خوبه که توی زندگی اجازه بدی طرفِ دیگه ، بدون نگرانی و واهمه حرفهاشو بزنه ، اونا رو نه بعنوان گله و شکایت ، بعنوان درددل نزدیکترین شخص زندگیت گوش کنی ، وقتی ساعتها پای حرف دوستاتون میشینید، بهشون راهکار میدین ، میخوایین که کمک کنید ، نمیشه چند ساعت هم پای حرف عزیزتون و شریک زندگیتون بشینید و به زندگی خودتون کمک کنید؟ اگر از شما رضایت نداره ، روش فکر کنید ، پاسخ سریع ندین ، اجازه بدین خودشو خالی کنه ، این جمله را بارها گفتم ما اونی نیستیم که تصور میکنیم ، اونی هستیم که دیده میشیم ، شاید حق با او هم باشه ، شما هم در یک جلسه دیگه حرفای دلتون را بزنید !
شاید همونقدر که شما از او پر هستی او هم از شما لبریزِ !
دارم ناهار فردا را میذارم ، همنشین های محترم میتونن کمی آموزش آشپزی بگیرن !
عقیده دارم ، ما خودمان متوجه میشویم چه وقت داریم کاری میکنیم که سزاوار تشکر و تکریم است و کی داریم تملق میشنویم !
در همان حد و اندازه ای که مورد لطف و محبت شخصی قرار گرفته ایم از او زبانی یا عملی سپاسگزار باشیم ، بیشتر از آن میشویم متملق !
گاهی آدمها خودشون میخوان که اسیر باشند و از این اسارت لذت هم میبرند !
بستگی داره کی اسیرشون کرده باشه و تو دستای چه کسی باشن !
زندونی باشی و ازش لذت هم ببری؟درش باز باشه ، بازبخوای که بمونی و فرار نکنی؟ حالت خوبه؟! (لبخند)
از اینکه بخاطرش یه کارایی را میکنی یا نمیکنی لذت میبری؟ گاهی با خودت هم میجنگی؟ میگی این من نیستم ! مگه میشه این من باشم؟ اتفاقا این واقعا خودتی، از اینکه خودتو شناختی لذت ببر !
این چیه؟ (ناهار فردای بلاگر)


کسی متوجه نشد این غذا چیه؟
پیشنهاد میکنم یک روز در هفته را مشخص کنید و در آن روز غیر از وعده صبحانه ، نون و برنج نخورید !
و اصلا هم سعی نکنید تعداد روزها را بیشترش کنید ، چون ادامه نمیدید و رها میکنید .
همه چیز بخورید از پفک و پفیلا گرفته تا گوشت و مرغ ، فقط بدون نون و برنج.
فقط یه روز در هفته !
دارم اینو گوش میکنم ، دلم برای هموطنان کرد و کرمانشاهیمون تنگ شده ، نمیشه سفر رفت که !
در منوی مرورگرها که همان 3 نقطه یا 3 خط گوشه بالا (دسکتاپ و گوشی) میتوانید صفحه ای خصوصی برای خود باز کنید و به اینترنت گردی بپردازید ، بدون اینکه سایت هایی که رفتید در هیستوری مرورگرتان و یا یوزر نیم و پسورد ها ذخیره شود.
برای مثال از گوشی و یا سیستم شخص دیگری میخواهید سایتی را باز کنید یا ایمیلتان را چک کنید ولی مایل نیستید آن شخص متوجه شود به چه سایتهایی سرزدید ، نیازی هم به پاک کردن هیستوری ندارید ، هیچگونه پسوردی را هم ذخیره نمیکند.
در فایر فاکس تحت عنوان New Private Window میباشد و در کروم New Incognito Window ، اینترنت گردی امنی داشته باشید !
حالِ دلم خوبه ، شادم ، همه چیز میزون و سرجاشه ، باد موافق میوزه ، خوشحالم ، سر حالم ، دلتنگی و ملالی ندارم ، گرفتاری خاصی نیست ،دل روشن و بازه ، همه چیز آبی آبیه ، هوای آسمون گاهی میباره که اینم عالیه ، غم و غصه ای نیست ، همش راحتی و آرامشِ ، ستاره ها میدرخشند و پرنده ها بی پروا خودشونو به دست نسیم بهار میسپرن ، آه و ناله غریبه هستند و فراموششون کردم و مدتهاست که از سرزمین آرزوهام رخت بر بستن ، مهربونی داره موج میزنه ، آدمهای خوب به من نزدیکن ،آرامشِ بی نظیر ، حرفهای زیبا و دلگرم کننده میشنوم، شکوفه ها را منتظرم ، یه تولد دوباره به زندگی ، هستم ، قوی و با نشاط ، آزادم و رها ، خنده و لبخند تنها مهمونای من هستند ، فردای بهتر از امروز را تجربه میکنم ، پر از امید و مهر و روزهای گرم از دوست داشتن ها و خوشی ها و هر آنچه خوبی و خوبی و خوبیه و سبزی و سبزی و سبزیه ، سرشار از طراوت روحی ، لمس تن گلبرگها ، سرزدن جوانه های خجالتی و ...
