بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی
بلاگر

بلاگر

تجربه های مردانه زندگی

موقعیت واقعی !

من اینجوریم ، من اونجوریم ، فلان کار را میتونم ، این که کاری نداره برام ، من آخر همه چیز هستم و از این حرفا ، نمیگم هم خلاف واقع میگین ، اون لحظه توی وجودتون  حس میکنید واقعا میتونید این کارها را انجام بدید و صادقانه دارید بیانش میکنید.

تا وقتی در موقعیت واقعی کاری قرار نگرفتین یادتون باشه که فقط داریدآسون ترین کارِ دنیا را انجام میدید ، حرف زدن !

عروسی و دامادی خاص ! پسورد 1616

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

انسانم !

قبل اینکه حتی مرد و زن بودنم مشخص بشه ، یه چیزی قطعی و حتمی بود ، انسان بودنم !

نه به مرد بودنم ، به انسان بودنم مغرورم !


نگران نباشید !

شام سه شنبه شب بلاگر  !

فیلم کوتاهشو میذارم ، هم مواد سالم داره هم نیمه سالم ! نمیشه همیشه همه چیزو رعایت کرد ، زیادی هم بخودمون سخت بگیریم ، همه چیزو رها میکنیم !

تعادل باعث میشه آروم باشید و هر کاری میکنید تداوم داشته باشه !

دانلود فیلم کوتاه شام بلاگر برای سه شنبه شب


نتیجه :


https://s17.picofile.com/file/8428180550/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B7%DB%B1%DB%B7%DB%B5%DB%B5.jpg

داستان کوتاه : خواستگار !

به چشماش سرمه زده بود ، ماتیک ملایم ، موهاشو درست کرده بود ، همونجور که او میخواست ، دل تو دلش نبود ، به فکر سینی چایی بود که یه موقع آبرو ریزی نکنه و نریزه ، چادر نماز مادرش را اتو کرده بود و آماده بود که علی که آمد سرش کنه ، جلوی مادر و خواهر شوهر که نمیشد بی چادر بیاد !

بابا نشسته بود و ادای روزنامه خواندن را در میاورد ولی عاطفه میدونست فقط داره ادا در میاره و استرس داره ، فقط یه دختر داشت و 2 پسر ، دخترشو خیلی دوست داشت و عزیزِ بابا بود ، عاطفه هم به باباش عشق میورزید ، مادرش که فرشتۀ مهربونی  بود ، ولی علی رو یه جور دیگه دوست داشت ، خیلی مرد بود ، تو بازار کار میکرد ، تازگی برای خودش کار میکرد و وقتی عاطفه را دیده بود ، موقعی بود که از راه مدرسه میومد خونه ، دل بهش داده بود و یه روز بالاخره تو کوچه مدرسه عاطفه اینا یه نامه بهش داده بود و حسشو گفته بود ، عاطفه 17 سالش بود و سال آخر که دیپلم میگرفت ، گاهی شبها با تلفن تا نزدیک صبح با هم حرف میزدن ، از آینده ، از اسم بچه هاشون ، اگه پسر شد آرش ، دختر که شد مه رو !

صدای زنگ آمد ، عاطفه قلبش شدید میتپید ، چشماشو باز کرد و از خاطرات بیرون اومد ، گوشی درب باز کن را برداشت ، یه پسر شیرین 8 ساله میگفت مامان بزرگ باز کن منم ، عاطفه با گوشه روسریش قطره اشکِ گوشه چشمشو پاک کرد و میدونست که هیچکس نمیدونه اونروز سالروز خواستگاری علی بود ، 41 سال پیش در همین روز و سال پیش او رفته بود و عاطفه را تنها گذاشته بود !

طنز: فرهنگ عامه میوه شناسی !

بعضی حرف زدن ها هستند که ذاتا از کلمات ناهنجاری استفاده نمیشه ولی بستگی به جملتون داره که مفهوم خاصی را برسونه !

علاوه بر این که اینها یه میوه  یا سبزیجات هستند یه معنی و بارِ کلامی هم دارند !

مصداق ها :

گلابی :  به  آدم ساده و تا حدودی دست و پا چلفتی  هم گفته میشه ، شاید بخاطر ظاهرِ خنده دارشه! (لبخند)

هویج : همینجوری ایستاده و بر و بر داره نگاه میکنه (بی خاصیت) !

سیب زمینی : بی غیرت

چلغوز : در حقیقت میوه درختِ کاجِ ولی به آدم بی مصرف هم گفته میشه!

خیار: تو یه دنیای دیگس و بدرد نخور !

کدو: آدم بی مزه !

گیلاس : wow ! اینو دوست دارم (لبخند)

آلبالو : این از گیلاس هم بهترِ !

شلغم : حواس پرت و فرآموشکار !

باقالی: اینو گاهی خودم هم استفاده میکنم، خصوصا وقتی کسی میزنه تو باقالیا ! (لبخند)

***

اگر چیزی جا مونده  ، همراهی و اضافه کنید !

هیچی ولش کن !

وقتی یکی میاد با یه حالت خاص بهت میگه یه چیزی میخوام بهت بگم ... بعد میگه هیچی ولش کن!

اگه بتونی اون لحظه خودتو کنترل کنی و واقعا ولش کنی ، مطمئن باش برای گفتنش بهت التماس میکنه ! (لبخند)

همه دارند !

دنبال این هستی که ببینی اون چیو ازت مخفی کرده؟ کمی فکر کنی میبینی که همه یه چیزایی برای مخفی کردن دارند ، حتی خودت !

مصداقی از عادت !

تصور کنید 6 ماه هر روز که از در خونه که میرید بیرون یه گربه ملوس نشسته باشه دم در و بهتون نگاه کنه و یه روز برید بیرون و ببینید دیگه نیست ، مطمئن هستم که حس دلتنگی میکنید ، تصور کنید یه سال ، پنج سال یا بیشتر کسی را ببینید و یه روز دیگه نبینیدش ، آدمی که حس دارید بهش ، حرف میزنه و با او کلی خاطره دارید  ، سخت میشه ، نه؟

عادت حس قوی و تاثیر گذاریه ، بعضی ها با عشق و دوست داشتن اشتباه میگیرنش  !


دارم اینو گوش میکنم و فکر میکنم وقتی اینا با هم یه آهنگ جمع کنن ، چی میشه؟

منصور تهرانیصادق نوجوکیناصر چشم‌آذر

شروعِ بد !

شروعِ یه رابطه بد باشه ، ادامش بدتر خواهد بود ، با خودمون صادق باشیم  و زندگی  را بیهوده  تلخ نکنیم ، فقط زجر درست کردن چیزی را خواهیم کشید که ذاتا وجود ندارد !

نوشتار بی لحن !

وبلاگ نویسی هم  خصوصا در زمینه نظرات و پاسخگویی بهشون مشکلاتی داره ، وقتی با کسی حرف میزنید چه رودررو و چه با تلفن ، شنونده میتونه علاوه بر مفهوم کلمات  از لحنِ صداتون یه چیزایی حس کنه و درک بهتری از جملاتتون داشته باشه ، در نوشتار نمیشه این کارو کرد و بعضی مواقع ممکنه باعثِ سوءتفاهم بشه ، متاسفانه نوشتار لحن و آوا نداره و به اندازه صحبت کردن نمیتونه گویا باشه و منظور دقیقتونو منتقل کنه  ، ممکنه بشه  ولی  سخت تر !

مبهم گویی !

برای استخدام به جایی مراجعه میکنی میبینی شرایط را خیلی کامل و واضح بهتون میگن ، از حقوق و عیدی و ساعات کار گرفته تا مرخصی و بیمه و ...

اگر اینطور بود که خوبه ولی از دید من اگر نقاط مبهم باقی گذاشتن بدونید که به جای جالبی برای استخدام مراجعه نکردید !

در روابط عاطفی هم کم و بیش همینه ، شروع یه آشنایی اگر با جملات مبهم باشه میشه که بعدا تفسیرهای متفاوت ازش بوجود بیاد ،از نظر من بهتره با کسی شروع کنید که واضح و شفاف برای آن رابطه مسیر مشخص میکنه ، خواسته هاشو میگه و شما را آزاد میذاره که همراهش باشید یا نباشید !

مواظب "حالا ببینم چی میشه" ها باشید !

شام یکشنبه شب بلاگر !

