-
غریبه یا آشنا !
پنجشنبه 9 مرداد 1399 12:29
همش در حال بحث هستید ، سر هر موضوعی با همدیگه حرف میزنید و اختلاف نظر دارید ، هر کدوم سعی میکنید بگید حرفتون درست تره ، نگران نباشید ، شما همو دوست دارید و با هم آشنا هستید و سرنوشت شما بهم گره خورده ، برای هم مهم هستید و به همدیگر فکر میکنید ! بحث خوب و مفید یکی از نشانه های مهر و علاقه است ، با دید منفی به آن نگاه...
-
جاده یکطرفه !
پنجشنبه 9 مرداد 1399 10:38
دوستت نداره و بزور نگهش داشتی ؟ راضی هستی از کاری که میکنی؟ احساس خوشایندی داری؟ خب برای چی رهاش نمیکنی؟ اونو نمیگم ! خودتو میگم ازبند چیزی که حتی براش نمیتونی یه اسم بذاری ! جاده یکطرفه؟ اون نمیخواد و تو میخوای؟ حتی یک بچه هم غرور داره ! انسان هستی و با هزاران توانایی ! متاسفم ، ولی نشد دیگه ، شاید اشتباه کردی شاید...
-
مجازی هستم؟ واقعی هستم؟
چهارشنبه 8 مرداد 1399 20:37
در این دنیا مینویسیم ، همو نمیبینیم ، ولی با فکر هم آشنا میشیم ، گاهی آن چیزی که شما از من یا من از شما میدونم ، حتی نزدیکان شما نمیدونه ، اینجا فکر همو میخوانیم ، حتی اون وبلاگهایی که روزمرگی نویسی میکنن هم یه جوری نحوه زندگی خودشونو مینویسن ، دقت کردید هر روز منو و فکرمو میبینید، فکر برادر یا خواهرتون را چند وقته...
-
عقل یه طرف ، دل یه طرف !
سهشنبه 7 مرداد 1399 14:08
یه روزی اگر دلتون به یه سمت رفت و عقلتون به یه سمت دیگه، کدوم طرف میرید؟ گزینه هر دو باهم و یکم اینور یکم اونور و این چیزا هم نداریم ، فقط باید یکیش را انتخاب کنید و بدونید که یا این امتحان را قبلا دادید و یا خواهید داد ، برای اونایی که هنوز این امتحان را نگذروندن ، بهتره از قبل روش تمرین و فکر کنند !
-
دکلمه : با تو بودن !
سهشنبه 7 مرداد 1399 13:12
دانلود دکلمه (متن و اجرا از بلاگر) *** من برای با تو بودن جون به دستات میسپردم نفسم عمرم تو بودی وقتی از تو میسرودم رفتی و به هر بهونه منو باز تنها گذاشتی من هنوز به پات نشستم همونمم که جام گذاشتی پشت پنجره میمونم حتی تا آخر دنیا تا که باز بشه یه روزی با تلنگر یه رویا میدونم نمیشه هرکس واسه تو مثل دل من که واسه اشکات...
-
رفتار سینمایی !
سهشنبه 7 مرداد 1399 11:31
حرف زدنش ، راه رفتنش ، طرز نگاه کردنش ، حرکاتش ، کلا ظاهرش هیچکدام طبیعی نیست ! میخواد بزور هم که شده ، با عمل جراحی هم که شده ، خودش شبیه به یکی دیگه بکنه ، حالا یه فرد مشهور در سینما یا تلویزیون ایران یا خارج ! رفتار نمایشی و تقلیدی از اون چیزهاییه که دیگران براحتی اونو متوجه میشن و حداقل در سلیقه من نیست . (بدون...
-
فرصت !