بهتون سلام میرسونم و همه اینا را برای شما هم میخوام !
گفتم شما را هم با این تصویر در شادی های بیشتر شریک کنم ، البته این مورد را زیاد امیدوار نیستم ! (لبخند)

واقعا چطور میخواهید با آرامش بخوابید؟ چطور میخواهید ادعا داشته باشید که من همه چی بلدم ؟ چطور وقتی این صحنه ها را میبینید؟
در نهایت ما در همه چیز اولیم !
از دیدِ من اینکه برادر یا خواهر بزرگتر هنوز ازدواج نکرده و پس شما حتی اگر در موقعیت مناسب هم باشی نمیتونی اینکارو بکنی ، رسم جالبی نیست.
نه اینکه بگم خیلی زود و بدون برنامه و شناخت تن به ازدواج بدید ، کلا با این قضیه مشکل دارم که مجوز تصمیم شما برای زندگی بعنوان یک انسان عاقل و بالغ ، موکول میشه به اینکه شخص دیگه ای (خواهر یا برادر) چه وقت میخواد برای زندگیش تصمیم بگیره یا نگیره !
دو انتخاب پیش روتون دارید یکی قلبتون براش میتپه یکی فکرتون تاییدش میکنه !
کدومو انتخاب میکنید؟
تفسیر شخصیِ من:
انتخاب قلبی ، منشا اون حسه و حس چیزیه که قابل تغییرِ ولی زیباست و لذتبخش (کوتاه مدت).
انتخاب با فکر، به واقعیتها نگاه میکنه ، که معمولا تغییر نمیکنه ولی نه چندان زیبا و خوشایند (ماندنی تر) .
آدم میمونه ، نه؟
دارم اینو گوش میدم ، بیاد موندنی از انوشیروان
توی زندگی وارد شدی ، اولش دوسش داشتی ، الان میبینی نداری؟ یه چیزایی ازش دیدی که عکس اون چیزی بود که برای زندگیت تصور میکردی؟ رویاهایی داشتی و میبینی اکثرا به واقعیت نپیوسته؟
ازدواج فقط یه پیوند ساده دوستی نیست که با کوچکترین اختلافی بگی خداحافظ ! اسمتون تو شناسنامه های هم رسما ثبت میشه ، نه شروعش سادست نه خاتمه پیدا کردنش، پیوند 2 خانواده است و تعداد زیادی رابطه و مسائل مادی و معنوی بینتون بوجود میاد.
جدا از زندگیهایی که دیگه واقعا نمیشه ادامش داد و در نهایت میبایست جدا شد ، خیلی از اختلافها یا قابل حل شدن هستند یا قابل اغماض و چشم پوشی ، حالا دوسش نداری ، نداشته باش! زندگی کن ، همه چیزش که بد نیست ، بچسب به اون جاهایی که مثبت و خوبه و بدیها را هم کمی تحمل کن ، فکر میکنی با کسِ دیگه ای ازدواج میکردی زندگیت بهتر میشد؟ نه ، شایدم بدتر از این بود ، آدمها همشون یه نقاط خوب دارن و یه سری هم نقاط بد (از دیدِ ما ) ، کس دیگه هم بود در جمع بازم مشکل داشتی ، اصلا مگه میشه 2 نفر یه عمر با هم باشن و اختلاف نداشته باشن؟ مگر اینکه برای هم مهم نباشن و به هم بی تفاوت شده باشن ! همه این عشاق نامدار در نهایت بهم نرسیدن وگرنه اسمشون در تاریخ نمیموند ، اونا هم اگر بهم میرسیدن و وارد زندگی میشدن ، آنقدر با هم مشکل پیدا میکردند که اصلا دیگه کسی نمیشناختشون !
از نظرِ من ، وقتی میخواهید ازدواج کنید خودتونو برای رویاهاتون آماده نکنید ، برای واقعیت ها آماده کنید !
تحقیر کلامی به روح شما مشت میکوبد و خشونت فیزیکی به جسم شما ، از دید من ترمیم اولی سخت تر و طولانی تر خواهد بود و شاید هیچگاه کاملا خوب نشود !
سپر مقابله با تحقیر کلامی داشتن اعتماد به نفس و باور به توانایی هاتون هست .
شام امشب بلاگر :
بیکن گوشت گوساله +تخم مرغ + پودر فلفل سیاه ، معمولا این غذا را صبحانه میخورم ولی امشب هوس کرده بودم و برای شام خوردم ، البته بدون نون ، با هر نونی خوب میشه و توصیه میکنم برشهای بیکن را از برند خوب تهیه کنید ,، چقدر خوبه شام را با صدای باران بخوری ! ضمنا نمک نزنید ، بیکن معمولا خوش نمکه.

بهمراه صدای بارون اینو گوش میدم
سلام شنبه ایها !