دانلود فیلم کوتاه شام یکشنبه شب بلاگر

میتونید به سیب زمینی ، بعد اینکه کوبیدینش ، علاوه بر پودر فلفل و شیر  ، کمی پنیر پیتزا یا پارمسان اضافه کنید ، بهمراه کمی کره  ، البته من چیزی غیر فلفل و نمک و شیر اضافه نمیکنم.


https://s16.picofile.com/file/8427961734/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B8%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B2.jpg


همتش نیست؟

یه موقع حس میکنید انرژی ندارید ، حس و حال ندارید ، یه کار ساده هم میخواید بکنید موکولش میکنید به بعدا !

کار خوبی میکنید ، برید استراحت کنید یا بخوابید یا هر چیزی که بهتون آرامش میده ،  تا وقتی حسش بیاد و همتش ، تا سر حال بشید و بعد به کاراتون برسید  ، تو این حال هر کاری بکنید نتیجه خوبی نمیگیرید !


کنجکاوید که امشب شام چی دارم؟ خودمم همینطور ! (لبخند)

خائن منم یا او؟

از دید من منهای عده ای که بیماری روحی دارند علت بقیه موارد خیانت ، کمبودهایی هست که برای طرفِ دیگه میذاریم و یه جورایی خودمون هلش میدیم به سمت چیزی که بهش میگیم خیانت !

گاهی مسبب خیانت ، شخصی که ظاهرا خائن به نظر میرسه نیست  !


اگه راک دوست دارید گوش کنید، اصلشه !

ترس از دست دادن !

وقتی وابستگی از یه حدی بیشتر میشه و نگرانی که از دستش بدی ، از دیدِ من ممکنه واقعا از دستش بدی !

ترس اینکه به هر دلیلی اون دیگه کنارت نباشه باعث میشه رفتارهات  از حالت عادی خارج بشه  ، مطمئنا در این وضعیت روحی پر استرس نمیتونی حس خوبی را به طرفِ دیگه زندگی منتقل کنی و او هم به مرور ازت دور میشه .

ممکنه هیچ عاملِ دیگه ای غیر خودت باعث این جدایی نشه و بخاطر ترس از دست دادنش واقعا از دستش بدی !

خاطره ها !

وقتی از بیادآوری خاطره ای هر چند خوب غمگین میشید یعنی دیگه نیست و نمیتونید یه خاطره مشابه و نزدیک بهش بسازید ولی وقتی هست از یادآوری خاطره ها حس خوبی میگیرید،میدونید که شاید بشه بهتر از قبل را باز با او بسازید !

شام شنبه شب بلاگر !

حالا چون برای فردا مرغ پرتقالی درست کردم که نمیشه امشب گرسنه سر به بالش بگذارم !

یادتونه یه بار مرغ معمولی درست کرده بودم؟ اب مرغ را تو فریزر نگه داشته بودم ، نودل را با آب معمولی درست میکنن ولی اگه آب گوشت یا مرغ داشته باشین خیلی خوشمزه تر میشه ، نودل با آب مرغ ، شامِ ساده بلاگر برای این شبِ یکشنبه !

https://s16.picofile.com/file/8427844918/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B7%DB%B3%DB%B8.jpg


https://s17.picofile.com/file/8427844934/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B6%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B6.jpg


https://s16.picofile.com/file/8427844968/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B6%DB%B2%DB%B0%DB%B4%DB%B8.jpg


دارم اینو گوش میکنم


ناهار فردای بلاگر هم آماده شد

https://s16.picofile.com/file/8427859576/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B0%DB%B5%DB%B7%DB%B1%DB%B3.jpg

اسم غذا و دستورش؟

دارم یه غذایی برای فردا درست میکنم ، یه بار هم قبلا درست کرده بودم و خیلی خوب شده بود ، کسایی که میدونن چیه اسمشو و نحوه پختتشو توی نظرات اعلام بکنن ، هیچ جایزه ای هم در کار نیست ، فقط مشخص میشه شما غذا شناس هستید ، لطفا به تصویر دقت کنید !

https://s17.picofile.com/file/8427834368/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B6%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B7.jpg


رنده پوست پرتقال در پیاز

https://s16.picofile.com/file/8427839842/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B7%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B2.jpg


تفت ادویه ها و پوست پرتقال با پیاز

https://s17.picofile.com/file/8427841284/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B7%DB%B3%DB%B0%DB%B5%DB%B8.jpg


مرغهای از فر در آمده


https://s17.picofile.com/file/8427842000/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B7%DB%B3%DB%B6%DB%B3%DB%B9.jpg


اضافه کردن مرغ به مواد

https://s17.picofile.com/file/8427841942/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B7%DB%B3%DB%B8%DB%B1%DB%B3.jpg


فیلم کوتاه نهایی

جریمه!

وقتی دیگران اشتباه میکنن ، ازشون انتظار دارید که جریمه بشن ، گاهی به یه عذرخواهی و گاه بیشتر !

آنقدر حق را میشناسید که وقتی خودتون اشتباه میکنید ، برای خودتون متناسب با همون چیزی که برای دیگران متصور هستید ، جریمه ای مشخص کنید؟

جایگزینی !

یه فیلم میبینید، یه رمان میخوانید  ، سعی نکنید به نحوی خودتون را بجای شخصیت مظلوم  داستان جایگزین کنید ، این باعث میشه همیشه احساس کنید که آدم خوبه قصه (حتی در دنیای واقعی) شمائید و این دیگران هستند که مشکل دارند ، شاید در واقعیت درست برعکس باشید، بالاخره شخصیت های منفی هم در زندگیِ واقعی  وجود دارند، که میتونن از میون ما باشند !

نمیشه همیشه خوب باشیم ، نمیشه هم همیشه بد باشیم ، همونجور که قبلا گفتم ما ترکیبی از نکات منفی و مثبت هستیم و پذیرش این قضیه بهمون کمک میکنه تو ارتباط با دیگران بتونیم بهتر عمل کنیم و همیشه حق را بخودمون ندیم.

شام ساده جمعه شب بلاگر !

شام ساده بلاگر ، برای این جمعه شب ، دیگه 5 شنبه نیست که بخوام غذای آنچنانی بخورم ، ناهار برنج نخوردم ، شام میشه که نون بخورم ، یه همبرگر ساده با یه ورقه پنیر و خیار شور و گوجه ، سس خردل و کچاپ، با اینکه بی پنجشنبه نمیچسبه ولی چاره چیه ؟!

https://s17.picofile.com/file/8427724726/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B7%DB%B3%DB%B6.jpg


https://s17.picofile.com/file/8427724734/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B0.jpg


دارم اینو گوش میکنم


دسر یادتون نره !

https://s17.picofile.com/file/8427731142/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B2_%DB%B1%DB%B9%DB%B2%DB%B0%DB%B5%DB%B0.jpg


دارم اینو گوش میکنم ، این جمعه ایهای ندید پدید ریختن وسط دست منو گرفتن میخوان بزور بلندم کنن ، هر چی میگم من بلاگر هستم و نمیشه ، مثل اینکه حرف تو گوششون نمیره ! (لبخند)

حالت خوب میشه !

بدی؟

بی حوصله؟

بی انگیزه؟

سرگردون؟

گیج ومات؟

حالت خوب نیست؟

یه روزی میاد

حتی نمیدونی از کجا

یدفعه همه وجودتو میگیره

به نوک انگشتی

به برق نگاهی

به قدم زدنی ساده

به نم بارونی

به اشتیاقی خفته

به نرمی یه گلبرگ

شاید همیشه نمونه

ولی میاد پیشت

شده یه بار در زندگی

درکش میکنی

اون حس عجیبو

میادش و تا یه عمر میمونه

حداقل تو خاطرت !

کسی که براحتی

با نسیم حضورش

یا حتی تصورش

حالت خوب میشه !

نمیدونی درسته یا نه؟

وقتی داری با کسی زندگی میکنی ، خیلی از کارهایی که میکنی دیگه نتیجش صرفا بخودت برنمیگرده و ممکنه کل خانواده را تحت تاثیر قرار بده در مواردی که زمان داری و میتونی مشورت کنی ، اینکارو بکن ولی گاهی مواردی پیش میاد که تصمیم آنی میخواد  ، بهتون توصیه میکنم  ، کاری که نمیدونید درسته یا نه ،  انجامش ندید ، کسی برای نکردن کاری که راجبش مشورت نکردید  ازتون اشکال نخواهد گرفت !


دارم اینو گوش میکنم

جدایی خوب !

