-
طنز: کروناز !
شنبه 16 فروردین 1399 13:51
سلام ، معذرت میخوام که مزاحم وقتتون شدم ، چند لحظه میتونم وقتتون رو بگیرم و با هم اشنا بشیم؟ ، میتونم اسمتون رو بپرسم ... سلام عزیزم ، البته که میتونی ، من کروناز ! هستم. واو ،چه اسم زیبایی ، میشه از خودتون بیشتر بگید به هر کی میرسم زود برام تب میکنه ، گرفتار من میشه و منم سعی میکنم تا جایی که بشه خودمو تو دلش جا کنم...
-
داستان کوتاه : تابو (قسمت 3 و پایان)
شنبه 16 فروردین 1399 09:55
مینا با چشمهای گرد شده و متعجب به احمد نگاه کرد و گفت : حالا بخاطر اینکه ثابت کنی اشتباه نکردی داری خلاف هم میگی؟ احمد برگشت به سمت مینا و پرسید: یه سوال ، وقتی دستتو گرفتم چه حسی داشتی؟ مینا کمی فکر کرد و دید حس بدی نداشته اتفاقا حس خوبی بوده ، وقتی احمد دستشو گرفته انگار حامی داره ، پشت و پناه داره ، یه جورایی خوشش...
-
عشق کلامی
پنجشنبه 14 فروردین 1399 16:40
روزی هزار بارم بگید عاشقتم ، تا در عمل ثابت نکنید با حرفای دیگه تفاوتی نداره، انگار تکرار کنید من گرسنه نیستم، با هزار بار گفتنش هم کسی سیر نمیشه! از دید من نمادهای مادی مثل پول،یکی از جلوه های نمایش عشق و علاقه است ، و چه بسا مطمئن ترین راه هم همین است،کسی اگر از پولش برای شما گذشت بدونید دوستتون داره و اگر صرفا...
-
داستان کوتاه : تابو (قسمت 2 از 3)
پنجشنبه 14 فروردین 1399 14:42
احمد زندگی سختی داشت و همیشه از اینکه هویت خود را نمیدانست در عذاب بود جوری که دوستی و همدمی نداشت و با کسی ارتباط برقرار نمیکرد ، چون همیشه نگران این بود که از او در رابطه با گذشته و خانواده سوال کنند ، این باعث شده بود که تمام وقت خود را برای کار و تحصیل بگذارد و نتیجه هم گرفته بود. *** مینا و احمد تا بحال صحبت خاصی...
-
داستان کوتاه : تابو (قسمت 1 از 3)
دوشنبه 11 فروردین 1399 13:05
بابا ، چه اشکالی داره؟ این که یه قانون نیست ، یه عرفه ، خودت میگفتی خیلی وقتا پیش به مادرهایی که بچه هاشونو مهدکودک میذاشتن بد نگاه میکردن و میگفتن مادرای خوبی نیستن ، الان عادی شده و کسی تعجب نمیکنه ، خوب اینم یه روزی عادی میشه! نه دخترم هنوز که تو خانواده ما عادی نشده ، چرا ما باید شروع کننده باشیم ، من هم مخالف...
-
شب آغوشی
دوشنبه 11 فروردین 1399 10:38
-
صبر طبیعت
یکشنبه 10 فروردین 1399 12:41
درخت و جنگلهای سبز و مهربون که به ما نفس میدادند را بریدیم به غذاهایی که در اختیارمون بود قناعت نکردیم ، حتی در بعضی رستورانها گوشت فیل ، خرس و پلنگ و سلطان جنگل را سرو کردیم شهرهایمان را پر از دود و آلودگی کردیم و از دل زمین هر آنچه بود بیرون کشیدیم به خودمان هم رحم نکردیم و گاه روابط انسانی را هم فرآموش کردیم،...
-
آشپزی مردانه : ساندویچ فیله گوساله
یکشنبه 10 فروردین 1399 11:37
یک کیلو فیله گوساله (حدودا کیلویی 140 تومان) ، دقت شود وقتی فیله گوساله میخریم کل فیله پاک شده نباید از 1800 گرم بیشتر باشد وگرنه نرمی لازم را ندارد و فیله های بزرگ مربوط به گاو است نه گوساله. فیله را به رشته ای و به اندازه انگشت کوچک خرد میکنیم و بمدت 24 ساعت در آب پیاز میخوابانیم به نحوی که سطح فیله ها را بپوشاند ،...