توی یه رابطه عاطفی کوچکترین حرف یا کار کسی براتون حساسیت بوجود میاره؟
از نظرِ من ، زیاد دوسش دارید !
هر چقدر میزان این حساسیت بیشتر باشه میزان علاقه هم بیشترِ و مراقب باشید ، اگر در حد تعادل نگهش ندارید ، به مرزآزار خودتون و طرف دیگه میرسید !
دیر یا زود ما فراموش میشیم ،این واقعیت و اتفاقی که میفته ، اگر هم نشیم ، برای شخص خودمون مفید نیست ، الان توی این دنیا به چه درد فردوسی یا بتهون میخوره که هر روز یادشون میکنن؟ چیزی حس میکنن؟ لذتی میبرن که اینهمه ازشون تعریف میکنن ؟ تا هستید بدی نکنید ، شاد باشید و از بودنتون لذت ببرید !
نم بارون ، هوای ابری ، کوچه های خیس ، سرک کشیدن جوانه ها ، بوی بهار ، دل خوش ، همه دست به دست هم میدن که برم بیرون قدم بزنم !
هوا هوای عاشقیه، میبایست مراقب باشم ! (لبخند)
شنیدین میگن ، یه آدم فلان و فلان و فلان عشقمو از چنگم در آورد !
روز بسیار خوبی بود ، مگه میشه 5 شنبه باشه و خوب نباشه؟، سمت تجریش خیلی شلوغ بود برگشتم سمت شهرک غرب ، ناهار را رستوران لیدوما مهمون کباب بودیم و بعد یه گردشی تو میلاد نور و مرکز خرید لیدوما ، روز خوب ، هوا برای این فصل بسیار گرم و کمی آلوده ! حتی یه جاهایی کولر زده بودم! سری قبل اینجا باقالی پلو با ماهیچه خورده بودم خوب بود، کبابشم را هم پسندیدم و موزیک زنده .
براتون تصاویرش را میذارم

نقاشی های زیبای سقف رستوران لیدوما

فیلم کوتاه بلاگر از رستوران لیدوما





دلم براتون تنگ میشه ، زود برگرد ، منتظرتونم ، کسِ دیگه ای غیر 5 شنبه توهم نکنه !
دارم با آخرین لحظه هاش اینو گوش میکنم !
وقتی کسی برای یه حس آنی بهتون پیشنهادی میده ، مراقب باشید او میتونه به همین راحتی و با یه حس جدید ، به کسِ دیگه ای پیشنهاد بده !
خیلی ها در ظاهر ادعای این را دارند که به حریم خصوصی دیگران احترام میگذر و بسیار هم پسندیده است ، آیا در خلوت و جایی که ممکنه کسی متوجه نشه هم همینطور هستند؟
مصداق : به نحوی پسورد ایمیل یا گوشی تلفن شخصی به دست شما رسیده ، بسیار هم کنجکاو هستید که او چه میکند ، موقعیتش را هم داشته باشید که به ایمیل یا گوشی او سرک بکشید و بدانید کسی متوجه این کارِ شما نمیشود، با خودتون خلوت کنید و پاسخ بدید، اینکار را میکنید؟
اگر وقتی امکانش را دارید و بتونید جلوی خودتون را بگیرید ، شخصی هستید که از عمق وجودتون به "حفظ و احترام به حریم خصوصی دیگران" باور دارید.
دارم خودمو گوش میکنم ، یکی از نوشته های قدیمی
دارم میرم بیرون مواظب اینجا باشید و شلوغ نکنید تا برگردم ! (لبخند)
نوشته جدید بلاگر هست دیشب ضبط کردم ، ترجیحا با هدست گوش بدید لطفا.
دانلود دکلمه "تو باشی" یک سری با ملودی و یک سری با ریتم و آکورد اجرا شده.
چون ناهار برنج نخوردم ، امشب شام نونی دارم !

دارم اینو حین شام خوردن گوش میکنم
غروب آفتاب را اینجور میبینم

ممنون از اون همنشین گرامی و هنرشون، بسیار زیبا بود ، فقط آهنگشو میتونیم بشنویم
آنقدر ماهی قزل آلا ی میرزایی خوشمزه بود که فردا بجای بازار تجریش هوس کردم باز برم آنجا !
من و شما زاده نشدیم که روزی با یه برنامه خاص و مراسم با شکوه به هم تعلق پیدا کنیم ، زاده شده ایم که یک اتفاق ما را سر راهِ هم قرار دهد و یک اتفاق ما را از هم جدا کند !
شده یکی از سالها پیشتون بهتون زنگ بزنه و خاطرات خوبی باهاش داشته باشین و بخواد ببیندتون؟ بگه فقط یه قهوه؟ چی میگید بهش؟
از آرامش تکنولوژی لذت ببرید ! یادتونه یه موقعهایی بود تلفنتون بوق اشغال میزد ، هزار و یک تهمت به سمتتون سرازیر میشد؟ (لبخند)
12 سالم بود از یه دختر خوشم میومد ، اون اونور کوچه راه میرفت من اینور ، فقط نگاه میکردیم همو ، یه بار بهم نزدیک شدیم ، کنار هم راه میرفتیم ، از من بزرگتر بود ، یه لحظه پشت دستمون بهم خورد ، انگار برق گرفتمون ، هنوزم حسش میکنم !