چقدر خوبه  وقتی با کسی تموم  هم میکنی و  میره با شادی وخوشی بره  و  حس خوبی حتی از رفتنش داشته باشی ،لزومی نداره همه جدایی ها با غم و غصه و ناراحتی باشه ، حتی هنوز باهاش یه دوستِ ساده باشی  ، بدونی خاطرات خوبتو خراب نمیکنه  و وقتی به یادش میاری فقط خوبی و خوشی باشه!

پنج شنبه زیبا ، صبح بخیر !

آنقدر وجود پنجشنبه ها را  حس و بهش احساس نزدیکی میکنم که کم مونده بود برای 5 شنبه هم یه لیوان قهوه جدا بذارم  !

که گفت نه ممنون من چایی میخورم ! (لبخند)


https://s17.picofile.com/file/8427599734/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B1_%DB%B0%DB%B8%DB%B2%DB%B3%DB%B5%DB%B6.jpg


احتمالا اگر مسابقه ای در 5 شنبه برگزار بشه ، من حتما برنده میشم و بعد کمیته دوپینگ مدالِ منو پس میگیره ، میگه قبول نیست ، بلاگر با 5 شنبه دوپینگ کرده !


دارم اینو گوش میکنم ، کسی از خواب بیدار شده؟ مثل بچگی ها که وقتی میخواستیم بریم سفر هیجان داشتیم و زود بلند میشدیم ، برای من 5 شنبه ها این حسو داره.


امروزصبح  وقتی کسایی که تو خونه باهاشون زندگی میکنید و دیدید (هر کسی بود)،بهشون  لبخند بزنید و بگید صبح بخیر عزیزم ، روزِ خوبی داشته باشی ، دوست دارم ، بعد منتظر انفجار خنده باشید یا بپرسند ازت حالت خوبه؟ چیزیت شده؟ سرت به جایی خورده؟ نمیذارن یخورده کلاس داشته باشیم که ! (لبخند)


میانسالی را دوست دارم ، تجربه های بیشتر و اشتباه کمتر ، خواسته ها و نخواسته هاتو دقیقا میشناسی ، حتی میتونی یه لیست ازشون بنویسی ، فکر میکنی و حرف میزنی یا کاری میکنی ، به باورهای خودت رسیدی ، فقط یه چیز ، اون لرزش قلب و احساس 17-16 سالگی را وقتی نگاهت به نگاهی گره میخورد را دیگر نداری و گاهی دلت براش تنگ میشه !


این بچه بازیها چیه در میاری؟ کارت خیلی بچگانه بود !  مگه بچه شدی؟ اندازه یه بچه هم متوجه نمیشی ... بیچاره بچه ها !


دارم اینو گوش میکنم


این چیزی که میگم بهیچ عنوان ثابت شده نیست و یه تئوریه شخصی هست ، وقتی مردی مادر مهربونی نداشته ، میبایست براش مادری هم بکنید، یه مادر مهربون ، زنی که یه جورایی از محبت پدر محروم بوده انتظار داره  کمبودهاشو پر کنید و اون حس رو هم بهش بدید ، اشکالی هم نداره ولی به وظایفتون اضافه میشه، کمی سخت تر از یه زن و شوهر بودنِ معمولیه !


ناهار 5 شنبه ای بلاگر ، غذای خاص مربوط به هموطنهای عزیز شمالی


دارم اینو گوش میکنم


میانه راه ناهار !


وقتی داری زیاد بهش فکر میکنی ، با اینکه مدتها از جدایی شما گذشته ، یعنی نتونستی جایگزینی براش پیدا کنی ،  پیش خودت تصور میکنی او هم همینطوره و همینقدر داره به شما فکر میکنه ، میبایست بهتون بگم  که داری زیاد فکر میکنی !


از دیدِ من میزان احساس یک خانم در زندگی وقتی سنجیده میشه که کاری ازش بخوای که خلاف میلشه و ببینی چطور برخورد میکنه، میزان احساس آقایان وقتی سنجیده میشه که بدون اینکه ازش چیزی بخوای و به زبون بیاری حس کنی داره همون کاری را میکنه که میلِ زن زندگیشه ! (2 بار و با دقت بخوانید!)


زیاد دنبال کسی نباشید که بی اشتباه باشه و ایرادی نداشته باشه ، مگر که خودتون هم واقعا همینجور باشید وگرنه حسِ بد تعداد بیشتر اشتباه هاتون شما را اذیت خواهد کرد !


بالاخره یه نفر بوده که بیشترین و بهترین حسِ خوبِ دنیا را بهت داده ، اگه الان کنارت نیست ، چون شما نتونستی اینکارو بکنی !


سر یه کار خوبی ، سر یه زندگی خوبی  ، داری یه هنر یا چیزی که دوست داری یاد میگیری ... یکی میاد بهت محبت میکنه ، میشه مهربونت، دلسوزت  ،  آنقدر بهت میگه و میگه که دست از اون خوبی برمیداری ، تا خیالش راحت نشده که دیگه نمیتونی برگردی و کلا موضوع را رها کردی باهات خوبه و کنارته ، بعدش که به یه مسیرِ غیر قابل بازگشت میرسی و همه پلهای پشت سرتو خراب کردی ، اون موقع خودشم رهات میکنه و تنهات میذاره و دیگه از مهربونی ها و محبت های سابق هم خبری نخواهد بود. این قضیه را کسایی که سر زندگی هستند جدی بگیرند ! این آدمها که میتونن هر کس باشن تا وقتی جدا نشدین هستند ، بعد که دیگه زندگیتون سوخت و تموم شد ، خودشون اولین کسی هستند که ناپدید میشن !


از هر کی میپرسی میگه من کل دوره تحصیل شاگرد اول بودم ! پس این همه تنبل داشتیم چی شدن؟ معلم میخواست سوال کنه خودشو پشت نفر جلویی قایم میکردند !

هیچکسم تقلب نمیکرده ، نهایت میگن به این و اون تقلب میرسوندیم ، وگرنه خودمون نیازی به تقلب نداشتیم ! البته من همیشه شاگرد اول بودما ! (لبخند)


آدمها تو کل زندگیشون در حال آزمون و خطا هستند ، آزمونهایی هست که نمره قبولی توش نمیگیریم ،پس میبایست جریمه هم بشیم ، بدیش اینه معمولا با عمرمون این جریمه ها  را پس میدیم !


فیلم کوتاه شب نشینی من و 5 شنبه


https://s17.picofile.com/file/8427641634/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B1_%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B7.jpg


دارم اینو گوش میکنم و پنجشنبه میگه به افتخار هم پنجشنبه ایها میخواد بلند شه و  یه ... ،  این 5 شنبه هم یه چیزایی بلده ! (لبخند)


مهمترین چیزی که براتون اهمیت داره چیه؟ الان به اون فکر کنید ، چه توی زندگی باشید چه نباشید ! برای بدست آوردن و حفظش چقدر زحمت کشیدید تا حالا؟


داره میره ولی میگه زود میام ! نمیدونم منظورش چیه ! مگه میشه 5 شنبه زودتر بیاد؟ !


دلتنگی واژه ای که معنی دیگش اینه: دلِ اون برام تنگ نشده ! اگر اونم دلش برات تنگ میشد بالاخره یه جوری کنارت بود و دلِ شما براش تنگ نمیشد !


این هفته میگه دوست ندارم غمگین باشی موقع رفتنم ! میگم باشه پس اینو گوش میدم این دم آخری و همون کاری را تو این آهنگ میگه با پنجشنبه انجام میدم !(لبخند)

چه عطرِ خوشی داره میاد !

حس میکنیدش؟ یه بوی خوبی میاد ، مثل بوی زندگی ، بودن ، شادی ، نفس یه عاشق ، عطر نافه و بهترین گلهای سرخ ، یه چیزی که که بیخودتون میکنه! میگین مگه میشه؟ یه چیزی تا این حد دوست داشتنی باشه، درسته هنوز مونده تا برسه ولی عطرش همه جا پیچیده ، داره میاد !

این پست بروز میشه


دارم اینو گوش میکنم


خیلی خودتونو عذاب نمیدین؟ پیش خودتون عمر 1000 ساله را تصور میکنید؟ باور کنید زندگی آنچنان هم بد نیست ، زیادی سخت نمیگیرید؟ ! حالا یه چیزی هم گفت ! اصلا نگفت ! اصلا کسی هست ، نیست ! خودتون که هستید، بهتر از خودتون با کی میتونین بیشترخوش باشید؟ ، حداقل این پنجشنبه را شاد باشید ، تا ببینیم بعدا چی میشه !  و البته  5 شنبه های دیگه رو ! (لبخند)



دارم اینو گوش میدم و به هیچی غیر این روزهای خوش فکر نمیکنم  !