-
تنهایی خودخواسته
شنبه 9 فروردین 1399 11:38
بهتون پیشنهاد میکنم اگر درگیری و گرفتاریهایی دارید که دیدید به هیچ روش دیگری از دور و ورتون دور نمیشن و رهاتون نمیکنن ، یه مدت تنهایی و خلوت را امتحان کنید ، یه جور بازیافت روحی میشین و دوباره به چرخه زندگی برمیگردین.منظورم این نیست که مرتاض وار زندگی کنید ، ولی درهای جسم و روح را ببندید و اجازه ورود به هر کس را ندید...
-
هرگز نشکن !
شنبه 9 فروردین 1399 10:27
برای یه زن ، قوی بودن و محکم بودن شخصیت مردش اونو آروم میکنه، زنها همیشه به مردشون بعنوان تکیه گاه و نقطه امید نگاه میکنن ، یه روز اگه اون مرد رو شکسته ببینه ، ممکنه براش دل بسوزونه ، بهش محبت کنه و حتی کنارش باشه ولی دیگه هیچوقت نمیتونه عاشقش باشه و دوسش داشته باشه . به مردا هم توصیه میکنم اگه روزی تحت هر شرایطی...
-
اثر پروانه ای
چهارشنبه 6 فروردین 1399 11:32
جالبه که فقط یک نفر با کاری که کرد (بیمار صفر یا اولین کسی که دچار این ویروس شد) تونست فرهنگ دنیا را بهم بریزه ، یاد اثر پروانه ای (بال زدن یه پروانه در یک کشور و بوجود آمدن طوفان در یک کشور دیگه) افتادم ، دنیای ما در هم تنیده است ، میبایست به این باور داشته باشیم و بدونیم هر نقطه از دنیا که اتفاقی بیفته دیگه نمیشه...
-
داستان کوتاه : ویزای جدایی !
سهشنبه 5 فروردین 1399 10:29
خودم هم نمیدونم چرا نمیتونم فرآموش کنم ، 5 سال گذشته بود و هنوز انگار دیروز بود ، میگفت دوسم داره بیشتر از طلوع خورشید ، بیشتر از شبهای مهتابی ، میگفت نمیتونه زندگی بدون منو تصور کنه ،اون موقع 30 سالم بود و اولین روزی که دیدمش را یادمه ، تازه ارشد را تموم کرده بودم و با همکلاسیها توی یه رستوران که صندلی هاشو با چند تا...
-
فرزندخوانده
دوشنبه 4 فروردین 1399 16:33
کسانی هستند که قصد ازدواج با شخصی را دارند که از زندگی قبلی فرزندی دارد ، یک مطلب را ساده و راحت بهتون بگم ، هیچ مرد و زنی بچه کس دیگری را براحتی نمیتواند بپذیرد. منظورم زندگی واقعیست نه قیلم سینمایی یا رمان های تخیلی ! خانمها وقتی در تنگنای ازدواج (فشار اطرافیان و بالا رفتن سن یا طلاق و تنهایی) قرار میگیرند ، شرایطی...
-
مهارت نه گفتن
شنبه 2 فروردین 1399 11:29
یه پست قدیمی دارم که نوشتم نه گفتن مسئولیت کمتری داره و اگر جایی تحت فشار قرار گرفتین که حتما جواب بدین ، نه را انتخاب کنید،معمولا بعدا میشه نه را به بله تبدیل کرد ولی بله را به راحتی نمیشه با نه عوض کرد. دیروز ( روز اول فروردین)د زنگ در زده شد، یکی از دوستان قدیمی برای دید و بازدید عید آمده بود ،گوشی آیفون را برداشتم...
-
آرزوها
پنجشنبه 29 اسفند 1398 17:19
سلامتی شادی خوشی خوشبختی شوهر یابی (اونایی که متوسطش را هم دارن قدرشو بدونن) زن یابی (اونایی که خوبشو دارن قدرشو بدونن!) لبخند مسافرت با همسفر خوب (حداقل ماهی یه بار، بعد این قضایا) مهربانی هیکل مناسب ! پیدا کردن دوستای خوب حفظ دوستای خوب قدیمی ساختن خاطره های زیبا فکر مثبت پیدا کردن کار خوب ، پیشرفت در کاری که الان...
-
طنز: فکر میکنم گوگل زن باشه !
