولش کن ، نمیگم !

حتما با این جمله برخورد کردید :

یه چیزی میخوام بگم .....نه، هیچی اصلا ،  ولش کن ، نمیگم !

اگه نمیخواستی بگی ، چرا همینو گفتی ؟ یعنی برای چند ثانیه بعد هم نمیتونی توی ذهنت برنامه  برای حرف زدن داشته باشی؟

علت گفتن این جمله ؟

از دیدِ من  کسی که اینو میگه قطعا مطلب را به شما خواهد گفت ولی متاسفانه عاشقِ خواهش و التماسِ شماست  و  میخواد هیجان را بالا ببرد و در عین حال بگوید مطالبِ مهمی میداند و یه جورایی جایگاهِ خودش را بالا ببرد.

من قطعا بعد شنیدن این جمله از طرف مقابل میخواهم که مطلب را بهم نگه و اگر بگه من نخواهم شنید ، معمولا بعد از این برخورد اون به خواهش میفته که مطلب را به من بگه ولی باز هم من نمیپذیرم ، تا حالا هم از ندانستن اینگونه مطالب اتفاقِ ناخوشایندی برام نیفتاده !

زندگیِ بدون طعم !

گاهی یه غذایی میخوری که فقط سیر و زنده نگهت داره ولی اون چیزی نیست که طعمشو دوست داشته باشی ، بعضی زندگیها اینجورین !

به شما بدهکارم !

وقتی کسی کارِ بزرگی بدون چشمداشت برای شما انجام میدهد که توان جبرانِ آن را ندارید ، از دیدِ من بهتر است احساس بدهکار بودن خود را به او منتقل نکنید و به فکر جبران  نباشید ، اجازه بدهید ارزش کار او در همان حد باقی بماند !

وقتی به او میگویید به شما بدهکار هستم ، این حس را به او میدهید که کار او با انگیزه جبران آن از طرفِ شما بوده.

شاید یک تشکر صمیمانه صرف ،  بهترین پاسخ برای اینگونه رفتارهای محبت آمیزِ بدون توقع باشد.

بزرگترین درس زندگی ! رمز 8888

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

انتظار مردانه !

یک راز مردانه را بدانید !

شاید اولین انتظاری که یه مرد از یک زن داره اینه که اگر به نحوی تو زندگیشه ، مهربان باشه ، راجب پسر بچه ها هم صحبت نمیکنم !

یه مرد ، مهربانی واقعی را تشخیص میده !

با او واقعا مهربان باشید از صمیم قلب ، اگر نمیتوانید بدانید که در دراز مدت دچار مشکل میشوید .

چرا شما؟

وقتی به کسی میگویید شما ، به نحوی ابراز ادب میکنید ، دارید میگویید برای من محترمی و ارزش داری ، به حرفهایتان توجه میکنم و به آن فکر میکنم.

گفتن تو هم چیزِ بدی نیست ، شاید قدری صمیمانه تر فقط یک نکته دارد !

از دید من وقتی دو نفر بدون کوچکترین اختلافی و وقتی همه چیز خوب و خوش است به هم میگویند شما، اگر روزی متاسفانه بینشان اختلافی هم پیش بیاید نهایتا یک مرحله پایین تر میآیند و به هم میگویند "تو" !

حال تصور کنید در حالت عادی به هم بگویند "تو" ، فکر میکنید اگر مشکلی بوجود بیاید به هم چه خواهند گفت؟

من شما را انتخاب میکنم ، در هر حالی که باشم !

سر به مُهر !

معنی سربه مُهر یعنی پاکت یا بسته ای که سر آن مهر و موم شده و اگر باز شود دیگر ارزشی ندارد و قابل اعتماد نیست.

وقتی پیشِ دوست صمیمیتون از کسی حرف میزنید و رازی را برملا میکنید ، خود اون دوست یا شنونده اولین کسی خواهد بود که به شما بی اعتماد میشود ، او نگرانِ این قضیه خواهد شد که روزی هم ممکن است رازِ او را در نزد کسِ دیگری فاش نمایید !

دیگران وقتی به شما حرفی میزنند ، لزومی ندارد تاکید کنند که این مطلب خصوصی است ، اینکه به شما نگفتند  که حرفشان را به دیگری نگویید و رازشان را نگهدارید ، مجوزی برای این نیست که آن حرف را به شخص دیگری منتقل کنید.

حریم خصوصی دیگران را حفظ کنید تا حریم خودتان محفوظ بماند.

دل گرفته !

دلِ گرفته خانم ها مثل هوای گرفته میمونه ، تا نباره باز نمیشه !

سیاره 2 نفره !

داشتم فکر میکردم اگر یه زن و مرد را تنها در یه سیاره دیگر رها میکردند .