هوس مرغ سوخاری کردم ، فیله مرغ دارم ، پودر سوخاری خوب هم دارم ، میمونه همتش که اونم دارم !


عقیده دارم آقایون اگر وارد کاری بشن حتی کارهایی که در حوزه تخصصی خانمهاست ، مثل آشپزی خوب عمل میکنند ، فکر کنم علتش برمیگرده به اینکه بین احساس و منطقشون تعادل برقراره !


شام شب 5 شنبه بلاگر : فیله مرغ سوخاری + سیب زمینی سرخ شده+ سس خردل + سس کچاپ


https://s16.picofile.com/file/8427554100/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B0_%DB%B1%DB%B8%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B4.jpg


یکی میگه من اینجور هستم و اینطور میخوام ، چرا باهاش بحث میکنید؟ یا با شرایطِ شما هماهنگ است و یا نیست ! علت بحث را نمیدانم ، شاید به فکر این هستید که خواسته هاش را به خواسته های خودتان نزدیک کنید؟ اگر او قرار بود چیزِ دیگری بخواهد ، همان را میگفت و اگر براحتی یا حتی به سختی  خواسته هایش را تغییر دهد ، از دیدِ من دیگر به او و حرفهایش اعتماد نکنید !


دارم خاطره های شادم را گوش میدم !


داشتم یه آهنگ قدیمی گوش میکردم  و به این فکر میکردم خیلی وقته از یه سری کلمات استفاده نشده ، آخرین باری که به کسی گفتید خاطرخواتم کی بود؟ در کنار عاشقتم و دوست دارم و این حرفا ،  آخرین باری که گفتی فدات شم الهی، کی بود؟  قدیمی ها هم حرفای قشنگی بهم میزدنا !


فیلم کوتاه صبحانه 5 شنبه صبح بلاگر !


اصلا اون فیلمِ بالا حقه های سینمایی بود ، واقعی نبود ، جلوه های ویژه بود، بهش فکر نکنید به چیزای خوب فکر کنید ، مثلا به یه لیوان آب یا چند نفسِ عمیق تو فضای آزاد ، آروم باشید و خودتون را کنترل کنید...آهان... الان خوبه ، نفسِ آروم ، پیشِ خودتون بگید اون چیزی که بلاگر فیلمشو گذاشته بود واقعی نبود ، خوبه ... دارید به زندگی برمیگردید !


کسایی که تهران ، کرج ، شمران ، فشم ، لواسان ،  رودهن و حومه هستن ، برای فردا یا پس فردا یه پیشنهاد بدن ، کجا برم و اگر رستوران خوبی سراغ دارن معرفی کنند .


راه بسیار ساده برای اینکه خودتون را بسنجید که از نظرِ حسی کسی تو زندگیتون هست یا نیست(منهای من - لبخند !) :

هر وقت صدای زنگ تلفن آمد و بدون اینکه شمارشو نگاه کنید ، تلفن را جواب دادید و گفتید الو ... ، یعنی هیچ وابستگی حسی به کسی ندارید ، به همین سادگی !


از یه نفر یه سوال میکنید...خوب دقت کنید !

اگر در جوابتون گفت چطور مگه یا چطور؟ جوابِ سوالتون مثبته و او اون کارو کرده ، تردید هم نکنید ! فقط میپرسه چطور که متوجه بشه شما تا کجاشو میدونی ، او هم تا همونجاشو اعتراف کنه ! (لبخند)


وقتی غذا زیاد میخورید ، عذاب وجدان میگیرید؟ همین؟ عذاب وجدان میگیرید و میرید میخوابید؟ عجب آدمهای ...! دیگه نمیگم چی ، خودتون میتونید جای خالی را پر کنید به شدیدترین وجه !


داره میاد و من یه حوض پر از سیب ، یه جاده پر از شمع و گل ، یه آسمون پر از ستاره براش آماده کردم و اینو گوش میدم !


وقتی قهر میکنید منتظرید که بیاد و آشتی کنه؟ اگر او هم منتظر باشه چی؟  توصیه میکنم وقتی با هم خوبید یه قرار برای این لحظات بذارید که 2 تا آدم منتظرِ جدا از هم نمونید !

خودتان خوب هستید؟ !

کسایی که باوری رسیدن ، خودشونو شناختن و میدونن از زندگی چی میخوان ، کسایی که حرفشون و عملشون یکیه و تحت هر شرایطی پایبند گفته هاشون هستند یه نکته مهم هم دارند !

از خواسته هاشون کوتاه نمیان و آنها را بدون ذره ای کاستی و فزونی مطالبه میکنند ، اینو برای این نوشتم که اگر در خودتون نمیبینید که با این آدمها کنار بیایید ، اگر حس میکنید شما توانایی برآورده کردن خواسته هاشونو ندارید و اینو در خودتون نمیبینید، اگر توهم اینو دارید که به مرور زمان آنها تغییر میکنند و خواسته هاشونو فرآموش میکنند ، اگر حس میکنید وابستگی های روحی یا جسمی یا خانوادگی میتونه درخواستهای روزهای اولشونو تعدیل کنه ، اشتباه میکنید !

این انسانها تا زمانی که شما را متعهد به آنچه با هم توافق کرده بودید ببینند ، مهربان ، خوب و شاید عالی باشند ولی اگر خارج از آنچه با آن عهد کرده بودید قدمی بردارید ، براحتی میروند و از آن رفتن ها که به پشت سر هم نگاهی نخواهند کرد!

دنبال خوبی هستید؟ خودتان هم میبایست خوب باشید !

هیچی برات کم نذاشتم !

اینو شما داری ادعا میکنی، با فکر و ذهنِ خودت این حرفو میزنی ، از او هم پرسیدی؟ شاید نظر اون فرق داشته باشه، شاید براش کم گذاشتی ! از کجا مطمئنی؟ ، شاید معیارهاتون برای کمبودها با هم فرق داشته باشه ! اگر کم نمیذاشتی به اینجا نمیرسید که حتی همین جمله را نیاز باشه بگه یا بگی که :هیچی برات کم نذاشتم !


دارم اینو گوش میکنم


وسط هفته هم میشه شاد بود، میگم این سه شنبه ایها انگیزشون چی بوده واسه انتخاب این روز؟!    دارم اینو گوش میکنم !


حرفِ منو باور کنید ، از اینکه تنهاتون گذاشته غصه نخورین ، اگر و اگر واقعا ارزشمند بودید  ، اون بیشتر از شما داره غصه میخوره !


یکی  با یکی دیگه بد شد و خواست خرابش کنه و همه جا گفت این 10 تا دوست داره و دور و ورش شلوغه و از این حرفا...نمیدونست بجای خراب کردنش ،داره تبلیغشو میکنه ، کسی که دیگران دورش جمع میشن لابد نکات مثبت و خوبی داره و دیگران کنجکاو میشن این چی داره که آدمای دیگه را جذب میکنه ، اتفاقا دورش شلوغتر شد !

عشق در یک نگاه !

وقتی سر پیچ پله های دانشگاه یکی بهتون میخوره و جزوه هاتون از دستانون میفته زمین و اون کمک میکنه که جمعشون کنید و یه لحظه نگاهتون به هم میفته و ... خواستم بگم  بهش نگید حواس پرت دست پا چلفتی ، بهش بگید فیلم هندی زیاد نگاه نکنه ! (لبخند)

رفتنِ نمایشی !

یا نرو و حرفی از رفتن نزن یا اگر میخوای  بری واقعا  برو ولی هرگز یه نمایش مصنوعی از رفتن نشون نده ، اگر اون متوجه این صحنه سازی بشه که احتمالش هم خیلی زیاده  ،  رفتنت براش مهم نخواهد بود و برگشتنت خیلی سخت خواهد شد !

دلتون خوش باشه !

روزگار یه روزهایی سخته و یه روزهایی آسون ، این برای همه هست ، باور کنید کسی نیست که بدون سختی زندگی کنه و کسی نیست که همش غرق خوشی باشه ، ولی یه چیزی را بخودم آموزش دادم ، دلم خوشه ، هر سختی و ناراحتی که میاد سراغم بهش میگم از لحظاتِ من،  ازعمر زودگذرم که مهمتر نیستی ! و واقعا هم چیزی مهمتر از این نیست.