هیچوقت و در هیچ موقعیتی نگید بد شانسم حتی در بدترین شرایط ، تقدیر تو دستای خودمونه ، خوب و بد را خودمون رقم میزنیم ، به این باور دارم !
عزیزترین کسی را که میشناسید در نظر بگیرید(معمولا پدریا مادر) ، او عزیزترینِ شماست ولی شما ممکنه عزیزترینش نباشید ، حس اینکه عزیزترینِ کسی باشید حسِ خوبیه، بهش فکر کنید ، اینطور نیست؟!
فکر کنم یه کاریه که برای اولین بار درخلقت میخوام انجام بدم ! شنیدین کسی تا بحال پنجشنبش را در آغوش بگیره و بخوابه؟ نه ، منم نشنیده بودم !(لبخند)
پنجشنبتون خوش
من اینطوری میبینمش که وقتی داری با کسی حرف میزنی ، شاید ازش کاری نخوای ، همدردی هم نخوای ، نیازی هم بهش نداشته باشی حتی کمک فکری هم نخوای ، فقط دوست داری وقتی دردتو بهش میگی و تو چشماش نگاه میکنی حس کنی عمیقا متوجه منظورت میشه ، همین !
توی بعضی زندگیها زیر یه لایه نازک بظاهر گرم که دیگران اونو میبینند ، لایه های سردی بوجود میاد که فقط خودشون ازش باخبرن ، اینا همونایی هستند که وقتی به یک باره از هم جدا میشن ، دیگران میگن ،عجب ، اینا که خیلی خوب بودن با هم !
از دیدِ من ، هر وقت احساس کردی آنقدر دوسش داری که میتونی آزادش بذاری، نخوای فقط مال خودت باشه ، حس کردی کسی هست که بیشتر خوشحالش میکنه ، بیشتر خوشبختش میکنه ، بیشتر دوسش داره و تونستی بکشی کنار ، داری به عشق نزدیک میشی !
همین الان دوست داشتی کجا بودی؟
اونجا جایی که دلت و احساست براش بی تابه میکنه و پر میزنه!
گاهی لازمه منطقی که بلاگر این همه ازش میگه را هم بهش توجه نکنی ، البته گاهی !
دارم اینو گوش میدم ، چه خاطراتی !
اشتباهی کردی که میدونی پاسخی براش نداری و حتی با عذرخواهی هم پذیرفته نمیشه ،وقتی سالهاست داری باهاش زندگی میکنی یا ارتباط داری و میدونی نقطه ضعفش چیه و با تحریک اون نقطه کار را به درگیری میکشانی (حتی فیزیکی) ، فقط یک نتیجه میتونیم بگیریم ،برای پاک کردن صورت مسئله یا فرآموش شدن اشتباهی که کردی ، عمدا داری اینکارو میکنی !
به این امید که در گرد و خاکی که بوجود آمده اصل موضوع از یادها بره و کسی نپرسه اصلا شروعش کجا بود و چرا به اینجا رسید؟!
تصور کنید هر چی که میخواستیم میشد و بهش میرسیدیم، دیگه مفهومی تحت عنوان آرزو وجود نداشت و داشتنش شیرین نبود و لذت نمیداد بهمون ، خوبه که به همشون نمیرسیم !
هر وقت حس کردید در کنار کسی حضورِ فیزیکی دارید ولی فکرتون با کس دیگه است ، یه اشکال بزرگ توی اون رابطه هست !
دارم اینو و گوش میکنم و مرغ زعفرونی میپزم ! (لبخند)



بد ذاتی خصیصه خوبی نیست ، از هر کی هم بپرسی هستی یا نه ، قطعا با ناراحتی و شاید اخم ، بگه معلومه که نه !
پس کسایی که از آزار دیگران لذت میبرن کیا هستند ؟
از نظرِ من ، خیلی ها شاید خودشون هم نمیدونن یه درصدی ممکنه این خصلت را داشته باشند ، حالا یه راه امتحان بهتون میگم که یه جورایی خودشناسیِ ذات محسوب میشه ، چون کاریه که توی دلتون میکنید ، مشکلی نیست و کسی هم خبردار نمیشه ، به اون کسی که تصور میکنید یا واقعا بدترین کارها را در حق شما کرده فکر کنید ، آیا میتونید از ته دل براش آرزوی اتفاقی بد را بکنید؟
اگر تونستین که ذاتِ جالبی ندارید ، اگر نتونستید ذاتِ خوبی دارید.