دوشنبه 6 مرداد 1399 20:39
گاهی آدمها پیش خودشون فکر میکنن ، ما چیزی کم نداریم ، چرا باز تنهائیم؟ پس اونی که قراره بیاد و ما رو به خوشبختی برسونه کجاست؟ چرا نمیاد؟ همه چیزت خوبه ، خیلی ها هم میخوانت و بدنبالت هستند ، بهشون فرصت دادی بهتون نزدیک بشن؟
-
دوشنبه ، یه روز معمولی؟
دوشنبه 6 مرداد 1399 19:49
سر کار بودم ، آمدم خونه ، غذایی خوردم ، همه چیز معمولی و عادی بود ، تا اینکه فکر کردم به اینکه یه روز دیگه عمرم گذشت ! این معمولی نبود ، به اینکه یک روز دیگه به نبودن نزدیک شدم و 24 ساعت طلایی من گذشت ،این باعث شد دوشنبه من متفاوت بشه ، امروز حالم خوب بود؟ از دیروزم بهتر بودم؟ کاری کردم که نشون بده زنده ام و هیجان تو...
-
حساسیت و تعریف زیادی !
دوشنبه 6 مرداد 1399 14:17
درون زندگی هستید؟ شخص مقابلتان انسان حساسی هم نیست ، ولی هر انسانی از دید من درجه ای از حساسیت را دارد ، وقتی از مرد یا زن دیگری تعریف میکنید ، ناخودآگاه و غیر مستقیم همسر شما حساس میشود ، توصیه میکنم اگر مرد هستید و از کدبانو بودن یا آشپزی و خوبی های زن دیگر تعریف میکنید (حتی مادرتان !)، حواستان به حساسیت های همسرتان...
-
داستان کوتاه : خودت بودی !
دوشنبه 6 مرداد 1399 11:26
کوروش داد زد ، خودت بودی من دیدمت ، یعنی زنم را نمیشناسم؟ چشمای سیما گرد شده بود ، کوروش راست میگفت او خودش بود که دست در دست یک مرد غریبه در خیابان راه میرفت و حتی وقتی به دوربین نزدیک شدند ، نحوه خنده و چین کوچکی که در کنار خط لبخندش می افتاد مشخص بود. زبان سیما نمیچرخید ، کوروش عصبانی به سیما نگاهی کرد و گفت یا...
-
جنس مخالف؟!
یکشنبه 5 مرداد 1399 14:57
پست صوتی همین نوشته برای روشندلان عزیز بعضی از کلمات را من خیلی کم یا اصلا استفاده نمیکنم ، حس میکنم به کل جمله بار منفی میده ، یکی از آن کلمات ابراز "جنس مخالف" برای زن یا مرد هست ، مخالف؟ با چی ؟ قبل از اینکه حتی از نظر فیزیولوژیک (منهای کروموزومها) جنسیت فرزند برای پدر و مادر مشخص بشه ، ما قطعا انسان...
-
نگاه بد !
یکشنبه 5 مرداد 1399 13:25
چرا به زن من نگاه کردی و شروع یک درگیری و معمولا پزشکی قانونی و پلیس و ...شاید هم یک قتل بیهوده و یک اعدام در پس آن که متاسفانه کم هم نبوده ! عقیده دارم که جلوی نگاه و مسیر آن را نمیشه گرفت ، نگاه آزار دهنده کار پسندیده ای نیست خصوصا که مردی بهمراه همسر خود باشد ، ولی از یک طرف دیگر در قانون جرمی بعنوان نگاه کردن یا...
-
آشپزی مردانه : بال مرغ کبابی و سبزیجات
شنبه 4 مرداد 1399 20:14
بال یا کتف مرغ را در سس کچاپ + آبلیمو +فلفل سیاه + نمک + روغن زیتون بخوابانید (یک شب) روی منقل گازی یا ذعالی بپزید ، سبزیجات را خرد کنید (قارچ + بروکلی + هویج) در ظرف درب دار تفت دهید . نتیجه :
-
برخورد قهری !
شنبه 4 مرداد 1399 19:51
خانمها استاد قهر و آشتی هستند ! اگر مردی بی تجربه باشه براحتی توی این دام میافته ، توصیه من به آقایون اینه که اگر خانمی قهر کرد و حتی به منزل پدری رفت ، کمی تامل کنن و بدنبالش نروند ، نگذارید این رویه باب شود که با هر اختلافی میتوانند زندگی را رها کنند و خانه امنی داشته باشندو به آنجا بروند ، یکبار که بدنبالشان نروید...
-
شام شب جمعه !