دلتون خوش باشه ، هر چی هم شد به این فکر کنید که یه روزی حسرت لحظاتی را خواهید کشید که چرا با غم گذروندید ،  هیچوقت حسرت نخواهید کشید که چرا غصه کم خوردم و کاش بیشتر غصه میخوردم !

***

دارم اینو گوش میکنم و فکر میکنم هیچ چیز واقعا هیچ چیز ارزش ناراحتی و غصه را ندارد .

آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی
رحمتی کن کز غمت جان می سپارم بیش از این من طاقت هجران ندارم…
کی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری شد تمام اشک من بس در غمت کرده ام زاری
نوگلی زیبا بود حسن و جوانی عطر آن گل رحمت است و مهربانی…
نا پسندیده بود دل شکستن رشته ی الفت و یاری گسستن

کی کنی ای پری ترک ستمگری میفکنی نظری آخر به چشم ژاله بارم…
گر چه ناز دلبران دل تازه دارد ناز هم بر دل من اندازه دارد
هیچ اگر ترحمی نمی کنی بر حال زارم جز دمی که بگذرد که بگذرد از چاره کارم…
دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما آن زمان که بر کشد گیاه غم سر از مزارم

https://upmusics.com


شامِ روسی بلاگر !

شام ساده بلاگر (از کشور روسیه)در این دوشنبه وسط هفته :

https://s16.picofile.com/file/8427338076/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B8_%DB%B1%DB%B5%DB%B4%DB%B3%DB%B1%DB%B4.jpg


https://s17.picofile.com/file/8427338200/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B8_%DB%B1%DB%B5%DB%B4%DB%B3%DB%B4%DB%B2.jpg


 به نظر شما این چه غذایی هست؟


فیلم 1 چیکن استراگانف


فیلم 2 چیکن استراگانف


فیلم 3 چیکن استراگانف


با این غذای سنگینی که که خوردم یه دسر سبک هم لازمه :


https://s17.picofile.com/file/8427347800/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B8_%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B4%DB%B5%DB%B1.jpg


خوبه که آدرس منو نمیدونید وگرنه ممکن بود بلایی سرِ من بیارید ! (لبخند)


***

سوپ مرغ و هویج بلاگر چی شد؟ فیلم کوتاه سوپِ بلاگر

***

آدمهایی که خودشون میدونن توی رابطهِ خوب برقرار کردن با دیگران مشکل دارن، بهشون توصیه میکنم یه روش دیگه در ایجاد وحفظ رابطه داشته باشن ، اگر راهی که تا حالا رفتن اشتباه بوده و نتیجه نگرفتند، یه جای قضیه مشکل دارند ، یکدندگی و لجبازی و پافشاری در ادامه اون رفتار نشونه قدرت نیست ، نشونه ضعف در تغییر و ناتوانی در  اصلاح رفتارِ اشتباهشون هست !

هم نوشت : تیلو تیلو

عاشقی کردی که بشم سرمست

سلام

روزتون پر از حال خوب

خوب هستین

مراقب حال دلتون و سلامتیتون هستید؟

من که حسابی دارم تلاشم را میکنم که مراقب تیلوی درونم باشم

حواسم به حالش باشه

براش کتاب میخونم

پا به پاش رویا بافی میکنم

برنامه مینویسم

باهاش وبگردی میکنم و تو دنیای قشنگ بقیه پا به پاش میرم

بساط بافتنی را مدتی هست جمع کردم ولی تو فکرم هست باز دوباره شروع کنم به دونه دونه بافتن رویاها...

من به صورت دوره ای هر بار با یه چیزی به پوستم هم رسیدگی میکنم

الان آلوئه ورا و گلاب

کرم کف پا

به کناره های ناخن و سرانگشتامم روغن زیتون میزنم

هفته ای دوبار کف سرم را هم با روغن کرچک ماساژ میدم

پیاده روی های منظم روزانه و دویدنها هم همچنان ادامه داره و سعی میکنم که قطعش نکنم ... روزهایی که حال ندارم مدتش کوتاهتره ... اما به خودم قول دادم روزی سه هزار قدم و هیچوجه قطع نشه...

خلاصه که هوای خودمو دارم

اول باید خودم را دوست داشته باشم تا بتونم این عشق و دوست داشتن را به بقیه هم بدم ...

 

 

 

خوب شد چیزایی که میخواستم را ریز ریز آماده کردم

الان دیگه روی دور تند باید کارهای دفتر را تحویل بدم و میخوام تا آخر این هفته همه چیز را جمع و جور کنم و برم برای استقبال از فصل تازه...

امروز هم قصد دارم بیشتر بمونم

میخوام پرونده این چندتا کاری که دستم هست را ببندم و بعد برم سمت خونه

اینطوری خیالم راحت میشه ...

 

 

 

پ ن 1: چندتایی گلدان فنجانی داشتم که داداش جان قبل رفتنش خریده بود و هیچوقت دلم نیومده بود داخلش گل بکارم

دیروز داخلشون قلمه های کوچولوی گل قاشقی کاشتم

 

پ ن 2: دوستایی که یه طرفه پیام خصوصی مینویسن و هیچ راه ارتباطی نمیزارن ...

خب من چطوری باید جوابتون را بدم؟

چطوری باهاتون حرف بزنم؟؟؟

 

پ ن 3: خواهرجان تصمیم گرفته توی خونه موهاش را هایلایت کنه...

بعد دائما برای من ویدیوهای آموزشی میفرسته

میپرسم چرا اینا را مدام برای من میفرستی؟

میگه آخه میخوام بیام تو برام انجام بدی....

 

 

تیلوتیلو دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت 09:30

 

********************************


بلاگر دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت 12:05

یعنی منم که ویدیو های آشپزی میذارم ، منظورم اینه همنشین های گرامی یاد بگیرن و بیان برام آشپزی کنن؟ البته بد فکری هم نیست ! (لبخند)
***
من یکی دو بار با آی دی ناشناس (بلاگر 2 و من بلاگر نیستم) بهت پیام دادم و راه ارتباطی هم نذاشتم، پس مشکل این بود که جواب ندادی !

 

پاسخ تیلو :

 


بدتون هم نیومد از اینکه همنشین ها بیان آشپزی کنن و شما هم لم بدید و نوش جان کنید ولی با اینهمه غرغرو بودن و وسواس زیادی فکر نکنم دستپخت کسی را بپسنیدید

عه ... ببین ... منم که اصلا اینطوری متوجه نمیشم شمایی

شکوفه باش ! پسورد 4343

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

دوست داشتن های نوبتی !

روند علاقه در بعضی ها اینجوریه : تا یه جایی دوسش نداری یا بی تفاوتی ، او نهایت سعی خودش را میکنه که دوسش داشته باشی و اینو به زبون بیاری  ، بعد یه مدت مثل هیزمی که به اندازه کافی حرارت بهش برسه احساست نسبت به اون شعله ور میشه ، و بالاخره اون حرفو بهش میزنی ، عجیبه که بعد از این مرحله نوبت  اونه که بی تفاوت  و سرد بشه ، انگار که فقط این براش مهم بوده که بهش بگی دوست دارم !

دوست داشتن ها !

کسایی که دوست داشتنشون صرفا با حرفه و عملی تو کارشون نیست ، آنقدر قشنگ این دوست داشتن ها را میگن که لذت میبری و باورت میشه ، از نظرِ من فقط منتظر عمل باش ، اتفاقا اونایی که دوست داشتن را در عمل نشون میدن ، گفتنشو خوب بلد نیستند !

***

دارم اینو گوش میکنم ، آهنگ شمال رفتنیه !

خوشم نمیاد !

از لباس و کفش نو پوشیدن برای عید (از بچگی)

عوض کردن روتختی

ظرف کثیف تو ظرفشویی

اجاق گاز چرب و روغنی

موندن کارهام تو محل کار برای فردا

سر وقت نبودن سر قرار

وعده های احساساتی بدون عمل

به کسی تلفن زدن

میهمان سرزده

دوست های زیاد

تبریک و تسلیت گفتن

گفتن خواهش میکنم ، وقتی کسی ازم تشکر میکنه

تکرار و اصرار برای چیزی که گفتم نه !

غذای ترش

خلاف گفتن و شنیدن (فکر کنم اینو هیچکس خوشش نیاد!)

آرایش تند و غلیظ خانمها

شلوارهایی با ... ، اسمشو نمیدونم عکسشو میذارم :

https://s16.picofile.com/file/8427216242/1149435365_parsnaz_com.jpg


لامپ سوخته (سریع عوضش میکنم)

ساعت دیواری که باتریش تموم شده

شارژ باتری کم روی موبایل و تبلت و پاور

قبض پرداخت نشده

کسی با معیارهای خودش بهم بگه دوست دارم !