بی خوابی به سرم زده ، دارم برگ کرفس پلو درست میکنم و به همنشین محترم مجازی آموزش هم میدم ! ظاهرا اونم داره درست میکنه ، من مدرک دارم اونو نمیدونم ! (لبخند)
چون قبلا یه بار درست کرده بودم ، دیگه دستورشو نمیذارم ، اگر میخواهید دستورشو ببینید این جمله را در گوگل جستجو کنید :
برگ کرفس پلو بلاگر
جدایی با صدای خواننده اصلی - آذری
روز خوبی بود و وقت رفتنه ، وقتی آرامش باشه حس خوب گرفته باشی ، کار نیمه برات نمونده باشه ، روزِ خوبی میشه براتون ، حتی اگه کمی خسته باشی !
زندگی با یه آدم با تجربه از دیدِ من طعم گّس داره ، مثل خرمالو ! (لبخند)
سخته از نظر این که وقتی کنارشی همیشه قدمی جلوتر از شماست و هر کاری هم بکنی ، نمیشه چیزی را ازش پنهان کرد !
آسونه برای اینکه وقتی با هم هستید ، تو همون قدمی که از شما جلوتره ، مواظب قدمهای شما هم هست که اتفاقی براتون نیفته!
تقریبا اثرات و عوارض جسمی اعتیاد آورها با شدت متفاوت نزدیک به هم هست ، ولی یک چیز هست که در همشون یکسانه ، وابستگی روحی !
در روابط عاطفی ماده اعتیاد آور مستیم روی روح اثرشو میذاره و همون وابستگی را بوجود میاره ، چیز بدی هم نیست ، اعتیاد به کسی که دوستش دارید و فرضا میخواهید با هم زندگی یا ازدواج کنید .
مشکل آنجاست که جدایی در خیلی از روابط عاطفی واقعیتی که وجود داره و شاید خیلی از ما هم درک و تجربه کرده باشیمش .
شنیدین بعد یه جدایی میگن دیگه هیچکس جای او را برام پر نمیکنه؟ همون شخص را چند سال دیگه خوش و خرم با کسِ دیگه هم دیدید ! *
از نظرِ من ، درد و ناراحتی روحی که حتی میتونه مشکلات جسمی هم داشته باشه پس از یه جدایی طبیعیه ، شما به او عادت کرده بودید ، به حضورش تو زندگیتون حالا به هر نحوی بوده ، سختی ، رنج و عوارضی که پس از جدایی میاد سراغتون را آنچنان به پای عشق آتشین و دوست داشتن و این حرفا نذارید ، اینا بیشتر علائم ترک عادته ، زمان بدید، کمی تحمل کنید ، درست میشه !
وقتی انسانها در مقابل یک رابطه یکطرف حس و یکطرف منطق قرار میگیرند ، دچار مشکل میشن ، از این نظر که حس خودشونو به شخص مقابل تعمیم میدن و تصور میکنن اون چیزی که توی وجودشون هست میبایستی در طرفِ دیگر ماجرا هم باشه و گاهی بخودشون حق میدن فراتر از جایگاه خودشان درخواست غیر منطقی هم داشته باشند، چرا؟ چون اگر طرف منطقی ، مشابه آن درخواست را داشت با توجه به احساس زیادی که دارن میپذیرفتن و حالا انتظار دارند که درخواست نامعقول خودشان هم توسط طرف منطقی پذیرفته بشود .
از دیدِ من ، اینطور نیست !
وضعیت اجتماعی ، شخصیتی ، روحی و ... از همه مهمتر خواسته ها و نگاه به زندگی متفاوته ، یه حسی داری و خیلی ازش لذت میبری ، او مثل شما نیست و آن حس و نگاه را به این رابطه نداره ، اصولا شاید او اسم این ارتباط را یک رابطه عاطفی نذاره !
در نظر داشته باشید، شاید آن چیزی که در وجود شماست او درک نکند و مایل به پاسخ متقابل به درخواست های حسی شما نباشه.
***
یکی از همنشین های محترم با کامنت خصوصی که به من دادند عامل نوشتن این پست شدند و البته درخواست کردند نظرشون تاییدنشه و از من پاسخی خواستند ، شما در یک رابطه یکطرفه حسی قرار دارید و ادامه آن برای شما ثمری ندارد ، ولی اگر میخواهید ادامه ای داشته باشد ، میبایست به واقعیت هایی که او (طرفِ منطقی) برای این رابطه ترسیم میکند ، احترام بگذارید و عمل نمایید، اعتماد از دست رفته یا بازنمیگردد و یا نیاز به زمانِ طولانی دارد، از دید من از او معذرت بخواهید و فرآموش نکنید، افراد منطقی عذرخواهی واقعی را در عدم تکرار آن اشتباه در طول زمان میبینند، نه صرفا به کلام !
پاک کردن شماره کارِ درستی بوده ، گاهی که احساس غلیان میکند ،نیاز هست اراده انسان وارد عمل شود ، شما با پاک کردن شماره او ، خودتان را وادار کردید که دیگر نتوانید با او تماسی بگیرید و مشکل را پیچیده تر نمایید.
تصور نکنید طرف دیگر یک رابطه هم به آن همانجور نگاه میکند که شما آن را میبینید !