چهارشنبه 28 اسفند 1398 15:38
گوگل یه قابلیتی داره بنام suggest یا پیشنهاد کردن ، وقتی شما شروع به نوشتن مطلبی برای جستجو میکنید ، اگر آن کلمات توسط تعداد زیادی از کاربران جستجو شده باشه ، گوگل یک سری پیشنهاد برای اینکه شما راحت تر کلمات مرتبط برای جستجوتون را پیدا کنید به شما میده. شروع جستجوی من با میخوام شوهر .... و میخوام شوهرمو .... بود که...
-
داستان کوتاه : یه قاتل میون ماست
چهارشنبه 28 اسفند 1398 11:50
مادر بزرگ خوب و مهربونمو خیلی دوست داشتم ، وقتی سال تحویل میشد اولین جایی که میرفتم خونه قدیمی و بزرگ ماان جون بود ، همه به این اسم صدا میکردنش ، حتی اهل محل و همسایه ها ... ماان جون ! حدود 85 سالش بود ولی خیلی سرحال و قبراق ، کارهای خونش رو خودش انجام میداد و عزت نفس خاصی داشت ، صورت گرد و تپل و چروکهایی که چهرهشو...
-
خجالت نکشید
سهشنبه 27 اسفند 1398 10:07
به نظر من دختر یا پسر قبل از ازدواج میبایستی یک سری آزمایش و معاینه پزشکی بشن و بدون خجالت این مسئله را از هم درخواست کنند و حتی از نظر روحی و روانی نظر یک روانپزشک را نیز جویا شوند . فردای زندگی شاید شما توان و تحمل زندگی با یک شخص که بیماری خاصی دارد و در ظاهر هیچگونه علامتی ندارد را نداشته باشید ! یا بسیاری از...
-
یادم تو را فرآموش
دوشنبه 26 اسفند 1398 12:25
حس بدی که بعد از جدایی سراغ انسانها می آید ، همون چیزی که فراغ یار و دوری از عشق میپندارنش از دید من عشق و عاشقی و این حرفها نیست ، این حال بد ، خماری ترک عادته ! به حضورش ، صدایش ، و کلا بودنش عادت کردید ، سالها در کنار هم زندگی و روزانه او را دیده اید ، با هم خاطرات ساختید ،حتی اگر جدایی به درخواست شما هم بوده باشد...
-
اصل تقلبی
یکشنبه 25 اسفند 1398 14:28
خیلی از وسایل یا خرید های ما ظاهرشون اصل هستن ولی در حقیقت بازار را جنسهای تقلبی گرفته ، از خودرو و لوازم خانگی تا عطر و ادکلن و لوازم آرایش، حتی به خیلی از برندهای اروپایی هم نمیشه اعتماد کرد که آیا واقعا اصل هستند یا نه. گاهی که برای خرید میرید و خودتون هم میدونید که چیزی که دارید میخرید جنس اصل نیست زیاد به حرف...
-
حرف هایی به وقت احساس
یکشنبه 25 اسفند 1398 11:06
گاهی که احساساتی میشی ، با هر کس، دوستت ، خانواده و فامیل، همکار ، همه چی خوبه ،بینتون کدورتی نیست و رابطه در بهترین وضعیت هست ، مواظب حرفات باش ! آدما تو یه موقعیتهایی خصوصا به وقت احساساتی شدن حرفهایی میزنن که اصولا گفتنش لزومی نداره و بعد میبینن برای خودشون دردسر درست کردن، چیزی را که لازم نیست بگی و به شنوده...
-
پشت حرفهای مردانه ، پشت حرفهای زنانه
شنبه 24 اسفند 1398 11:14
زن: شوهر خالم خیلی دوست داره ، اتفاقا" گفت اگه بیای راجب اون پروژه هم میخواد باهات حرف بزنه. مرد: حوصله مهمونی ندارم ، خسته هستم و میخوام خونه بمونم ، شما میخوای برو. این یه مکالمه عادی بین زن و مرد میتونه باشه ولی یه نکته توش داره ، زن مستقیم نمیگه "من" دوست دارم برم مهمونی خاله و علاقه دارم شما هم با...
-
کرونا روی سطوح تا چه مدت زنده میماند؟
پنجشنبه 22 اسفند 1398 15:02
دوست نداشتم از این ویروس چیزی بنویسم چون حس میکردم به اندازه کافی از طریق رسانه ها و خود مردم اطلاع رسانی صورت میگیرد. ولی با توجه به کوید ۱۹ که سوش جدیدی از خانواده کرونا ویروسها میباشد و به تازکی همه گیر شده ،برای خودم علامت سوال بود که این ویروس خارج ااز بدن و در سطوح مختلف تا کی زنده و فعال باقی میماند ، در سایت...