بهم ریختن نظم برنامه های روزانه و شبانه

زنی که بین خانواده پدر و مادری و همسرش مرددِ(وسط ایستاده)

خوابیدن در خانه ای بجز خانه خودم (غیر از سفر)

شنیدن ببخشید های تکراری !

کسی که حتی با توضیحاتِ ساده من متوجه منظورم نشه (IQ)

خواندن متون طولانی در وبلاگها

کتابهای روانشناسی  (احساس نیاز نمیکنم)

دریافت دسته گل (یه شاخه گل را مشکل ندارم)

کسی که بی محتوی و زیاد حرف میزنه

محبت مصنوعی و صرفا زبانی (تشخیصش میدم و متنفرم)

کسی که کنترلی روی کالری ورودی به بدنش نداره ! (لبخند)

خانه ای که زن سالاری باشه (ضعیف بودن مرد)

مردی که کار نمیکنه

کسی که در مقابل مشکلات روحی فکر میکنه باخته و ضعیفه

بی احترامی (کلامی و عملی)

خیلی جدی بودن

راحت نبودن در جایی که دعوت هستم (اصولا نمیرم)

کم تحملی در مقابل انتقاد

برنامه ریزی بدون مشورت با کسی که قسمتی از اون برنامه هست

ترافیک

میو میو (لبخند)


------------------------

دارم اینو گوش میکنم

بیش از آنچه فکر میکنید قوی هستید!

هیچ چیز نمیتونه اراده شما را در دراز مدت متلاشی کنه و بشکنه ، کافیه کمی صبر کنید.

اراده انسان خودشو بازیابی میکنی ، دوباره میسازتش  ، انسانها بیشتر از آنچه میشه فکرشو کرد ،  محکم و قوی هستند ،در کوتاه مدت و درگیری با مشکلات روحی و روانی  ممکنه احساس ضعف و ناتوانی بکنید ولی مطمئن باشیددر دراز مدت به آرامش میرسید و به روزهای خوب گذشته برمیگردید.

مثل جسمتون که اگر زخمی برداره روزهای اول درد و ناراحتی دارید ولی به مرور زخم ترمیم میشه و درد هم از بین میره ، البته اگر این زخم خیلی عمیق باشه ،  یه ردی ازش باقی میمونه  !

خراب کردی؟

خرابتر نکن ! کاری کردی که خودتم میدونی اشتباه بوده ، سعی نکن با ادامه دادنش و پافشاری رو اینکه کارت درست بوده ، خرابترش کنی ، از همینجایی که هستی برگرد و  اصلاحش کن ، سخته بگی اشتباه کردی؟ سخت تر از اینکه زندگیت به مشکل بخوره که نیست !

با خودت و زندگیت لج نکن ، مطمئن باش بیشتر از هر کس ، ضرر این کار بخودت برمیگرده. تلخی و سختی ببخشید گفتنت  ، باعث میشه دفعه بعد حواست را جمع کنی  و همینجوری بدون فکر ، حرفی نزنی و کاری نکنی !


***

زمان دانشجویی یه پیتزا فروشی نزدیک  دانشگاه  بود ، هر بار که میرفتم آنجا یکی از سس های گوجه روی میز را روی پیتزا خالی میکردم (اون موقع سس گوجه خیلی دوست داشتم ) یه روز صاحب آنجا گفت ، اینقدر سس میخوری برات ضرر داره !  گفتم آنقدری که برای شما ضرر داره برای من نداره ! (لبخند)

مفاهیم منطقی ، مفاهیم حسی !

وقتی 2 تا تخم مرغ جلوتون باشه و بپرسند اینا چی هستند ، از هر کی بپرسید میگه 2 تا تخم مرغ ! این مفهومیه که بخش منطق ذهنتون درک و پاسخ میده ، هر جای دنیا هم برید همین جواب را بدون تغییر میشنوید.

از دیدِ من  مفاهیم حسی کاملا متفاوت هستند حتی بین 2 نفر که توی یه خانواده بزرگ شدند.

یه دوست بهتون  میگه دوست دارم ، شما هم میگی دوست دارم ولی اون چیزی که تو ذهنِ اونه با شما متفاوته ، مثلا همونی که گفته دوست دارم شاید شما راصرفا بخواد یه بار به یه ناهار تو رستوران دعوت کنه ولی با معیار شما از دوست داشتن وقتی بهش میگی دوست دارم یعنی ممکنه شما اونو 10 بار هم دعوت کنی ، ما عادت داریم همون چیزی را که خودمون تو ذهنمون داریم را در طرف مقابل ببینیم و یا توقع اونو داشته باشیم ، که از نظرِ من اشتباهه  ، حتی در مفاهیم منفی حسی ، یه موقع یه دوست میگه ازت بدم میاد ، با معیارهای خودتون شاید مفهوم این جمله یه چیزی باشه و با معیارهای اون دوستتون چیزِ دیگه ای باشه.این تفاوت در مفاهیم در روابط عاطفی میتونه مشکلاتِ بیشتری بوجود بیاره خصوصا در زمان آشنایی و یا بعد از ازدواج.

خوبه وقتی از مفاهیم با کسی حرف میزنیم به زبون ساده هم اونو توضیح بدیم و باز کنیم (ترجیحا با مصداق)  و ذهنیت دقیقمون را براش روشن کنیم تا سوء برداشت بوجود نیاد.

من عاشقتم ، منم عاشقتم ، هر کس داره اینو با مفهومی که خودش از عشق داره میگه ، نه اون مفهومی که در ذهنِ شماست !


نظراتِ واقعی ، ناشناس های مجازی !

دقت کردید بعضی وقتی  با آی دی شناسنامه دارِ خودشون میان و نظر میذارن ،  یه شخصیت خاص از آنچه هستند نشون میده و از کلمات و جمله ها بخصوصی استفاده میکنن؟ ولی راحت نیستن که هر آنچه از فکرشون میگذره را بگن و از دیدِ من خودِ واقعیشون نیستند. ، همون شخص اگر با یه آی دی ناشناس بیادو نظر بذاره، خودِ واقعیشو نشون میده ، اصلا یه جورِ دیگس و حس بسیار خوبی میده ، حس اینکه بدون هیچ حد و مرزی داره اون چیزیو که تو ذهنشه بیان میکنه ، به هیچ عنوان هم مایل نیستم  و البته امکانش هم نیست که کسایی که با آی دی ناشناس به من پیام میدن یا نظر میذارن را بشناسم ، نکته خیلی خوبِ ناشناس ها  اینه که  ،  این فرصت را دارم که با نظراتِ واقعیشون آشنا بشم ، حتی اگر مسیرِ ارتباط یکطرفه باشه.

ممنونم از همه همنشین های محترم ، خصوصا ناشناس های آشنا و غریبه ! (لبخند)

جمعه شب ها !

دیگه امروز مثل 5 شنبه ها نیست که حال و حوصله غذا درست کردن داشته باشم !

یه چیز ساده میخورم و منتظر هفته دیگه و 5 شنبه عزیزم میمونم.

فیلم شام ساده جمعه شب بلاگرِ دلتنگ !


نه غروب جمعه غمگینه نه اول مهر !

هر چی هست تو دلِ خودتونه ، میتونید شاد باشید یانه ، میگم این غروبِ جمعه را هم شاد باشیم ، بهترِ !

غروب جمعه ها هم بد نیستا ، دارم اینو گوش میکنم !


اینو که گوش دادم ، بخودم گفتم ، غروب جمعس؟ پس چرا حالم خوبه ؟!


کاش آدما میتونستن همون حسی رو که تو روزای آشنایی  و قبل ازدواج داشتن تا ابد حفظ میکردن ، میگم وقتی عقد میکنین ، هر کس خونه پدر و مادرش بمونه هم بد نیستا ، شاید اون حس و حال حفظ بشه و بمونه ،راستی  اون اشتیاق ها ، علاقه ها ، دل های تنگ ،  چی میشه؟ کجا میره؟


غروب جمعۀ شاد و خوبیه ، الانم ساعت 11 و 40 دقیقه دارم اینو گوش میکنم .


ضمن احترام ولی این شنبه ایها یکم موذی هستند ! ازشون خبری نیست ، یدفعه میپرن وسط ! (لبخند)

ما برای هم نبودیم !