اگر از هم خوششان نمیآمد چه؟

اونا مجبور به بودن با هم بودن ؟

آیا این جبر باعث میشد که کشش حسی بین آنها بوجود بیاید؟

آیا مشکلاتی مانند وفاداری ، حرفهای دیگران و ... در میانشان نبود؟

وقتی از هم خسته میشدند چه میکردند؟

رفتارهای آنها به سمت خوب بودن میرفت یا بد شدن؟


بین تنهایی و اجبار کدام را انتخاب میکردند؟


چشمهایم را بستم و این تصور را در ذهنم داشتم ، برای من جالب نبود که به هر علتی مجبور باشم کاری را بکنم ، ارزش داشتن اختیار حداقل برای من بسیار زیاد است ، انتخابِ من تنهایی بود !

خواب ناراحت !


از نظر من ، به شبهایی که خوابتون نمیبره یا بد میخوابید ،کمی فکر کنید ، غیر خودتون کسی مقصر بوده ؟ شبی که آروم و بی دردسر میخوابید هم عاملش باز خودتون هستید ! به این فکر کنید که چیزی در دنیا به اندازه ذره ای گرفتن آرامش از شما ارزش داره؟برای من نداره ، هیچ چیز !



فکر خوانی !

از دید من هستند کسانی که عادت به فکرخوانی دیگران دارند ، شاید بشود از میان کلام و گفتار به انگیزه و اندیشه ای پی برد ولی اینکه قصد  این را داشته باشیم که فکرِ قطعی کسی را در موضوعی حدس بزنیم بدون اینکه خود او اعلام نظر کرده باشد، شدنی نیست !

حدس و گمان اشتباه و ابراز آن باعث میشود اعتماد دیگران به توان فکری شما کم شود و به نظرات شما بی توجه شوند.

توصیه میکنم اگر هم میخواهید افکار کسی را حدس بزنید آن را نزدِ خود نگاه دارید و ابرازش نکنید !

دَرِ پنهانِ درون !

از دیدِ من روح هر انسان یک درِ پنهان دارد و اتفاقا هیچوقت هم قفل نیست ، ولی مکان این در معلوم نیست ، پیدا کردنش کمی سخت است و آنگونه راحت نیست که ما براحتی دستگیره آن را ببینیم و بچرخانیم و وارد شویم !

نشانه های آن دَر را میتوانیم در برخورد و با ارتباط مداوم در گذرِ زمان با آن شخص ببینیم ، یکی به شما با احساس و عاطفه نشانه میدهد ، کسی با منطق و عقل و عده ای هم با جسم و مادیات و پول !

اگر دقیق باشید و نشانه ها را پی بگیرید به دری خواهید رسید که وقتی وارد آن میشوید میتوانید ارتباط مناسبی با آن شخص برقرار کنید ، خیلی بهتر از ارتباطی ظاهری و سطحی.

اگر روزی بتوانیم این کار را بکنیم ، مطمئن باشید که میبینیم هیچکس دست نیافتنی نیست ، فقط کافیست دری را که به درونش باز میشود را پیدا کنید !

هر آدم ، یک خاطره !

هر آدمی که وارد زندگیتون میشه و میره حداقل براتون یه خاطره باقی میذاره ،یه حرف ،  یه هدیه ، یه نوشته ، یه عکس یا حتی یه آهنگ که وقتی میشنوی یا میبینی یادش میفتی و همه چیز برات زنده میشه ، مثل ردپای خشک شده که نشون میده یه روزی کسی از اینجا رد شده  و این اجتناب ناپذیره ، کاریش هم نمیشه کرد و ذهن و احساس ما توانِ بیرون کردن و پاک کردنشونو نداره !

نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه؟

بی چتر !

نزدیکتر شدند و شانه به شانه راه می آمدند، لمس بازوان و شانه سمت راست مرد، بر روی بازوان زن که کمی پایین تر  بود حس خوبی به هر دو میداد ، گاهی اتفاقی پشت دستهایشان بهم میخورد ، انگار ولتاژ کوچکی را بهشان وصل میکردند ، از لمس پشت دستهایشان هم لذت میبردند ، ناله برگهای پاییزی در زیر پاهایشان ، وقتی بیرون می آمدند هوا ابری بود ، صدای رعد آمد زن خودش را به پهلوی مردش فشار داد ، مرد انگشتانش را در دست او چفت کرد ، قطرات ریزِ زندگی شروع شد ، مرد توقفی کرد و چتری را که در دست دیگر داشت باز کرد ، نگاهی به چشمان زن کرد لبخندی زد و چتر را دوباره بست ، زیر باران ملایم پاییزی ادامه دادند ، بی چتر !

کمتر بدانید !

دانستن خوب است ولی نه همیشه !

واردِ زندگی با شخصی شدید و مدام در حال بررسی گذشته او میباشید ، فرضا توانستید به مطلبی دست پیدا کنید که از دیدِ شما درست نبوده ، آیا در گذشته خودتان همه چیز خوب و بی اشکال بوده؟

از دید من بیشتر از آنچه مربوط به زندگیِ حال حاضر شما میباشد ندانید بهتر است ، سرک کشیدن و کنجکاوی بی مورد در گذشته شریک زندگیتان غیر از فشار و استرس بر خودتان  و او حاصلِ دیگری ندارد.