-
7 مردانه
چهارشنبه 21 اسفند 1398 10:08
شاید یکی از بزرگترین علامت های سوال بین جنس مذکر و مونث این باشه که طرف مقابل میخواد بدونه نگاه اون طرف بهش چه جوریه و چه چیزهایی براش مهمه. با توجه به اینکه توضیح این وبلاگ "تجربه های مردانه زندگی" است و خلاصه نویسی را دوست دارم ، نظر شخصی خودم را با ذکر درصد و مواردی که در یک زن نظر منو جلب میکنه بدون...
-
طنز: معامله زندگی
سهشنبه 20 اسفند 1398 10:28
وقتی از این صحبت میکنیم که زندگی مشترک به نوعی معامله بین دو طرف هست ، بعضی صداشون در میاد که پس تکلیف عشق و احساس چی میشه؟ معمولا هم خانمها در ظاهر معترض این قضیه هستند و احساساتشون این حرفا را برنمیتابه ، همون خانمها اگر بهشون پیشنهاد بدین که پس به نیت خدای احد و واحد ، یک سکه مهرشون کنید ، صداشون بلند میشه که این...
-
گل محمد
یکشنبه 18 اسفند 1398 11:02
سلام ، عزیز جان خوبی ؟ ملالی نیست جز کمی دلتنگی برای ساختن خاطرات خوب ، عمری که زود میگذره و بعدش تازه متوجه میشی ، آدمهایی که میرن و نمیان و میان و بودن و نبودنشون فرقی نداره ، اگر از احوالات ما بپرسید ، میگم ای ... تو برزخ خوب بودن و نبودن گیر کردیم و به آرزوهای سیاه و سپیدم نرسیدم ، چه برسه به رنگی ! کسالتت برطرف...
-
آشپزی مردانه : لقمه مرغ
شنبه 17 اسفند 1398 11:22
یک عدد سینه بدون استخوان مرغ ، فلفل سیاه پودری ، پیاز بزرگ 1 عدد ، نان تافتون 2 عدد ، خیارشور و گوجه فرنگی ، سینه مرغ را نگینی خورد میکنیم و در ظرف نچسب جدا با حرارت بالا سرخ میکنیم تا برشته بشه پیاز ها را با چاقو ریز خورد میکنیم (با بلندر خرد نکنید) ، در ظرف نچسب با حرارت کم سرخ میکنیم تا قهوه ای شود ، پس از آماده...
-
فقط 5 دقیقه
شنبه 17 اسفند 1398 10:49
تا حالا شده دارین از یه جا رد میشین و یکی رو ببینید و بگین این خودشه ! یه حسی بین شما و اون رد و بدل بشه و پاسخی هم با یک نگاه دریافت کنید ، جسارت ابراز حستنو نداشته باشین و همه چی تموم بشه ، "اون" بره و میون آدمهای دیگه گم بشه و دیگه هرگز نبینیدش . حالا فکر کنین میتونستین و میرفتین جلو : شما:سلام اون :...
-
شخصیت سازگار
پنجشنبه 15 اسفند 1398 11:31
گاهی یه زندگی به جایی میرسه که دیگه نه حرمتی مونده و نه حرف نزده ای ، موندن و ادامه دادن هم غیر از ، از دست دادن زمان و فرصت ها نیست. همه راه ها رفته شده و باز اتفاق خاصی نیفتاده ، زندگی به مدار تکرار ناخوشی و اصرار به غم رسیده ، عقیده دارم از جمله " من دیگه بریدم" بالاخره باید یه جایی استفاده عملی کرد. بهم...
-
ادای آدم بزرگا !
سهشنبه 13 اسفند 1398 15:34
این زن ها یا مردهایی را دیدی که از پشت نگاشون میکنی فکر میکنی 18 سالشونه ، میری جلو میبینی 50 را هم رد کردن؟ میدونی اینا کی هستن؟ اونایی که مقاطع زندگیشون را طبیعی طی نکردن ، مثلا خیلی زود رفتن سراغ کار یا ازدواج و دیگه درگیر بودن ، تو سنی که همه دنبال کارهایی بودن که به سنشون میخورده و از زندگیشون استفاده کردن، اینا...