ما برای هم نبودیم

یک اشتباه بود

برای هر چیز دیر شده

شروع دوباره ای نیست

باشد هم ،  بی فایده است

تو همانی و من هم !

با شانه های افتاده

هر کس در مسیر خود

میرود و دور میشود

سخن سخت نگو

به ماندن با درد

به زجر بیشتر

به باختنِ  عمر

اصرار نکن

بگذار بماند

چند خاطره شیرین

از روزهایی که

هنوز نمیدانستیم

 ما برای هم نبودیم !

دخالت نکنید!

وقتی توی زندگی کسی اختلافی هست ، توصیه میکنم نه مثبت نه منفی دخالت نکنید ، قطعا ارتباطِ شما با یکی از آن 2 باعث میشه نحوه دخالتِ شما سمت و سو داشته باشه و عادلانه نباشه ، از اون مهمتر اینه که شما توی اون زندگی نبودید و قطعا همه آنچه اتفاق افتاده تا به این اختلاف رسیده را نمیدونید.

اگر 2 نفر انسان بالغ نتونن خودشون مشکلشون را حل کنند ، باز هم مشکلات ادامه خواهد داشت و نمیشه شما همیشه در میانِ ماجرا حضور داشته باشید.

فقط مدعیان حرفه ای آشپزی وارد شوند !

این عکس موادی هست که در نهایت به یک غذا تبدیل میشه و بلاگر داره درست میکنه (ساعت 10و نیم جمعه 15 اسفند 99)، کسایی که ادعای آشپزی حرفه ای دارند نام غذا و ادامه آشپزی از این مرحله به بعد را در نظرات قید کنند ، به قید قرعه، از میان کسانی که جواب درست دادند یک برنده خوش شانس خواهیم داشت که جایزه اش هم اینه ، من و همنشین های محترم  این شعر را براش میخوانیم :


آلبالوهای رنگی چه بچه زرنگی

امروز کارت عالی بود باعث خوشحالی بود!

(قلب و گل و بوته)
(نورافشانی) (برف شادی افشانی)

(لبخند)


https://s17.picofile.com/file/8426982184/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B5_%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B6%DB%B0%DB%B6.jpg


دارم اینو گوش میکنم


مردها در زمینه کار خونه گاهی براشون یه چیزایی سخته که خنده دار به نظر میرسه و گاهی چیزهایی براشون آسونه که ظاهرا سخت به نظر میرسه ، باورتون میشه با این همه کار خونه سخت ترینش برام چیه؟ عوض کردن ملافه روتختی !


دارم اینو گوش میدم و عطر غذا تو خونه پیچیده !


فیلم رمزگشایی ناهار امروز بلاگر


انتقال تجربه


نتیجه نهایی:

https://s16.picofile.com/file/8426993034/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B5_%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B4%DB%B2%DB%B5.jpg


ته دیگ برنج استانبولی و لوبیا پلو را خیلی دوست دارم و اینم ته دیگش واقعا عالی شده بود.

عاقبت خوب ، بد !

وقتی مدتی  از زمان آشنایی گذشت و حس کردی داره بیشتر بهتون احترام میذاره یعنی خوبه و حرکتِ رو به جلو دارید ، اگر دیدید به هر بهانه  از جمله صمیمیت میزان ادب و احترام و توجهش داره کمتر میشه بدونید که این رابطه عاقبت خوبی نداره !

یه روزِ دیگه با عطرِ 5 شنبه !

چه روزی ، چه هوای خوبی ، یه صبحانه نیمه سالم و بعدش یه برنامه گردش و پیاده روی و کمی خرید :

https://s16.picofile.com/file/8426885368/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B4_%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B2.jpg


دارم اینو گوش میکنم ، اصلا کسی از خواب بلند شده؟


با این جمله موافق نیستم که میگه شما رو از خودش هم بیشتر دوست داره ! یا احساساتی شده و حرفی میزنه که مطمئن باش دوام نداره ، یا داره خلاف میگه ، یا بنا به دلایلی خودشو دوست نداره ،مگه میشه کسی را دوست داشت که خودش خودشو به اندازه کافی دوست نداره؟!


وقتی توی یه احساس آنی سریع بالا میرید و اوج میگیرید ،  به فکر زمین خوردن هم باشید ! هر چی مرتفع تر باشه ، شدت ضربه هم بیشترِ !


تفاوت دیدگاه فلسفی : دخترا برای هم جکهایی تعریف میکنن و ریسه میرن که اصولا از دید آقایون بسیار بی مزه و لوسه ولی دخترا هر هر بهش میخندن ! (لبخند)


درصد زیادی از آدمها یی که رازدار نیستند ، از دید من مشکل کمبود توجه دارند،  حس میکنن با عنوان کردن اسرار دیگران یا حتی زندگی خودشون مورد توجه قرار میگیرند !


از کسی جدا شدی؟ چرا پشت سرش بد میگی ؟ به احتمال زیاد نه شما بد بودی نه اون ، فقط به هم نمیخوردین !

از دیدِ من وقتی 2 نفر بهر علتی از هم جدا میشن و یکی مدام هر جا که میشینه از اون یکی بدگویی میکنه و راجبش حرف میزنه ، معلومه  بازنده اون ماجرا بوده و تا حد زیادی خودشو مقصر میدونه ، با اینجور حرف زدنها میخواد تقصیرِ این جدایی را متوجه طرف دیگه بکنه و از عذاب وجدان راحت بشه !


ناهار 5 شنبه ظهر بلاگر ، غذای ساده و سریع با 7-6 قاشق کته :

دلم بحال مردای که آشپزی بلد نیستن میسوزه ، مثلا میان خونه میبینن قیمه یا قورمه یا ... هست ، تو دلشون میگن این بانوی ما حتما 8-7 ساعت وقت گذاشته برای این غذا ، کل وقتی که برای آشپزی و شستن ظرفا لازمه بین نیم ساعت تا 45 دقیقه هست، بقیه اش هم میذاری رو گاز تا جا بیفته ، تازه این مربوط به خورشتهاست ، همین کباب تابه ای، کلا از اون موقعی که گوشت رو گذاشتم تو ماکروفر که یخش باز شه و همزمان پیاز رنده کردم تا موقعی که آماده شد ، 20 دقیقه طول کشید ، برنج را هم که میذارم تو پلوپز و یه دکمه را  میزنم !


https://s17.picofile.com/file/8426904100/IMG_20210305_12453.jpg



چشمِ ارزشمند ! اینکه وقتی خودتون هم با یه کاری موافق هستیدو  بگید چشم از دیدِ من ارزش چندانی نداره ، وقتی مخالف هستید و برای انجام کاری با طرف دیگه زندگی به توافق رسیدید و چشم بگید و واقعا هم برای انجامش همراهی کنید ، ارزشمندِ !


دارم اینو گوش میکنم ، پنجشنبس دیگه ، شما برید بخوابید !


راجب یه چیزی مردا دوست دارن و حس خوبی میگیرن که خانمها هم گاهی پیشنهادشو بدن ،اینکه گاهی  بخوان و بگن که بریم  به مادر شوهر سر بزنیم ، فکرتون خرابه ها ! (لبخند)


یه موقع یه چیزی برای شما آنقدر مهم نیست ولی برای طرفِ دیگه زندگی خیلی اهمیت داره ، همه چیز را با مقیاس خودتون نسنجید !


رفتم یه خرید کوچیک برای خونه ، دیگه تو این روزا جرات  نمیکنم دیر تر برم برای خرید ، خیابونها خیلی شلوغ میشه و از ترافیک گریزانم ، توصیه میکنم هر خریدی غیر از مایحتاج روزمره دارید را به بعد عید موکول کنید.


انتخاب شخصی برای زندگی توی هر سن شرایط خودش را داره و میپذیرم که که هر چی سن بالاتر میره انتخاب سخت تر میشه ، علت هم اینه آدم چیزهایی را میتونه ببینه که قبلا نمیتونست ببینه !(بدون نگاه جنسیتی)


زندگی آدما زودتر از آنچه فکر میکنید میگذره ، خوشا به سعادت اونایی که تو سن کم اینو درک کنند و زندگیشون را بر این مبنا برنامه ریزی میکنن ، تنهایی دردِ بزرگ آدما نیست  ، اینقدر ازش ننالید ! هستند خیلی ها که فیزیکی تنها نیستند ولی خیلی تنها هستند ، این دردش بیشتر از تنها بودن جسمِ آدماست ، اینکه اسمش این باشه که کسی هست ولی در حقیقت نیست !