حتی خاطره هامون هم فراموش میشن ، کافیه خاطره های جدیدی بسازیم ، که حس بهتری بهمون بدن!
از دیدِ من خوب نیست فقط آه و ناله هامون را با دیگران شریک شیم و آنها را هم غمگین کنیم ، حداقل موقعی که شاد و خوشحال هم هستیم یادی ازشون بکنیم ، تا وقتی اسمتون میاد نگن باز این (اسمتونِ) نالان اومد ! (لبخند)
کسی برای خصلت های خوبی که دارید ، بهتون حرفی میزنه که خوشحال نمیشید !
برای مثال وقتی منظم و مرتب و سر وقت هستید ، میگه خیلی خشکی ! یا وقتی مودبانه صحبت میکنید میگه کتابی حرف میزنی ! وقتی همیشه صاف و بدون خمیدگی می ایستی و حرفاتون را قاطع میزنید میگه عصا قورت داده !
یادمون باشه همه آدمها وقتی چیزی را دارن دنبالش نمیرن ، آدمها همیشه بدنبال نداشته هاشون هستند و اون کسی که این حرفها را به شما میزنه حسرت آنچیزی را داره که شما داری و او نداره !
میخواهید ببینید که میتونید کار آزاد بکنید یا نه؟ شخصیت کاری خودتون را بسنجید.
به این 2 گزینه فکر و انتخابتون را بکنید :
1- کاری با درآمد ماهی 4 میلیون ثابت سر ماه
2-کاری با درآمد ماهی 1 تا 8 میلیون ولی نامشخص
***
به عقیده من ، اگر گزینه 1 را انتخاب کردید ، به فکر کار آزاد نباشید !
وقتی عصبانی میشید یا چاره ای نمیبینید یا زیادی خوشحالید ، کلا وقتی احساس داره فرمان میده ، حرفهایی میزنید یا کارهایی میکنید که بعدا پشیمون میشید ، وقتی فرمان دستِ احساسه توصیه میکنم کاری نکنید ، وعده ای ندید و بسیار بیشتر از حالت عادی مراقب حرفهاتون باشید !
دوباره هفته جدید داره از راه میرسه یک هفته کار و همچنین انتظار برای 5 شنبه دیگه !
هفته دیگه میخوام ناهار 5 شنبه یا جمعه را برم بازار تجریش ، وسطش یه رستوران ستنی و قدیمی داره که خورشت قیمه ، فسنجون و قورمه سبزی خوبی داره ، درست وسط بازار سرپوشیده تجریش هست.
روزشو مشخص نمیکنم که توسط همنشین های محترم مورد حمله واقع نشم ! (لبخند)
براتون شبِ شنبه خوبی آرزو میکنم .
جهت اطلاع همنشین های گرامی که سوال کردند، منظورم رستوران والک نیست ، رستوران اطمینان هست ، والک کبابای لقمش خوبه ولی اطمینان غذاهای خورشتیش ، ته دیگ هم میده !
میگم الان برم جاده چالوس؟!
بر جاده ، یه رستوران هست به اسم میرزایی ، ماهی قزل آلا ی خوبی داره ، بعید هم میدونم کسی از همنشین های محترم بتونه خودشو برسونه اونجا و پیدام کنه ! (لبخند)
من رفتم ، مواظبِ اینجا باشید تا برگردم !
دانلود ویدیوی بلاگر ، جاده چالوس 10 بهمن 99 :
واقعا چلو ماهی میرزایی خوشمزس ، توصیه میکنم داشتید میرفتین شمال و راهتون به جاده چالوس خورد ، حتما امتحانش کنید .
الان داشتم با یکی از همنشین های محترم حرف میزدم ، رستوران ارکیده توی جاده چالوس را معرفی کرد ، قبلا من رفتم آنجا ، محیط بسیار زیبایی داره ولی غذاهاش در کیفیت سلیقه من نیست ! ممنون از این همنشین مجازی
گاهی به کسی نمیرسید و فکر میکردید اگر با او زندگی یا ازدواج میکردم چی میشد ؟!
از دید من ، هیچی نمیشد !
با او هم زندگی میکردید دیگه ،مثل بقیه ، بعد یه مدت همه چی عادی میشد و درگیر مشکلات معمولِ زندگی میشدید که همه کم و بیش دارند.با او هم دعوا میکردید و گاهی هم ازش بدتون میومد و شاید هم یه روزی جدا میشدید ! فکر میکنید کسایی که جدا شدن و گاهی از هم کینه هم بدل دارند ، از روز اول اینجور بودن؟ اتفاقا اکثرا کسایی بودن که تصور میکردند عشقشون توی دنیا بی نظیره و بغیر اونا کسی مفهوم دوست داشتن و علاقه را نمیدونه !
انسانها حرکت میکنن و یه جاهایی هم به قله احساس میرسند ولی گذر زمان نمیذاره که در قله متوقف بشن و همیشه آنجا بمونن ، اونا را با خودش میبره و در پس هر فرازی ، فرودی هست و این سیر ادامه داره .