پنجشنبه 2 مرداد 1399 21:50
شام امشب بلاگر : کراکف پنیر ، آماده شده در فر (20 دقیقه در 250 درجه) سس کچاپ سس خردل زیتون پرورده مدرک :
-
طنز : ؟
پنجشنبه 2 مرداد 1399 21:02
یه چیزی تو زندگیتون کم دارید و نمیدونین چیه؟ وقتی شما خودتون هم نمیدونید چی کم دارید ، قطعا من هم نمیدونم ، چقدر توقعات زیاد شده !
-
پاکسازی !
پنجشنبه 2 مرداد 1399 18:16
لیست اسامی موبایلتون را باز کنید و یکی یکی به اسم ها نگاه کنیدبا دیدن اسم ها ، خاطراتی میاد سراغتون ، بعضی شیرین و بعضی تلخند ، بعضی هستند و بعضی رفتند ، اونایی که تلخن و رفتند را یکبار برای همیشه از تو لیست پاکشون کنید که حتی اگه یه روز تنهایی هم بهتون فشار آورد ،وسوسه نشید که باز یه تلخی و یه رفتنی دیگه را تجربه...
-
داستان کوتاه : پیامک !
پنجشنبه 2 مرداد 1399 16:56
تازه از خواب بیدار شده بودم ، گوشی را روشن کردم ، صدای چند تا پیام آمد ، روز تعطیل بود و برنامه خاصی هم نداشتم ، بلند شدم و دست و صورتمو شستم و زیر کتری را روشن کردم ، برگشتم رو تختم و دراز کشیدم ، پیامها را نکاه کردم ، تخفیف سس کچاپ در هایپر ... ، 10 سال جوانتر شوید با کرم ... خیلی تنهام ، امشب میمیرم !!!! این چی...
-
عادت یا عشق؟
پنجشنبه 2 مرداد 1399 14:32
حس بدی که موقع رفتن کسی میاد سراغمون چیه؟ به بودنش ، حضورش ، رفتارهاش و خیلی چیزای دیگه او عادت میکنیم ، وقتی میره یدفعه جای خالی اونا خودشو نشون میده و آدم حالش بد میشه ، از دید من مسئله عشق و عاشقی و این حرفا نیست ، درد ترک عادته و اینم مثل هر عادت دیگه ای موقع ترک کردنش سختی و فشار داره ، زمان بدید درست میشه !
-
شکست موفقیت !
چهارشنبه 1 مرداد 1399 23:00
موفقیتی که آرامش را ازتون میگیره ،یه شکست هستش!
-
مزاحمت یا عشق؟!
چهارشنبه 1 مرداد 1399 13:15
خیلی دوسش داری ؟ تحمل دوریشو نداری ؟ روزی 10 دفعه بهش زنگ میزنی؟ هر لحظه میخوای بدونی کجاست و چکار میکنه؟ حتی اگر به خانواده مادری و پدریش کمی توجه کنه ، بهم میریزی؟ میخوای فقط و فقط فکر و ذکرش شما باشید ؟ داره یه برنامه مورد علاقه خودشو تو تلویزیون میبینه و بهش توجه میکنه ، طاقت اونم نداری؟! هر از گاهی با دوست قدیمیش...
-
تضادهای لازم !
سهشنبه 31 تیر 1399 16:39
غم - شادی اشک - لبخند دلتنگی - دیدار تنش - آرامش داشتم فکر میکردم جالبه که هر حس و مفهومی که در زندگی ما جریان داره یه متضادی داره و چرا اینطوره ؟ چرا نباید سراسر شادی و خوشی و آرامش باشه؟ فکر که کردم دیدم اگر اینطور بود ،آیا میتونستیم درکی از این مفاهیم داشته باشیم؟ اگر غمی نباشه ، شما چطور میخواهید لذت شادی را درک...
-
سخنی مردانه با مردان !
دوشنبه 30 تیر 1399 18:48
بین کار و زندگی یک خط بکشید ! نذارید هیچکدام وارد اون یکی بشه ، وقتی میرید خونه دیگه مردخونه باشید و سر کار هم متعهد به کارتون ! خصوصا وقتی به خونه میرسید که هم مقدس و هم محل آرامش شماست ، هر چی از گرفتاری های زندگی و کار دارید بذارید پشت در و برید تو ، شاید زنی منتظر شماست که موقع ورودتون به منزل از هیچی خبر نداره ،...