شام پنجشنبه شب بلاگر ، کوردن بلو + چیپس دستچخت بلاگر + زیتون:


https://s17.picofile.com/file/8426931818/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B4_%DB%B1%DB%B8%DB%B2%DB%B3%DB%B2%DB%B3.jpg


دارم اینو گوش میکنم


به تنها کسی که تو زندگیم گفتم نرو ، 5 شنبه بود !


حتما براتون پیش اومده یه موقع هایی هیچکسو نخواهین حتی اون کسی که حس میکنین آرومتون میکنه  ، نگران نباشید ، همه یه موقع هایی اینجور میشن ، طبیعیه و شاید هم خوب باشه که یه وقت هایی فقط با خودتون باشید.


اونجایی که فکر میکنی حق کاملا با شماست ، درست اول اشتباهته ، هیچوقت بین دو نفر که دارن با هم زندگی میکنن ، با خوبی ها و بدیهایی که هر کس داره ، نمیشه و شدنی نیست که حقِ مطلق باشی ، بدون ذره ای اشتباه !


الان دلتون با چی آروم میگیره؟ باور کنید اگه همونیم که آرومتون میکنه دو دستی بیارن تقدیمتون کنند و نتونین خوب مراقبش باشین ،  به عکس خودش تبدیل میشه ،

ابتدا یاد بگیرید خوبی های زندگی نیاز به رسیدگی دارن ، کسی نمیاد آرومتون کنه تا شما هم اونو آروم نکنید ، اونم مثل شما بدنبال آرامش و محبت و مهر به شما رسیده ، آدما قرص سردرد نیستند و  نمیتونن حس خوبِ یه طرفه به کسی بدن و خودشون چیزی نخوان ، اگه نمیتونی بهش آرامش بدی ، آرزوشو نداشته باش!


یکی از همنشین های محترم مجازی اینو برام فرستاد و دارم گوش میکنم ، ممنون ، گوش کنید و بقیه 5 شنبه را بخوانید !

ما این لحظات آخر وداع  را با هم هستیم و 5 شنبه داره تو آغوش من گریه میکنه ، دارم آرومش میکنم ، میگم بازم میای ، اینقدر غصه نخور ! داره از من و 5 شنبه ایها معذرت میخواد ، میگه میدونین که خوش قولم ، میدونین که باز میام ، ، میدونین دوستون دارم ، دلم براتون پر میزنه ، به سختی و به اجبار دارم میرم ، دلم نیست که برم،دست من بود هر روز پیشتون میموندم ، هر لحظه ، اگر میرم هم ، نفسم ، جونم  با شماست با هم 5 شنبه ایها ، منتظرم باشین !

امروز 5 شنبه خیلی غمگین بود ، ولی بالاخره آرومش کردم ، میدونید و میدونم بازم میاد ، میاد و شادی و خوشی را با خودش میاره ، همیشه لحظه های آخر اینه ...


رفت ولی تنها چیزیه که بهش اعتماد دارم و میدونم هر اتفاقی هم بیفته سر وعدش هست  !

میدونید تا آخر عمرتون 5 شنبه که برسه یادِ بلاگر میفتید؟ چه این وبلاگ باشه چه نباشه،  چیزی بهتون یادآوری میکنه که نمیتونید جلوشو بگیرید ، 5 شنبه ها!

داره میاد ، چهارشنبه ایها یواش یواش برین کنار !

بسه دیگه ، از دیشب دارید تخمه میشکونید ، غیبت میکنید ، پشت سر روزای دیگه سی دی میذارید ، حرکات موزون میکنید ، دیگه یواش یواش بشینید و بذارید 5 شنبه ایها به کارِ شب پنجشنبشون برسن !

داره میاد ...شما هم (یعنی 5 شنبه ایهای محترم ، عزیز ، گرامی ، مهربون ، دلچسب ، وفادار ، صادق ، احساساتی و در عین حال منطقی ، شاد ، خوشحال ، با کیفیت ! ، خوشتیپ ، خوش لباس ، خوش صحبت  ، خوش صدا ،آشپزهای حرفه ای ، کارشناسان ماهر در هر موضوع ، رانندگان فرمول یک ، ورزشکاران در سطح جهانی  و از همه مهمتر خوش قول ) دارید حسش میکنید ؟ میدونم که حتما همینطوره ...بعنوان یه 5 شنبه ای ساده و معمولی بسیار خوشحالم ، کنارتون هستم و یه شبِ 5 شنبه دیگه را با هم هستیم !

این پست بروز میشود.

شام  شب پنجشنبه بلاگر


آزار کلامی دیدید؟ اگر شما هم به همون شکل بخواهید پاسخ بدید ، دیگه احترامی باقی نمیمونه ، بی احترامی جاده ای یکطرفه هست که فقط میشه جلو رفت و بازگشتی نداره ، هر بار بدتر و بدتر میشه ، راهش از دیدِ من در صورت اینکه نمیتونید ازش دوری کنید ،  ادب و احترامِ بیشترِ ، مطمئن باشید خجالت میکشه و یه جایی تمومش میکنه !


قطعه کوتاهی از بلاگر ، به مناسبت شبِ عزیزم !


اگر دوسش داری ، غیر حرف زدن ، انتظار داره عملا ببینه ، عملا چکار کردی؟  چقدر به وعده هات عمل کردی؟  چرا ازش توقع داری؟ در مقابل چیزایی که دادی ، چیزهایی هم گرفتی ! چرا فکر میکنی فقط شما عمرتو گذاشتی؟  اگر شما در اون سن و سالی نیستی که روزِ اول بودی او هم نیست !

عدالت قسمتی از غریزه انسانهاست !

***

غمگینی ؟ کسی را پیدا نکردی که از تنهایی درت بیاره؟ خود تنهایی هم زیاد بد نیستا ! خودتی و خودت ، لازم نیست نگرانِ چیزی باشی ، آیا بهش برخورد اینو گفتم؟ اون کارو کردم ناراحت شد؟  تو هر حالی هستی سعی کن ازش لذت ببری ، حتی با تنهایی !


ادامه شام بلاگر (کتف و بال مرغ) + ؟ 

نمیدونم چرا از خاطره هام فقط خوب هاش یادم میمونه  ، بلاگر هیچ خاطره بدی از زندگی و از هیچکس نداره ، ممنونم زندگی ، حس میکنم با من مهربون بودی و فقط به من خوبی دادی !


دارم اینو گوش میکنم



نتیجه شام امشب بلاگر ، چه حسِ خوبیه واسه این لحظاتِ خوب ، امیدوارم همه تجربش کنن :

https://s17.picofile.com/file/8426838750/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B9%DB%B5%DB%B8%DB%B5%DB%B0.jpg



اسمشو صدا کن و یه جان پشتش بذار وقتی برگشت سمتت... فقط یه لبخند رو لبات باشه و معجزه را ببین !

راستی قبلش اینو گوش کن !


میگی که چی بشه؟ فرضا که 5 شنبه هم بهتون لذت میده ، چی به من میرسه؟ همین که اینجایی ، پیش ما هستی وشادیمون را داریم با شما قسمت میکنیم ، اینکه یه شب 5 شنبه را داری اینجور میگذرونی ، فکر کن 5 شنبه ایها نبودند ، الان بجای اینجا کجا بودی؟ چکار میکردی؟ بازم یکی هست حالتو بپرسه ! سلام ، حالت خوبه؟ (لبخند)


دست برق داره؟  نه !  پس چرا وقتی دست بعضیا !  را میگیری حسی میکنی مثل برق گرفته ها شدی ؟ ! چه حسیه و چقدر برای  دستِ بعضیا آشناست چیزی که میگم و چقدر برای بعضیا خاطراتِ دور !


45 دقیقه دیگه مونده که بیاد ، صدای قدمهاش رو میشنوم ، آغوشم براش بازه که بیاد و سرشو بذاره رو شونم و بگه ، دلم برات تنگ شده بود ، برای بغلت برای اینکه منو محکم در آغوش بگیری و ازم بپرسی ، کجا بودی؟ یه هفته؟ یه عمر گذشت منم بهش بگم میدونستم این آغوش را نمیتونی با چیزی عوض کنی و دوباره بهش برمیگردی !


آمد ، شروع شد ، سلام عزیزِ دلم ، 5 شنبه خوبم ، چه خوبه که هستی و باعث لبخندِ منی !

واقعا حس خوبی دارم ، الان اگه محدودیت نبود بلند میشدم میرفتم شمال ، همین الان !