دارم اینو گوش میکنم ، سالها پیش توی جاده چالوس باهاش خاطره داشتم
هر وقت کسی را آزاد گذاشتید و او در کنارتان ماند ، بدانید دوستتان دارد !
هر وقت قفسی ساختید و دلخوش کردید که او را در کنارتان دارید ، اشتباه میکنید ، شما فقط یک قفس در کنارتان دارید ، برای روح و فکر انسانها تا کنون قفسی ساخته نشده !
صحبتی با یکی از همنشین های مجازی داشتم ، از من پرسیدند چطور با دلِ خودم صاف باشم؟ چطور از خواسته های واقعیم مطلع بشم؟ چون ممکنه این سوال برای همنشین های دیگه هم پیش بیاد از ایشون اجازه گرفتم که راهکارم را اینجا بگم، توصیه میکنم وقتی تنها بودید ، با صدای بلندِ واقعی به نحوی که خودتون بشنوید ، خواسته هاتون را بگید ، هر وقت حس کردید در رابطه با اون مسئله ای که دارید با خودتون مطرح میکنیدمشکلی ندارید و مورد تاییدتون هست ، همون چیزیه که واقعا میخواهید و وقتی دیدید که چیزی که میشنوید اونی نیست که از ته دل راضی باشید ، خواسته واقعیِ قلبیتون نیست.
مصداق : میتونید با صدای بلند بگید من وبلاگ بلاگر را دوست ندارم ! اگر حس خوبی گرفتین ، پس واقعا علاقه ای ندارین ، اگر نه یا به حرفِ خودتون خندیدید بدونید حرفِ دلتون نیست !
این آهنگ هم یجورایی همینو میگه ، دل دیونه !
سلام جمعه ایها !
امشب برای اینکه ناهار خوبی داشتم صرفا یه بشقاب ساده برای شامِ خودم آماده کردم ، سوسیس در فر + شور گل کلم و هویج + زیتون ، میدونم که همنشین های گرامی الان دارن از خوشی در پوست خود نمیگنجند و اصلا هم نفرینی نمیکنند و از جملاتی مثل ک... بشه یا کارد بخوره به ... و از این حرفا استفاده نمیکنند ! (لبخند)

همین الان تلفن موبایلتو با رمزِ ورودشو بهم میدی
فقط به این شرط باهات ازدواج میکنم !
دختر کمی جابجا شد و گفت یعنی چی ؟ یعنی چیزای دیگه برات مهم نیست؟
گفت نه ، همین الان تصمیمتو بگیر ، یا اینکاری که گفتم میکنی یا من میرم !
دختر کمی فکر کرد و گفت :
***
مهم نیست چی گفت ، ولی کسی که که یه همچین درخواستی را داره اولین شرطِ یه رابطه را نداره ، اعتماد !
اگر 10 دقیقه معطل کسی شدید نگید 2 ساعته اینجام ، پس کجایی ؟!
از دیدِ من یجورایی خلاف گفتنه ، خیلی وقتا اغراق در حرفهای ما باعث تحریک و عصبانیت نفرِ مقابلمون میشه. اینکه بخواهید با مبالغه حرفمون را پیش ببریم درست نیست.
حتی مثبتش هم خوب نیست ، میرید مهمونی و میبینید غذا بیشتر از اندازه هست ولی دیگه نگید : این که 50 نفر را هم سیر میکنه !
ناخودآگاه اغراق باعث میشه اعتماد دیگران به ما کمتر بشه.
هر چیزی هست واقعیت را بی کم و کاست بگیم ، شاید در شعر و نوشتارِ هنری بشه ازش استفاده کرد ولی شخصا اینکارو در زندگی روزمره نمیپسندم .
الان ازتون بپرسن هدفتون از زندگی را در یک جمله بنویسید ، میتونید؟ اگر میتونید که خیلی خوبه ، اگر نه بهش فکر کنید و براش وقت بذارید.
اون یه جمله را هر وقت با اراده و تصمیم قطعی نوشتید ، مسیر زندگیتون باز و روشن میشه.
چند تا ران مرغ کامل مرغ (ران و مغز ران) بدون پوست را یه شب توی ،کمی روغن زیتون + پیاز خرد شده (آب پیاز بهتره) + پودر پاپریکا + نمک+آبلیموی تازه +کمی زعفران + پودر فلفل سیاه (من قرمز هم میزنم) میخوابونیم (من از دیشب خوابوندم) و ضمنا روی مرغ را با چاقو برشهای کوچک میدیم که موادمون بهش نفوذ کنه.

ادامه دستور را بعدا که سیخ زدم و رو منقل گذاشتم بهمراه عکس مینویسم ، پست بروز میشود
مرغها را در سیخ پهن (کوبیده ای ) سیخ میکشیم و با حرارت ملایم 45 دقیقه رو منقل گازی یا ذعالی میذاریم ، اگر منقل با ذغال است توصیه میکنم که باد نزنید ، وگرنه روی مرغها میسوزد و توی آنها هنوز نپخته.