مطمئنم گذشته هر کس وقتی زیرِ ذره بین قرار بگیرد ، نکاتی خواهد داشت که از دیدِ بعضی جالب نیست  و وقتی شما این کار را میکنید طرفِ مقابل هم تشویق میشود بخاطر دفاع از خودش هم که شده ، بدنبال نکاتی از گذشته شما بگردد !

بدترین شکایت !

وقتی از خودت شاکی باشی ، این شکایت را باید پیشِ کی ببری؟

تَک هستید !

حرفای شما و طرز فکرتون ارزشمند و عالیه ، فقط یکی در دنیا میتونه مثل شما فکر کنه و اون هم فقط شمائید ، شخصیت هر انسان مثل اثر انگشتش با دیگری فرق داره ، شما منحصر به فرد هستید !

اندیشهِ شما برای من بسیار بسیار محترم ، مهم و قابل تفکر هست چون به غیر شما هیچکس آنگونه که شما فکر میکنید ، فکر نمیکند !

فقط فکر کن !

از او چیزی را میخواهی که خودت نخواستی یا نتونستی بهش بدی ؟

هرگز امکان نخواهد داشت !

میتونی چیزی را ازش بخوای که خودتم اونو بهش داده باشی ، نه بیشتر نه کمتر !

 از او بپرس ، از شما راضی است؟ و اگر جواب منفی شنیدی ، مانند همیشه حمله نکن ، توجیه نکن  ، با فریاد و خشم پاسخ نده ، اینبار فقط فکر کن ! (بدون نگاه جنسیتی)

دیدارِ خوب !

بعد مدتها اجازه دادم یه دوست برای دیدار بیاد ، دستهامون را الکل زدیم و چند دفعه با هم دست دادیم ! (لبخند)

چند ماه میشد که ندیده بودیم همو ،وقتی بغلش کردم به سفتی و محکمی دلتنگیهامون بخودم فشارش دادم ، حس خوبی بود ، پنجشنبه خوبیه  امروز !

http://s16.picofile.com/file/8412209842/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B0%DB%B2%DB%B9_%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B7%DB%B1%DB%B9.jpg


ناهار طبق وعده کباب !

http://s16.picofile.com/file/8412210634/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B0%DB%B2%DB%B9_%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B720.jpg

بزرگترین کاشف !

انسانی که بتونه روح خودشو با هزاران و شاید میلیونها ناشناخته کشف کنه و  بدونه که چه توانایی هایی داره و به آنها مسلط بشه ، از دید من بزرگترین کاشفِ !

تک تک انسانها اگر بدرون خودشون سفر کنند ، خیلی کار خواهند داشت تا خوشون را بشناسند و بدونن چی هستند.

بهتون تبریک میگم ، شما ، بزرگترین کاشفِ دنیا  در زمینه کشفِ پیچیده ترین سیستم بشری به مفهوم ناشناخته های وجودتون هستید !

"نا" زن !

مردها را معمولا به 2 دسته تقسیم میکنند ، مرد و کلمه ای که با "نا" در اول مرد می آید !

ولی این مسئله را در زن ها نشنیدیم ، چرا؟

شاید تصور میشه که همچین چیزی وجود نداره ؟ زن ها فقط زن هستند و دسته بندی خاصی ندارند !

از دید من اینجور نیست ، بعضی  از زن ها هم هستند که میشه از "نا" در اول کلمه زن براشون استفاده کرد. البته به شرطی که با ناز هستند اشتباه گرفته نشه ! (لبخند)

نمیشه از جانب خانمها صحبت کرد ولی میشه توقع و انتظار یک مرد از یک زن را نوشت ، اینکه درست هست یا نه و یا اینکه مردها هم میبایست آن را داشته باشند، موضوع این نوشته نیست ،از دیِد من مهمترین موردی که یک مرد از یک زن توقع دارد این است که مکمل او باشد نه مقابل او  و رفتارهای طبیعی که از یک زن انتظار میرود را از خود نشان دهد ، زنی که  نتواند این احساس را در مردِ زندگی خود بوجود بیاورد از نظرِ من میشود از کلمه "نا" برای او استفاده کرد !

خواب !

خوابتون نمیاد؟

اگه میومد این موقع شب اینجا نبودید که این پُست را بخوانید !

هر علتی که برای بی خوابی دارید براتون شیرین تر از خوابِ شیرین هست؟

جشنِ 5 شنبه !

باز داره میاد ، یه پنجشنبه دیگه ، یه 5 شنبه دوست داشتنی ، یه روزی میرسه که روزها که هیچ سالها را هم ندانسته خواهیم گذراند ، ولی در حال حاضر 5 شنبه عزیز دیگری در حالِ رسیدن است ، برای فردا برنامه دارین ؟ شاید 5 شنبه دیگه را نبینیم !

بیرون میرم ، شاید یه مرکز خرید ، یه ناهار خوب ، احتمالا کبابی (بدون شراکت با هیچکس !) یه شامِ بهتر (یه پیتزای قطعا بدون شراکت !) یه روزِ خوب با حال خوب ، شاد و بدون درگیریی فکری و روحی ، فقط من و آرامشِ من، تنهایی هم بد نیست گاهی !