-
عزیزم !
دوشنبه 30 تیر 1399 17:23
اولین پست من اینجا این بود : آخرین باری که از ته دل به کسی گفتید عزیزم کی بود؟ خیلی ازش گذشته یا فقط چند لحظه ؟ نذارین جملات با خشکی و سختی از دهانتون خارج بشه ، کلام نه تنها باید پاکیزه باشه ، از دید من میبایست دلنشین ، گرم ، با محبت و عشق هم همراه باشه ! وقتی میشه اینجوری با کسی حرف زد که از ته دلتون او براتون...
-
تفسیر نظر سنجی بهترین هدیه
یکشنبه 29 تیر 1399 11:20
از دید من اون 2 نفری که به هدیه با ارزش مادی بالا رای دادند ، انسانهای بسیار صادق و درستکاری هستند ، شاید برعکس تصورات ، آدمهایی هستند که حرف آخر را اول میزنند و تجربه خوبی از زندگی دارند و احتمالا هم اکنون در زندگی هستند و از دوران احساس محض عبور کردند ! کسایی که ارزش احساسی را انتخاب کردند هم برای همین لحظه صادقانه...
-
تکرار مطلبی مهم !
یکشنبه 29 تیر 1399 09:44
از دید من مجازی به شرط صداقت فضای بهتری برای آشنایی با فکر هاست ، در دنیای واقعی قبل از اینکه فکر کسی را ببینید ، او را از ظاهر و امکاناتش قضاوت میکنید و چه بسا اشخاصی را از دست میدهید که سالها در انتظارش بودید ! در مجازی ابتدا با اندیشه و فکر ، منهای امکانات مادی ، آشنا میشوید ، چیزی که از دید من ماندگارترین جذابیت...
-
صبر !
شنبه 28 تیر 1399 14:55
تا حالا عصبانیتش را دیدی؟ چگونه خرج کردنشو؟ اهل سفر هست؟ هیجان چطور؟ اصلا با اون چیزایی که آرزو داشتی بعد ازدواج با همسرت تجربه کنی ، چقدر فاصله داره؟ و خیلی چیزای نگفتنی و گفتنی دیگه ... از دید من هیچ راهی غیر صبر و دادن زمان برای شناخت اولیه یه نفر وجود نداره ، توی شروع یه رابطه حرفای قشنگ را همه میزنند و جالبه در...
-
داستان کوتاه : شبیه هیچکس !
پنجشنبه 26 تیر 1399 22:25
از تو آینه ماشین نگاش کردم ، شاید برام جالب بود که دخترا خیلی شبیه هم شدن ، ولی اون شبیه هیچکس نبود ، حس کردم با دیگران فرق داره ، حداقل ظاهرش اینجور نشون میداد ، تاکسی که رد میشد با دستش اشاره میکرد مستقیم ، ولی به ماشینای شخصی که زیاد هم براش بوق میزدن و نگه میداشتن اعتنایی نمیکرد. یه ماشین که 2 تا جوان هم توش بودن...
-
منطق خوب ، حس خوب !
پنجشنبه 26 تیر 1399 18:55
عقیده دارم قدم اول را با منطق بردارید ، حس خوب هم پشتش می آید ، یعنی چی که احساس منطق ندارد ؟ توی رویا که زندگی نمیکنید، زندگی واقعی اتفاقا فقط منطق را میشناسد و احساسی هم اگر باشدبا منطق درست خود را هماهنگ میکند.یه امتحان ساده ، برین به سوپر محلتون ، از صبح تا شب از حافظ و سعدی ، اصلا از شاهنامه ، یا فروغ و سهراب و...
-
افسرده !
پنجشنبه 26 تیر 1399 16:03
افسرده از نظر من یعنی بی اراده ، بازنده ، ضعیف و درمانده ! مفهومی نداره انسانی که پر از روح و حس و زندگیه یه جایی تسلیم بشه؟ فقط یک جا تسلیم شدن داریم آن را هم میذاریمش برای دم آخری که بازدمی نداره ! قبل اون همیشه اراده و خواست انسانه که به حرکت و زندگی وادارش میکنه ، قوی بودن را از مورچه ای یاد بگیریم که بزرگتر از...