همنوازی خاص (گیتار ، سه تار ، دف)
یادتون باشه ، موقع سرو حتما لیموی تازه روش بچکونید ، خیلی خوب شده بود و احتمالا در هیچ رستورانی نمیتونید این طعم را پیدا کنید.
شب پنجشنبتون بخیر ، توی زندگی من ، تنهایی نقش ویژه ای داره ، هم غمگین ترین هام بوده ، هم شاد ترین ها ، حریم شخصی و خصوصی منه ، تنها بودنمو گاهی با چیزی عوض نمیکنم ، چون تنهائیام به من وفادارن !
این پست بروز میشود.
رفتین توی زندگی ، بعد از هیجان روزهای اولیه میبینید حرفی ندارید بزنید ، سکوت های اینجوری واقعا زجر داره و ذره ذره آبتون میکنه ! با کسی به زندگی فکر کنید که هر روز نه ولی یه روز در میون با هم حرف بزنید و دلتون برای حرف زدن با هم بتپه (طپش قلب نشانه زندگیه).
آرامش و ذوق به زندگی : وقتی دارید به سمت خونه میرید ، جوری با اشتیاق برید که از راه دور حسش کنه ... جوری منتظرش باشید انگار نه انگار که چند ساعت پیش ( صبح) باهاش خداحافظی کردید ،انگار چند ساله ندیدیش ، نه برای چند ماه اول ، برای چند دهه اول زندگی !
اگر به کسی نزدیک هستی ، حسی بهش داری ، بهش بگو ، پنهان کردن حس را نمیپذیرم ، حتی اگر به عاقبت نرسه !
یادتون باشه هر جدایی و پایان ، شروعِ یه رابطه جدید هست ، غمگین نباشید !
رفته ها را فرآموش کنید ، به فکر کسایی باشید که الان ، حالا ، همین حالا کنارتون هستند !
فردا ناهار چه پیشنهادی دارید؟ برم بیرون یا تو خونه ناهار درست کنم؟
الان دارم اینو گوش میکنم ، چه آرامشی داره !
خیلی جاها هست که روح انسانی ردپای خودشو روی جسمِ شما نمایان میکنه به نحوی که یه عامل روحی باعث میشه توی فیزیکتون حسش کنید.
وقتی حس کردی موقعی که به کسی فکر میکنی یه چیزی مثل یه آبشار از توی وجود و دلت داره میریزه پایین ، این همون حسی که بعضی ها بهش میگن دلم آشوبه ، منشا روحیه ولی یه جوری توی جسم هم احساس میشه .
از نظرِ من کسی که به نحوی میخواد از زندگی شما خارج بشه یا ترکتون کنه یا بره ، در کل به یک جمع بندی رسیده و این به مفهومِ اینه که یک نتیجه مشخص از کل این رابطه گرفته و آن نتیجه این بوده که ادامه آن برایش ممکن نیست ، انسانها ناخودآگاه همیشه برآیند خوبی و بدی یک رابطه را در نظر میگیرند و با توجه به اینکه ترازو به کدام سمت سنگین است ، تصمیم خود را میگیرند، اصرارِ شما به ماندن فقط و فقط زمانِ رفتن را کمی به تاخیر می اندازد ، در نهایت او خواهد رفت !
ساعت 1 و 10 دقیقه بامداد 5 شنبه عزیزم ، دارم اینو گوش میدم
کاش میشد به اندازه یه چرخیدن ، نفس کسی رو صورتمون بود !
دارم اینو گوش میکنم و بعدشم چقدر خوبه که هم 5 شنبه هست و هم با شما هستم ، شبِ خوبی داشته باشید
برید بخوابید دیگه ! (لبخند)
انتقادش وارد نیست؟ دارد اشتباه میکند؟ موضوع چیزِ دیگری بوده؟ او در جریان مسائل نیست؟ بسیار خب ، شما اصلا اجازه دادی حرفش را بزند؟ آنقدر زود عکس العمل نشان دادید و عصبی شدید که او هنوز جمله خود را هم کامل نکرده !
قطعا اگر به این شکل هر پاسخی بدهید، برای او قانع کننده نخواهد بود و انتقادش را صحیح میپندارد.
از نظرِ من ، شنیدن کامل و با آرامش انتقاد و فکر کردن روی آن و پاسخی که با مفهوم و منطقی و دور از احساسات آنی باشد ، بهترین روش برای برخورد با منتقد است.لزومی ندارد همان لحظه جوابی برای انتقادش بدهید ، میشود مودبانه درخواست کرد وقتی به شما دهد تا پاسخی مناسب برای انتقادش داشته باشید ، اینگونه منتقد هم احساس میکند به او احترام گذاشته شده و انتقادش را جدی گرفتید.
البته این در صورتی است که جایگاه او در نزدِ شما به نحوی باشد که اصولا مایل به پاسخ دادن باشید !